eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱 ۲۵ شهریور ۱۳۴۱ -- سالروز ولادت کامبیز ملک شامران(مشهور به یوسف) 🖌 اهل قلم و ادبیات ✍ یکی از چهار شهید شناخته شده عرصه نویسندگی و داستان در دوران جنگ او در خانواده‌ای برخوردار و مرفه در تهران متولد شد. شادی،نشاط و فروتنی، تواضع و از خودگذشتگی از صفات اخلاقی اوبود. دوران دبیرستانش که بواسطه آشنایی با یک کتابدار انقلابی نقطه عطفی در زندگیش بود دردبیرستان دانشگاه ملی گذشت.پس از آن به معلمی و نویسندگی برای کودک و نوجوان روی آورد.در روزهای نخست جنگ بجمع یاران شهید چمران پیوست و در همان ایام با یکی از همکارانش درکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ازدواج کرد.چندروز پس از ازدواج مجددا راهی جبهه شد و درجریان عملیات بیت المقدس در مسیر اهواز به خرمشهر بشهادت رسید🕊 (۱۷ اردیبهشت۶۱) ▫️⚪️▫️⚪️▫️⚪️▫️ 🌷شهیدی که عاشقانه کودکان را دوست داشت ▫️کامبیز ملک شامران کار روی ادبیات کودکان را کاری بسیار اساسی و بنیادی می‌دانست و وقتی احساس میکرد که جامعه به این مهم،بهای چندانی نمی‌دهد، بشدت رنج می‌برد؛چرا که احیای فکر و اندیشه هر کودک را بمنزله احیای یک نسل می‌دانست و غفلت از آشنا ساختن نسل آینده با «اسلام ناب» را دردی بسیار بزرگ! 🔹ملک شامران برای این که با روحیه بچه‌ها بیشتر آشنا شود، در تابستان۵۹ اتاقش را بصورت کتابخانه کوچکی درآورد و آن را محلی قرار داد برای آن که بچه‌های محله به آن جا بیایند و در این میان،او خود، برایشان قصه می‌خواند و شعر می‌گفت و نقاشی می‌کشید. عشقش به کودکان باعث شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی به همکاران کانون بپیوندد و در آنجا برای کودکان داستان بنویسد ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🔹 موضوع: چه کسی موفق به توبه حقیقی میشود؟ 🎙 آیت الله فاطمی نیا (رحمه الله)
﴿با مُنکَر چگونه رفتار کنیم؟﴾ 🌿 استاد فاطمی‌نیا : 🎙نقل شده است روزی "معروف کرخی" نشسته بو‌د . عدّه‌ای از جوانان در دجله سوار بر قایق بودند و ساز و آواز سر می‌دادند. چند نفر از مقدّسین آمدند به معروف کرخی گفتند: آقا آن‌ها را نفرین کن، چه جوان‌های بدی هستند! معروف دست‌های خود را بلند کرد و فرمود: خدایا به عزّت خودت قسم می‌دهم کسانی را که در این دنیا این‌قدر خوشحال کردی، در آخرت هم همین‌طور آن‌ها را خوشحال کن! آنها به معروف اعتراض کردند : ای معروف! تو یک عارف هستی! چرا چنین می‌گویی؟ چرا یک عدّه که مشغول گناه هستند را نفرین نکردی و برای آن‌ها دعا کردی؟ معروف کرخی پاسخ داد: وای بر شما که نادان هستید ، من آن‌ها را دعا کردم، اگر قرار شود در آخرت، خوشحال شوند، باید در این‌جا توبه کنند . این دعا یعنی خدا به آن‌ها توبه عنایت کند. . حالا ببينيد، منِ رو سیاه که معروف نیستم، خاک پای او هم نمی‌شوم ، از کنار عروسی‌ها که عبور می‌کنم می‌بینیم بی‌بند و باری زیاد است. می‌گویم خدا آن‌ها را مبارک گرداند . می‌گویند آقا شما چرا؟! می‌گویم پس چه بگویم ؟ برکت، مصادیق مختلف دارد . یعنی خدا آن‌ها را متحوّل کند، به آن‌ها آگاهی بدهد تا توبه کنند . آدم، برادر و خواهر خود را نفرین می‌کند؟! بگو خدا آن‌ها را خیر دهد، خدا متنبّه کند. گاهی مواقع آن‌ها متحوّل می‌شوند. ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
633d70b03af818a561a8e577_5390234897218802514.mp3
زمان: حجم: 1.7M
🔺از چه چیز توبه کنیم؟؟ ...زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ... 🔸استادعلی صفائی حائری (عین-صاد) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴 خدایا! اعتراف می‌کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم. حداقل در هر هفته باید 2شب نماز شب بخوانم و بهتر است شبهای پنجشنبه و شب جمعه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید بجای هر شب 50 ریال صدقه و11 رکعت تمام را بجا بیاورم . ✍️یادداشتی از شهید سید مجتبی علمدار به تاریخ 16 شهریور 1369
دفاع مقدس
🌴 خدایا! اعتراف می‌کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم. حداقل در هر هفته
🌈 اخلاص سید بود که جواب داد 🌷رفتم هیئت تا بلکه.... مجلس خیلی با حال و با صفایی بود. اما آنچه می‌خواستم نشد! بعد از مراسم رفتم جلو و مداح هیئت را پیدا کردم. می‌گفتند نامش سید مجتبی علمدار است. گفتم:آقا سید من یه سئوال دارم. جلوتر آمد. گفتم: من هر هیئتی که می‌روم، وقتی روضه می‌خوانند و مداحی می‌کنند، اصلاً گریه ام نمی‌گیرد. چه کار کنم؟ 🌷سید نگاهی به من کرد و گفت: در این مراسم هم که من خواندم باز گریه ات نگرفت؟ گفتم: نه! اصلاً گریه ام نگرفت. رفت توی فکر. بعد با لحن خاصی گفت: «می‌دونی چیه!؟ من گناهانم زیاده. من آلوده‌ام. برای همین وقتی می‌خوانم اشک شما جاری نمی‌شود. سید این حرف را خیلی جدی گفت و رفت 🌷من تعجب کردم. تا آن لحظه با هر یک از بزرگان که صحبت کرده بودم و همین سئوال را از آن‌ها پرسیدم، به من می‌گفتند: «شما گناهانت زیاد است. شما آلوده‌ای برو از گناهان توبه کن. آن وقت گریه ات می‌گیرد!.» البته من می‌دانستم مشکل از خودم است، اما شک نداشتم که این کلام آقا سید، اخلاص و درون پاک او را می‌رساند.
👇👇 🔴 بیا با هم گناه کنیم !! ✍ خیلی دوست داری شهید بشی؟ خیلی علاقه داری به شهدا بپیوندی؟ خیلی مشتاقی مثل شهدا زندگی کنی؟ خیلی منتظری با شهادت از دنیا بری؟ خب کاری نداره که چرا این قدر خودت رو عذاب میدی؟ می خوای سه سوته مثل شهدا بشی؟ فقط یک شرط داره اونم اینه که هیچی نگی فقط گوش کنی فکر کنی و عمل کنی. وگرنه اصلا از این جا به بعد رو نخون راضی نیستم. خب حالا برای اینکه شهبد بشیم باید ... یک کار خیلی بد بکنیم گناه بله درست خوندی گناه برای اینکه شهید بشی باید گناه بکنی ولی نه مثل گناهان امروز من و ما گناهی همرنگ گناه شهدا درست مثل خودشون هر گناهی که اونا می کردن. بگرد ببین شهدا چه گناهانی داشتند و امروز من و تو چه گناهانی، روزمرگی زندگیمون شده. خب حالا آماده ای برات بگم؟ شهدا چه گناهی می کردند؟ طرف هنوز 15 سالش تموم نشده بود یعنی مکلّف نبود و اگر فرض بر محال نماز بومیه اش را نمی خوند، کسی نمی تونست بهش بگه چرا؟! نصفه شب، توی اردوگاه کارون خرمشهر، می رفت توی قبری که کنده بود، نمازشب می خوند و های های گریه می کرد نه، شب احیاء نبود برای اونا، هر شب خدا احیاء بود و در محضر دوست. گفتم که دقیقا باید مثل اونا عمل کنی وگرنه ... خب حالا تا اینجاش رو اومدی، سکوت کن و بقیش رو با دقت بخون: توی نمازشبش گریه می کرد، زار می زد که: خدایا گناهان منو ببخش! گناه؟ تو بچه 14-15ساله؟ اونم توی جبهه؟ اختلاس کردی؟ مال حروم خوردی؟ نامحرم؟ حلال و حروم؟ آخه تو چیکار کردی که داری برای بخشش اون، این طوری زار میزنی که نخلستان های کارون مثل نخلستان های کوفه زار زار می گریند؟ "دیشب می خواستم نمازشب بخونم، خواب موندم." ای وای ... "دیروز نماز ظهرم رو اول وقت نخوندم ..." یاالله این گناهان توست بچه؟ پس ما چی بگیم؟ هیچی نگو به تو چه بقیه چه گناهانی می کنند! بجای اینکه این قدر با ذره بین به این اون نگاه کنی و گناهانشون رو کشف کنی و هوار هوار راه بندازی یک بار بدون نیاز به ذره بین و عینک، با چشم دل، یک نگاه بنداز به درون خودت غیبت تهمت دروغ تمسخر اهانت و ... من که خیلی از اینها توی کوله ام دارم پس چیکار کنیم تا نوع و وزن گناهانمون با گناهان اون بچه 14 ساله برابری کنه؟! اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا حمید داودآبادی ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
4_5920123585833207240.mp3
زمان: حجم: 3.7M
🌱 یاری حجت خدا 🎤استاد علی صفائی حائری(عین-صاد) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
🌴 محتاج شفاعت شمایم ✍دو روز پیش، در اوج خستگی و ... در عالم خواب، دچار مشکلی سخت بودم و دنبال راه چاره‌ای. درمانده بودم و مضطر. مانده بودم چه کنم. دنبال کسی می‌گشتم تا یاری‌ام کند ... ناگهان در آن میان،‌ چشمم افتاد به کسی که وقتی بود، عاشق روی ماهش بودم و با دیدنش آرامشی عجیب می‌یافتم ... فهیم که زمستان ۱۳۶۴ در ۸، در در با او آشنا شدم و شیفته‌اش. آخرین بار او را در تهران دیدم، روبوسی کردیم و عکس گرفتم با او ... و ... رفت تا در عملیات ی یک در آزادسازی شهر به خدا پیوست. در عالم خواب هم که دیدمش، از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم. چشمانم که به جمالش روشن شد، نمی‌دانستم از خوشی چه کنم. او را که می‌دانستم شهید شده، سخت در آغوش گرفتم و بوسیدمش. وقتی احوال زارم را دید، لبخند قشنگی بر لب زد، دو نفر دیگر را که همراهش بودند نشانم‌ داد. می دانستم از دوستانم هستند که سال‌ها پیش شهید شده‌اند ولی متاسفانه نام‌شان ‌در یادم ‌نماند. جالب بود که نه شهید بود و نه یا ... حسن با همان لبخند دلربا و شیرین، آن دو نفر را جلو آورد و رو به من ‌گفت: - ما آمده‌ایم که تو را ضمانت کنیم ... باتعجب گفتم: چی؟! که همچنان خندید و گفت: - ما سه نفر آمده ایم که تو را شفاعت کنیم ... از تو حمایت کنیم ... و اشک بود که از چشمانم ‌جاری شد. چه خواب شیرین ‌و قشنگی. خدا کند شهدا،‌ نبینند و ندانند احوال این روزهایم را، تا رویشان شود شفاعتم کنند! «حمید داودآبادی»
دفاع مقدس
⚪️ ۶ روز مانده به آغازِ #هفته_دفاع_مقدس ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
⚪️ ۶ روز مانده به آغازِ ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩 ۴۵ سال پیش در چنین ایامی، دیکتاتور بغداد صدام حسین، با حمایت ابرقدرتهای شرق و غرب و کشورهای عربی و صهیونیستی، به خاک ایران تجاوز کردند. ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ ارتش بعث عراق که پیش از آن حملات متعددی به مرزهای قانونی ایران انجام داده بود، مستقیما دست به حمله زد و وارد خاک ایران شد. ملت ایران بخصوص مرزنشینان کرد و عرب و ترک و لر، دلاورانه و غیرتمندانه، با دست خالی، مقابل تانکها و سلاح و تجهیزات بعثیان مقاومت کردند و آرزوی الحاق وجبی از خاک ایران را بر دل صدام و اربابانش گذاشتند. این روزها، این نوشته در تبلیغات شهری و رسانه ای زیاد به چشم می خورد: سالروز ایام هفته دفاع مقدس، مبارک باد ! واقعا، چه کسی سالگرد تجاوز به کشور خود را تبریک می گوید؟! ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄