eitaa logo
🥀عکس نوشته ایتا🥀
3.4هزار دنبال‌کننده
20.1هزار عکس
5.2هزار ویدیو
48 فایل
😘همه چی تواین کانال هست😘 ⬅تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران➡ 💪تأسیس:1398/05/3💪 مدیر⤵️⤵️ @yazahra1084 @kamali220👈شنوای حرفاتونیم🎶🎶🎶 ادمین تبادلات⤵️⤵️ @Yare_mahdii313 تعرفه های کانالمون⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/4183359543C72fc8331a5
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹 🦚 بی بی با پاهای بی جونش تا نزدیکی در همراهیم کرد و داد زد: -آهای اورهان ،این دختر رو ببر برسون روستاشون هوا داره تاریک میشه ناموس مردم رو بلایی سرش میارن! از شرم سرم رو پایین انداختم احساس می کردم گونه هام سرخ شدن،از بی بی‌بخاطر همه چیز تشکر کردمو راه افتادم سمت اورهان:-راه بیافت دختر،که امروز از کار و زندگی انداختیمون! -اسمم آیسنه! -به همه غریبه ها انقدر راحت اسمت رو میگی؟ _نه...آخه شما... بقچه رو از دستم گرفت:-بدش به من مسیر طولانیه خسته میشی! تشکری کردمو پشت سرش راه افتادم،دیگه مثل قبل بهش حس بدی نداشتم حتی به نظرم از تموم آدمای اطرافم بهتر بود حتی آقام،داشتم با لبخند بهش نگاه میکردم که چشماش توی چشمام قفل شد لبخندمو جمع کردمو سرمو زیر انداختم مشغول مالش دادن دستام بهم شدم! -سردته؟ -یکم! کتشو از تنش در آورد و انداخت روی دوشم،احساس می کردم تنم آتیش گرفت:-خودت چی؟اینجوری که سرما میخوری؟ با خنده گفت:-من عادت دارم،پوستم کلفته! با شرم سرمو زیر انداختم و کت رو با تموم وجود به خودم فشردم و نفس عمیقی کشیدم چه بوی خوبی می داد ترکیبی از بوی نم و خاک درست شبیه بارون! نزدیکای زمین که رسیدیم اورهان رفت سمت اسبش، دستی به یالش کشید و طنابش رو باز کرد و رو بهم گفت:-سوار شو! با ترس نگاهی بهش انداختمو لب زدم:-من پیاده میرم! چشماش رو ریز کرده و با خنده گفت: -این قورباغه نیستا اسبه،شایدم با همه ی حیوونا مشکل داری؟ -نه آخه من تا حالا سوار اسب نشدم می ترسم! -راه طولانیه وسطای راه کم میاری سوارشو! -به حرفش گوش کردمو دستمو گذاشتم روی اسب تا سوار شم اما هر چی تلاش کردم بی نتیجه بود با خجالت نالیدم:-بلد نیستم سوار بشم! هنوز جملم تموم نشده بود که تو یه حرکت سریع دستشو گذاشت روی پهلومو مثل یه پر سبک بلندم کرد و گذاشتم روی اسب، جیغ خفیفی کشیدم و بند اسب رو با وحشت گرفتم! -جیغ نزن اسب رم می کنه! لب هامو به هم فشردم تا از صدام بیشتر نترسه،آروم دستی به سرش کشید و افسارشو گرفت توی دستشو پیاده کنار اسب راه افتاد! چشمم افتاد به زمینی که داشتن برای برداشت سیب زمینی میکندنش و گونی های پر شده از سیب زمینی های درشت! -کشاورزی می کنی؟ 🦋 🌹🦋 🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🦋 🌹🌹🌹🌹🦋                    @Aksneveshteheitaa                🌻❤️🌻