#شاه_بیت ۱۳۵
صد بار بدی کردی و پنداشتی اَش نیک
نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردی؟!
نجات اصفهانی(۱۱۲۲ ه.ق)
@adabkhane ✨
هدایت شده از ادبخانه
#شاه_بیت ۳
همه عیب خلق دیدن،نه مروت است و مردی
نگهی به خویشتن کن، که تو هم گناه داری
#سعدی (ق. هفتم هجری)
@adabkhane
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #سعدی در ایران ۱۴۰۴
🔻چند برداشت آزاد از اشعار سعدی با استفاده از هوش مصنوعی
#هوش_مصنوعی ۳
@adabkhane🎓
#شاه_بیت ۱۳۶
سُبحه بر کف، توبه بر لب، دل پُر از شوق گناه
معصیت را خنده میآید ز استغفار ما
قدسی مشهدی(یازدهم ه.ق)
@adabkhane 🌱
هدایت شده از اشعار آیینی روحالله گایینی
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتظار امام زمان
ای کاش تنها عاشق زار تو باشم
ای یوسف زهرا خریدار تو باشم
هر لحظه از عمرم به دنبال تو بودم
تا لایق یک لحظه دیدار تو باشم
بی تو فقط آشفتگی سهم دلم شد
آقای من بگذار بیمار تو باشم
سربازی تو آرزویم بوده و هست
دیگر نمی خواهم که سربار تو باشم
دنیا اسیرم کرده اما دوست دارم
تا لحظهی مردن گرفتار تو باشم
کی میشود ای آنکه شرح «هل اتا»یی
مهمان یک خرمای افطار تو باشم
#
با واژههای ناحیه آتش گرفتم
تا همنوای آه غمبار تو باشم
#روحالهگایینی
#حاجمحمدرضاطاهری
https://eitaa.com/gaeinishear133
#استعاره_چیست؟
#استعاره در لغت به معنی عاریت گرفتن است و استعمال کلمهای در غیر معنی حقیقی خودش به منظور تشبیه. در واقع، میتوان چنین گفت که استعاره همان تشبیه است که در آن، یکی از طرفین تشبیه (مشبه و مشبهبه) حذف شده است. به عبارت بهتر، در استعاره کلمهای را به جای کلمهای دیگر قرار میدهیم به این شرط که مشابهت داشته باشند. یکی از دلایل استفاده از استعاره، تکراری شدن تشبیهات مختلف و رایج آن بین عامهی مردم است.
از معروفترین انواع آرایهی استعاره میتوان به استعارهی مصرحه و استعارهی مکنیه اشاره کرد.
#استعارهی_مصرحه
واژهی «مصرّحه» مؤنث مصرح به معنی تصریح شده و روشن و آشکار و بیپرده است. در استعارهی مصرحه، «مشبه» حذف میشود و به جای آن «مشبهٌ به» قرار میگیرد. بیت زیر از حافظ را در نظر بگیرید:
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایبان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
در مصراع اول بیت بالا سه کلمهی «بت»، «گل» و «سنبل» استعارهی مصرحه هستند. شاعر، معشوق را به بت تشبیه کرده که پرستیدنی است. چهرهی معشوق را از نظر زیبایی به گل تشبیه کرده و موی معشوق را به سنبل تشبیه کرده که مانند سایبانی روی صورت قرار گرفته است. بنابراین، با توجه به اینکه مشبه حذف شده، #بت استعارهی مصرحه از معشوق، #گل استعارهی مصرحه از چهرهی معشوق، و #سنبل استعارهی مصرحه از زلف یار است.
#استعارهی_مکنیه
واژهی «مکنیه» به معنی کنیه داده شده است؛ دقیقاً برعکس معنی واژهی مصرح. همانطور که حدس زدهاید، در استعارهی مکنیه، برعکس استعارهی مصرحه، «مشبهبه» حذف میشود. اما نکتهای اینجا وجود دارد و آن این است که در استعارهی مکنیه قرینهای برای مشخص کردن مشبه وجود دارد. عطار در تذکرةالاولیا در ذکر بایزید بسطامی چنین مینویسد:
به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو میشد.
همانطور که میبینیم، عشق به باران تشبیه شده و خود مشبهبه که باران باشد، نیامده است. بنابراین، استعارهی مکنیه داریم.
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie
#مَجاز_چیست؟
#مَجاز در لغت به معنی «راه گذر و گذشتن» است و در اصطلاح ادبی، استعمال کلمهای در غیر معنی حقیقی خود است که از جهتی مناسبت با معنی اصلی داشته باشد. در واقع، #مَجاز در برابر #حقیقت قرار میگیرد. بنابراین، میتوانیم چنین بگوییم که هرگاه کلمهای را در معنا به جای کلمهی دیگری بیاوریم، «صنعت مَجاز» بهکار بردهایم و نقش ویژهای در خیالانگیز شدن شعر یا متن ادبی ایجاد کردهایم.
دقت کنید که نمیتوانیم هر کلمهای را جایگزین کلمهای دیگر کنیم و بگوییم مَجاز است. باید رابطهای وجود داشته باشد که این جایگزینی را توجیه کند. به این رابطه در اصطلاح ادبی «علاقهی مَجاز» میگوییم. ادبا علاقههای مجاز را در دستههای مختلفی بیان کردهاند که در ادامه، به برخی از آنها اشاره میکنیم:
#مَجاز به علاقهی جزئیه :
در این #مَجاز «جزئی از یک شیء بهجای کلّ» آن به کار میرود. مثلاً وقتی میگوییم «سرتان سلامت»، #جزئی از #بدن را بهجای #کلّ آن استعمال کردهایم و میگوییم «سر» #مجاز از «بدن» است به #علاقهی_جزء_به_کلّ یا #علاقهی_جزئیه. در بیت زیر از نظامی، بیت #مَجاز از شعر، به «علاقهی جزء به کلّ» است:
به یاد روی شیرین بیت میگفت
چو آتش تیشه میزد کوه میسفت
#مَجاز به علاقهی کلیه :
#علاقهی_کلیه برعکس #علاقهی_جزئیه است و کل یک شیء بهجای جزئی از آن بهکار میرود. در بیت زیر از مسعود سعد سلمان، منظور از «آب سر»، همان «آب چشم» است و #سر مَجاز از #چشم به #علاقهی_کلیه است:
آب صافی شده است خون دلم
خون تيره شده است آب سرم
#مَجاز به علاقهی محلیه :
در «مجاز به علاقهی محلیه»، محلّ چیزی را بهجای خود آن بهکار میبریم. مثلاً در بیت زیر از سعدی، «سر» که محل تفکر و عزم و اراده است بهکار رفته است:
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
#مَجاز به علاقهی حالیه :
در «مجاز به علاقهی حال»، #حال را بیان میکنیم و منظورمان #محل است. در بیت زیر از حافظ، «می» #مَجاز از «ظرف می» است:
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
#َمجاز به علاقهی سببیه :
در «مجاز به علاقهی سببیه»، #سبب چیزی را به جای «خود آن چیز» بهکار میبریم. در بیت زیر از عطار، «بازو» #سبب و علت نیرو و قدرت، و #مجاز از آن است:
خسروی كارگدایی كی بوَد
این به بازوی چو مایی كی بوَد
#مَجاز به علاقهی لازمیه :
در این #مجاز، چیزی را بهجای چیزی دیگر به کار میبریم که همراهی دائمی با آن دارد. در بیت زیر از مولوی، #حلق مجاز با «علاقهی لازميه» از #دهان و #زبان است:
گر نبندی زين سخن تو حلق را
آتشی گيرد بسوزد خلق را
#مَجاز به علاقهی آلیه :
در «مجاز به علاقهی آلیه»، ابزار (به ویژه اندامهای بدن) را بهجای #کاری که با آن #ابزار انجام میشود بهکار میبریم. در بیت زیر از سعدی، «زبان» #مَجاز از «سخن گفتن» است:
برآشفت عابد که خاموش باش
تو مرد زبان نیستی گوش باش
در مجموع میتوان چنین گفت که #استعاره خود نوعی #مجاز است و «علاقهی مَجاز» همان #مشابهت است.
کانال آموزش عروض و قافیه و...
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/arozghafie