#پارتبیستوچهارم
#ازجهنم_تا_بهشت
به روایت امیرحسین.
همینجوری اعصابم بابت اتفاقات این مدت خراب بود دیگه این اتفاق هم شده ضربه آخر برای من . ولی بازم خودمو کنترل کردم که چیزی نگم. خیر سرم بچه ها منو اوردن اینجا که حالم خوب بشه ولی حالا دیگه شده بود واویلا. کلا هر وقت اینجور صحنه هارو میدیدم اعصابم خورد میشد دست خودمم نبود و امکان نداشت روزی باشه که کمتر از سه چهار بار این صحنه ها جلوی چشمام اتفاق بیفته. تقریبا پایینای کوه بودیم که با صدای محمد که داشت صدام میکرد از فکر اومدم بیرون.
محمد _ سید. داداش کجا سیر میکنی ؟
_ هیچی. همینجام.
مهدی_ فکر کنم عاشق شده
جوری نگاش کردم که کلا پشیمون شد از حرفش و همزمان با نگاه عصبی من و نگاه شرمگین مهدی گروه 6 نفرمون رفت رو هوا البته به جز من که حوصله خندیدن هم نداشتم.
بچه ها داشتن میگفتن و میخندیدن منم برای اینکه اصلا حوصله نداشتم سرعتمو زیاد کردم و ازشون فاصله گرفتم . تارسیدم به ماشین سریع نشستم و سرمو گذاشتم رو فرمون . واقعا دیگه نمیدونستم باید چیکار کنم . با صدای تق تق شیشه سرمو بلند کردم و با چهره محمد که دلسوزانه زل زده بود بهم روبه رو شدم. شیشه رو کشیدم پایین.
محمد_ ببین امیر داداش یه سوال میپرسم بی رودروایسی جواب بده . الان میخوای تنها باشی یا با کسی درد و دل کنی؟
محمد صمیمی ترین دوست من بود ولی حتی اونم از مشکل من خبر نداشت چون چیزی بود که نمیخواستم هیچ کس هیچ کس اطلاعی ازش داشته باشه. یه لبخند زورکی زدم و گفتم:
_ بپر بالا رفیق.
و بعد رو به بچه ها که با فاصله از ما وایساده بودن دم ماشین علی دست تکون دادم. محمد سوار شد و راه افتادم.
دیگه داشتم از سکوت کلافه میشدم دستمو بردم که ضبط ماشین رو روشن کنم که محمد دستمو گرفت. پرسشگرانه نگاش کردم.
محمد_ نمیخوای بگی چی شده؟
_ بیخیال داداش
محمد_ تا کی میخوای بریزی تو خودت؟
با حرص دستمو کشیدم و گفتم
_ هروقت که حل بشه.
محمد ضبط رو روشن کرد و آهنگ صبح امید بود که فضای ماشین رو قابل تحمل کرد
#ازجهنم_تا_بهشت
#پارتاول
#پارتدوم
#پارتسوم
#پارتچهارم
#پارتپنجم
#پارتششم
#پارتهفتم
#پارتهشتم
#پارتنهم
#پارتدهم
#پارتیازدهم
#پارتدوازدهم
#پارتسیزدهم
#پارتچهاردهم
#پارتپانزدهم
#پارتشانزدهم
#پارتهفدهم
#پارتهجدهم
#پارتنوزدهم
#پارتبیستم
#پارتبیستویکم
#پارتبیستودوم
#پارتبیستوسوم
#پارتبیستوچهارم
#پارتبیستوپنجم
#پارتبیستوششم
#پارتبیستوهفتم
#پارتبیستوهشتم
#پارتبیستونهم
#پارتسیام
#پارتسیویکم
#پارتسیودوم
#پارتسیوسوم
#پارتسیوچهارم
#پارتسیوپنجم
#پارتسیوششم
#پارتسیوهفتم
#پارتسیوهشتم
#پارتسیونهم
#پارتچهلم
#پارتچهلویکم
#پارتچهلودوم
#پارتچهلوسوم
#پارتچهلوچهارم
#پارتچهلوپنجم
#پارتچهلوششم
#پارتچهلوهفتم
#پارتچهلوهشتم
#پارتچهلونهم
#پارتپنجاهم
#پارتپنجاهویکم
#پارتپنجاهودوم
#پارتپنجاهوسوم
#پارتپنجاهوچهارم
#پارتپنجاهوپنجم
#پارتپنجاهوششم
#پارتپنجاهوهفتم
#پارتپنجاهوهشتم
#پارتپنجاهونهم
#پارتشصتم
#پارتشصتویکم
#پارتشصتودوم
#پارتشصتوسوم
#پارتشصتوچهارم
#پارتشصتوپنجم
#پارتشصتوششم
#پارتشصتوهفتم
#پارتشصتوهشتم
#پارتشصتونهم
#پارتهفتادم
#پارتهفتادویکم
#پارتهفتادودوم
#پارتهفتادوسوم
#پارتهفتادوچهارم
#پارتهفتادوپنجم
#پارتهفتادوششم
#پارتهفتادوهفتم
#پارتهفتادهشتم
#پارتهفتادونهم
#ازجهنم_تا_بهشت
#پارتاول
#پارتدوم
#پارتسوم
#پارتچهارم
#پارتپنجم
#پارتششم
#پارتهفتم
#پارتهشتم
#پارتنهم
#پارتدهم
#پارتیازدهم
#پارتدوازدهم
#پارتسیزدهم
#پارتچهاردهم
#پارتپانزدهم
#پارتشانزدهم
#پارتهفدهم
#پارتهجدهم
#پارتنوزدهم
#پارتبیستم
#پارتبیستویکم
#پارتبیستودوم
#پارتبیستوسوم
#پارتبیستوچهارم
#پارتبیستوپنجم
#پارتبیستوششم
#پارتبیستوهفتم
#پارتبیستوهشتم
#پارتبیستونهم
#پارتسیام
#پارتسیویکم
#پارتسیودوم
#پارتسیوسوم
#پارتسیوچهارم
#پارتسیوپنجم
#پارتسیوششم
#پارتسیوهفتم
#پارتسیوهشتم
#پارتسیونهم
#پارتچهلم
#پارتچهلویکم
#پارتچهلودوم
#پارتچهلوسوم
#پارتچهلوچهارم
#پارتچهلوپنجم
#پارتچهلوششم
#پارتچهلوهفتم
#پارتچهلوهشتم
#پارتچهلونهم
#پارتپنجاهم
#پارتپنجاهویکم
#پارتپنجاهودوم
#پارتپنجاهوسوم
#پارتپنجاهوچهارم
#پارتپنجاهوپنجم
#پارتپنجاهوششم
#پارتپنجاهوهفتم
#پارتپنجاهوهشتم
#پارتپنجاهونهم
#پارتشصتم
#پارتشصتویکم
#پارتشصتودوم
#پارتشصتوسوم
#پارتشصتوچهارم
#پارتشصتوپنجم
#پارتشصتوششم
#پارتشصتوهفتم
#پارتشصتوهشتم
#پارتشصتونهم
#پارتهفتادم
#پارتهفتادویکم
#پارتهفتادودوم
#پارتهفتادوسوم
#پارتهفتادوچهارم
#پارتهفتادوپنجم
#پارتهفتادوششم
#پارتهفتادوهفتم
#پارتهفتادوهشتم
#پارتهفتادونهم
#پارتهشتادم
#پارتآخر