3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیدونم این چندمین وداعی بود که به گوهرشاد ختم شد ولی
از این بعد اگه امام رضا از من بپرسه چه وقتی دوست داری زائر اینجا بشی،
یکی از جوابهام حتما همین روزهای ذی القعده است؛
از روزهای تولد خود آقا تا شهادت پسرشون، ویژهتر ۲۲تا ۲۶ ذی القعده که حرم دیدنیه واقعا!
ارزش زندگی آدم انگار به «نه»هایی که است که تابهحال گفته؛ به تعداد «صرف نظر» کردنهایش؛ نه از چیزهایی که دوستشان ندارد یا هیچ خیری در آنها نمیبیند. برعکس! از چیزهایی که دلش برای آنها پر میکشد اما میداند برای بزرگشدن باید قیدشان را بزند.
وقتی درست همان لحظه که بند بند وجودش پر است از خواستن... از تمنا... از طلب... «گذشتن» را انتخاب میکند، همان لحظه که صدای خرد شدن استخوانهایش را زیر بار این «گذشتن» و «کنار گذاشتن» خواهش دلش میشنود، همان لحظه انگار نور سرازیر میشود وسط زندگیاش. انگار به عوض دری که باز بود اما خودش بست در دیگری باز میشود به جهانی بزرگتر... زیباتر... عمیقتر...
این روزها عجیب غبطهخور حال این آدمهام؛ حال آنهایی که «گذاشتن» و «گذشتن» را بلدند...
ــــ قرارگاه علمی خانم مرضیه دباغ :)
@marziyyedabag315
روشنا!
السَّلامُ عَلَيْكَ كَمْ مِنْ سُوءِ صُرِفَ بِكَ عَنَّا وَ كَمْ مِنْ خَيْرٍ أَفِيضَ بِكَ عَلَيْنَا بد
بدرود ماه امام رضای من
ماه بانو فاطمۀ معصومه
بدرود که از تو شیرینی در ذهن ما مونده
و
خدا منت بذاره به ما و نوبت بعدم تو و طعم خوش زیارت تو دل تو رو بچشیم :)
هدایت شده از محسن عباسی ولدی
✍🏻 #ویراست | مردم! ما مضطر به امامیم!
حواسمان باشد که رهبرمان در بیشتر پیامهایش ما را متوجه سرورمان عجلالله تعالی فرجه الشریف میکند و به صورت خاص توجهمان را به جایگاه دعای امام زمان (علیه السلام) برای ما در مسیر پیروزی جلب میکند.
مردم! ما مضطر به امامیم!
چه در دل پیروزیهای ظاهری و چه در هنگام شکستهای ظاهری، لحظهای از اماممان غفلت نکنیم!
شکست حقیقی یعنی از امام فاصله گرفتن.
ملت پیروز ملتی است که نام و یاد امامش را فراموش نمیکند و از مرام امامش فاصله نمیگیرد.
🔸 این #ویراست رو در ویراستی مشاهده کنید.
@abbasivaladi
امیرالمومنین در اتمام حجت با اهل سقیفه فرمود:
[... آیا در میان شما کسی جز من هست که فرشتگان مشتاق به دیدارش باشند و از خداوند متعال برای دیدارش اجازه بگیرند؟!
آیا در میان شما جز من کسی هست که رسول خدا او را روی شانههایشان بلند کرده باشند تا بتهای روی کعبه را بشکند؟! ... ]
روشنا!
ای سرو! سایهسار تو را هیچکس نداشت آرامش و وقار تو را هیچکس نداشت در قحطی یقین و شبیخون خستگی ای
داغ داغم
قلبم بوی سوختگی میدهد
فکر نمیکردم اما آتش جگرم هنوز هم شعله دارد
سرگرم شدن با حرفها و عکسهایت آقا، اثری نمیکند باز هم میسوزم مثل همان ۹:۳۰ دقیقه نهم که بی خبر از عروجتان، یک چیزی در دلم جا به جا شد و اشک سرازیر شد!
من داغدارم و این آتش جگر را هیچ خاکی سرد نکرد حتی بعد از ۸۶ روز، سرد نمیکند..
کاش دوباره نگاهمان کنی با آن چشمهایی که ازش امید میبارید کاش دستم به دامنت برسد حتی به اندازۀ همان سلفی گرفتن در خواب، حتی به اندازه یک لبخند حتی به اندازه یک کلام: سلام آقاجان!
من این شعله را زنده میدارم؛ زنده و سوزاننده تا موعد موعود قرآن :
«یوم ندعوا کل اناس بامامهم»
چه برای دلتنگ گله مند از فاصلهها بهتر از این دلگرمی؟!
تو برسان ما را به ولیت و حبیب مولایمان یا ملجأ کل محزون
از ته دلم امسال رفتن به حج رو آرزو کردم، آرزوی خیلی بزرگیه و برا عقل من بنده نشدنی ولی برای تو که مقدر کردنش کاری ندارم
منو بطلب میخوام بیام و حل بشم بین بندههات میخوام جا بذارم پای قدمهای مبارک ابراهیم علیه السلام و هوای حبیبت محمد صلی الله علیه و آله رو استشمام کنم، میخوام دستم برسه به نقطۀ آغاز امیرالمومنینم و در عرفه برگردم به چند قرن قبل و حسینت رو ببینم که چطور خود را آماده میکند برای قربانِ تو رفتن
و خدا را چه دیدی شاید یک روزی عرفه نقطه وصال بشود و دست منِ کج و کوله بعد از طواف تو به دامان ولیت برسد که اگر روزی به عرفه برسم دوست دارم ادای والهها و شیداها را دربیارم و خیمه خیمه دنبالش بگردم که حتی اگر نرسیدم هم دلم را به جستجوی خیمهش تسلی داده باشم؛ من این را از حج رفته های قبلی آموختم و الا خودم که...
بقیهش را حتی بلد نیستم اما آدرس رحمت تو را خوب میدانم راه میدهی؟!