وضعیت اینطوری است که باید در کمتر از ۳۶ ساعت کتاب را بخوانی و ایرادهای احتمالی را پیدا کنی که صفحهآرا اعمال کند.
واقعا هعی!
یک #رمان_درحال_ویرایش دارم که حتما خواهرزادههام ازش خوششون میاد!
#جارد_گاویدان
به هزار و یک دلیل میشود آدم از نیما اکبرخانی خوشش بیاید. اما دلیل من برمیگردد به یکی از روزهای محرم سال ۱۳۹۹.
روزی که زنگ زد و گفت پاشو بیا اینجا.
اینجا، آشپزخانه هئیت موج الحسین بود در نزدیکی چهارراه شهداء.
اینجا، جایی بود که یک بار دیگر حضرت حسین علیه السلام من را نجات داد. (اباعبدالله قبلترها هم من را نجات داده بود ولی من حواسم نبود. اینجا حواسم جمع شد.)
اینجا جایی بود که من به اهمیت رفیق امام حسینی پی بردم. جایی که دوستت هم وقتی میخواهد از خاطرات خوش گذشته بگوید، نقب میزند به روزهای هیئت.
پ.ن: الهی امام حسین بغلت کنه.
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۲۱ #سوژهیابی و پرداخت ایده قسمت چهارم: *دیدن شکاف در سوژهها* بسیاری از نویسندگان وق
نکته شماره ۲۲۲
#سوژهیابی و پرداخت ایده
قسمت پنجم: مطالعه هدفمند؛ سوژه را در متنها پیدا کنید
بعضی نویسندگان تصور میکنند مطالعه فقط برای یاد گرفتن فن داستاننویسی است؛ مثلا برای شناخت زاویه دید یا ساختار روایت. اما تجربه ویراستاری چیز دیگری نشان میدهد. مطالعه، پیش از آن که ابزار یادگیری تکنیک باشد، میدان کشف سوژه است.
اگر دقیق نگاه کنیم، بسیاری از داستانهای ماندگار از دل مطالعه متولد شدهاند؛ نه فقط مطالعه ادبیات، بلکه خواندن تاریخ، زندگینامهها، متون دینی، گزارشهای اجتماعی یا حتی پروندههای واقعی. این متنها پر از موقعیتهای انسانیاند؛ موقعیتهایی که آدمها را به انتخابهای دشوار میرسانند.
مسئله مهم این است که «چطور» بخوانیم. مطالعه اگر صرفا برای اطلاع باشد، تبدیل به انباشت اطلاعات میشود. اما مطالعه هدفمند یعنی هنگام خواندن مدام این پرسش در ذهنمان فعال باشد:
در این ماجرا کجاست که یک انسان باید میان دو چیز مهم یکی را انتخاب کند؟
تقریبا هر متن جدی، اگر با این نگاه خوانده شود، در دل خود یک هسته داستانی دارد. یک تصمیم سرنوشتساز، یک تردید اخلاقی، یک تعارض خانوادگی. نویسنده با دیدن همین لحظهها میتواند سوژهای برای داستان پیدا کند.
در سنت فرهنگی ما، منابع چنین موقعیتهایی کم نیستند. در تاریخ، در زندگی علما، در روایتهای اجتماعی و حتی در خاطرات روزمره مردم. این متنها فقط مواد پژوهشی نیستند؛ گاهی جرقه یک داستان از دل همین خواندنها زده میشود.
*مثال و تمرین:*
یک کتاب ناداستان حتی غیرادبی بردارید و مطالعه کنید.به این فکر کنید که کتاب چقدر میتواند به سوژه عشق شما عمق بدهد. مثلا چطور میشود از دل یک کتاب پزشکی یا سیاسی درباره عشق سوژه پیدا کرد و آن را پرداخت؟
در نظرها بنویسید.
#نکات_نوشتن
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۲۲ #سوژهیابی و پرداخت ایده قسمت پنجم: مطالعه هدفمند؛ سوژه را در متنها پیدا کنید بعضی
نکته شماره ۲۲۳
#سوژهیابی و پرداخت ایده
*قسمت ششم: سوژه در دل خبرهای واقعی*
یکی از منابعی که نویسندگان کمتر از آن استفاده میکنند، خبرها و رخدادهای واقعی است. بسیاری از ما هر روز خبرهای زیادی میخوانیم یا میشنویم، اما از کنارشان عبور میکنیم. در حالی که در دل همین خبرهای کوتاه، یک موقعیت انسانی بسیار قوی پنهان است.
البته *خبر، داستان نیست.* خبر معمولا فقط «واقعه» را گزارش میکند؛ چه اتفاقی افتاده، کجا و برای چه کسی. اما داستان به دنبال چیز دیگری است: پیامد انسانی آن واقعه. این که هر اتفاق چه تصمیم دشواری پیش پای آدمها گذاشته و چه تعارضی در زندگی آنها ایجاد کرده است.
در تجربه ویراستاری، گاهی دیدهام که نویسنده خبر را مستقیم و بدون دخل و تصرف در رمان میآورد. را تقریبا همان طور که هست وارد داستان میکند. اما این دیگر داستان نیست. یک گزارش خبری روایتمال شده است! *نویسنده باید از خبر عبور کند و به «موقعیت دراماتیک» برسد.*
برای این کار یک پرسش ساده از خودمان بکنیم. «اگر این اتفاق در زندگی یک شخصیت رخ دهد، شخصیت مجبور است میان چه چیزهایی انتخاب کند؟»
تقریبا هر خبر مهمی اگر با این نگاه خوانده شود، یک هسته داستانی در خود دارد. پشت بسیاری از خبرها، انسانی ایستاده که با عواطف و احساسا و هیجانهایش است. وقتی به لایه انسانی توجه کنید، خبر تبدیل به سوژه میشود.
*مثال و تمرین:*
من امروز صفحات یکی از سایتهای خبری را تصادفی گشتم و به خبری رسیدم درباره کشف ۲ میلیارد تومان کالای قاچاق در یکی از شهرهای استان لرستان. حالا بیاید این خبر را گره بزنیم به پرونده خودمان؛ عشق. فرض کنیم کسی که دستگیر شده پدر همان دختر باشد. دختر که در آستانه ازدواج است و خواستگار او تازه از این اتفاق باخبر شده است.
تمرین:
اگر شما بخواهید از دل این خبر یک داستان بسازید، نقطه اصلی تعارض را کجا قرار میدهید؟
یادتان نرود، سوژه زمانی شکل میگیرد که این تعارض را دقیق ببینید.
#نکات_نوشتن
در نظرها بنویسید.
پ.ن: از این به بعد قسمت مثالها را همراه نوعی تمرین هم جلو میبرم که کاربردیتر بشود.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
-5281855611695784190_267269238628944.mp3
زمان:
حجم:
8.5M
خوانش مقتل حسینبنعلی علیهالسلام
کتاب آه، ویرایش یاسین حجازی
قسمت سوم
#متنخوانی_عاشورایی
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
یک ذره شلخته درو کنید کمتر تحلیل و تفسیر کنید ببینیم آقا چی گفته.
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
وضعیت اینطوری است که باید در کمتر از ۳۶ ساعت کتاب را بخوانی و ایرادهای احتمالی را پیدا کنی که صفحهآ
وضعیت اینطوری است که کتاب را در کمتر از ۲۴ ساعت میخوانی و ایرادهای احتمالی را پیدا میکنی و میدی دست ناشر تا اعمال کند ولی بعد ۳۶ ساعت هنوز پیام را ندیده!
زیبا نیست!؟
#آسمون_ناشرها_همهجا_یک_رنگه
خرمن کلمات _ مسعود آذرباد
نکته شماره ۲۲۳ #سوژهیابی و پرداخت ایده *قسمت ششم: سوژه در دل خبرهای واقعی* یکی از منابعی که نویسن
نکته شماره ۲۲۴
#سوژهیابی و پرداخت ایده
*قسمت هفتم: شکاف میان باور و عمل*
از پربارترین منابع سوژه، جایی است که میان «باور» و «رفتار» یک شخصیت فاصله میافتد. انسان مجموعهای از ارزشها دارد، اما زندگی همیشه مطابق اصول پیش نمیرود. گاه شرایطی پیش میآید که انسان ناچار است خلاف اعتقادش عمل کند؛ این لحظه، تولد یک موقعیت داستانی است.
در بسیاری از طرحهایی که برای بررسی میخوانم، شخصیتها اغلب یکدست هستند؛ مثلاً کسی که به صداقت معتقد است، همیشه راست میگوید. اما انسان واقعی وقتی در فشار قرار میگیرد، میان باور و عملش فاصله میافتد. این شکاف، شخصیت را از حالت تیپ خارج و به انسانی پیچیده تبدیل میکند و کشمکشی درونی میسازد که از هر تعارض بیرونی قویتر است.
در فضای فرهنگی ما، این شکافها غالباً در نسبت میان ارزشهای اخلاقی و واقعیتها شکل میگیرد؛ میان «صداقت و حفظ آبرو»، یا «عدالت و مصلحت». نویسنده با دیدن این شکاف، به هستهی دراماتیک نزدیک میشود.
*بنابراین یکی از روشهای جدی سوژهیابی این است: اگر انسانی که به یک اصل اخلاقی پایبند است، در موقعیتی قرار بگیرد که عمل به آن اصل هزینه سنگینی داشته باشد، چه میکند؟*
*مثال و تمرین:*
در پرونده «عشق»، فرض کنید جوان داستان همیشه خود را صادق میدانسته و معتقد است ازدواج باید بر پایه صداقت باشد. حالا از ماجرای دستگيری پدر دختر بهخاطر قاچاق خبر دارد؛ بحرانی که اگر آشکار شود، بین او و عشقش فاصله میاندازد.
در این موقعیت، شکاف میان «باور» و «عمل» کجاست؟ اگر شخصیت بر باورش پافشاری کند چه میشود؟ و اگر خلاف باورش رفتار کند، چه پیامدی در درون او شکل میگیرد؟
همین نقطه تردید، مرکز ثقل داستان است.
#نکات_نوشتن
در نظرها بنویسید.
پ.ن: از این به بعد قسمت مثالها را همراه نوعی تمرین هم جلو میبرم که کاربردیتر بشود.
خرمن کلمات
یادداشتهای مسعود آذرباد
@Azarbadir
-5174051698395242752_324865598921402.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
خوانش مقتل حسینبنعلی علیهالسلام
کتاب آه، ویرایش یاسین حجازی
قسمت چهارم
#متنخوانی_عاشورایی
خرمن کلمات
@Azarbadir