eitaa logo
حاجےمشتے| ʜᴀᴊɪᴍᴀꜱʜᴛʏ
2.4هزار دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
3.3هزار ویدیو
101 فایل
اگه مقام و صندلی موندنی بود که به تو نمیرسید.😌 خودت رو نگیر دوست من🥇 کپی حلال با ذکر صلوات 💐 شرایط ادمینی ، تبادل و... 👇👇 https://eitaa.com/teb_hajimashty
مشاهده در ایتا
دانلود
سحر ششم🌙 قسمت ششم: نسل آسمانیان..... رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزيزاً حَكيما* و آسمان پر شده بود از ابرهای سیاه و زمین مبدل شده بود به شهر مردگان متحرک و زنجیر دنیا دست و پا گیر انسان شد و خدا قبل از آنکه دیر شود برای انسان‌های از آسمان جامانده مددی فرستاد درست مثل مشکی آب برای تشنه‌ی در کویر مانده و ناگهان از دل ابرهای سیاه صاعقه ای زد و باران باریدن گرفت بارانی از جنس نور و بارید و کویر تشنه دلها را سیراب کرد باران بارید و انگار هر قطره‌ای که می‌بارید انگار به اندازه تمام دنیا برکت و نور بود و هر قطره نازل شد برای نجات بشر برای دریا شدن در دنیا نسل آسمانیان نسل انبیاء و پیامبران باب نجاتی شد تا هر آنکه راه گم کرده است بازگردد نسل آسمان مثل دانه‌های یک تسبیح پخش شد در زمین و زمین پر شد از ستاره مولا جانم ای مولای ستاره سرشت ماه سیما ای باقیمانده از نسل آسمان ای فرزند آدم ای وصی نوح ای یادگار ابراهیم ای نوید موسی ای بشارت عیسی و ای میراث محمد ص✨ و ای مولاجان یَا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِیرَهِ یَا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِیئَهِ یَا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَهِ یَا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَهِ* کمکمان کن دنیا تاریک ما با این فانوس‌های دست و پاشکسته روشن نمی‌شود مگر با چلچراغ وجود تو حرفی زیاد زدن هنر نیست حرف خوب زدن هنر است و ما هنرمند نیستیم اما همگی همدرد هستیم با درد مشترک و آن هم کور ماندن در تاریکی بودن توست مولای روشنایی‌ها اندکی نگاه.....الغوث برگرفته از ۱.سوره نساء آیه ۱۶۵ ۲.دعای ندبه
افطار ششم✨ يَا مُطْلِقَ الْأُسَارَى* و انسان اسیر شد اسیر دنیا و دنیا همچون تار عنکبوت بر دست و پا و جان آدمی زنجیر در زنجیر تنید و اسارت درد همیشگی بشر شد در طول تاریخ و زندان دنیا پر است از انسان‌های ناامید و پر است از دل‌های خرد شده درست مثل آیینه کاری صحن و انقلابی باید تا این زندانیان بدون مرخصی را آزاد کند از این بند در این کوچه‌های تنگ و تاریک دنیا در میان این همه آشنای غریبه در بن بست سیاهی و ناامیدی ناگاه صدایی آرام به گوش رسید دری باز شد و بوی بهشت به مشام رسید و تو در باز کردی و صدا کردی بیا.... و تنها طنین صدای تو بود که زنجیرهای فولادی دنیا را درست مثل لیوان‌های بلور ترک ترک کرد و شکاند آقا شما درد اسارت را بهتر از هر کسی می‌فهمی دلتان کباب است از داغ سالها اسارت پدرتان💔 شما حال ما اسیران را بهتر میفهمی مولای مهربان ما را اسیر خودت کن که اسیر تو بودن عین است حرم تو میکند در دلها و درست مثل کبوترها پروازشان می‌دهد تا سمت الهی به حق امام رضا ع  إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الأِنْقِطَاعِ إِلَيْكَ* برگرفته از ۱.فراز هفتم دعای جوشن کبیر ۲.فراز ششم مناجات شعبانیه 💛
سحر هفتم🌙 قسمت هفتم: بخوان...به نام خداوندگار عشق اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ* بخوان بخوان به نام خداوندگار عشق بخوان برای آنان که تشنه‌ی سرود عشق هستند بخوان با آنکه خواندن نمی‌دانی و آن کس که در محضر او ابراز دانستن نکند علامه دهر است..... بخوان که تو پیش از این خواننده این داستان بودی و اکنون نوبت به داستان خودت رسیده است لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ و تو خواندی از عشق در گوش خسته عالم و رسول شدی تا پیغام باران را به ماهی‌های دریا ندیده و درختان خشکیده برسانی عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ‌ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ* و سخت بود برایت که ما مردم نادان مشتاق دوزخ بودیم تا طالب بهشت و مشتاق هدایت بودی و ما سرگرم دنیای تاریک خودمان لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ* و آنقدر مهربان بودی که تمام هست خویش را برای نیست نشدن ما فدا کردی تا آنجا خود نیز در آستانه فدا شدن بودی و کار به آنجا رسید که خود خدا نیز دل نگرانت شد دنیا با وجود شما باغستانی است پر از گل‌های محمدی🌺 تا گلاب معطر وجود شما باشد چه نیاز به عطر تلخ دنیا یاحبیب‌الله دلمان پر است از خالی پر شده از حرف‌های هیچ و پوچ خالی تر از صحراهای جزیره العرب و ساکت و سردتر از کوهستان‌های مکه مددی برسان تا در سکوت غرق نشده ایم یا رسول الله (ص) برگرفته از ۱.سوره علق آیه ۲ ۲.سوره توبه آیه ۱۲۸ ۳. سوره شعراء آیه ۳ (ص)
سحر هشتم🌙 قسمت هشتم: و بهشت به زمین می‌آید.... إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ* و پیش از خواندن سرود عشق و جاری شدن دریا از زبان اقیانوس مقدمه‌ای باید تا رودخانه‌ها به یکدیگر پیوند بخورند و خود دریایی شوند در مسیر دریایی و پیش از آنکه پیغامبر رحمت حدیث عشق را نجوا کند در گوش خسته‌ی جهان بارانی باید تا دلهای زنگار بسته‌ را بشوید و آماده کند آن‌ها برای پذیرش بذر محبت  وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما* و نبوت را مقدمه‌ای است و جهان مقدمه‌ای دیگر و مقدم بر هر مقدمه‌ای وجود نور عالم گیر شما بود که نوری بود بر فراز نوری که از فراز پلکان عرش بر سیطره هستی سایه افکنده بود و اگر شما نبودی نه پیامبری بود و نه عالمی و نه امامی و شما هبوت کردی بر زمین تا ما را با خودت برسانی به بلندای آسمان و شما مادری هستی بی‌نهایت مهربان که تاب دیدن سوختن نسل فرزندان خطاکار آدم را ندارد آنقدر مهربان که حتی آتش خشم دنیا را در آغوش کشیدی تا ذریه هدایت سلامت بمانند برای آینده پر خطر بشر و سوختی تا دین و ایمان ما نسوزد...🔥 و تو مادری و از تو گفتن تنها کار خداست و از زبان قاصر ما برنیاد حتی نام تو را به زبان آوردن و من همان فرزند بازیگوش و خطاکارتان هستم و شما مادری و همیشه رزق مرا کنار گذاشته‌ای مرا از یاد نبرده‌ای حتی آن‌هنگام که تو را از یاد برده بودم عشقت اجازه داد که مادر بخوانمت... و همین که تو را مادر بخوانم خودش رزق شیرینی است تا همیشه ماندگار مادر جان دلم گرفته است از خودم شرمنده ام که عشق تو در دل داشتم و دل در گرو دنیا سپرده‌ام..... مادر ای بانوی بی‌نشانه جانم فدای ناله‌ی واغربتایتان شرمنده‌ام که زنده‌ام از روضه‌هایتان💔 برگرفته از ۱.سوره کوثر ۲.حدیث قدسی لولاک لما خلقت الافلاک س
افطار هشتم✨ کَلِمَةُ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی  و دنیا آتش گرفت از آتش طمع مردمان نادان و آنان که به دنبال پناهی بودند به سمت تو آمدند تا مأمنی باشی برای خیل عظیم درمانده از درد دنیا و عذاب نزدیک بود تا جان جهان را بگیرد و آدم‌ها در این دوندگی به سوی مقصد عشق کم بیاورند تا آن‌که تو دستمان را گرفتی و لبخندت درست مثل شربت بهار نارنج بود در گرمای مرداد ماه و شما به همه آن‌هایی که دنبال نجات بودند آدرس خانه‌ی خدا را دادی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها و برای هر خانه‌ای دری است و هر دری را کلیدی است و شما کلید‌دار خانه‌ی خدا بودی و هر آن‌ کس که می‌خواست میهمان خانه الهی شود باید اجازه از تو می‌گرفت اینجا ایستگاه هشتم است اینجا آنقدر شلوغ که حتی جای سوزن انداختن هم نیست انگار همه عالم اینجا جمع شده است اینجا صحن عشق است اینجا ایوان آسمان است اینجا بهشتی است که بهشت را از روی آن ساخته‌اند اینجا ایستگاه هشتم است اینجا منزل شماست اینجا مهمانخانه شماست و شما همان معجزه خلقت هستی از شما گفتن مانند چشیدن آب دریاست هر چه بگوییم بیشتر تشنه‌تر می‌شویم به اقیانوس عشق شما اینجا ایستگاه هشتم است و از کنج زاویه عشق حرم دل به گنبد طلای سلطان دل‌ها سلام می‌کنیم یاامام‌رضا شما کریمی و مهربان و دست خالی و مفلس درگاه شما و..... گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟؟ برگرفته از حدیث سلسله الذهب ع
افطار نهم✨ كَيْفَ يُضَيَّعُ مَنِ اللّهُ كافِلُهُ* و چگونه می‌شود آنان که طعم محبت تو را چشیده‌اند و آنان که دست هدایت تو بر سرشان است گمراه شوند در این کوچه‌های غربت زده دنیا و هر کس متوسل شد به دامن تو نجات یافت و شما همان خداوندی هستی که بر بارها خطایم قلم عفو کشیدی وَ مَنِ انْقَطَعَ إلى غَيْرِ اللّهِ وَ كَّلَهُ اللّهُ إلَيْهِ* و هیهات از آن که امیدم را نسبت به تو از دست بدهم تو صاحب رحمت بی انتهایی و هر کس متوسل رحمت جز تو شد به جای رحمت به درد زحمت و غفلت مبتلا شد و هر کس که محتاج تو شد دنیا را محتاج او کردی و تو مهربانی و تو سخاوتمندی و تو هستی و آن‌ کس گدای شما شد کاسه‌ی دلش پر شد از عشق و معرفت و شما همان دست سخاوت خدایی که نه فقیری را رد می‌کند و نه سائلی را ناامید و شما دردانه و پسر کسی هستی که عالمی دل به پنجره فولادش گره زده‌اند الهی به حق تمام دل‌های شکسته و به حق تمام دست‌های خالی و به حق صاحب نهمین ایستگاه ماه عاشقی و یا جواد.... بحق جواد علیه‌السلام💛 اللّهمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌الفَرَج برگرفته از حدیث امام جواد ع/بحارالانوار/جلد۶۸/ص۱۵۵
افطار دهم✨ السَّلامُ عَلَیْک یا اُمَّ الْمُؤْمِنِینَ کاروان دل‌های عاشق پس از ده روز سفر پر فراز و نشیب کاروان دمی می‌ایستد بر فراز دهمین بلندای دشت رمضان تا نفسی تازه کند کاروان را قافله سالاری بود بزرگوار که شهره بود به سخاوت و عظمت و بزرگواری و این قافله می‌رفت تا منزل گاه خورشید و ناگاه آسمان ابری شد و باریدن گرفت و هوا تاریک شد و راهزنان شب کاروان نور را به تاراج بردند و آن عده اندک که مرید مهتاب باقی ماندند دنیا دست رد زد به سینه‌شان و سهم آن‌ها دانه‌ای خرما مایه‌ی حیات بود در شلوغی‌های دره پر از درد شعب و شما دوان دوان در زیر رگبار تند پاییزی 🌧 خودت را رساندی و چادر زیبای زیبای معطر خویش را مانند چتری بزرگ به وسعت تمام عالم بر سر انسان‌های خسته کشیدی و پیاله پیاله شربت بهشتی را در کام‌های تلخ شده از زهر دنیا ریختی و شانه عشق بر گیسوان آشفته فرزند آدمیزاد کشیدی و دشت‌های خشکیده جهان پس از باران وجود شما سبز شد و از برکت سبزه وجود شما🌿 یاس فاطمی روئید بر دامن زمین جهان از برکت وجود شما پر شد از عطر گل‌های محمدی🌺 که شما خود محمدی بودی غرق شده در محمدی دیگر در قامت یک مادر مهربان برای تمام بشریت و جهان مدیون شماست شمایی که مادربزرگ نسل ستارگانی و ما مدیون شماییم که مادری کردی برای ما مادری که صاحب ثروت جهان بود اما بیش از یک عبا به آن اکتفا نکرد مادر جان بگذار تا مثل کودکی ها در زیر سایه چادرت گم شوم و مست شوم از عطر جانمازت سلام بر تو ای مهربان‌ترین مادر ❤️ س
افطار شانزدهم❤️ وَمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ  و دنیا چیزی نبود جز یک بازی بچه‌گانه که انسان‌ها را سرگرم خویش کرده بود و آنها که قلب خود را خانه آتش کرده بودند انسان‌های جاهل جهان را به بازی گرفتند و انسان بیمار بازی قدرت و فساد و تباهی شد تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ  نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا* و عاقبت خیر را به بها می‌دادند نه به بهانه و آنان که بهانه دنیا در دل داشتند و تنها توشه راهشان بود دستمزدی نداشتند جز خسران ابدی فَأَمَّا مَن طَغَى وَآثَرَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوَى* و انسان اسیر شده به زنجیر دنیا سقوط خواهد کرد در آتش ابدی منزل خواهد داشت🔥 و من همان خسران‌زده‌‌ای هستم که تباه کرده است هر آنچه داشته است در بساط خویش جز متاع پوسیده مندرس دنیا چیزی ندارم و محتاجم به ثروت آخرت قُلْ مَتَاعُ الدَّنْیَا قَلِیلٌ  وَالآخِرَةُ خَیْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى* و آن کس که عاشق تو بود و قلب خویش را حرم شما کرد و به آیین عشق اقتدا می‌کرد شما او را بغل خواهی کرد و در آغوش مهر خود می‌فشاری و هر کس در کنج دلش عشق شما را جای دهد بهشت می‌شود تمام وجودش و هم از خاک حرم آستان شماست که سبز می‌شود🌿 و شما خودت حضرت بهشتی و جایگاه شماست و سلام بر ضریحی که نداری🕯 و سلام بر شما که جواز ما دستتان است‌ افطار شانزدهم و یاد شما و تنها یک حاجت که جز با امضای شما حل نشود و آن دیدار حرم ارباب است یا کریم نگاهی کن به ما عشاق دل خسته💔 برگرفته از ۱.سوره عنکبوت آیه ۶۴ ۲.سوره قصص آیه ۸۳ ۳.سوره نازعات آیات ۳۷تا۳۹ ۴.سوره نساء آیه ۷۷
سحر بیست و سوم🌙 قسمت بیست و سوم : و من مگر کیستم؟..... سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ هدیه‌ای است بهشتی که خداوند آن را کادو پیچ‌ کرده بود و ملائک آن را از طاق آسمان تا فرش زمین دست به دست کردند و ✨ همان فرضیه‌ای است که معیار عاشقی آدم‌ها را می‌سنجد و انسان عاشق❤️ کسی است که به خاطر معشوق از گذر کند و آن کس که از دنیا بر حذر باشد و لباس تقوا بر تن کند دائم روزه است از هر آنچه رنگ تعلق است و آن کس که با تقواست به آسمان نزدیک‌تر است و من مگر کیستم؟؟؟ که خدا برایم سفره‌ای به وسعت جهان پهن کرده است و مرا از فضل خویش همدم عرش قرار داده و برای من به زمین دوخته شده آسمان را به پایین آورده است🌤 و من مگر کیستم؟ که مولای غریب مهربانم با آنکه از سیصد و شصت و پنج شب سال من در خوابم او تا سحر در قنوت و رکوع است و به جای من می‌ریزد و طلب مغفرت می‌کند و من مگر کیستم؟ که آنقدر پرونده‌ام سیاه شده که وقتی مولایم به آن نظر می‌افکند تنها آه حسرت است💔 که بر لبانش جاری است و من هر چه هستم با تمام خستگی و خمودگی و درماندگی آمده‌ام تا دوباره تا مثل همیشه جامه‌ی ترک برداشته دلم را از شربت عسل محبت او آکنده سازم🍯 مولای من این هم گذشت💔 و ما هنوز از آتش فراقتان خلاص نشده‌‌ایم برسان زودتر خودت را به بستر ما محتضران جان به لب رسیده یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ❤️ اَدْرِکْنى🧡 ‌ السّاعَةَ💛 الْعَجَلَ💙 یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ و ای کاش این آخرین شب قدر بدون شما باشد برگرفته از ۱.سوره یاسین آیه ۵۸ ۲.دعای فرج
افطار بیست و هشتم💫 أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ و جهان🌍 با تمام غطمت و جلال بی نظیرش و در عین دارا بودن در محضر او تنها چیزی که برای عرضه دارد است و تهی‌دستی و درماندگی و هر آنچه در زیر این گنبد گیتی است مظهر فقر و نیاز به وجود خداست💚 يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ و انسان دریا دریا نیاز است و حاجت که اگر نبود سرچشمه حیات الهی خشکیده بود خشک تر از کویرهای بی حاصل🥀 و همین انسان نیازمند درمانده به آنچه که نداشت و به وعده‌های خیالی نفس خویش مغرور شد و تنها مرضی است که اگر علاج نشود💉 به بدترین عقوبت‌ها دچار شوی و حتی اگر بار عبادت شش هزار ساله داشته باشی با لحظه‌ای تکبر نیست خواهد شد 💥 آنگونه که انگار هیچ وقت نبوده است و سرانجام غرور است و زوال و سقوط إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْر و انسان همواره در سیل دست پا می‌زند و به دنبال راه نجاتی است إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ  و من تنها به زبان آورده‌ام و عملی که بخواهد به چشم بیاید ندارم که عرضه کنم🍂 و با رخت چرک گناه به مهمانی پاکان آمدم و چه بگویم که هر چه از خودم بگویم تنها سیاه کردن کاغذ است و تکرار مکررات🖤 که بارها به تو گفتم و می‌گویم و من انسان من مغرور من نیازمند من خسران‌زده🔥 مثل همیشه تنها به سوی تو می‌آیم🚶‍♂ تویی که مدتهاست دنبالم می‌گشتی و من مثل آهویی بازیگوش همیشه فرار می‌کردم و هیهات از آن که بتوان از تو فرار کرد🏃‍♂ وَلا یُمکِنُ الفرارُ مِن حُکومَتِک گفتم آهو.... خودت میدانی چقدر حالم بد است آقا جان💔 مهمانی هم تمام شد و من هنوز همان آدم قبل مانده ام یا ضامن آهو💛 ضامن کلاغ سیاه هم می‌شوی؟🖤 برگرفته از ۱.دعای کمیل ۲.سوره عصر ۳.سوره انفطار آیه ۶ ۴.سوره فاطر آیه ۱۵
سحر بیست و نهم🌙 و شاید آخرین سحر...... قسمت بیست و نهم: به سوی مقصد نهایی السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَكْبَرَ قطار از حرکت باز‌می‌ایستد و تمام شهر در هیاهوی سکوت فرو می‌رود سکوتی از جنس آرامش اینجا دنیاست🌍 بعد از سی شب باران بی امان عاشقی تهی شده از هر آنچه بودن است و غرق شده در دریای عشق 🌊 اینجا آخرین ایستگاه است🚂 و تنها صدایی که خواهی شنید صدای سکوت است و این عطر خداست🌺 که در میان کوچه‌های عاشقی بیداد می‌کند و دنیا در انتهای خیابان به منزل آرامش می‌رسد و انسان‌ها بعد از گذشت شبهای متمادی لقمه‌ی محبت از دست خدا گرفتن 😍 به مسکن عاشقی می‌رسد و تمام دل‌ها به سمت این خانه متمایل می‌شود و در دل تمام دعاها و تمام گریه‌ها و فریادها و نجواها و پشت تمام مناجات‌های عاشقانه سحر تنها تمنای ما این است که به وصال تو برسیم🤝 و بالاخره آن خانه‌ی گمشده در دل صفحات تاریخ را پیدا کنیم💔 که تمام خیرات عالم از آن سرچشمه می‌گیرد 💚 و ما مهمانان ماه به انتظار نشسته ایم تا شما با عسل کام پاک‌شده‌ی ما را حلاوت بخشی🍯 چشم‌هایم پر است از اشک😭 دلم تنگ می‌شود برای دو نفری‌هایمان💔 وقتی که سجاده سحر را به عشق تو می‌گشودم دلم برای تنگ می‌شود و تنها دارایی همیشگی عاشق‌هاست سلام بر ماه خدا و سلام بر ماه‌ترین ماه هستی🌔 و حقیقت ماه رمضان💙
افطار سی‌ام❤️ آخرین افطار..... اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ و ما سی شب دست به دست حضرت حق🤝 در کوچه پس کوچه‌های عرش با یکدیگر قدم زدیم و حالا وقت برگشتن به شده است و دلهره است 💔 که می‌بارد از وجودمان ترس از گم شدن دوباره در دنیا و ✋ با سفره پربرکت آسمان داغیست جانکاه که به سختی بتوان تحملش کرد و من با تک تک واژه‌های به بزرگی و عظمت تو اقرار کردم و توسل نمودم به نام‌های اعظمت تا مرا دریابی📿 و با تمام واژه‌های گریستم و دریا دریا🌊 بغض‌های فروخفته را در دامان پر از محبتت ریختم😭 و با سطر سطر به تو پناه آوردم از شر آتش‌هایی که بنیان زندگی‌ام را خاکستر کرده بود🔥 و 🤲 عاشقانه‌های دونفری من و تو بود که دستم را هر شب به دست حضرت می‌رساند سرم را به عقب برمی‌گردانم بوی گلاب تمام شامه‌ام را پر می‌کند و نور است که چشم را می‌زند و زمزمه‌های صدای ملائک است که گوش را نوازش می‌دهد💫 اما پیش رو دنیاست و ترسی که در دلم مثل اسبی وحشی می‌دود🐎 و بند دلم را پاره می‌کند و من میترسم که گوهر را که🔮 در این مسیر به دست آورده‌ام دوباره از کفم برود و من بمانم بیچارگی مولاجانم روزهایم را با عشق تو شروع می‌کنم❤️ و شب‌هایم با رویای شیرین حرمت سر میکنم✨ تمام آنچه اندوخته‌ام و طفل خویش را پیش از آنکه دوباره به خنجر و زنجیر تلف بشود💥 به دست شما می‌سپارم✋ حضرت دلم خیلی تنگ است برای بارگاهت💔 و کویری شده‌ام🍂 که آب سقاخانه‌ات آبادم می‌کند ای مهربان‌ترین عیدی‌ ما چیزی نیست جز نگاه گرم تو😍 یا‌امام‌رضا..... پر از توام به تهی‌دستی‌ام نگاه مکن😔 نگو که هیچ نداری💔 ببین ‌‌تو را دارم💛