یاسهاسبزخواهندشد ؛
حیاط دانشگاه:
خیلی کوچیک بود، کلِ دانشگاه خیلی کوچیک بود، حسِ خفگی میکردم. من از اون دانشگاها دوست دارم که حامد تهرانی توش رفت و آمد میکرد بزرگ و دلباز و خوشگل و سفید بود.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
تا انتهای زندگیم عاشق این بافتِ قدیمی و خونه های کوتاهِ گرم و با طراوتم. از برجای بلندم بدم میاد، برن گمشن.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
امروز فهمیدم هر چقدر در و دیوار یه جایی رو پر از گلدون و چیزای فرحبخش بکنی بازم قدرتِ تاثیر گذاری و انرژی دادنِ خود اون فضا و آدماش بیشتره.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
امروز فهمیدم هر چقدر در و دیوار یه جایی رو پر از گلدون و چیزای فرحبخش بکنی بازم قدرتِ تاثیر گذاری و
تنگ بود، تنگ بوددد، حس خفگی میکردم تو دانشگاه، راه رو ها تنگ، حیاط تنگ و باریک، آدماش تَ... عه نه چیز آدماش بد نبودن.
هدایت شده از سبز جاندار"
یعنی چی که ممبر های شوکول به من میگن کوچولوام؟😭😭
من خیلی هم بزرگم ، چند وقت دیگه قدمم از کاکائو بلند تر میشه تازه.
من هنوز رشد میکنم 😭میدونم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
یعنی چی که ممبر های شوکول به من میگن کوچولوام؟😭😭 من خیلی هم بزرگم ، چند وقت دیگه قدمم از کاکائو بلند
تقریبا هر یه ماه یه بار میاد میگه قدم ازت بلند تر شده، من میگم نه، بعد پافشاری میکنه که چرا بلند شده. آخرش کنار هم وایمیسیم مبینا و زهرا میگن کاکائو بلند تره دوباره میره تا یه ماه بعد که دوباره بیاد بگه من قدم بلند شده. خنگِ کوچولو.
من و مبینا در حالی که کیفیت دوربین گوشیامون خوب نیست و آخرش هیچ عکسی نداریم برای به اشتراک گذاشتن.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
من و مبینا در حالی که کیفیت دوربین گوشیامون خوب نیست و آخرش هیچ عکسی نداریم برای به اشتراک گذاشتن.
همش تبعیض همش اختلاف طبقاتی، همش همش.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
الهی که من کپک بزنم امشب.
خیلی بامزه گفتم میدونم [با لحن آقا نوری خوانده شود]
یاسهاسبزخواهندشد ؛
من واقعا توانایی فردا کنفرانس و انتحان دادن همزمان رو ندارم.
کنفرانس حل شد حالا با امتحان چو کنیم زن؟ میشه واقعا فردا به علت کپک زدن نرم مدرسه؟ خدایا لطفا؟