💌همسفرانه
اولین مرتبهای که عبدالله را دیدم سال 81 بود منزل خودمان، هیکلی نبود، اما قد بلندی داشت و البته خوش تیپ و خوش بر و رو.
وقتی قرار شد با هم صحبت کنیم آنچه که برای من اهمیت داشت اخلاق و ایمان طرف مقابلم بود، و اصلا مسائل مالی نه برایم اهمیت داشت و نه حرفی در این مورد زدم.
عبدالله از کارش و البته سختیهای زندگی با یک نظامی گفت، و اینکه همیشه در حال ماموریت است.
حرفهایش که تمام شد گفت:
آیا بنده را به عنوان همسر می پذیرید؟ و من گفتم: بله.
پدرم پاسدار بود و صحبتهای عبدالله را در زندگیام تجربه کرده بودم.
همان دفعه اول عبدالله را دیدم و صحبت کردیم مهرش در دل من جا خشک کرد و وقتی که محرم شدیم همه زندگیام عبدالله شد، یک روز اگر نمیدیدمش یا صدایش را نمیشنیدم نفس کشیدن برایم سخت میشد.
🌷شـهـیـد مدافع حرم #عبدالله_باقری
@Modafeaneharaam
شهدای مدافع حرمی که در روز #تاسوعا به شهادت رسیدند:
شهید #عبدالله_باقری
شهید #مصطفی_صدرزاده
شهید #پویا_ایزدی
شهید #امین_کریمی
شهید #حسین_جمالی
شهید #حجت_اصغری
شهید #ابوذر_امجدیان
شهید #سجاد_طاهرنیا
شهید #روح_الله_طالبی اقدم
#سید_محمدحسین_میردوستی
شهید #محمد_جاودانی
شهید #محمد_ظهیری
@Modafeaneharaam
💌#خاطرات_شهدا
🌕شهید مدافعحرم #عبدالله_باقری
شب عروسی یک بادیگارد
🎙راوے: همسر شهید
آقــــا عبداللــــه❤️
از پاسداران سپاه انصارالمهدی(عج)
و عضــــو تیــــم حفاظــــت بود
و عادت کرده بود به دلیل حفاظــــت از
شخصیتهایی که همراهش هستند،
ابتدا درِ عقب ماشین را باز کند
و آن شخص مهم که نشست
بعد، خودش برود و جلو بنشیند.
روز عروسیمون، وقتی که خواست
مرا از آرایشگاه به سالن ببَرد در عقب را باز کرد، من سوار شدم. بعد خودش تا رفت جلو بنشیند. فیلمبردار گفت:
داری چکار میکنی؟
عبدالله خندید و گفت:
ببخشیــــد حواســــم نبــــود.
وقتی رسیدیم سالن، اذان را گفتند
و عبدالله خواست که صدای اذان در سالن پخش شود و نماز جماعــــت را در آنجا برپا کرد.
@Modafeaneharaam