eitaa logo
مدرسه معارف علامه طباطبایی
888 دنبال‌کننده
123 عکس
144 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸ما در زیارت عاشورا بالاترین مقام را درخواست می‌کنیم.مقامِ محمود، توحیدِ محض. 🔸درخواستی که انسان در این زیارت دارد درخواست اندکی نیست.️ بزرگان گفته‌اند: این "مقامِ محمود" که در زیارت عاشورا درخواست می‌کنیم به معنای "بالاترینْ مقام" است. مقام توحید ، مقامِ فَنا، مقامِ توحیدِ خالص، توحیدِ ذاتی. 🔸وقتی که آبروی حسین علیه‌السلام را بهانه‌ای برای دعا و ابزاری برای درخواست می‌کنیم، درخواست ما نمی‌تواند درخواست اندکی باشد. بالاترین مقام. نه حاجت‌های کوچک و مادی و نه حاجت‌های اندک معنوی است بلکه درخواست نهایت کار، تمام شدن قضیه، توحید، فنا و رسیدن به مقام آخر است. 🔸این چیزی است که در عاشورا باید به آن توجه کنیم و زیارت عاشورا ما را به این درخواست ضروری هشدار و آگاهی می‌دهد. وقتی که در این حادثه و در این امر مهم قرار می‌گیریم درخواست کوچکی نداشته باشیم. هرچند که درخواست‌های اندک و برنامه‌های اندک هم سر جای خودشان درست و برقرار هستند. 🔸هر چیزی که در عاشورا رخ می‌دهد برای کمک کردن به ما در جهت حرکت کردن و اقدام کردن از طریق مصیبت است. طبق آن چیزی که در زیارت عاشورا ما می‌بینیم در اثر حادثه عاشورا شادی از آسمان و زمین برداشته شده و همه در مصیبت هستند. اهل آسمان و اهل زمین. این مصیبت عظیمی است که بر امت اسلام و دیانت اسلام رخ داده.
مدرسه معارف علامه طباطبایی
🔸مصیبتی که در عاشورا اتفاق افتاد نه به دلیل مصیبت ظاهری بلکه به دلیل حقیقت انسانی است که بالاترین مقام را دارد. این حقیقت انسانی چیزی است که همه زوائد و همه آن چیزهایی که انسانیت را مانع می‌شوند، قربانی می‌کند و این قربانی کردن توسط انسان رخ می‌دهد. 🔸بالاترین فداکاری و بالاترین ذبح و شهادت و اسارت. این مصیبت بزرگ به معنای این است که انسان وقتی که در مسیر حق قرار می‌گیرد و موانع و مشکلاتی برایش به وجود می‌آید امکان زائل شدن این موانع و مشکلات را از طریق مصیبت پیدا می‌کند. 🔸تفاوت ما با اولیای الهی این است که اولیای الهی این امر را با اختیار خودشان و با پیش قراولی خودشان و با رفتن به سوی این مصیبت انجام می‌دهند و بخش بزرگی از این مصیبت را به جان خودشان می‌خرند تا مسیر برای ما هموار شود. آن‌ها مسیر خودشان را می‌روند و خودشان را به بالاترین مرتبه "فعلیت انسانی" می‌رسانند. 🔸حسین بن علی علیه‌السلام در میان تمام ابنای بشر و از میان تمامی اولیای الهی این خصیصه را پیدا کرده که توانسته این مرتبه بالای فعلیت را به ظهور و عالم بیرون و به جلوه‌های این جهانی برساند. هرچند که اولیا همه نور واحد هستند اما این حسین بن علی علیه‌السلام است که این امکان برایش فراهم شده که این ظهور و بروز را داشته باشد. ما هم از طریق این مصیبت‌ها و مصیبت‌های اندکی که در زندگی برایمان رخ می‌دهد امکان "بازگشت به خویشتن" پیدا می‌کنیم. از طریق این مصیبت‌ها و سختی‌ها و مشکلاتی که پیدا می‌شود می‌‌توانیم از آن قشرها و لایه‌ها و از خودبیگانگی‌ای که ما را فرا‌گرفته بیرون بیاییم. بیشتر این لایه‌ها همان زندگی روزمره هستند.
مدرسه معارف علامه طباطبایی
🔸در زیارت عاشورا به بهانه توجه به پاک‌ترین و بالاترین و متعالی‌ترین حادثه‌ای که در تاریخ بشر رخ داده و زیارت سیدالشهدا، ما از همه ظلم‌ها اعلام برائت می‌کنیم. 🔸یعنی برائت جستن از همه زندگی‌ای که آلوده است به انواع ظلم‌ها و ناپاکی‌ها و حتی ظلم به خودمان و به دیگران و به رضایت دادن و کمک کردن در هر ظلمی و هر ناپاکی‌. 🔸اعلام برائت انسان از همه ظلم‌هایی که در تمامی خلقت بشر و در تمامی دوران بشر صورت گرفته. اعلام برائت از کوچک‌ترین ظلمی که اتفاق افتاده و یا اتفاق می‌افتد و یا خواهد افتاد. 🔸(اوَّلَ ظٰالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تٰابِعٍ لَهُ عَلىٰ ذٰلِکَ) هر جایی که کوچک‌ترین ظلمی بر بشر صورت می‌گیرد، ظلمی است که بر آل محمد علیهم‌السلام صورت گرفته، چرا که آن‌ها معلم و مربی و پدران این امت‌ها و پدران بشر و رُکن رَکین این جهان هستند. 🔸(شٰایَعَتْ وَبٰایَعَتْ وَتٰابَعَتْ عَلىٰ قَتْلِه) همه کسانی که در این ظلم‌ها از یکدیگر دنباله‌روی و تبعیت کردند و به دنبال آن به هم کمک کردند. در زیارت عاشورا از هر حرکتی که در جهت انجام هر ظلمی از ازل تا ابدِ جهان صورت می‌گیرد، حتی همه آن‌هایی که به این ظلم‌ها رضایت دادند، حتی رضایت کوچکی که انسان به ظلمی اندک درون قلبش احساس کرده، برائت می‌جوییم. 🔸این برائت باید برائت حقیقی باشد و قلب انسان گواه و همراه این برائت باشد.
🔸مصیبت ذاتی انسان، در این جهان برای ما از خود بیگانگی و گرفتاری و زنجیرهایی است که برای خودمان درست کردیم و ما را فراگرفته است. مصیبتی بالاتر از این نیست و از طریق توجه به مصیبت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام امکان رهایی از این مصیبت را پیدا می‌کنیم. 🔸به شرط این‌که توجه کنیم و در مواجهه با مصیبت عاشورا مصیبت خودمان را فراموش نکنیم و در توجه به مصیبت خودمان، مصیبت عاشورا را از یاد نبریم. ️تلاقی این دو مصیبت در حقیقت مرتبه‌های بلند و کوتاه یک مصیبت هستند. 🔸حادثه عاشورا به ما امکان می‌دهد که این تلاقی را در وجود خودمان ببینیم در حالی که این مصیبت و مصیبت عظمای عاشورا را نگاه می‌کنیم به ما که "مصیبت حقیقی حسین بن علی علیه‌السلام" هستیم هم توجه کنیم.
مدرسه معارف علامه طباطبایی
🔸"اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُود وَ ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ" قدمِ صدق ما در چیست؟ این‌که صرفا فقط نام حسین علیه‌السلام را بیاوریم؟ چیزی که از زبانمان آن‌طرف‌تر هم نمی‌رود؟ چیزی که از یک شب آن‌طرف‌تر هم نمی‌رود و بعد از آن روز و شب مشغول زندگی خودمان هستیم؟ یا از درک این‌که این قدم‌های ما، قدمِ صدق نیست و قدمِ زندگی است. صداقت ما در درک این عقب ماندگی و فاصله‌ای است که با حضرت داریم. این را درک کنیم که آن‌هایی که اصحاب امام و مع‌الحسین علیه‌السلام بودند، کسانی بودند که: "الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ" 🔸ما امکان این‌ را نداریم که جانمان را مثل آن‌ها بدهیم و اگر آن زمان هم بودیم معلوم نیست که در لشکر حسین علیه‌السلام بودیم یا در لشکر ابن‌سعد! این‌که ما در تاریخ و زمان دیگری هستیم، امکان جدیدی برای ما، برای درک این وضعیت، برای رسیدن، برای آماده کردن خودمان و برای این‌که آن تیر غم، رنج دوری و جهل و تردیدی که در وجودمان هست را ببینیم و بدانیم این مسیرِ رفتن است. این درک و این فهم و این مژگانی که در شعر می‌گوید: "به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم" یعنی این دین ظاهری و بی ارزش ما از طریق آن "حقیقت حسینی" که این‌گونه روشن و آشکار است، دچار رخنه و خلل شود تا بفهمیم که همه این دین‌داریِ ظاهری، ارزش چندانی ندارد. ارزشِ حقیقی به درک این عقب ماندگی و درک این جهالت و درک این منجلابی است که در آن هستیم و این‌گونه از عاشورا بهره‌ای می‌بریم، بهره‌ای که توشه سال ماست.
🔸برای این‌که از عاشورا استفاده کنیم، باید به دست خودمان موانعی که باعث عدم توجه به عاشورا می‌شود را کنار بزنیم. بیشترین موانع در "حب" و "بغض‌ها" و "گرفتاری‌ها" و "وابستگی‌ها" و چیزهایی است که روح ما را در زندان و اسارت و در زنجیر خود قرار می‌دهد. هر چقدر که می‌توانیم باید از این زنجیرها برداریم تا به "حقیقت عاشورا" نزدیک شویم. اما یک نکته وجود دارد و آن این است که :در اثر توجه به این مصیبت که در عاشورا رخ داده امکان برداشتن زنجیرهای بیشتری را پیدا می‌کنیم. که بعد از آن می‌توانیم امکانات بیشتری در جهت "رشد و تعالی" خودمان ایجاد کنیم.
🔸توجه به عاشورا ابزاری است برای توجه به مصیبت نفس، مصیبت خویشتن و این توجه مقدور است به شرط این‌که انسان در مواجهه با این مصیبت، توجه به مصیبت خودش داشته باشد و در نهایت به دنبال بازگشت به خویشتن باشد. 🔸هنگامی که انسان قضایای عاشورا را می‌بیند بهترین زمینه است. رِقتی که در اثر شنیدن حوادث عاشورا پیدا می‌شود بهترین زمینه است. هنگامی که انسان می‌شنود که طفلی شیرخوار در چنان عطشی است که همچون ماهی از آب بیرون افتاده و در حال جان کندن است و تَلظی می‌کند... حسین بن علی این طفل شیرخوار را همچون پرچمی بر روی دست می‌گیرد برای این‌که مصیبت این جهان را به ‌کسانی که در اوج شقاوت و روبه‌روی آن‌ها هستند، نشان دهد. اما نتیجه‌ای که می‌بیند: فَذُبِحَ الطِّفلُ مِنَ الاُذُنِ الیَ الاُذُنِ طفل با تیر سه شعبه کشته می‌شود...
🔸"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ" سلام بر آن ارواحی که در جهت برپایی قیام حسین‌ بن علی علیه‌السلام فانی شدند و به شهادت رسیدند . سلام ما به آن‌ها این است که بفهمیم از آن‌ها نیستیم! ما گرفتار زندگی روزمره هستیم و چیزی از این "فنا" در ما وجود ندارد. سلام ما به درک "این مطلب" است. روز و شب. ️"عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِی‌اللَّیْلُ وَ النَّهار" سلامِ خدایی و اَبدی. هر لحظه که از این سلام غافل شویم آن لحظه، لحظه‌ی لغزش ماست. هر روز و هر شب و هر ثانیه. ️"وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ" هر زمانی که این سلام و این زیارت حقیقی تمام شود، زمان خطر ماست! درک این جدایی و فاصله و درک این‌که ما از این قتله هستیم، زیارت حقیقی‌ است.
"اَللّهُمَّ اجْعَلْنی عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ " ️وجیه با حسین این نیست که ما از اندک عزاداری و از نامی که بر زبان می‌آوریم خوش و خرم باشیم ولی در قلبمان چیز جدی و مهمی نباشد. 🔸آبروی به حسین، به احساس بی‌آبرویی است به این‌که متوجه باشیم که ما چیزی از امام حسین علیه‌السلام درک نمی‌کنیم، که ما در حقیقت هر ساعت و هر روز از قتله حسین علیه‌السلام هستیم. 🔸چرا که آن امام منصور که قصد برقراری عدالت و برپا کردن پرچم حسین علیه‌السلام را دارد به خاطر عمل ماست که هر ساعت و هر روز ظهور و فرجش به تاخیر می‌افتد. آبرویی که ما می‌توانیم داشته باشیم از درک این مطالب است. 🔸هر زمانی که این احساس ناراحتی و تردید و عقب ماندن و نرسیدن و دور بودن برداشته شود همان موقع است که در خطریم! 🔸زمانی این سلوک ما و آبرو و وجیه بودن به حسین علیه‌السلام برای ما تضمین می‌شود که متوجه دوری خودمان شویم، متوجه دوری و درک عقب ماندن و تردید از این وضعیتی که داریم و راضی نشدن به اندک چیزی که برای انسان حاصل می‌شود حتی لذت‌ها و فتوحات معنوی. این فتوحات نعمت‌ها و نتایج هر زمان که انسان را "دل‌خوش" کند این زمان "خطر" انسان است. اما هر زمانی که انسان دین و دنیای خودش را در خطر ببیند ، در خطر دوری از حسین بن علی علیه‌السلام در خطر این‌که ظهور و فرج حضرت صاحب‌الامر عجل‌الله را با عملش و وجودش و تمام زندگی‌اش عقب انداخته، آن موقع است که این ضمانت برقرار می‌شود.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
"اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَآخِرَ تابِع لَهُ عَلى ذلِکَ، اَللّـهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ، وَشایَعَتْ وَبایَعَتْ وَتابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ، اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً" در تمامی دوران بشريت، هر جا که حتى كوچكترين ظلمی صورت می‌پذيرد، ظلمی بر محمد صلی الله علیه و آل ايشان است، چرا که آن‌ها مربيان و پدران بشر و رُکن رَکین این جهان هستند. بايد از هر حرکت اندكى که در جهت ظلمی، از ازل تا ابدِ جهان صورت می‌گیرد، حتی احساس رضایتى کوچک به ظلمی اندک، برائت جست، و این برائت باید برائتى حقیقی باشد كه قلب انسان، با آن همراهى كند. با اين اعلام برائت است كه انسان از همه پلیدی‌ها و ناپاکی‌هايى که در سرتاسر جهان هست، فاصله می‌گیرد.
مدرسه معارف علامه طباطبایی
🔸باب الحوائج بودن حضرت عباس علیه‌السلام به اين معناست كه ايشان در مقا‌می ‌هستند كه مشكلات را حل ‌می‌كنند. "مشكلات اصلى"، مشكلات مادى نيستند بلكه مشكلات مادى ابزارهايى براى توجه به مشكلات معنوى و روحى و وجودى هستند. اما مشكلات معنوى انسان، ناشى از انتخاب اوست و كسى از بيرون آن‌ها را تحميل نمی‌كند. اين خود انسان است كه به اين سمت حركت ‌می‌كند و ‌می‌خواهد به مقا‌می ‌برسد و از اين دنياى فانى فاصله بگيرد. لذا حل شدن اين مشكلات، به معنى قرار گرفتن در تضاد و تناقضى است؛ براى رسيدن به باب الحوائج، بايد به سمت اين گرفتاری‌هاى معنوى پيش رويم و آن را درك كرده و درونش فرو رويم، تا هنگامی‌كه به يأس از حل شدن آن‌ها رسیدیم، مقام باب الحوائجى بروز و ظهور پيدا كند. 🔸 همان‌طور كه براى حضرت چنين بود؛ ايشان با همه علايق و توجهش به شهادت، آخرين فردى است كه داوطلب جنگ و شهادت ‌می‌شود و تا وقتى يك نفر از اصحاب هست، ايشان داوطلب نمی‌شود. گويا نمودى است از اين‌كه دوست ندارد اين سختى‌ها و مشكلات را تمام كند، بلكه در نهایت، سينه اش تنگ ‌می‌شود؛ هنگامي‌كه خدمت سيد الشهدا(ع) ‌می‌رسد و اجازه جنگ و جهاد ‌می‌خواهد، كلامش اين است كه: «سينه ام تنگ شد!». گويى هنوز هم علاقه دارد كه اين بن‌بست، سختى، فشار، مضيقه و مصيبت برايش ادامه داشته باشد تا مقام باب الحوائجى‌اش به فعليت كامل برسد؛ برادرانش را زودتر به جنگ ‌می‌فرستد تا مصيبت شهادت آن‌ها را قبل از اين‌كه از اين عالم برود، حس و لمس كند. وقتى براى آوردن آب به شريعه فرات ‌می‌رود و در‌حالى‌كه عطش و تشنگى تا مغز استخوانش را سوزانده است، در ميان آب قرار ‌می‌گيرد، آب تا زير شكم اسب ‌می‌رسد، آن را تا صورت بالا ‌می‌آورد و سپس "ذَكَر عطشَ الحسين..." به ياد تشنگى حسين بن علی علیه‌السلام، خاندان پاک و كودكان ‌می‌افتد و آب را ‌می‌ريزد. 🔸آن‌چه كه ما در ظاهر ‌می‌بينيم، فراموشى و پس از آن يادآورى است! اما آيا اين قابل قبول است و انسان ‌می‌پذيرد كه كسى كه در اين مقام است، لحظه‌اى فراموش كرده باشد؟ امكان ندارد؛ اين خود ابالفضل علیه‌السلام هست كه ‌می‌خواهد خود را در شرايط سخت‌ترى قرار دهد؛ آب را ببيند. خود به اين سمت ‌می‌رود و شايد از قبل هم ‌می‌داند كه آبى براى اطفال در كار نخواهد بود! اما چه با اين نيت باشد و چه غير آن، آوردن مشت آب تا صورت، براى لمس اين سختى است و اين‌كه رفتن به سوى سختى به دست خودش و آن را ملموس و آشكار كردن و رويارويى با شرايطى كه بدون آوردن آب برايش امكان ندارد، برايش صورت ‌می‌گيرد و اين است كه باب الحوائج ‌می‌شود. جدالى كه پس از آوردن مشك با مردمان فاسد آن زمان رخ ‌می‌دهد، قطعه قطعه شدن و مشك را با تمام وجود حفظ كردن، تا جايى كه ديگر راهى برايش نيست و می‌فرماید: «وَ اللهِ اِنْ قَطَعْتُموا يَميني اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني» اگر مرا تكه تكه كنيد، تمام اجزاى بدنم را قطع كنيد و همه عذاب‌هاى عالم را بر من فرود آوريد، نتيجه‌اى براى من ندارد جز این‌که مسيرم را محكم‌تر و بهتر پيش ببرم و مقام باب الحوائجى را كامل‌تر به فعليت رسانم و اين باب حسين بن علی علیه‌السلام را بازتر كنم و جهانيانى كه از طريق من قرار است به معنويت و حاجت‌هاى دينى خود برسند را، بيشتر همراهى كنم و راه را برايشان هموار كنم و اين آزادراه بزرگ بشريت را محكم‌تر، زيباتر و كامل‌تر كنم. شما در حال قطعه قطعه كردن بدن من هستيد، اما اين من هستم كه مسير خود را پيش ‌می‌برم. وجودى كه در آن لحظه، تمام حوائج بشريت از ابتدا تا انتها را ‌می‌بيند و در حال به فعليت رساندن آن‌هاست، وراى زمان است. 🔸اين حقيقت زيارت حضرت ابالفضل العباس علیه‌السلام است؛ همچون عباس علیه‌السلام به سمت مصيبت‌ها رفتن، مصيبت‌هاى معنوى كه بر سراسر وجودمان حاكم شده است، را دیدن، از آن فرار نكردن، از آن استقبال كردن و در اوج نااميدى معنوى و روحى قرار گرفتن، تا از درون آن جوشش مقام باب الحوائجى براى ما ممكن شود. اين كار شدنى است.