eitaa logo
- تامیلا -
1.2هزار دنبال‌کننده
628 عکس
119 ویدیو
10 فایل
برایَم از دریایی بگو که رگهای آبیِ زیر پوستت به آنجا می‌ریزند ؛ - .. آدمیزاد طومارِ طولانیِ انتظار است . . ؛ 🌛 وَ تامیلا هم‌تعریفِ بخشش است ، بخششِ بغض‌های بلعیده شده ..
مشاهده در ایتا
دانلود
- تامیلا -
[ با‌تاخیر، به‌جا‌مونده‌از‌نماز‌عید‌فطر ]
من‌آخرین‌سفری‌که‌به‌مشهد‌داشتم، [ یعنی‌همین‌جا* ] پراز‌اتفاق‌بود‌برام، پر‌از‌داستان‌، پر‌از‌نشونه. در‌حین‌همین‌سفر‌بود‌‌که‌طیِ‌یه‌سری‌ ‌اتفاقات‌، و‌موضوعات‌‌از‌مجازی‌رفتم. و‌هیچوقت‌نشد‌‌که‌‌داستان‌های‌این‌سفرِ‌ پر‌از‌ماجرام‌رو‌تعریف‌کنم‌و‌عکس‌ها‌رو‌اینجا‌بزارم. حالا‌اما؛ تصمیم‌گرفتم‌بیام‌و‌براتون‌بگم.‌ و‌دلم‌میخواد‌اینجا‌نقل‌بشه، و‌اینجا‌بمونه* اگر‌موافق‌باشید‌پلن‌‌پلن‌، ‌هر‌شب‌براتون‌روایت‌میکنم*
- و‌ناگهان، ‌هوس‌کردم‌‌‌آن‌چای‌نباتِ‌حرم‌را.
تویِ‌این‌مدت‌‌و‌بعد‌از‌اتفاقاتی‌که‌برام‌افتاد ‌شب‌ها‌که‌میخوابم، بدنم‌در‌حالت‌تدافعیه.‌ انگار‌قراره‌حمله‌ای‌بهش‌بشه، یا‌قراره‌حمله‌ای‌رو‌دفع‌کنه.‌ مرز‌ِبین‌خواب‌و‌بیداری، کابوس‌و‌کابوس‌. نمیدونم، ولی‌میدونم‌تویِ‌‌این‌تایم‌واقعا‌ به‌اندازه‌یِ‌۲‌ساعت، درست‌نتونستم‌بخوابم.‌ آدمیزادِ‌طفلکی، با‌این‌همه‌رنج‌همچنان‌‌زنده‌ای، میبینی؟
از‌تک‌تک‌کسایی‌که‌ابزاری‌نگاهم‌میکنن، متنفرم.
حق‌با‌جنابِ‌شجریان‌بود : سرنوشت‌را‌باید‌از‌سر، ‌نوشت.
- تامیلا -
- بابا‌‌که‌حالش‌خوبه‌انگار‌تمومِ‌دنیا‌مال‌منه.
امروز‌‌که‌داشتم‌با، ‌بابا‌‌حرف‌میزدم نگاهش‌افتاد‌به‌اون‌تار‌مویِ‌ سفید‌ِکنار‌شقیقه‌م‌و‌زل‌زد‌به‌‌چشمام‌و‌ گفت‌: [ چقدر‌بزرگ‌شدی‌تو، کِی‌انقدر‌قوی‌شدی‌ که‌من‌ندیدم؟ انگار‌نه‌انگار‌همین‌ دیروز‌‌یه‌دختر‌کوچولو‌بودی، ‌داری‌‌پیر‌میشیا. ] اره‌بابا، دختر‌کوچولویِ‌طفلکیت‌داره‌پیر‌میشه ولی‌تو‌‌پیر‌نشو‌‌بابا، تو‌جوون‌بمون. تو‌بمون، چون‌تنها‌آدم‌ِ‌امنه‌‌زندگیِ‌ دختر‌کوچولوتی♥.
من‌نمیگم‌دوسِت‌دارم، به‌جاش‌برات‌ غذا‌میپزم.
معده‌ی‌عزیزم؛ ممنون‌که‌بلاخره‌کار‌خودتو‌کردی.
- تامیلا -
0:58
این‌خیلی‌برام‌ارزشمنده.