eitaa logo
ادبخانه
3.5هزار دنبال‌کننده
856 عکس
361 ویدیو
67 فایل
🌍ادبخانه موسسه فرهنگی هنری ایلیا ترنج 🔶ادبخانه، دانشخانه مجازی ادبیات و آیین است. در این سرای دانش، بُن مایه های شعر وادبیات ، پژوهش های ادبی، آیینی و....را می توان یافت. 🔷آیدی مدیر (صادق خیری) جهت تبلیغات: @Sadeghkheyri
مشاهده در ایتا
دانلود
سلسله قاجار: از آقامحمدخان تا فاجعه چشم خانه کرمان | روایت تاریخ - دکتر ایلیا (حسین محمدی مبارز) کامل فیلم 👇 https://youtu.be/Fu7xkywOy5I
۱۳۵ صد بار بدی کردی و پنداشتی‌ اَش نیک نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردی؟! نجات اصفهانی(۱۱۲۲ ه.ق) @adabkhane
هدایت شده از ادبخانه
۳ همه عیب خلق دیدن،نه مروت است و مردی نگهی به خویشتن کن، که تو هم گناه داری (ق. هفتم هجری) @adabkhane
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 در ایران ۱۴۰۴ 🔻چند برداشت آزاد از اشعار سعدی با استفاده از هوش مصنوعی ۳ @adabkhane🎓
۱۳۶ سُبحه بر کف، توبه بر لب، دل پُر از شوق گناه معصیت را خنده می‌آید ز استغفار ما قدسی مشهدی(یازدهم ه.ق) @adabkhane 🌱
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۷ یا ؟ 🎥 جدال جالب شیخ بهایی👳‍♂ با شاه عباس👑 @adabkhane💌
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتظار امام زمان ای کاش تنها عاشق زار تو باشم ای یوسف زهرا خریدار تو باشم هر لحظه از عمرم به دنبال تو بودم تا لایق یک لحظه دیدار تو باشم بی تو فقط آشفتگی سهم دلم شد آقای من بگذار بیمار تو باشم سربازی تو آرزویم بوده و هست دیگر نمی خواهم که سربار تو باشم دنیا اسیرم کرده اما دوست دارم تا لحظه‌ی مردن گرفتار تو باشم کی می‌شود ای آنکه شرح «هل اتا»یی مهمان یک خرمای افطار تو باشم # با واژه‌های ناحیه آتش گرفتم تا هم‌نوای آه غمبار تو باشم https://eitaa.com/gaeinishear133
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
؟ در لغت به معنی عاریت گرفتن است و استعمال کلمه‌ای در غیر معنی حقیقی خودش به منظور تشبیه. در واقع، می‌توان چنین گفت که استعاره همان تشبیه است که در آن، یکی از طرفین تشبیه (مشبه و مشبه‌به) حذف شده است. به عبارت بهتر، در استعاره کلمه‌ای را به جای کلمه‌ای دیگر قرار می‌دهیم به این شرط که مشابهت داشته باشند. یکی از دلایل استفاده از استعاره، تکراری شدن تشبیهات مختلف و رایج آن بین عامه‌ی مردم است. از معروف‌ترین انواع آرایه‌ی استعاره می‌توان به استعاره‌ی مصرحه و استعاره‌ی مکنیه اشاره کرد. واژه‌ی «مصرّحه» مؤنث مصرح به معنی تصریح شده و روشن و آشکار و بی‌پرده است. در استعاره‌ی مصرحه، «مشبه» حذف می‌شود و به جای آن «مشبهٌ به» قرار می‌گیرد. بیت زیر از حافظ را در نظر بگیرید: بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد در مصراع اول بیت بالا سه کلمه‌ی «بت»، «گل» و «سنبل» استعاره‌ی مصرحه هستند. شاعر، معشوق را به بت تشبیه کرده که پرستیدنی است. چهره‌ی معشوق را از نظر زیبایی به گل تشبیه کرده و موی معشوق را به سنبل تشبیه کرده که مانند سایبانی روی صورت قرار گرفته است. بنابراین، با توجه به این‌که مشبه حذف شده، استعاره‌ی مصرحه از معشوق، استعاره‌ی مصرحه از چهره‌ی معشوق، و استعاره‌ی مصرحه از زلف یار است. واژه‌ی «مکنیه» به معنی کنیه ‌داده ‌شده است؛ دقیقاً برعکس معنی واژه‌ی مصرح. همان‌طور که حدس زده‌اید، در استعاره‌ی مکنیه، برعکس استعاره‌ی مصرحه، «مشبه‌به» حذف می‌شود. اما نکته‌ای اینجا وجود دارد و آن این است که در استعاره‌ی مکنیه قرینه‌ای برای مشخص کردن مشبه وجود دارد. عطار در تذکرةالاولیا در ذکر بایزید بسطامی چنین می‌نویسد: به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده بود. چنان‌که پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو می‌شد. همان‌طور که می‌بینیم، عشق به باران تشبیه شده و خود مشبه‌به که باران باشد، نیامده است. بنابراین، استعاره‌ی مکنیه داریم. کانال آموزش عروض و قافیه و... سید محمدرضا شمس (ساقی) https://eitaa.com/arozghafie
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
؟ در لغت به معنی «راه گذر و گذشتن» است و در اصطلاح ادبی، استعمال کلمه‌ای در غیر معنی حقیقی خود است که از جهتی مناسبت با معنی اصلی داشته باشد. در واقع، در برابر قرار می‌گیرد. بنابراین، می‌توانیم چنین بگوییم که هرگاه کلمه‌ای را در معنا به جای کلمه‌‌ی دیگری بیاوریم، «صنعت مَجاز» به‌کار برده‌ایم و نقش ویژه‌ای در خیال‌انگیز شدن شعر یا متن ادبی ایجاد کرده‌ایم. دقت کنید که نمی‌توانیم هر کلمه‌ای را جایگزین کلمه‌ای دیگر کنیم و بگوییم مَجاز است. باید رابطه‌ای وجود داشته باشد که این جایگزینی را توجیه کند. به این رابطه در اصطلاح ادبی «علاقه‌ی مَجاز» می‌گوییم. ادبا علاقه‌های مجاز را در دسته‌های مختلفی بیان کرده‌اند که در ادامه، به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم: به علاقه‌ی جزئیه : در این «جزئی از یک شیء به‌جای کلّ» آن به کار می‌رود. مثلاً وقتی می‌گوییم «سرتان سلامت»، از را به‌‌جای آن استعمال کرده‌ایم و می‌گوییم «سر» از «بدن» است به یا . در بیت زیر از نظامی، بیت از شعر، به «علاقه‌ی جزء به کلّ» است: به یاد روی شیرین بیت می‌گفت چو آتش تیشه می‌زد کوه می‌سفت به علاقه‌ی کلیه : برعکس است و کل یک شیء به‌جای جزئی از آن به‌کار می‌رود. در بیت زیر از مسعود سعد سلمان، منظور از «آب سر»، همان «آب چشم» است و مَجاز از به است: آب صافی شده است خون دلم خون تيره شده است آب سرم به علاقه‌ی محلیه : در «مجاز به علاقه‌ی محلیه»، محلّ چیزی را به‌جای خود آن به‌کار می‌بریم. مثلاً در بیت زیر از سعدی، «سر» که محل تفکر و عزم و اراده است به‌کار رفته است: سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی به علاقه‌ی حالیه : در «مجاز به علاقه‌ی حال»، را بیان می‌کنیم و منظورمان است. در بیت زیر از حافظ، «می» از «ظرف می» است: گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین روز غلام است به علاقه‌ی سببیه : در «مجاز به علاقه‌ی سببیه»، چیزی را به جای «خود آن چیز» به‌کار می‌بریم. در بیت زیر از عطار، «بازو» و علت نیرو و قدرت، و از آن است: خسروی كارگدایی كی بوَد این به بازوی چو مایی كی بوَد به علاقه‌ی لازمیه : در این ، چیزی را به‌جای چیزی دیگر به کار می‌بریم که همراهی دائمی با آن دارد. در بیت زیر از مولوی، مجاز با «علاقه‌ی لازميه» از و است: گر نبندی زين سخن تو حلق را آتشی گيرد بسوزد خلق را به علاقه‌ی آلیه : در «مجاز به علاقه‌ی آلیه»، ابزار (به ویژه اندام‌های بدن) را به‌جای که با آن انجام می‌شود به‌کار می‌بریم. در بیت زیر از سعدی، «زبان» از «سخن گفتن» است: برآشفت عابد که خاموش باش تو مرد زبان نیستی گوش باش در مجموع می‌توان چنین گفت که خود نوعی است و «علاقه‌ی مَجاز» همان است. کانال آموزش عروض و قافیه و... سید محمدرضا شمس (ساقی) https://eitaa.com/arozghafie