eitaa logo
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
130 دنبال‌کننده
234 عکس
10 ویدیو
8 فایل
یادداشت‌هایی از یک کارگر کلمات! درباره نویسندگی و کتاب و حواشی! ارتباط با کارگر مورد نظر: @azarbadirr
مشاهده در ایتا
دانلود
راه نشانم بده تا رگ به رگ جوی شوم، جوی بلاجوی تو آنکه به دنبال شه و شاهدست خیمه‌ برافراخته پهلوی تو
طفره رفتن بزرگترین دشمن نویسنده است. جیل داوسن خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قیمت طوطی و اثر آن در ادبیات😏😎 خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۰۷ هفت قدم آغازین برای تبدیل شدن به یک خواننده حرفه‌ای قدم قدم 7️⃣ پایانی روش تکرار ب
نکته شماره ۲۰۸ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 1️⃣ ناداستان روایی یعنی روایت کردنِ یک اتفاق واقعی با ابزارهایی که معمولاً در داستان می‌بینیم. ماده‌ی اولیه‌اش «واقعیت» است: چیزهایی که واقعاً رخ داده‌اند و می‌شود برایشان شاهد، سند، مشاهده یا روایت معتبر پیدا کرد. تفاوت اصلی‌اش با داستان این است که *نویسنده حق ندارد چیزی را از خودش بسازد*؛ نه آدم جدید اضافه کند، نه رویداد جعلی بسازد، نه دیالوگی را که نشنیده اختراع کند. اما تفاوتش با گزارش خشک این است که *فقط «اطلاعات» نمی‌دهد؛ سعی می‌کند تجربه را زنده کند*. برای همین از صحنه‌سازی (زمان و مکان و جزئیات حسی)، شخصیت‌پردازی (آدم‌های واقعی با رفتار و تصمیم‌هایشان)، کشمکش و تعلیق، انتخاب زاویه دید و چینش رواییِ بخش‌ها استفاده می‌کند. نویسنده مثل یک پژوهشگر جمع‌آوری می‌کند و مثل یک داستان‌نویس انتخاب و چیدمان انجام می‌دهد، اما همیشه با خط قرمز: «حقیقت مهم‌تر از زیبایی است.» هدف ناداستان روایی این است که خواننده نه تنها بداند «بداند چه شد»؛ بلکه حس کند «بودن در آن موقعیت» چگونه بوده است. پس نویسنده باید هم امانت‌دار باشد و هم روایت‌گر؛ هم دقیق و هم زنده‌نویس، بدون اغراق و جعل. مثال: در «در کمال خونسردی» نوشته ترومن کاپوتی، یک جنایت واقعی با تحقیق و مصاحبه روایت می‌شود، اما با صحنه و تعلیقِ شبیه رمان. «سال اندیشیدن جادویی» اثر جوآن دیدیون هم سوگ و فروپاشیِ یک زندگی واقعی را با روایت روزمره، فکرها و لحظه‌ها نشان می‌دهد؛ ناداستانی که از حقیقتِ شخصی، یک روایت خواندنی می‌سازد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۰۸ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 1️⃣ ناداستان روایی یعنی روایت کرد
پ.ن: در این ده نکته، بیشتر مثال‌هایم به این دو کتاب خواهد بود. اگر به ناداستان روایی علاقه دارید و می‌خواهید با نکات نوشتن بیشتر همراهی کنید خوب است که اینها را بخوانید. هر دو کتاب را تاکنون ناشران مختلفی چاپ کرده‌اند؛ با کمی جزئیات در عنوان. در کمال خونسردی را به خونسردی یا با خونسردی ترجمه کرده‌اند. گرچه خودم از همان عنوان در کمال خونسردی بیشتر خوشم آمده است. «سال تفکر جادویی» را هم «سال اندیشیدن جادویی» ترجمه کرده‌اند.
روز خود را با چه چیزی شروع کردید؟ با غیرفعال شدن ویندوز و آفیس و سروکله زدن با سیستم برای فعال شدن دوباره! 🙃🙃😑
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۰۸ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 1️⃣ ناداستان روایی یعنی روایت کرد
نکته شماره ۲۰۹ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 2⃣ در ناداستان روایی، نویسنده با خواننده قراردادی بر مبنای *صداقت* دارد. برخلاف داستان که نویسنده می‌تواند دنیایی را در ذهن خود بسازد، اینجا ما با واقعیت‌های موجود کار می‌کنیم. قانون اصلی اختراع نکردن هیچ‌چیز است. یعنی حق نداریم گفت‌وگویی که نشنیده‌اید را بنویسیم، فکری که فرد نداشته را به او نسبت دهیم یا صحنه‌ای که رخ نداده را صرفاً برای جذاب‌تر شدنِ متن جعل کنیم. اگر جای خالی در روایت داریم، باید تحقیق کنیم، بپرسیم یا مشاهده کنیم. اگر هم سندی نداریم و نمی‌توانیم مطمئن باشیم، باید در متن اعتراف کنیم که حدس می‌زنیم یا از منابع شنیده‌ایم. خطای بزرگ نویسندگان تازه‌کار این است که فکر می‌کنند ناداستان روایی برای «ادبی» شدنش، به *خیال* نیاز دارد. در حالی که در ناداستان، قدرتِ اثر از *واقعی بودن» آن می‌آید. وقتی خواننده بفهمد بخشی از متن جعل شده، کلِ اعتمادش به کلِ کتاب از بین می‌رود. بنابراین، تمام ابزارهای روایی، مثل صحنه‌سازی یا توصیف‌ها، باید بر پایه موارد مستند و دقیق بنا شوند. ما کاشفِ حقیقت هستیم، نه خالقِ آن. *مثال:* در کتاب «در کمال خونسردی»، ترومن کاپوتی سال‌ها تحقیق کرد و با قاتلان و شاهدان مصاحبه کرد تا تک‌تک جزئیات واقعی باشند. او هیچ دیالوگی را از خودش نساخت، بلکه همه‌چیز را مستند کرد. در «سال تفکر جادویی»، جوآن دیدیون هم با دقت فراوان، حالات روانی و وقایعِ واقعیِ پس از مرگ همسرش را روایت کرد. او هیچ‌چیز را برای «رمانی‌تر شدن» تغییر نداد؛ قدرتِ اثر دقیقاً در همین پایبندیِ بی‌چون و چرا به حقیقتِ لخت و عریانِ زندگی است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
مشغول مطالعه و تحلیل اطلاع‌رسانی خانه کتاب و ادبیات ایران درباره هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب بودم. از این لینک می‌توانید فهرست ناشران پرفروش و از این لینک هم می‌توانید فهرست کتاب‌های پرفروش نمایشگاه کتاب مجازی هفتم را ببینید. داده‌های خوبی است. جای تأمل دارد. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۰۹ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 2⃣ در ناداستان روایی، نویسنده با خ
نکته شماره ۲۱۰ ده نکته اولیه درباره ناداستان روایی ویژگی شماره 3️⃣ همه‌ موضوع‌های واقعی، خودبه‌خود به یک روایت خوب تبدیل نمی‌شوند. ممکن است یک موضوع مهم، عجیب یا پراحساس باشد، اما تا وقتی درون آن یک «هسته‌ی روایی» پیدا نشود، متن شبیه گزارش یا مقاله می‌شود تا ناداستان روایی. *هسته روایی یعنی آن کشمکش یا مسئله‌ مرکزی که متن را جلو می‌برد* و به خواننده دلیل می‌دهد که ادامه بدهد. معمولاً این هسته حول یکی از این‌ها شکل می‌گیرد: یک بحران، یک فقدان، یک تصمیم سخت، یک جست‌وجو، یک تغییر مهم، یا یک تعارض میان خواستن و نتوانستن. برای پیدا کردن هسته روایی باید از خودمان بپرسیم: «این متن واقعاً درباره چیست؟» نه فقط «موضوعش چیست؟» مثلاً موضوع ممکن است «جنگ» باشد، اما هسته روایی می‌تواند «تلاش یک نوجوان برای زنده ماندن و حفظ انسانیت» باشد. موضوع ممکن است «مرگ همسر» باشد، اما هسته روایی «تقلا برای فهمیدن و پذیرفتن فقدان» است. اغلب نویسندگان اطلاعات، خاطرات یا داده‌های فراوان جمع می‌کنند اما نمی‌دانند کدام نیرو باید روایت را پیش ببرد. وقتی هسته پیدا نشود، متن پراکنده، شل و بی‌تمرکز می‌شود. هسته روایی مثل ستون فقرات متن است: به انتخاب صحنه‌ها، حذف اضافات، ترتیب دادن بخش‌ها و حتی انتخاب پایان کمک می‌کند. تا این هسته روشن نشود، نوشتنِ ناداستان روایی معمولاً به نتیجه‌ی قوی نمی‌رسد. *مثال:* در «در کمال خونسردی»، موضوع فقط یک قتل نیست؛ هسته‌ روایی، حرکت تدریجی به سوی فهمِ جنایت و پیامدهای آن است. در «سال اندیشیدن جادویی» هم موضوع فقط سوگ نیست؛ هسته روایی، کشمکش نویسنده با واقعیتِ مرگ و ناتوانی در پذیرفتن آن است. خرمن کلمات یادداشت‌های مسعود آذرباد @Azarbadir
نکته‌هام ایرادی چیزی داره که دارید از کانال می‌روید؟ خبری شده و من نمی‌دونم؟
امروز به معنی دقیق کلمه کارگر شدم. یک نیسان بار کتاب خالی کردم!