وقتی یه نفر بهم میگه نیمه پر لیوان رو ببین ، دلم میخاد لیوان رو بزنم تو سرش بگم تو چیزی توش میبینی؟؟
از خستگی و درماندگی تمام سلول های بدنش در حال فروپاشی بود ولی همچنان سکوت کرده بود و گاهی لبخند میزد .
از یک سنی به بعد همین میشه که فروغ فرخزاد میگه:
در برابر بی مهری هیچ نمیگویم !
سکوت و سکوت و سکوت ...
انگار که لال شده باشم ؛ شایدهم کور و کر
دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حوصله اش را!
یکجا باید بپذیری
که قرار نیست همه همون قدر که تو دوسشون داری، همون قدر زیاد و از همون جنس دوستت داشته باشن، تقصیر توام نیست:))))