هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
#خــودسازی_به_سبک_شهیدهمت
میگفت بعد از نماز وقتی سرتون رو به سجده میگذارید و بدنتون آروم میشه✨.اونجا با خودتون خلوت کنید.چون بهترین وقت همون موقعست که چیزی حواستون رو پرت نمیکنه👌.یه مرور داشته باشید روی همه کارهایی که از صبح تا شب کردید.ببینید کارهاتون برای رضای خدا بوده یا نه.😇☝️
خیلیها این توصیه #حاج_ابراهیم را شنیده بودند.عمل کرده و نتیجهاش را هم دیده بودند.🌹
#شهیدمحمدابراهیمهمت
#فرمانده_دلهــا
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
#زندگینامه_شهیدهمت
#قسمت_پانزدهم
بدگویی دشمن
#شهیدمحمدابراهیمهمّت، درباره ایشان چنین میگوید: رفتیم تو قرارگاه. بچه ها نشسته بودند دورهم و گرم حرف زدن بودند🙂 و درباره برنامه دیشب رادیو📻 عراق ـ که در آن از #شهیدهمّت بدگویی کرده بودند صحبت میکردند. گفتم: «پس کار #حاجهمت خیلی دُرسته، بیش تر از اون چیزےمی که فکرش رو میکردیم☹️. مگه اون صحبت امام رو نشنیدین که میگفتند: هر زمان شرق و غرب شما را تأیید رد، وامصیبتا❗️ اما اگر بدگویی رد و ناسزا گفت، اون موقع شما بدونین که کار خوبی میکنین😇. پس باید خوشحال بشیم که رادیو عراق ارزش فرمانده ما را پیش ما بیش تر ڪرده است».😊🌹
راوی:همرزمشهید
#ادامه_دارد...
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌸🌈🌱
•|... ﷽... |• یکبار در خانه صحبت وصیتنامه📜
شد به پوستر حاجهمت روی کمدش
اشاره کرد و گـفت:وصیت من همان
جمله #حاجهـــمت است:😊 با خـدای خــود پـیمان بستـهام تا
آخرین قطره خـونم💔،در راه حفظ و
حراست از این انقلاب الهی یک آن
آرام و قـــرار نگـــیرم.☝️ #شهیدمحمدابراهیمهمت
#شهید_محمودرضا_بیضایی
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
#بسمربالشهدا 🌹
مدام میگفت برایم از همت بگو
برایم بگو
درون مجنون
چه گذشت بر او
گفتم رفیق
تا به حال
جایی
«تنها مانده ای؟»😢
جایی
بدون یاور
«در کمین دشمن افتاده ای؟»😭
جایی
تنها و بی نشان
«جنگیده ای؟»😔
تنهای تنهای تنها
«چشم در چشم لشکری از دشمن دوخته ای؟»😔
یک جایی
در هجوم آتش
«با بی کسی هایت سوخته ای و ساخته ای؟»😭😭
گفتم رفیق
تا به حال
جایی
از درون،
خون
«گریسته ای؟»😭😭
تا به حال
برایت
از لشکرت
«مانده فقط دسته ای؟»😔
با چشم خود
خون دادن عزیزانت را
«به تماشا نشسته ای؟»😭😢
تمام دردهایت را
پشتِ بغضی
«انباشته ای؟»😭
تا به حال
«ضجه های آخر یک مرد را در مجنون شنیده ای؟»😔
لحظه های جان دادنِ رزمنده ای را به چشم خود دیده ای؟😢😢
در یک نبرد
با دیدن درد
«هزارو یک بار مرده ای؟»😭
گفتم رفیق
بی نوا همت،
کههمه ی این ها را
با چشم دلش چشید و با چشم سرش دید
آخرش
با صدایی آرام تر
گفتم رفیق
و همت
دیگر چیزی در خشابش باقی نمانده بود
«جز آرمان و عقیده ای»
و او
همهچیزش را دادو
به دیدار معبودش شتافت
تکه تکه،
«با سر بریده ای»😭😭😭😭
#شهیدمحمدابراهیمهمت
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌱🌈🌸
•|... ﷽... •
کاربه توهین وبدوبیراه گفتن کشیده بود. #حاجی خونسردنشسته بود🙂وبحث میکرد.دیگرنمیتوانستم تحمل کنم😑نیم خیز شدم که ورامینی دستم راکشیدومجبورم کردبنشینم😊
خودمان بودیم توی چادروکه توی خودش بود.داشتم فکرمی کردم الان است که دستوراخراج ان هاراازلشگربدهد.بلندشدوازچادررفت بیرون✨
دورکعت نمازخواند❤️آمدکنارمان نشست وکارهای لشگرراپیش کشید.
مثل اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده بود☺️
#شهیدمحمدابراهیمهمت
#فرمانده_دلها
🌱🌈🌸
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌱🌈🌸
•|... ﷽... •
🔴یکے از اصلیترین رموزِ موفقیتِ #شهیدهمت👇
سرتاپاش خاکے ، و از سوزِ سرما چشماش سرخ شده بود😞. از چهرهاش معلوم بود که خیلی حالش ناجوره😢؛ اما رفت وضوگرفت☺️
تا نماز بخونه.گفتم: شما حالت خوب نیست😒، لااقل یه دوش بگیر، یه غذایی بخور🍚، بعد نماز بخون. سرِ سجاده ایستاد، نگاهی بهم کرد و گفت: من خودم رو با عجله رسوندم خونه تا نماز اول وقت بخونم☺️... کنارش ایستادم. حس میکردم هر لحظه ممکنه بیفته زمین. برا همین تا آخر نماز کنارش ایستادم تا اگه خواست بیفته، بگیرمش☹️. #محمدابراهیم حتی در اون شرایط سخت هم حاضر نشد نمازِ اول وقت رو از دست بده...
📌خاطره ای از زندگی سردار #شهیدمحمّدابراهیمهمّت
📚منبع: یادگاران«کتاب همت» صفحه56 به روایت همسرشهید🌹
#شهیدهمت #نماز_اول_وقت✨
🌱🌈🌸
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌱🌈🌸
•|... ﷽... •
❤️🍃❤️
✍ یکے از اصلیترین رموزِ موفقیتِ #شهیدهمت☺️👇
#متن_خاطره
سرتاپاش خاکے ، و از سوزِ سرما چشماش سرخ شده بود😞. از چهرهاش معلوم بود که خیلی حالش ناجوره😢؛ اما رفت وضوگرفت☺️
تا نماز بخونه.گفتم👌: شما حالت خوب نیست😒، لااقل یه دوش بگیر، یه غذایی بخور🍚، بعد نماز بخون😒. سرِ سجاده ایستاد، نگاهی بهم کرد و گفت☺️☝️: من خودم رو با عجله رسوندم خونه تا نماز اول وقت بخونم... کنارش ایستادم😣. حس میکردم هر لحظه ممکنه بیفته زمین🙁. برا همین تا آخر نماز کنارش ایستادم تا اگه خواست بیفته، بگیرمش☹️. #محمدابراهیم حتی در اون شرایط سخت هم حاضر نشد نمازِ اول وقت رو از دست بده...👌☺️❤️
📌خاطره ای از زندگی سردار #شهیدمحمّدابراهیمهمّت
📚منبع: یادگاران«کتاب همت» صفحه56 به روایت همسرشهید
#شهیدهمت #نماز_اول_وقت #تقوا
#التماس_دعا🌹
🌱🌈🌸
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌱🌈🌸
•|... ﷽... •
سیره عملے #شهیدهمت☺️👇
#حاجهمّت پيش از آن كه يك فرمانده نظامى باشد✌️، يك عنصر ايمانى و فرهنگى بود.👌
#حاجى معتقد بود كه جنگ ما بر اساس اعتقاد بوده🍃 و اگر بنا است بين آموزش نظامی و عقيدتى به يكى بيشتر ارزش بدهيم آن آموزش عقيدتى است.👌 قبل از عمليات والفجر 4، وقتى لشكر در اردوگاه شهيد بروجردى بود🍃، به من مىگفت: »حاج آقا! بچهها را جمع كنيد☺️ و برايشان كلاس عقيدتى بگذاريد😊.« يكبار ديگر به من گفت:«من در اين عمليات روى آموزش عقيدتى بيشتر از آموزش نظامى حساب مىكنم.»😉✌️
واقعيت اين بود كه در عمليات والفجر 4، تنها چيزى كه مىتوانست بچهها را به
بالاى ارتفاعات «كانى مانگا» برساند،☝️ اعتقاد و ايمان آنان بود👌☺️. دشمن در بالاى كوه، استحكامات قوى و وسايل زرهى داشت و ما بايد با دست خالى بر آنان غلبه
مىكرديم☹️. در آن عمليات، كارهاى سختتر بر عهده گردانهايى گذاشته شده بود🙂
كه از نظر روحى وضعيت بهترى داشتند (مثلاً بيشتر نيروهايشان اهل نماز شب
بودند)☺️ اين سياست ايشان موفقيتآميز بود و توانستيم ارتفاعات كانىمانگا را بادست خالى بگيريم.✌️😍
خلاصه آن كه او اوّل يك نيروى عقيدتى و فرهنگى بود تا يك فرمانده نظامى.☺️❤️
#شهیدمحمدابراهیمهمت❤️
🌱🌈🌸
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌱🌈🌸
•|... ﷽... •
🔴یکے از اصلیترین رموزِ موفقیتِ #شهیدهمت👇
سرتاپاش خاکے ، و از سوزِ سرما چشماش سرخ شده بود😞. از چهرهاش معلوم بود که خیلی حالش ناجوره😢؛ اما رفت وضوگرفت☺️
تا نماز بخونه.گفتم: شما حالت خوب نیست😒، لااقل یه دوش بگیر، یه غذایی بخور🍚، بعد نماز بخون. سرِ سجاده ایستاد، نگاهی بهم کرد و گفت: من خودم رو با عجله رسوندم خونه تا نماز اول وقت بخونم☺️... کنارش ایستادم. حس میکردم هر لحظه ممکنه بیفته زمین. برا همین تا آخر نماز کنارش ایستادم تا اگه خواست بیفته، بگیرمش☹️. #محمدابراهیم حتی در اون شرایط سخت هم حاضر نشد نمازِ اول وقت رو از دست بده...
📌خاطره ای از زندگی سردار #شهیدمحمّدابراهیمهمّت
📚منبع: یادگاران«کتاب همت» صفحه56 به روایت همسرشهید🌹
#شهیدهمت #نماز_اول_وقت✨
🌱🌈🌸
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌱🌈🌸
•|... ﷽... •
#شهید_همت
مگــر ما در اسلام؛مسألهای به نام ڪُرد و فارس؛یا شیعه و سنی داریم⁉️ملاک برتری در مکتب ما؛فقط و فقط،تقوا است و بس😊☝️
#شهیدمحمدابراهیمهمت
🌱🌈🌸
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌱🌈🌸
•|... ﷽... •
#مرد_تنها
در مدتی كه #همت در مدارس تدریس میكرد، فعالیت های سیاسی خود را نیز ادامه میداد☝️. این فعالیت ها عبارت بودند از: سخنرانی🎤، آگاهی اذهان دانشآموزان، معلمان و…
یكی از این سخنرانیها در دبیرستان «سپهر» انجام شد. #همت كه ترس در وجودش راهی نداشت🙂، در حیاط مدرسه سخنرانی تند و داغی ایراد كرد و این موجب شد تا كسانی كه پای صحبت او نشسته بودند، یكی یكی از ترس متفرق شوند😐🏃. تا اینكه #همت دید تنها مانده است👀. در همین وقت، متوجه شد اطراف مدرسه پر از مأمورین شاه است كه می خواهند بریزند و او را دستگیر كنند.👮♀
تا آن روز، به رغم تلاشهای پیگیر مأموران برای دستگیری او، به دام آنها نیفتاده بود✌️. اینبار هم با زیركی تمام سعی كرد تا از چنگالشان فرار كند. به همین خاطر، قبل از این كه مأموران حملهور شوند، به سرعت دوید و خود را به پشت درختان رساند و از مهلكه گریخت.👀🏃
مأموران پس از آنكه متوجه فرار او شدند، تعقیبش كردند ولی #همت بلافاصله از شهر خارج شد و به طرف یاسوج و شهرهای اطراف رفت.در حدود بیست روز آفتابی نشد و مأموران ناامید، به خانه هجوم آوردند😕 ولی چون نام #ابراهیم را نمیدانستند، به جای او برادرش را طلب كردند. وقتی «حبیبالله» روبهروی آنان قرار گرفت،دیدند كه باز هم نتوانستهاند به مقصود خود برسند و به این ترتیب، برای چندمین بار #حاجهمت از دست آنان گریخت.😊✌️
راوی :ولیالله همت
#شهیدمحمدابراهیمهمت #شهیدانه #دفاع_مقدس #چشم_مجنون
🌱🌈🌸
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
سر سجاده نشسته بود. #ابراهيم تا میفهميد نمازش تمام شده، ميآمد كنارش مینشست😊 و ميگفت «مادر! حالا نماز بگو، منم یاد بگیرم.»☺️
چهار زانو مےشد و دستهای #ابراهيم را در دستانش ميگرفت. نگاههای #ابراهيم به لبهاي او خيره میشد. كلام به كلام ميےگفت و او تكرار ميكرد.👌 يواش يواش، چشم در چشم هم، آيه به آيه مےخواندند، تا اين كه او ساكت ميشد و #ابراهيم ادامه ميداد.✨
#شهیدمحمدابراهیمهمت
#فرمانده_دلهــا
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f