یاسهاسبزخواهندشد ؛
امروز فهمیدم هر چقدر در و دیوار یه جایی رو پر از گلدون و چیزای فرحبخش بکنی بازم قدرتِ تاثیر گذاری و
تنگ بود، تنگ بوددد، حس خفگی میکردم تو دانشگاه، راه رو ها تنگ، حیاط تنگ و باریک، آدماش تَ... عه نه چیز آدماش بد نبودن.
هدایت شده از سبز جاندار"
یعنی چی که ممبر های شوکول به من میگن کوچولوام؟😭😭
من خیلی هم بزرگم ، چند وقت دیگه قدمم از کاکائو بلند تر میشه تازه.
من هنوز رشد میکنم 😭میدونم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
یعنی چی که ممبر های شوکول به من میگن کوچولوام؟😭😭 من خیلی هم بزرگم ، چند وقت دیگه قدمم از کاکائو بلند
تقریبا هر یه ماه یه بار میاد میگه قدم ازت بلند تر شده، من میگم نه، بعد پافشاری میکنه که چرا بلند شده. آخرش کنار هم وایمیسیم مبینا و زهرا میگن کاکائو بلند تره دوباره میره تا یه ماه بعد که دوباره بیاد بگه من قدم بلند شده. خنگِ کوچولو.
من و مبینا در حالی که کیفیت دوربین گوشیامون خوب نیست و آخرش هیچ عکسی نداریم برای به اشتراک گذاشتن.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
من و مبینا در حالی که کیفیت دوربین گوشیامون خوب نیست و آخرش هیچ عکسی نداریم برای به اشتراک گذاشتن.
همش تبعیض همش اختلاف طبقاتی، همش همش.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
الهی که من کپک بزنم امشب.
خیلی بامزه گفتم میدونم [با لحن آقا نوری خوانده شود]
یاسهاسبزخواهندشد ؛
من واقعا توانایی فردا کنفرانس و انتحان دادن همزمان رو ندارم.
کنفرانس حل شد حالا با امتحان چو کنیم زن؟ میشه واقعا فردا به علت کپک زدن نرم مدرسه؟ خدایا لطفا؟
یاسهاسبزخواهندشد ؛
کنفرانس حل شد حالا با امتحان چو کنیم زن؟ میشه واقعا فردا به علت کپک زدن نرم مدرسه؟ خدایا لطفا؟
ولی کنفرانسمو حفظ نیستم این بده، فارسیم واقعا نکته زیاد داره، خدایا چ گِلی تو سرم بگیرم؟
یاسهاسبزخواهندشد ؛
ولی کنفرانسمو حفظ نیستم این بده، فارسیم واقعا نکته زیاد داره، خدایا چ گِلی تو سرم بگیرم؟
من در حالی که امسال تصمیم گرفتم به جایگاهِ رفیع رتبه یک بودن مثلِ دوره اول برگردم:
نسکافه هایی که امروز خوردم کار خودشو کرد، من الان چطوری بخواااابم؟ چایی چشه ملاعین؟ بابا اصلنم نسکافه باکلاس نیست همون چایی بدید لعنتیا من خوابم نمیره، فردا میخوام درس بخونم برنامه هامو دارید مختل میکنید، الان میام دم دانشگاه فوش میدم😭
امروز صبح تویِ سالن نشسته بودیم زهرا برگشته بهم میگه، تو جدیدا خیلی خانم شدی، اصلا کلا خیلی نمیدونم چیچی شدی، یادم نمیاد کلمه ای که گفت رو. بعد من چند ساعت بعدش در حالی که با چادر داشتم از رویِ میله های وسط پیاده رو میپریدم.