#شاه_بیت ۱۳۶
سُبحه بر کف، توبه بر لب، دل پُر از شوق گناه
معصیت را خنده میآید ز استغفار ما
قدسی مشهدی(یازدهم ه.ق)
@adabkhane 🌱
هدایت شده از اشعار آیینی روحالله گایینی
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتظار امام زمان
ای کاش تنها عاشق زار تو باشم
ای یوسف زهرا خریدار تو باشم
هر لحظه از عمرم به دنبال تو بودم
تا لایق یک لحظه دیدار تو باشم
بی تو فقط آشفتگی سهم دلم شد
آقای من بگذار بیمار تو باشم
سربازی تو آرزویم بوده و هست
دیگر نمی خواهم که سربار تو باشم
دنیا اسیرم کرده اما دوست دارم
تا لحظهی مردن گرفتار تو باشم
کی میشود ای آنکه شرح «هل اتا»یی
مهمان یک خرمای افطار تو باشم
#
با واژههای ناحیه آتش گرفتم
تا همنوای آه غمبار تو باشم
#روحالهگایینی
#حاجمحمدرضاطاهری
https://eitaa.com/gaeinishear133
#استعاره_چیست؟
#استعاره در لغت به معنی عاریت گرفتن است و استعمال کلمهای در غیر معنی حقیقی خودش به منظور تشبیه. در واقع، میتوان چنین گفت که استعاره همان تشبیه است که در آن، یکی از طرفین تشبیه (مشبه و مشبهبه) حذف شده است. به عبارت بهتر، در استعاره کلمهای را به جای کلمهای دیگر قرار میدهیم به این شرط که مشابهت داشته باشند. یکی از دلایل استفاده از استعاره، تکراری شدن تشبیهات مختلف و رایج آن بین عامهی مردم است.
از معروفترین انواع آرایهی استعاره میتوان به استعارهی مصرحه و استعارهی مکنیه اشاره کرد.
#استعارهی_مصرحه
واژهی «مصرّحه» مؤنث مصرح به معنی تصریح شده و روشن و آشکار و بیپرده است. در استعارهی مصرحه، «مشبه» حذف میشود و به جای آن «مشبهٌ به» قرار میگیرد. بیت زیر از حافظ را در نظر بگیرید:
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
در مصراع اول بیت بالا سه کلمهی «بت»، «گل» و «سنبل» استعارهی مصرحه هستند. شاعر، معشوق را به بت تشبیه کرده که پرستیدنی است. چهرهی معشوق را از نظر زیبایی به گل تشبیه کرده و موی معشوق را به سنبل تشبیه کرده که مانند سایبانی روی صورت قرار گرفته است. بنابراین، با توجه به اینکه مشبه حذف شده، #بت استعارهی مصرحه از معشوق، #گل استعارهی مصرحه از چهرهی معشوق، و #سنبل استعارهی مصرحه از زلف یار است.
#استعارهی_مکنیه
واژهی «مکنیه» به معنی کنیه داده شده است؛ دقیقاً برعکس معنی واژهی مصرح. همانطور که حدس زدهاید، در استعارهی مکنیه، برعکس استعارهی مصرحه، «مشبهبه» حذف میشود. اما نکتهای اینجا وجود دارد و آن این است که در استعارهی مکنیه قرینهای برای مشخص کردن مشبه وجود دارد. عطار در تذکرةالاولیا در ذکر بایزید بسطامی چنین مینویسد:
به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو میشد.
همانطور که میبینیم، عشق به باران تشبیه شده و خود مشبهبه که باران باشد، نیامده است. بنابراین، استعارهی مکنیه داریم.
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
#مَجاز_چیست؟
#مَجاز در لغت به معنی «راه گذر و گذشتن» است و در اصطلاح ادبی، استعمال کلمهای در غیر معنی حقیقی خود است که از جهتی مناسبت با معنی اصلی داشته باشد. در واقع، #مَجاز در برابر #حقیقت قرار میگیرد. بنابراین، میتوانیم چنین بگوییم که هرگاه کلمهای را در معنا به جای کلمهی دیگری بیاوریم، «صنعت مَجاز» بهکار بردهایم و نقش ویژهای در خیالانگیز شدن شعر یا متن ادبی ایجاد کردهایم.
دقت کنید که نمیتوانیم هر کلمهای را جایگزین کلمهای دیگر کنیم و بگوییم مَجاز است. باید رابطهای وجود داشته باشد که این جایگزینی را توجیه کند. به این رابطه در اصطلاح ادبی «علاقهی مَجاز» میگوییم. ادبا علاقههای مجاز را در دستههای مختلفی بیان کردهاند که در ادامه، به برخی از آنها اشاره میکنیم:
#مَجاز به علاقهی جزئیه :
در این #مَجاز «جزئی از یک شیء بهجای کلّ» آن به کار میرود. مثلاً وقتی میگوییم «سرتان سلامت»، #جزئی از #بدن را بهجای #کلّ آن استعمال کردهایم و میگوییم «سر» #مجاز از «بدن» است به #علاقهی_جزء_به_کلّ یا #علاقهی_جزئیه. در بیت زیر از نظامی، بیت #مَجاز از شعر، به «علاقهی جزء به کلّ» است:
به یاد روی شیرین بیت میگفت
چو آتش تیشه میزد کوه میسفت
#مَجاز به علاقهی کلیه :
#علاقهی_کلیه برعکس #علاقهی_جزئیه است و کل یک شیء بهجای جزئی از آن بهکار میرود. در بیت زیر از مسعود سعد سلمان، منظور از «آب سر»، همان «آب چشم» است و #سر مَجاز از #چشم به #علاقهی_کلیه است:
آب صافی شده است خون دلم
خون تيره شده است آب سرم
#مَجاز به علاقهی محلیه :
در «مجاز به علاقهی محلیه»، محلّ چیزی را بهجای خود آن بهکار میبریم. مثلاً در بیت زیر از سعدی، «سر» که محل تفکر و عزم و اراده است بهکار رفته است:
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
#مَجاز به علاقهی حالیه :
در «مجاز به علاقهی حال»، #حال را بیان میکنیم و منظورمان #محل است. در بیت زیر از حافظ، «می» #مَجاز از «ظرف می» است:
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
#َمجاز به علاقهی سببیه :
در «مجاز به علاقهی سببیه»، #سبب چیزی را به جای «خود آن چیز» بهکار میبریم. در بیت زیر از عطار، «بازو» #سبب و علت نیرو و قدرت، و #مجاز از آن است:
خسروی كارگدایی كی بوَد
این به بازوی چو مایی كی بوَد
#مَجاز به علاقهی لازمیه :
در این #مجاز، چیزی را بهجای چیزی دیگر به کار میبریم که همراهی دائمی با آن دارد. در بیت زیر از مولوی، #حلق مجاز با «علاقهی لازميه» از #دهان و #زبان است:
گر نبندی زين سخن تو حلق را
آتشی گيرد بسوزد خلق را
#مَجاز به علاقهی آلیه :
در «مجاز به علاقهی آلیه»، ابزار (به ویژه اندامهای بدن) را بهجای #کاری که با آن #ابزار انجام میشود بهکار میبریم. در بیت زیر از سعدی، «زبان» #مَجاز از «سخن گفتن» است:
برآشفت عابد که خاموش باش
تو مرد زبان نیستی گوش باش
در مجموع میتوان چنین گفت که #استعاره خود نوعی #مجاز است و «علاقهی مَجاز» همان #مشابهت است.
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
#کنایه_چیست؟
#کنایه یا #کنایت در مقابل #صراحت قرار دارد و در لغت به معنی «پوشیده سخن گفتن» است و در اصطلاح ادبی گفتن لفظی یا سخنی است که بر غیر معنی اصلی خودش دلالت کند.
مثلاً گاهی گوینده میخواهد منظوری را برساند، اما به دلایلی نمیخواهد آن را بهصورت مستقیم و آشکارا بیان کند. در این مواقع چیزی را بیان میکند که در ظاهر معنای دیگری دارد، اما بهطور غیرمستقیم هدف و منظور گوینده را بیان میکند.
برای نشان دادن #آرایهی_کنایه به زبان ساده، مثالی از حافظ را میخوانیم:
برو از خانهی گردون بهدر و نان مطلب
كاين سیهکاسه به آخر بكشد مهمان را
#سيهكاسه: كنايه از #بخیل مىباشد.
مثالی دیگر از حافظ: 👇
ز مشکلات طریقت، عنان متاب ای دل
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
#عنانتاباندن: کنایه از #رویبرگرداندن و #سرپیچی. معنی نزدیک اشاره به #عنان_اسب دارد که معنای دور آن را به راحتی به ذهن متبادر میکند.
عابدانی که روی بر خلقاند پشت بر قبله میکنند نماز
در این شعر «روی بر خلق کردن» و «پشت بر قبله کردن» هر دو #کنایه است از #ریاکاری و از خدا به خلق پرداختن.
#کنایه را نیز مانند #استعاره نوعی #مجاز دانستهاند. گاهی تشخیص #کنایه از #مجاز دشوار است. برای تفاوت قائل شدن بین #مجاز و #کنایه، دقت کنید که در مجاز فقط یکی از دو معنی میتواند درست باشد. اما در کنایه، هر دو معنی میتوانند درست باشند.
یکی دیگر از تفاوتها این است که در #مجاز کلمات را در معنایی دیگر بهکار میبریم، اما در #کنایه کلمات معنی حقیقی خود را دارند و ترکیب آنها با ساختار کلام است که معنی را میرساند.
احتمالاً #کنایهی «دسته گل به آب دادن» را شنیدهاید که به معنی «اشتباهی بزرگ کردن» است. اینجاست که هم #کنایه و هم معنای آن صحیح هستند، اما مقصود گوینده، اشاره به «اشتباه کردن است نه دسته گل».
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
هدایت شده از آموزش عروض و قافیه و...
#واج_آرایی_چیست؟
واج آرایی یکی از آرایههای رایج در زبان و ادبیات فارسی است که باعث گوشنوازتر شدن کلام میشود. برای درک بهتر معنی #واج_آرایی، به معنای دو بخش کلمه به صورت مستقل میپردازیم.
#واج: واجها کوچکترین عناصر آوایی زبان هستند که معنا ندارند اما میتوانند تمایز معنایی ایجاد کنند. بهطور مثال (ما) از دو #واج (م) و (ا) تشکیل شده است.
#آرایی: از مصدر آراستن به معنای زینت دادن و آباد کردن و نظم دادن است.
پس میتوانیم بگوییم که واج آرایی به معنای زینت و سر و سامان دادن به واجهای حاضر در واژه است.
تفاوت واج و حرف :
#واج، کوچکترین واحد صوتی یا گفتاری زبان است و حروف الفبا، شکل مکتوب یا نوشتاری واجها هستند.
در زبان فارسی با وجود 33 حرف الفبا، تنها 29 واج وجود دارد. باید توجّه داشت که رابطهی یک به یک بین واجها و حروف وجود ندارد :
برای برخی از واجها هیچ حرفی وجود ندارد : مصوّتهای کوتاه (یعنی نوشته نمیشوند و ما برای آن ها علامتهای « -َ / -ِ / -ُ » که همان (فتحه ، کسره ، ضمه) است را وضع کردهایم تا بتوانیم آنها را نشان دهیم)
برای برخی از حرفها هیچ واج (گفتاری) وجود ندارد؛ مانند: خواهر=خاهر («و» حرف معدوله است، یعنی در گذشته تلفّظ میشده است امّا امروزه از گفتار عدول کرده و تلفّظ نمیشود.)
واج آرایی چه نوع آرایهای است؟
در درسنامهی #آرایههای_ادبی گفتیم که آرایههای ادبی را میتوان به دو بخش لفظی و معنوی تقسیم کرد و حال اشاره میکنیم که واجآرایی، یک آرایهی لفظی است.
به زبان ساده، واج آرایی به تکرار بیش از حد چندین صامت یا مصوت گفته میشود، به صورتیکه این تکرارها به زیبایی و اثرگذاری شعر کمک کنند. نام دیگر این آرایه، (نغمهی حروف) است که بسیاری از شاعران گاه خواسته و گاه ناخواسته در اشعار خود از آن استفاده میکنند.
یکی از مثالهای معروف واجآرایی حروف در بیت زیر از منوچهری دامغانی است؛
خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
باد خنک از جانب خوارزم وزان است
در این بیت بیشترین واجی که به گوش میرسد «خ» و «ز» است.
روش تشخيص واج آرایی:
این آرایه چون حالت لفظی دارد پیدا کردن آن چندان دشوار نیست. میتوان آن را از راه دیدن حروف و یا شنوایی تشخیص داد.
در نظر داشته باشید، برای اینکه واج آرایی در بیتی تایید شود باید حداقل 3 واج تکرار شوندهی همآوا در آن بیت وجود داشته باشد.
در بیت زیر، واج آرایی در حرف «ش» میباشد:
شباست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی
غنیمت است چنین شب که دوستان بینی
سعدی
در بیتهای زیر، واج آرایی در حرف «آ» میباشد:
ملکا ، مها ، نگارا ، صنما ، بتا ، بهارا
متحیرم ندانم که تو خود چه نام داری
سعدی
یار مرا ، غار مرا ، عشق جگرخوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
مولوی
در بیت زیر، واج آرایی در حرف «س» میباشد:
رشتهی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار
دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
حافظ
در بیت زیر، واج آرایی در حرف «خ» میباشد:
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز
حافظ
#نکته : باید توجه داشته باشیم که واج آرایی به غیر از حروف با حرکات هم امکان پذیر است، اما موسیقی برخاسته از واج آرایی حروف رساتر و زیباتر است. در بیت زیر واج آرایی مصوت کوتاه کسره را میتوان دید.
خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل
باز دارد پیادهِ را زِ سبیل
سعدی
#نکته: آنچه در تشخیص #واج_آرایی مورد اهمیت است، تلفظ و آوای کلمات است نه شکل املایی واژه. یعنی اگر در بیتی چهار واج «ز» شنیده شود ممکن است به 4 حالت نوشتاری (ز، ذ، ظ، ض) باشد و این موضوع مشکلی در واج آرایی بهوجود نمیآورد.
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie