eitaa logo
الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
1.2هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
982 ویدیو
74 فایل
❤رزمندگان تخریب لشگر ۱۰ سید الشهداء (ع)❤ منتظر نظرات شما هستیم👈👈 @Alvaresin1394
مشاهده در ایتا
دانلود
3⃣ موقعیت الوارثین پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ زیارت عاشورا و عزارادی در @alvaresinchannel
4⃣ موقعیت الوارثین پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ زیارت عاشورا و عزارادی در @alvaresinchannel
5⃣ موقعیت الوارثین پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ زیارت عاشورا و عزارادی در @alvaresinchannel
6⃣ موقعیت الوارثین پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ زیارت عاشورا و عزارادی در @alvaresinchannel
7⃣ موقعیت الوارثین پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ زیارت عاشورا و عزارادی در @alvaresinchannel
2️⃣ ✍🏿✍🏿 راوی : که آمد حامل اخباری از منطقه درگیری بود، اولین سوالی که از شهید سیدمحمد کردم گفتم: سید، از چه خبر؟ سید بلادرنگ گفت: . این خبر سید همه بچه‎ها را غصه‎دار کرد. بچه‎ها یکدیگر را تسلی می‎دادند. سید هم می‎خواست گریه کند، با بچه‎ها، اما خودش را به‎سختی نگه می‎داشت. آن روز نماز ظهر و عصر با تأخیر برگزار شد. نماز که تمام شد همه رفتند برای نهار داخل چادرها. اما شهید سید محمد داخل حسینیه در غم از دست دادن بچه‎ها می سوخت. با اصرار سید را از جا بلند کردیم و از در بیرون آمدیم تا برای نهار به چادر فرماندهی برویم. که تویوتای گردان رسید و مستقیم آمد مقابل حسینیه الوارثین. یکی از بچه‏ها آمد پائین و با سید روبوسی کرد. شهید سیدمحمد ازش پرسید: چه خبر؟ اون بی‏معرفت هم بدون ملاحظه گفت: سید، داداشت . . تا اینو گفت سید با یک حسرتی گفت: خوش به حالش . من کنارش بودم. دیدم همان‏طور که ایستاده بود، عقب عقب رفت و تکیه به دیوار حسینیه داد و یواش یواش پاهاش سست شد و روی زمین نشست. گفت: مجتبی به آرزویش رسید و اما من جواب مادرم را چی بدم؟ به عنوان تخریبچی به گردان حضرت علی اصغر(ع) مامور شد . سید در حین زدن معبر کنار در حالی که می کشید با روشن شدن مین منور بدن نازنینش آماج گلوله های دوشکا قرار گرفت وبه علت عقب نشینی از مواضع فتح شده پیکرمطهرسید مهدی بیش از ده روز در منطقه درگیری برجای ماند ، تا اینکه خرداد ماه سال ۶۵ این ابدان مطهر از خاک برداشته شد. بدن شهید سیدمهدی اعتصامی به کرج منتقل و در امام‎زاده محمد کرج به خاک رفت. پیکر در حالیکه توسط دشمن زیر خاک قرار گرفته بود و وسایل شخصی و پوتین‎های او را بالای سرش گذاشته بودند، پیدا شد و به تهران منتقل و در قطعه ۵۳ بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد. @alvaresinchannel
46.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فکه اردیبهشت 1404 مداحی مداح نوجوان آقا محمد حسین کریمی فرزند چقدر لذت بخش بود که در کنار شهدا سینه میزدی انشاءالله روزی شما هم بشود @alvaresinchannel
54.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیا سوته دلان با هم بنالیم جایی که سد اشک میشکند شرف المکان بالمکین سلام بر سلام بر اسوه های تهذیب سلام بر گریه های بی صدای نیمه شب و سلام بر سجده های شهدا بر این خاک این جا کجاست که هر کس پایش میرسد دلش میلرزد................ اینجا قدمگاه و است امسال اینجا مشرف بودیم... @alvaresinchannel
در 🔸 روزهای اول سال 65 بود یکماهی بود که از شهادت شهید فرمانده تخریب لشگر10 میگذشت. بچه ها هنوز باورشون نشده بود که دیگه حاج عبدالله بین ما نیست. یه روز شهردار چادر بودم و بایستی از صبح تا غروب ظرف ها رو میشستم وغذا را توزیع میکردم.شام رو خوردیم و ظرف ها رو جمع کردم و رفتم سمت منبع آب که پشت بود و اون ها رو شستم و به سمت چادرمون که روبروی حسینیه بود حرکت کردم. مقابل درب حسینیه که رسیدم صدای ناله ای که چه عرض کنم شنیدم که میخکوبم کرد . صدا از داخل حسینیه بود . از لای در نگاه کردم دیدم یکی زیر نور ضعیف لامپ داخل حسینیه روبروی نشسته و زانوهاش رو بغل کرده و داره گریه میکنه. از صدای هق هق گریه اش فهمیدم شهید است. کنجکاو شدم که سر از کارش دربیارم. دویدم سمت چادر و ظرف ها رو گذاشتم و برگشتم به سمت حسینیه. پشت درب حسینیه یه گوشه ای که کسی من رو نبینه نشستم و دزدکی نجوای فرمانده مون شهید سید محمد رو با شهدا گوش دادم.فقط همین مقدار یادم مونده که با گریه به عکس شهید خیره شده بود و میگفت : حاج عبدالله عزیز من رو تنها گذاشتی دعا کن بتونم از عهده این مسوولیتی که به عهده من گذاشتن بر بیام و روز قیامت شرمنده شما نباشم. 🔹 روز قیامت برای ما سخت تر نیست انشاءالله شرمنده شهدا نباشیم روای:جامانده از شهدا: جعفرطهماسبی 🍃🌹 🍃🌹🌹 🍃🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 @alvaresinchannel
34.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دست کربلایی اینجا سکوی پرواز شهداست اینجا است 🔶 شهدا اینجا با خدا خلوت کردند و نجوا نمودند و در آغوش یار رفتم و برای همیشه ساکن عرش شدند.. @alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹 🟢 🌹🔹 شهادت 3 مرداد 1367 جاده اهواز- خرمشهر بعد از در بهار سال 66 اومد . قبلا گردان رزمی بود. زود خودش رو پیدا کرد و از نیروهای عملیاتی بود فرمانده ما نگاه ویژه ای بهش داشت. تیر اندازیش حرف نداشت. حتی گلوله آرپی جی رو خیلی دقیق به هدف میزد. توی رزم های شبانه کمک بچه ها میکرد. یک شب دررزم شبانه از بالای اونقدردقیق گلوله آرپی جی رو بین دو تا چادر بچه ها زد که من با همه ی وجودم بهش گفتم . دمت گرم توی کارهای سخت همیشه پیش قدم بود. شهیدزعفری وقتی میخواست صداش کنه نمیتونست اسم فامیلش رو صدا کنه... یه خورده فکر میکرد وصداش میکرد. برادر بیلولی اون هم قهقه میخندید. بعد ازشهادت که خیلی با هم صمیمی بودند خیلی به هم ریخت. هوای رفتن به سرش زده بود. تا آخرسال 66 توی تخریب موند. میگفت مثل اینکه ما اینجا شهید نمیشبم سال 67 رفت السلام و شهیددقایق آخر جنگ شد و سوم مرداد 67 در نبردی عاشورایی با لب تشنه به لقاءحق شتافت. @alvaresinchannel