eitaa logo
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
1.5هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1.6هزار ویدیو
36 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه 🌺نعمتهاى بهشتى که در انتظار مقربان است این آیات، انواع نعمتهاى بهشتى ر
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ... و گوشت پرندگان از هر نوع که بخواهند (وَ لَحْمِ طَیْر مِمّا یَشْتَهُونَ). مقدم داشتن میوه بر گوشت، به خاطر آن است که، از نظر تغذیه بهتر و عالیتر است، به علاوه میوه قبل از غذا لطف دیگرى دارد. البته از بعضى دیگر از آیات قرآن استفاده مى شود که، شاخه هاى درختان بهشتى کاملاً در دسترس بهشتیان است، به طورى که به آسانى مى توانند از هر گونه میوه اى شخصاً تناول کنند، این معنى درباره غذاهاى دیگر بهشتى نیز مسلماً صادق است، ولى شک نیست که، وقتى خدمتکارانى آنچنان، غذاهائى این چنین را براى آنها بیاورند، لطف و صفاى دیگرى دارد، و به تعبیر دیگر، این یک نوع احترام و اکرام بیشتر نسبت به بهشتیان، و رونق و صفاى افزونتر براى مجالس انس آنها است، حتى در مجالس معمول دنیا نیز بسیار مى شود که، با وجود قرار داشتن میوه و غذا در دسترس میهمانان، میزبان شخصاً به آنها تعارف مى کند، و این نوعى احترام و محبت محسوب مى شود. و البته در میان انواع گوشتها، گوشت پرندگان برترى دارد، لذا روى آن تکیه شده است. این نکته نیز قابل ذکر است که، در مورد میوه، تعبیر به یَتَخَیَّرُون (انتخاب مى کنند) و در مورد گوشت تعبیر به یَشْتَهُون (اشتها دارند)، شده است، بعضى از مفسران خواسته اند، میان این دو تعبیر، تفاوتى قائل شوند، ولى بیشتر به نظر مى رسد که هر دو ناظر به یک معنى است با دو عبارت متفاوت، منظور این است: بهشتیان هر نوع غذائى را بپسندند از سوى خدمتکاران بهشتى در اختیارشان گذاشته مى شود. سپس به ششمین نعمت که همسران پاک و زیبا است اشاره کرده، مى گوید: و همسرانى از حور العین دارند (وَ حُورٌ عِینٌ).(۵) همچون مروارید در صدف پنهان ! (کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ). حور چنان که قبلاً نیز گفته ایم جمع حوراء و احور ، به کسى مى گویند که، سیاهى چشمش کاملاً مشکى و سفیدیش کاملاً شفاف است. و عین جمع عیناء و اعین به معنى درشت چشم است، و از آنجا که بیشترین زیبائى انسان در چشمان او است، روى این مسأله مخصوصاً تکیه شده است. بعضى نیز گفته اند: حور از ماده حیرت گرفته شده، یعنى آنچنان زیبا هستند که، چشمها از دیدن آنها حیران مى شود.(۶) مکنون به معنى پوشیده است، و در اینجا منظور پوشیده بودن در صدف است; زیرا مروارید به هنگامى که در صدف قرار دارد، و هیچ دستى به آن نرسیده از همیشه شفافتر و زیباتر است، به علاوه ممکن است اشاره به این معنى باشد که، آنها از چشم دیگران کاملاً مستورند، نه دستى به آنها رسیده، و نه چشمى بر آنها افتاده است! بعد از ذکر این شش موهبت جسمانى، مى افزاید: اینها همه پاداشى است در برابر اعمال صالحى که انجام مى دادند (جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ). تا تصور نشود این نعمتهاى بى شمار بهشتى بى حساب به کسى داده مى شود، و یا ادعاى ایمان و عمل صالح براى نیل به آنها کافى است، نه، عمل مستمر و خالص لازم است تا این الطاف نصیب انسان شود (توجه داشته باشید که یعملون معنى استمرار را دارد). هفتمین و آخرین نعمت آنها که جنبه معنوى دارد این است که: آنها در باغهاى بهشت نه لغو و بیهوده اى مى شنوند، نه سخنان گناه آلود (لایَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لاتَأْثِیماً). نه در آنجا دروغ و تهمت و افترا وجود دارد، و نه استهزاء و غیبت، نه کلمات نیش دار، نه تعبیرات گوشخراش، و نه سخنان لغو و بیهوده و بى اساس، هر چه هست در آنجا لطف، صفا، زیبائى، متانت، ادب و پاکى است، و چه عالى است محیطى که سخنان آلوده در آن نباشد، و اگر درست فکر کنیم بیشترین ناراحتى ما در زندگى این دنیا نیز از همین سخنان لغو و بیهوده، و گناه آلود، و زخم زبانها، و جراحات اللسان است! و در پایان مى افزاید: تنها چیزى که در آنجا مى شنوند سلام است سلام (إِلاّ قِیلاً سَلاماً سَلاماً).(۷) آیا این سلام از ناحیه خداوند است؟ یا از ناحیه فرشتگان؟ یا خود بهشتیان نسبت به یکدیگر؟ و یا همه اینها؟ از همه مناسب تر تفسیر اخیر است، چنان که در آیات دیگر قرآن، به سلام خداوند و فرشتگان و بهشتیان بر یکدیگر اشاره شده است.(۸) آرى، آنها جز سلام چیزى نمى شنوند، سلام و درود خداوند و ملائکه مقربین او، و سلام و درود خودشان به یکدیگر، در آن جلسات پر شور و پر صفا که لبریز از دوستى و محبت است. محیط آنها آکنده از سلام و سلامت است، و همین معنى بر تمام وجود آنها حکومت مى کند، هر چه مى گویند بر همین محور دور مى زند و نتیجه تمام گفتگوها و بحثهاى آنها به سلام و صلح و صفا منتهى مى شود، اصولاً بهشت، دار السلام و خانه سلامت و امن و امان است، چنان که در آیه ۱۲۷ انعام مى خوانیم: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ .(۹) 🌱ادامه‌‌ مطلب در پست بعدی⬇️ ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه 📚منابع و توضیحات: ۱ ـ مفردات راغب ، ماده سرّ . ۲ ـ أکواب جمع کوب
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ✨ ✨ ۲۷وَ أَصْحابُ الْیَمِینِ ما أَصْحابُ الْیَمِینِ ۲۸فِی سِدْر مَخْضُود ۲۹وَ طَلْح مَنْضُود ۳٠وَ ظِلّ مَمْدُود ۳۱وَ ماء مَسْکُوب ۳۲وَ فاکِهَة کَثِیرَة ۳۳لامَقْطُوعَة وَ لامَمْنُوعَة ۳۴وَ فُرُش مَرْفُوعَة ۳۵إِنّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً ۳۶فَجَعَلْناهُنَّ أَبْکاراً ۳۷عُرُباً أَتْراباً ۳۸لأَصْحابِ الْیَمِینِ ۳۹ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلِینَ ۴٠وَ ثُلَّةٌ مِنَ الآخِرِینَ ترجمه: ۲۷ ـ و اصحاب یمین و خجستگان، چه اصحاب یمین و خجستگانى! ۲۸ ـ آنها در سایه درختان سدر بى خار قرار دارند. ۲۹ ـ و در سایه درخت طلح پر برگ [= درختى خوشرنگ و خوشبو]. ۳٠ ـ و سایه کشیده و گسترده. ۳۱ ـ و در کنار آبشارها. ۳۲ ـ و میوه هاى فراوان. ۳۳ ـ که هرگز قطع و ممنوع نمى شود. ۳۴ ـ و همسرانى بلندمرتبه! ۳۵ ـ ما آنها را آفرینش نوینى بخشیدیم. ۳۶ ـ و همه را دوشیزه قرار دادیم. ۳۷ ـ زنانى که تنها به همسرشان عشق مىورزند و هم سن و سالند! ۳۸ ـ اینها همه براى اصحاب یمین است. ۳۹ ـ که گروهى از امتهاى نخستین اند. ۴٠ ـ و گروهى از امتهاى آخرین. 🔹تفسیر آیات در پست بعدی⬇️ ⚘ eitaa.com/Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ... غرض این است: حرارت آفتاب هرگز بهشتیان را متألم و ناراحت نمى کند، و دا
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ...و در توصیف آنها باز مى فرماید: آنان نسبت به همسرانشان، عشق مىورزند و خوش سخن و فصیحند (عُرُباً). عُرُب جمع عَروبة (بر وزن ضرورة) به معنى زنى است که وضع حالش حکایت از محبتش نسبت به همسر، و مقام عفت و پاکیش مى کند; زیرا إِعراب (بر وزن اظهار) به همان معنى آشکار ساختن است، این واژه به معنى فصیح و خوش سخن بودن، نیز مى آید، و ممکن است هر دو معنى در آیه جمع باشد. وصف دیگرشان این که: آنها هم سن و سال با همسرانشان هستند و همگى در خوبى و جمال ظاهر و باطن، همانندند، و یک از یک بهتر (أَتْراباً). أَتراب جمع ترب (بر وزن ذهن) به معنى مثل و همانند است و بعضى گفته اند: این معنى از ترائب که به معنى دنده هاى قفسه سینه است گرفته شده، زیرا با یکدیگر شباهت دارند. این شباهت و برابرى ممکن است در سن و سال نسبت به همسرانشان باشد، تا به اصطلاح، احساسات یکدیگر را کاملاً درک کنند، و زندگى با هم براى آنها لذتبخش تر باشد، هر چند گاهى با تفاوت سن و سال نیز چنین است ولى در غالب چنین نیست، و یا همانند در خوبى و زیبائى و حسن ظاهر و باطن، درست شبیه تعبیر معروف که مى گویند: آنها همه خوبند و یک از یک بهتر . و مى افزاید: همه این نعمتها، براى اصحاب الیمین است (لأَصْحابِ الْیَمِینِ). و این، تأکیدى است مجدد بر اختصاص این مواهب (ششگانه) به آنها. این احتمال نیز داده شده است که: این جمله تکمیلى است براى جمله إِنّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً یعنى ما آنها را آفرینش نوینى براى اصحاب الیمین دادیم.(۸) و در پایان این مقال مى فرماید: گروهى از آنان از امتهاى نخستینند (ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلِینَ). و گروهى از اقوام آخرین اند (وَ ثُلَّةٌ مِنَ الآخِرِینَ). ثُلَّة در اصل به معنى قطعه مجتمع از پشم است، سپس به هر جمعیت انبوه درهم فشرده گفته شده است، و به این ترتیب، گروه عظیمى از اصحاب الیمین از امتهاى گذشته هستند و گروه عظیمى از امت اسلام; چرا که در میان این امت صالحان و مؤمنان، بسیارند، هر چند پیشگامان آنها در قبول ایمان نسبت به پیشگامان امم سابق با توجه به کثرت آن امتها و پیامبرانشان، کمترند. بعضى گفته اند: این دو گروه هر دو از امت اسلامند، گروهى از اولین آنها و گروهى از آخرین آنها، ولى تفسیر اول صحیح تر است. 📚۱ ـ ترکیب این جمله ذیل آیه ۸ همین سوره گذشت. ۲ ـ جار و مجرور متعلق به عامل مقدرى است و مجموعاً خبر مبتداى محذوفى است و در تقدیر چنین است: هُمْ فِى سِدْر مَخْضُود . ۳ ـ روح المعانى ، جلد ۲۷، صفحه ۱۲٠ ـ درّ المنثور ، جلد ۶، صفحه ۱۵۶. ۴ ـ فخر رازى در تفسیر کبیر ، ذیل آیات مورد بحث، جلد ۲۹، صفحه ۱۶۲. ۵ ـ روضه کافى و نور الثقلین ، جلد ۵، صفحه ۲۱۶. ۶ ـ کافى ، جلد ۵، صفحه ۴۹۱، حدیث ۳. ۷ ـ روح المعانى ، جلد ۲۷، صفحه ۱۲۳ ـ ضمناً باید توجه داشت که این حالت، با فاء تفریع، عطف بر آیه قبل شده است. ۸ ـ در صورت اول، عبارت لأصحاب الیمین خبر مبتداى محذوفى است و در تقدیر چنین است: هذه کلها لاصحاب الیمین و در صورت دوم جار و مجرور متعلق به أنشأناهن مى باشد، ولى تفسیر اول مناسبتر است. 🌱ادامه دارد... ⚘ @Nahjolbalaghe2
قرآن و نهج‌البلاغه 🌸🌸
✨ ✅ادامه تفسیر سوره واقعه ...آنگاه به بیان دلیل سوم پرداخته، مى گوید: ما در میان شما مرگ را مقدر
✅ادامه تفسیر سوره واقعه 🔸نکته: دلیلى براى اثبات حجیت قیاس در اصول فقه ما، این مسأله مطرح است که، نمى توان احکام شرع را از طریق قیاس ثابت کرد، فى المثل بگوئیم: چون زن حائض روزه خود را قضا مى کند نماز خود را نیز باید قضا کند (و به اصطلاح باید از کلى به جزئى راه پیدا کرد نه از یک جزء به جزئى دیگر)، هر چند علماى اهل سنت غالباً قیاس را به عنوان یکى از منابع تشریع در فقه اسلامى پذیرفته اند، هر چند جمعى از آنها در مسأله نفى حجیت قیاس با ما موافقند. جالب این که، بعضى از طرفداران قیاس از آیه فوق (وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لاتَذَکَّرُونَ) خواسته اند براى مقصود خود استدلال کنند! چون خداوند مى گوید: حال نشأه اخرى (قیامت) را بر نشأه اولى (دنیا) قیاس کنید. ولى، این استدلال عجیبى است; زیرا اولاً: آنچه در آیه فوق آمده، یک استدلال عقلى و قیاس منطقى است، چون منکران معاد مى گفتند: خدا چگونه قدرت دارد استخوان پوسیده را زنده کند؟ قرآن در جواب آنها مى گوید: همان کسى که قدرت داشت شما را در آغاز بیافریند، بعداً نیز چنین قدرتى را دارد، در حالى که قیاس ظنّى در احکام شرعى هیچگاه چنین نیست; زیرا ما احاطه به مصالح و مفاسد تمام احکام شرع را نداریم. ثانیاً: آنها که قیاس را ممنوع مى دانند، قیاس اولویت را استثناء کرده اند، فى المثل اگر قرآن مى گوید: نسبت به پدر و مادر کمترین سخن خشونت آمیز نگوئید ، به طریق اولى مى فهمیم نباید آزار بدنى به آنها برسانیم، آیه مورد بحث، از قبیل قیاس اولویت است و ربطى به قیاس ظنّى مورد نزاع ندارد; چرا که در آغاز که هیچ چیزى وجود نداشت، خداوند کره زمین و خاک را آفرید و انسان را از آن خاک خلقت کرد، در آخرت حداقل خاکهاى انسان موجود است، و لذا در قرآن مجید در آیه ۲۷ روم مى خوانیم: وَ هُوَ الَّذِى یَبْدَؤُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیْدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ: او کسى است که آفرینش را آغاز کرد، سپس آن را باز مى گرداند، و این کار براى او آسانتر است . این سخن را با حدیثى پایان مى دهیم که فرمود: عَجَباً کُلَّ الْعَجَبِ لِلْمُکَذِّبِ بِالنَّشْأَةِ الاُخْرى وَ هُوَ یَرَى النَّشْأَةَ الاُولى، وَ عَجَباً لِلْمُصَدِّقِ بِالنَّشْأَةِ الآخِرَةِ وَ هُوَ یَسْعى لِدارِ الْغُرُورِ: بسیار شگفت انگیز است کار کسى که نشأه دیگر را انکار مى کند، در حالى که نشأه اولى را مى بیند، و بسیار تعجب آور است کسى که به نشأه آخرت ایمان دارد، اما تمام تلاش او براى دنیا است .(۷) 📚۱ ـ لولا به اصطلاح براى تحضیض و تحریک بر انجام کارى است، و به گفته بعضى، در اصل، مرکب از لم و لا بوده که معنى سؤال و نفى را مى رساند، و سپس میم تبدیل به واو شده، این واژه در جائى به کار مى رود که فرد یا افرادى در انجام کارى مسامحه مى کنند و به آنها گفته مى شود: چرا چنین و چنان نمى کنید؟ ۲ ـ رأیتم در اینجا از رؤیت به معنى علم است نه مشاهده با چشم. ۳ ـ اولین دانشگاه ، جلد ۱، صفحه ۲۴۱ (بحث جنین شناسى). ۴ ـ در این زمینه توضیحات دیگرى در جلد ۱۴، صفحه ۲۲ به بعد، ذیل آیه ۵ سوره حج آورده ایم. ۵ ـ طبق تفسیر اول، جار و مجرور در على ان نبدل متعلق است به قدرنا که در آیه قبل آمده، و طبق تفسیر دوم متعلق است به مسبوقین (دقت کنید). ۶ ـ بعضى آیه فوق را اشاره به مسخ اقوام در این جهان دانسته اند که خداوند آنها را به اشکالى که از آن خبر ندارند مسخ نموده است، ولى این معنى با ظاهر آیه هماهنگ نیست. ۷ ـ این حدیث را تفسیر روح البیان و روح المعانى و قرطبى و مراغى با تفاوت مختصرى به عنوان خبر، و بدون تصریح به نام پیامبر(صلى الله علیه وآله) ذکر کرده اند، ولى ظاهر تعبیراتشان این است که، حدیث از پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، در کتاب کافى نیز قسمت اول این حدیث از امام على بن الحسین(علیه السلام) نقل شده. 🌱ادامه دارد... ⚘ @Nahjolbalaghe2