eitaa logo
کانال مداحی باسبک عاشقان حضرت زینب(س)
32.6هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
802 فایل
ارائه متن و صوت نوحه، روضه، مرثیه و،،،، مدیریت کانال:شعبانپور @Noferesti1 ─⊱✾♡✾⊰─ https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122 @Asheghane_hazrat_zeynab 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 تعرفه تبلیغات این آیدی👇🏼 @kianatv ─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
مشاهده در ایتا
دانلود
. امیرالمؤمنین علیه السلام یه سری بریم مدینه حالا که ما بی قراریم درد دلای علی رو.. بشنویم و خون بباریم اندازه‌ی ریگ بیابان.. به من ظلم شد اندازه‌ی چوبِ درختان.. به من ظلم شد اندازه‌ی هر قطره باران.. به من ظلم شد ظلم شد..دستای من که بسته شد ظلم شد..درب خونم شکسته شد ظلم شد.. چهل تا وحشی اومدن ظلم شد.. تو کوچه زهرا مو زدن ای وای.. ای وای ای وای ای وای.. (مظلوم.. حیدر حیدر حیدر...) علی دیگه بی قراره... غماشو نمیگه هیچجا.. گوش بُکنی تنها میگه...غماشو به چاهِ صحرا گفتم به چاه کوفه حتی.. به من ظلم شد سر میذارم به کوه و صحرا.. به من ظلم شد خونه نشین میشم خدایا.. به من ظلم شد ظلم شد.. مغیره خیلی بد میزد ظلم شد.. به فاطمه لگد میزد ظلم شد..خنده زد و دلم گرفت ظلم شد.. محسنم و ازم گرفت ای وای.. ای وای ای وای ای وای.. اَمون علی رو بُرده.. خاطره ی یاسِ پرپر.. مگه میره از تو یادش.. خاطره ی دیوار و در هی میگه توی کوچه خیلی.. به من ظلم شد از اونکه زد زهرا مو سیلی.. به من ظلم شد پیش نگام شد یاسْ نیلی.. به من ظلم شد ظلم شد.. حتی به مجتبای مَن ظلم شد.. به مادرش سیلی زَدَن ظلم شد.. روزِ دوشنبه بر حسین ظلم شد.. گَشتَن یتیمه زینبین.. ای وای.. ای وای ای وای ای وای.. .👇 ................. یک عُمر شکستِ دشمنش را دیدند آن جلوه‌ی خیبر شکنش را دیدند افسوس که داغِ فاطمه کاری کرد زانو به بغل گرفتنش را دیدند ✍
. امشب پناه داده، بر جمع ما رقیه ما آمدیم یا رب، همراه با رقیه حس کرده ایم جودت، بیش از همیشه بوده هر بار در مناجات، گفتیم یا رقیه بخشیدن گناهِ، ما را به او سپردی امشب تمام ما را، کرده سوا رقیه با پای لنگ لنگان، در راه مانده بودیم ما پا شکسته ها را، داده عصا رقیه دردیم و اوست درمان، کفریم و اوست ایمان ما را ز دام شیطان، کرده رها رقیه دلتنگ های صحنِ، کرب و بلا کجایید امشب دهد براتِ، کرب و بلا رقیه یک یا علی بگو تا، دست تو را بگیرد از بس که دوست دارد، این ذکر را رقیه غیر از حسین نامی، روی لبش نیامد این است عشق این است، صد مرحبا رقیه بعد از حسین او شد، بیگانه با محبت با زجر و ضرب دستش، شد آشنا رقیه در گوشه خرابه، حق داشت جان سپارد سر را که دید بینِ، ظرف غذا رقیه ✍ .
حاج علی کرمیShab4_Ramazan1403_Karami.mp3
زمان: حجم: 13.84M
🏴السلام علیک یا اباعبدالله 🔊 حالا که در دنیا مرا رسوا نکردی بی آبرویم می کنی روز جزا؟ نه ◼️ سیدالشهدا علیه السلام 🎤 از ما جفا بسیار دیدی و وفا نه تو یاد ما بودی ولی افسوس ما نه حالا که در دنیا مرا رسوا نکردی بی‌آبرویم می‌کنی روز جزا؟ نه از سفرهء جودت اگر محروم باشد جای دگر پر می‌شود دست گدا؟ نه آنگونه که می‌خواستم بودی همیشه آنگونه که می‌خواستی دیدی مرا؟ نه هر طور می‌خواهی بسوزانی بسوزان اما برایت سود دارد؟ نه خدا نه این یاعلی گفتن کم از یا ربنا نیست اصلا مگر فرقی است مابین شما نه جنت برای شیعیان زیباست اما زیباتر از راه نجف تا کربلا نه موکب به موکب اربعین عشاق جمعند امسال آیا قسمت من هست یا نه ای کاش ارباب مقاتل می‌نوشتند سر را جدا کردند اما از قفا نه .
زمان: حجم: 440.9K
حمیدسبحانی منم آن گناهکاری، که به سوی تو دوان است تویی آن بزرگواری، که کریم و مهربان است تو همیشه در فرازی، تویی آن گدا‌نوازی که در اوج بی نیازی، نگران بندگان است به شب سیاهِ نوری، برسان پُلِ عبوری که دلم برای دوری، ز گناه ناتوان است تو اگر مرا برانی، در دیگری نکوبم که به غیر از آستانت، همه‌جا پر از زیان است همه‌عمر جز تو یارب! چه کسی رفیق من بود؟ تو امان من نباشی! چه کسی مرا امان است؟ تو خدای مرتضایی، تو همیشه با وفایی به گدای بی نوایی، که ضعیف و ناتوان است 《برو ای گدای مسکین، در خانه علی زن》 که امیر با خدا در، نجفش هم آشیان است بگذار جای کعبه، سر خود به پای حیدر تو اگر بهشت خواهی، نجفِ علی جنان است خوشم اینکه خاک پای، پسر ابوترابم همه عمر سایبانم، عَلَم "حسین جان" است به فدای آن شهیدی، که نخورد آب و جان داد ز غمش هنوز زهرا، شب جمعه روضه خوان است :: پسرم به تو جفا شد، سرت از قفا جدا شد اثرات خنجر شمر، روی حنجرت عیان است پسرم مگر به دشمن، تو به غیر حق چه گفتی؟ که جواب حرف حقت، نوک نیزه‌ی سنان است پسرم کسی در عالم، کفن تو را ندارد کفن تو خاک بوده، کفن تو بی‌کران است به خدا عطش دلیلِ، ترک لبت نبوده ترک لبت برای، ضربات خیزران است ✍شاعر
. عقلم توان نداشت از او سر در آورد مضمون ز شأن و منزلتش در سر آورد چون او زنی کجاست که روح الامین ز عرش بر او سلام از طرف داور آورد آن زن که بود نقطه امن امین وحی از راز و رمز حرف خدا سر درآورد او را خدا برای نبی آفریده بود تا خنده را به روی لب دلبر آورد چشمان خویش را به روی هرچه داشت بست تا در دلش محبت پیغمبر آورد دنبال عشق بود نه دنبال سیم و زر گوهرشناس روی سوی گوهر آورد آن بانویی که چشم ملائک به دست اوست وقت قنوت حاجتشان را برآورد در خانه اش به فرش و گلیم احتیاج نیست آن را که جبرئیل برایش پر آورد از یاد رفته اند حسودان ولی از او روح القدس قصیده و شعر تر آورد غیر از خدیجه هیچ زنی ظرفیت نداشت از بهترین زنان جهان بهتر آورد هرگز توان مادر هستی نبود و نیست دیگر شبیه دختر او دختر آورد دختر چه دختری که پدر دستبوس اوست حتی خدا به خاطر او محشر آورد آن بانویی که وقت دفاع از ابوتراب خود را زند به آتش و پشت در آورد ای کاش بود مادر او تا در آن میان مسمار را ز پهلوی زهرا درآورد ✍ .
سلام_الله_علیه فرق دارد جلوه‌اش در ظاهر و معنا حرم گاه شادی، گاه غم دارد برای ما حرم کل معصومین مُعزّالمؤمنین در عالم‌اند قبرشان قبله‌ست حالا بی‌حرم یا با حرم یک حرم در زینبیه، یک حرم در شهر قم یک طرف زائر فراوان، یک طرف تنها حرم مرتضی و فاطمه از هر نظر مثل هم‌اند در نجف دارند با هم حیدر و زهرا حرم اوج غربت در کدامین داغ معنا می‌شود این که شاهی از کفن محروم باشد یا حرم؟ فکر کن سبط نبی، حتی ندارد سنگِ قبر خادم فرزند او دارد در این دنیا حرم شادی واهی کنید امروز را وهابیون چون که می‌سازیم با قتل شما فردا حرم در مدینه کاخ‌ها با خاک یکسان می‌شوند بعد از آن، از دور چون دُرّ می‌شود پیدا حرم گاه معنای حرم هرگز ضریح و بقعه نیست داشت تعبیری دگر در روز عاشورا حرم یک سوی زینب حرم، یک سوی دیگر قتلگاه پیر شد در رفت و آمدهای مقتل تا حرم ناله می‌زد مادری با اشک، واویلا حسین ناله می‌زد خواهری با اشک، واویلا حرم ✍ ایام .
. علیه‌السلام در بهار زندگی رنگ خزان را دیده‌ای هرچه را مقتل روایت‌کرده آنرا دیده‌ای سوز زهر آتش به جانت زد ولی در کودکی تشنه لب سوزان‌ترین روز جهان را دیده‌ای روز عاشورا میان خنده‌های کوفیان نالهٔ پیری به بالین جوان را دیده‌ای در تمام عمر اگر می‌سوختی مثل رباب روی دوش حرمله تیر و کمان را دیده‌ای در میان خیمه‌ها وقت غروب آفتاب لحظه لحظه اضطراب عمه جان را دیده‌ای خاک عالم بر سرم در زیر سم اسب‌ها جسمِ عریانِ بزرگِ خاندان را دیده‌ای از درون‌خیمه‌هایی که در آتش سوختند گوشواره بردن غارتگران را دیده‌ای وقتی از زحم زبان کوفیان راحت شدی تازه بعدش شامیان بد دهان را دیده‌ای در کنار عمه‌جان در مجلس‌نامحرمان بر لب قاری قرآن خیزران را دیده‌ای داغ‌هایی که شمردم شمه‌ای از داغ توست هر چه را مقتل روایت کرده آن را دیده‌ای ................ علیه‌السلام ✍ بهترین پیشه در این شهرِ غم، آهنگری است گوشه تا گوشۀ بازار، پر از مشتری است درددل‌های غریبِ پدرت یادت هست؟ رسم‌این‌شهرهمان‌است، ستم‌پروری است طوعه دیشب سر سجاده که حالم را دید خوب دانست که این نافلۀ آخری است یابن‌عم، موسم غربت که رسد، می‌بینی بدترین غصّۀ شه، ساعتِ بی‌لشکری است هرکه اوّل سر مهمان شدنم دعوا داشت حال در سنگ‌زدن پیش‌تر از دیگری است من و تو بعد شهادت، سه شباهت داریم شاهد اوّلم این گیسوی خاکستری است مثل تو هتک شود حرمت رأس و بدنم آری این لازمهٔ نوکری و سروری است لیک بین تو و من هست تفاوت بسیار ای که بر هر المی داغِ تو را برتری است نه کنار سر من نوحه کنان مادر من «یا بُنَی» گوید و جانش به لب از مضطری است نه زمانی که کشانند تنم را بر خاک خواهرم ضجه‌زنان گرم تماشاگری است ای سلیمانِ وجود عزمِ رهی دیگر کن که در اینجا سخن از غارت انگشتری است .
. سلام_الله_علیه دنیا و زیر پرت می‌گردونم دشمنو دور سرت می‌گردونم حتی با این کمر شکسته هم اجازه بدی برت می‌گردونم تو امید آخر منی بمون تکیه‌گاه خواهر منی بمون نزا دنیا رو سرم خراب بشه تو ستون لشکر منی بمون تو باشی حرمله جرأت نداره که بخواد تیر سپر در بیاره پاشو کارشو تموم کن و نزار پاره پاره شه گلوی شیرخواره تو بری خون به دل ما میکنن مارو با خنده تماشا میکنن پاشو و ببین که از حالا دارن قتلگاهمو مهیا میکنن تو بری خیلی حسین تنها میشه چشمای خواهرمون دریا میشه سر اینکه سرمو کی ببره میون شمر و سنان دعوا میشه خزون زندگیمو بهاری کن یه‌بار دیگه حسین و یاری کن لرزه افتاده به جون بچه ها رسیدن حرم، پاشو یه کاری کن ✍ .
. آه از این روزگار پر حسرت آه از این سرنوشت آه از غم باز دوری دوباره دلتنگی بازهم بغض و گریه ی نم نم روز وصل نگار نزدیک و همه یاران به راه افتادند منِ جامانده سخت غمگین و همه ی زائران او شادند او خودش شاهد است تا امروز چقدر التماس کردم من باورم نیست اربعین برسد دور شش گوشه اش نگردم من بحثِ خوب و بد است یا همت مانده ام! علت نرفتن چیست؟ هرچه باشد تحملش سخت است دوری از کربلا که آسان نیست گر چه عمریست اهل میکده ام اربعین آمد و نیامده ام جمع مستان به کربلا راهی کاش میشد می آمدم من هم زائران حرم خداحافظ! پسر فاطمه مرا نخرید چشم من نیست لایق دیدار پس دلم را به کربلا ببرید... ✍ .
ی ندارد ابرِ اشکی را که ما داریم؛ باران هم ندارد شورِ اشکِ دیده‌ی ما را نمکدان هم به دنبال دوای درد خود جایی نمی‌گردیم که ای محبوب ما! همواره درد از توست؛ درمان هم تو چون پروردگاری و نه تنها امت اسلام که بر تو می‌کند تعظیم حتی نا مسلمان هم تو آن دست کریمی که گره وا می‌کنی از خَلق گره‌هایی که حتی وا نخواهد کرد دندان هم من از آیات فجر و مریم و اسراء فهمیدم که نازل شد برای روضه خواندن از تو قرآن هم رسید از راه، ایام وصال و پای من لنگ است اگر لب تر کنی سوی تو آیم لَنگ لَنگان هم نجف تا کربلا راهِ رسیدن تا خداوند است خدایی که نخواهم یافت در حجِ فراوان هم دلِ مجنون نه در گلزار، در صحرا شود آرام ولی این روز‌ها پس می‌زند ما را بیابان هم به انگور نجف محتاج‌تر از ما نخواهی یافت چه انگوری که مثلش را نمی‌یابند مستان هم عراقی‌ها به سمت بارگاهت راه افتادند دری بگشای ای بابِ کرامت سوی ایران هم مسیح از دور می‌آید، کلیم از طور می‌آید شبیه مور می‌آید عصاکوبان سلیمان هم حرم محتاج زائر نیست وقتی مادرت باشد که زهرا میزبان کربلای توست، مهمان هم ضریحی در خراسان التیامِ زخمِ هجران است کمال عجز را بنگر که محرومیم از آن هم شکایت می‌کنم بر تو، از این هجران طولانی از این دنیای تلخی که ندارد قصد پایان هم دلم سیر است از دنیا؛ بگیر ای عشق جانم را مگر پایان بگیرد در زمانِ مرگ هجران هم ✍ 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🦋🦋🦋
. از کجای ماجرا برات بگم از کدوم دشمن بی حیات بگم اگه قول میدی که طاقت بیاری یه کم از حال مخدرات بگم میگم اما همه جاشو نمیگم بازار و شلوغیاشو نمیگم یکی از دخترا خیلی ساکته ترسیده ولی چراشو نمیگم خدا میدونه چقد پسته یزید خسته شد چوب و نشد خسته یزید بمیرم واسه لبت قاری من الهی که بشکنه دست یزید من چهل روز پیش و یادم نمیره داغ قوم و خویش و یادم نمیره چه شبی بود شب شام غریبون خیمه و آتیش و یادم نمیره نه سری برات گذاشتن نه تنی نه کفن داشتی و نه پیرهنی به زیر بارش تازیونه ها رفتیم از کنار تو چه رفتنی سر تو رفت و روی نیزه نشست سر من با چوب سر نیزه شکست دستی که سر تورو بریده بود با طناب دستای خواهرت رو بست وقت سر بریدنت من نبودم بوریا شد کفنت من نبودم این چجور خواهری کردنه آخه وقت تدفین تنت من نبودم شب دفن مادر و یادته که سکوت و چشم تر و یادته بابامون خیلی خجالت زده بود شرمش از پیمبر و یادته که حالا اونی که تو حسرته منم اون که لبریز ندامته منم نیاوردم با خودم رقیه رو اونی که غرق خجالته منم قلب من خونه غم شده حسین قد خواهر تو خم شده حسین یه امامزاده توی خرابه موند حالا ویرونه حرم شده حسین دلشو به آسمون داد مثه تو به همه عشقو نشون داد مثه تو تو فقط الگوی زندگیش بودی آخرم گرسنه جون داد مثه تو زخمای تنش عمیق و کاری بود رفتنش رفتن گریه داری بود بسکه روی بدنش کبودی داشت زن غساله ازش فراری بود _ مرداد ۱۴۰۴ .
. این روزها اگر که دلم غرق ماتم است دلتنگ روزهای نخست محرم است چشمم هنوز خیره به اشعار پرچم است «باز این چه شورش است که در خلق عالم است»۱ اشک آنقدر که باید و شاید نداشتم شرمنده‌ام برای غمش کم گذاشتم قطره بدون عشق به دریا نمی رود پایی که روضه آمده هر جا نمی رود هر کس پیِ غلامی این خانه می رود «هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی رود»۲ چشمان ما همینکه ز گریه نشان گرفت مثل همیشه فاطمه تحویل‌مان گرفت ای وای اگر که ماه محرم نداشتیم والله بی حسین خدا هم نداشتیم داغش نبود اگر دل خرّم نداشتیم «ای کاش غیر غصه او غم نداشتیم»۳ آیا نظیرش آمده در عالمین؟ نه ما را گدا کنید ولی بی حسین نه بعد از وفات کاش محبت به من کنید جسم مرا محافظت از سوختن کنید با اشک روضه شستشوی این بدن کنید «بر من لباس نوکری ام را کفن کنید»۴ یک لحظه هم مباد زمان را هدر دهید پیش از همه امام رضا را خبر دهید تا خواندمش بدون کلامی قبول کرد دادم به هر طریق سلامی قبول کرد طعنه نزد به من تو کدامی؟ قبول کرد «بی امتحان مرا به غلامی قبول کرد»۵ سجده به خاک او عمل واجب من است ایرانی‌ام امام رضا صاحب من است هنگام مرگ سائل سلطان شدن خوش است چشم انتظار شاه خراسان شدن خوش است مثل خودش غریب و پریشان شدن خوش است در خاک غلط خوردن و گریان شدن خوش است از سوز زهر رنگ رخ او سفید شد آقا شبیه مارگزیده شهید شد صد شکر زخم تیر روی پیکرش نبود هنگام دست و پا زدنش خواهرش نبود چشمی به فکر غارت انگشترش نبود دستی پی کشیدن موی سرش نبود این داغ ها برای حسین است والسلام اوج بلا، بلای حسین است والسلام ۱- مرحوم محتشم کاشانی ۲- حاج جواد حیدری ۳- آقای هادی جان‌فدا ۴- آقای علی اکبر لطیفیان ۵- مرحوم حسان .......... . صلوات الله علیه به سما نوحه چنین دم دادند به غریب الغربا سم دادند تا کشید است عبا را برسر شده در کوچه شبیه مادر لرزه بر قامت  دین افتاده مقتل آورده زمین افتاده دارد از درد به خود می پیچد شررش کم که نشد... می پیچد ... ...درد در دامنه ی چشمانش پسرش آمد و شد  مهمانش گرچه با آه و شرر جان داده سر به دامان پسر جان داده روضه سر بسته بماند بهتر روضه را شاه بخواند بهتر مثنوی گرم غمی سوزان است  آخرش  فابک علی العطشان است کربلا جای پسر بوده پدر آنکه شد خون جگر،  بوده پدر به دلش داغ فراوان دادند دو پسر در بغلش جان دادند روضه خوان یا ولدی می‌خواند از سر نابلدی می خواند نفسش رفته حسین بر گشته شده با اصغر خود سر گشته قطعه قطعه به عبا یک پسرش دیگری زیر عبایش ...جگرش ... ... بین گودال غریبی سوزد نیزه تن را به  زمین می دوزد... روضه سربسته بماند بهتر مادرش روضه بخواند بهتر یا بنی قتلوک ...عطشان یا بنی خذلوک... عریان