‹اغمــٔـا›
صائب تبریزی جواب میده :
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آن کس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
‹اغمــٔـا›
شهریار در جواب هردو ادامه میده :
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
هر آن کس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
مشکل اینجاست که میخواین یه تیکه از همه رو داشته باشین، و نتیجش میشه آدمای نصفه و نیمهای که معلوم نیست کجای زندگیتن، کجای زندگیشونی:))!
‹اغمــٔـا›
اما بیایید یک چیزی در گوشتان بگویم:
رفتن، نبودن، نباید زیاد طول بکشد
نباید عادت شود و نباید گذاشت دلتنگی به حد نهایت برسد، نباید گذاشت دل به دلتنگی خو کند ، یادش بگیرد و با آن کنار بیاید
آدم نباید آنقدر برود و دور شود که از مدار جاذبه ی کسانی که دوستش دارند خارج شود..
بگذارید در گوشتان بگویم:
آدمی که یک بار تا پای مرگ رفته باشد و برگشته باشد دیگر از مرگ نمیترسد
آدمی که یک بار تا سر حد مرگ دلتنگ شده باشد و زنده مانده باشد
دیگر از فقدان نمیترسد.. !