『شـُ℘َـدٰآۍِڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
#کربلای۴ #شهیدرضاعمادی آی آدما دیگه مثل شهدا توی دنیا پیدا نمیشه....❣🍂 🌸..... @Karbala_1365
✾ #شب است و
✾سکوت است و
✾ماه است و
#مــن
✾فغان و
✾غم و
✾اشک و
✾آهَست و
#مـــن
🌹شب و خلوت و #بغض نشکفتهام
🌷شب و مثنوی های ناگفتهام
🌹شب و نالههای نهان در گلو
🌷شب و ماندن #استخوان در گلو
🌹مرا کشت خاموشی نالهها
🌷دریغ از فراموشی لالهها
🌹کجا رفت تأثیر سوز و #دعا
🌷کجایند #مردان بی ادعا
🌹کجایند شورآفرینان عشقــ❤️
🌷 #علمدار مردان میدان عشقــ
🌹کجایند مستان جام الست
🌷دلیران عاشق، #شهیدان مست
🌹همانان که از وادی دیگرند
🌷همانان که #گمنام و نام آورند
🍂💔
هر که در #شب
رخ چون مــاه #تو بیند گوید
روز #عیدست مگر
یا #شب_نوروز امشب
#شهید_قاسم_سلیمانی🌹
#شبتون_شهدایی🌙
🍃🌹🍃🌹
#عطش_آب
#ازلسان_همسرمعزز
#شهیددفاع_مقدس
#محمد_حیدری
معمولا 🇮🇷ایران بیشتر #عملیاتهایش را در شب انجام می داد چون #نیروهای صدام زیاد در شب #مسلط نبودند که #بجنگند
. و #عملیات بیت المقدس نیز در #شب شروع می شود و #محمد آقا تعریف می کرد وقتی #مجروح شدم خیلی #تشنه شدم و #عطش فراوان داشتم و شنیده بودم که #آب برای #مجروحین خوب نیست ولی از #تشنگی زیاد سینه خیز در تاریکی ساکم را پیدا کردم و #قمقه آب را برداشتم و یک #نفس سر کشیدم و به همین خاطر جای #زخمم خونریزی کرد و وقتی راست
می خوابیدم از زیر #سرم تا نوک انگشتان پایم #غرق در خون می شد و وقتی به پهلو می شدم یا بر می گشتم بقدری جای #زخم می سوخت که صبرو طاقتم تمام می شد و تا صبح به همان حال بودم و ساعت #۷ صبح مرا به بیمارستان #اهواز بردند .
(محمد آقا به اندازه یک گردی کف دست پشت #شانه اش جای #زخم عمیقی بود که خیلی #اذیت شد تا کمی حالش بهتر شد)
…❀
@Karbala_1365🌹
●➼┅═❧═┅┅───┄
🌷 #قصه_دلدادگی 🌷
#ابراهیم_اصغری : دوم تیر ۱۳۳۶، در روستای مزرعه از توابع #شهرستان ماه نشان به دنیا آمد. پدرش #محمد نام داشت
. دانشجوی دوره #کارشناسی در رشته ادبیات فارسی بود. از سوی بسیج در #جبهه حضور یافت. نوزدهم دی۱۳۶۵، در #۸شلمچه بر اثر اصابت #ترکش به سر، شهید شد. مدفن او در مزار شهدای پایین شهرستان #زنجان واقع است
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
🍃 این آخرین جملاتی است که #شهیدابراهیم_اصغری در شب عملیات #کربلای ۵ در ۶۵/۱۰/۱۸ در آخرین صفحه #دفترچه اش نوشته است:
✨🌾✨
“این #زیباترین لحظه ی زندگی من است زیرا پنج ساعت مانده یا به #معشوق بپیوندم و یا حسرت #عاشقان را بخورم”
ابراهیم اصغری به تاریخ در عملیات #کربلای۵ در لباس #غواصی در منطقه #شلمچه به #شهادت رسید.
🌾🌾🌾🌸
🍃 دست نوشته ای کوتاه از #غواص شهید ابراهیم اصغری :
👇🍃
دلم برای آن #خاکریزها و گرد و غبار ناشی از انفجار #گلوله ها ، دلم برای منورها ، برای گلوله های رسام که دل تاریک شب را می شکافند و انفجارها که سکوت #شب را می شکند ، دلم برای فریاد #الله اکبر ، دلم برای شهدا ، برای انسان های #مخلص، برای خاک های خونین ، برای صدای نوحه #بسیجی های عاشق #حسین (ع) ، برای صدای سینه زنی ، برای خنده ها و گریه های عاشقانه ی عارفان #عاشق خدا ، برای صدای قرآن ، برای #زمزمه ی راهیان خط مقدم ، برای بوسه ها و خداحافظی ها تنگ شده است.
🌾🕊🕊🕊🌾
🌾🕊
#تنهــاکانالشهـدایکربلای٤👇
@Karbala_1365
پیکر شهید #منصور_مهدوی نیاکی که نخستین #غواص دست بسته ای بود که پیکرش پس از #سالها ، #کشف و شناسایی شد ،
🕊🌾🕊🌾🕊🌾🕊
همه را در اندوهی #مضاعف غرق کرد . این #غواص نوزده ساله و همرزمانش ، چقدر مظلوم #شهید شده بودند. برادرش در توصیف اخلاق و رفتار منصو می گفت با وجود آنکه سن زیادی نداشت، خصوصیاتش کم نظیر بود .نماز #شب را مرتب میخواند و #نماز اول وقتش ترک نمیشد
✨✨✨🌸🌸🌸🌸
. صبور و با #اخلاص، نمونه کامل یک مؤمن واقعی. او به خاطر #گمنامی حضرت زهرا(س) خودش هم به گمنامی علاقه داشت و مدتها هم #پیکرش بدون مزار مفقود ماند.
📎📎📎
پیدا شدنش هم شاید برای ثبت مظلومیت رزمندگان اسلام در تاریخ بود.
در فعالیتهای درسی و آموزشی ، هنر خوشنویسی و نقاشی و هنرهای رزمی و #غواصی موفق بود.
با شانزده سال سن، راهی #جبههها شد و جان شیرینش را بر سر پیمان گذاشت.
منصور که از #غواصان لشکر ۲۵ کربلا بود، سرانجام در عملیات #کربلای۴ به فیض #شهادت رسید.
🌾🕊
#تنهــاکانالشهـدایکربلای٤👇
@Karbala_1365
{✿•﷽•✿}
#سخــــــن_بـزرگـــــان
📌ســـــه توصیـــــه ویـــــژه آیتــــــــــ الله ڪـــــوهستانے
ســـــه چـــــیز را #ســـــرلوحـــــه ڪـــــارتان قـرار
دهــــــید:↯
➊همـــــراه بـــــا #قـــــرآن باشـــــید و از قـــــرآن جـــــدا نشـــــوید.
➋نمـــــاز #شـبــــــــــ را ترڪـــــ نڪـــــنید.
➌نمـــــاز را #اولوقتـــــ بخـــــوانید.
آن مـــــرد الـــــهے در ادامـــــه فـــــرمودند:⇧
مواظبـــــ #شــــــیطان باشـــــید ڪـــــه
براے فـریبـــــ دادن هــــــر انـسانے
آمـاده استـــــ.🍁
#اَلَّلهُمعجِّللِوَلیِڪَالفرَج🌱
#سلام_ودرود_برشهیدان
#پایان_مأموریت_هیئتی_شهادت_است
…❀
@Karbala_1365🌹
●➼┅═❧═┅┅───┄
『شـُ℘َـدٰآۍِڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
#شب اول محرم به دیدار مادر #شهیدی میروم که دست در تربت کربلا دارد: بتول عباسی مادر شهید #محمدرضارنجبر طزرقی میگوید: تا سال ۷۷ که پیکر پسر شهیدم #محمدرضاطزرقی را به وطن آوردند کربلا برایم هروله #بینالحرمین بود، ناامیدی عباس کنار شط فرات بود و تشنگی کودکان، سربریده #حسین (ع) بود و اسارت زینب (س). هرگز فکر نمیکردم #تربت کربلا قرار دل بیقرارم شود.
#گوربابایشاهباهدیهاش
#دوم آبان ماه بود که اولین #فرزندم محمدرضا به دنیا آمد اسمش را از لای قرآن برداشتیم. یکی از اقوام که به تقویم ملی آشنا بود، گفت تاریخ تولد #پسرت را چند روز بعد بگیری همزمان میشود با سالروز #تولد شاه، آن وقت از طرف دولت به شما هدیه میدهند. با شنیدن این پیشنهاد بیهیچ درنگی گفتم: گور بابای شاه با هدیهاش. آخر از #جنایات شاه و ساواک خبر داشتم. برای همین تاریخ تولد پسرم را ۲ ماه بزرگتر گرفتم.
🌸🌼🌸