eitaa logo
اشعار حسینی و آموزش مداحی
6هزار دنبال‌کننده
273 عکس
204 ویدیو
44 فایل
کانال اشعار حسینی این کانال زیر مجموعه کانال مقتل ضامن اشک است. اشعار بر اساس مطالب مقتل است. http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af آی دی برای ارسال اشعار @Yaghoubian آی دی استاد @m_h_tabemanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
. ای به حرم، هدیۀ پروردگار بحرِ کرم، واسطۀ کردگار ای دلت از غیرِ تولا جدا صاحبِ اِجلال، کنیز خدا ای ز ازل منتصبِ مصطفی تا به ابد منتخبِ مرتضی یارِ علی بوده ای از دیرباز ساخته ای فاطمه را سرفراز مَرتبَتت، مادریِ ماهتاب مَنزلَتت، همسریِ آفتاب کیست شود فاطمه را جانشین همچو تو ای حضرت ام البنين بال و پرِ معنویِ بیت وحی فاطمۀ ثانویِ بیت وحی چار گل فاطمه را مادری مادرِ پُر مهرِ چهار اختری مادر چار عاشقِ سر باخته دل به قضا، جان به قدر باخته - - - - - - - - - - مادر دلدار، سلامٌ علیک اُمِ علمدار، سلامٌ علیک بسکه دلت بوی گلِ یاس داد خالقِ گُلها به تو عباس داد هست گر عباسِ تو ذُخرُالحسین از تو ذخیره ست، بر آن نورِ عین مهدِ دلیران، سرِ دامان توست روحِ شجاعت، ز شبستان توست ای بفدای گُلِ بستانِ تو روشنیِ شمعِ شبستانِ تو ماهِ حرم، روی ابالفضل بود تکیه به بازوی ابالفضل بود بود در آن قلقلۀ دشمنان هیبتِ سقای حرم پاسبان هیچ تو دانی که امیدت چه شد؟ قامتِ عباسِ رشیدت چه شد؟ چون برهِ فاطمه بی‌تاب شد رفت که آب آورد و آب شد آه ز یادآوریِ نخل‌ها دشمن و پنهانگری نخل‌ها من چه بگویم، ز رشیدی غریب در وسطِ حیله و مکر و فریب دستِ علمدار کمین خورد، وای ساقیِ دلدار زمین خورد، وای با همه بی دستی و بی یاوری باز رجز خواند سوی لشکری تا که به یاریِ حسینت شتافت تیغ، سرِ ماهِ منیرت شکافت تیر به چشمانِ قمر تا نشست پشت و پناهِ حرم از پا نشست گفت: اَخا اَدرک اَخا یاحسین دیدنِ عباس بیا یاحسین ساقی اَت از شوقِ لقا مست شد در طلبِ وصلِ تو، بی دست شد نامِ تو دارم به لبم زمزمه آمده بالینِ سرم فاطمه ✍ .
. دلربای عالم آرا، عشق زیبای گوارا جذبه تسخیرِ عشقت، برده روح و جان ما را با گنهکارِ پشیمان، میکند قلبت مدارا میدهی تغییر گاهی، دستِ تقدیر و قضا را آمدی ای در دو دنیا، هستیِ هستی به دستت آمدی تا گردد ایندل، عاشق و میخوار و مستت ای همه روح و روانها، کشته ی برق نگاهت عالم و آدم اسیرِ، طلعتِ خال سیاهت آمدی شش ماهه اما، شش جهت اَمن از پناهت انبیا خواهند باشند، عابسی اندر سپاهت فوج فوج آید ملَک از، آسمانِ مقدم تو تا رسد نوبت به فطرس، آستان مقدم تو تو عزیزِ داور اَستی، تو امام و رهبر اَستی سِرِ مستودع تویی، تو رازدارِ کوثر اَستی سِرِ خود را از وفا در، گفتگو با مادر اَستی راه را قبل از ولادت، تا شهادت از بر اَستی تو درونِ بطنِ مادر، از عطش داری سخن‌ها گویی از شمشیر و نیزه، بر بدن داری کفن ها بندِ قنداقت ببندد، ماردت با گریه از چه؟ بوسه دارد مصطفی بر، حنجرت با گریه از چه می‌نهد بر سینه بابایت، سرت با گریه از چه مویه دارد مجتبی بر، پیکرت با گریه از چه جای خواهر خالی اما، هست در گودال گریان هست وقتی جسمِ پاکت، می‌شود پامال گریان رمز هستی راز هستی، هست در کرب و بلایت دینِ سرمد، نام احمد، هست باقی از فنایت پرچمِ اسلام بالا، از خَمِ قدِ رسایت چادر و معجر بماند، چون شود غارت عبایت می‌رود عمامه‌ی تو، تا شُکوهِ دین بماند زیرِ دست و پا بمانی، تا که این آئین بماند رَاسِ تو بالای نیزه، زینبِ تو در مقابل او کند ناقه سواری، تو شَوی خیره به محمل با یتیمان و اسیران، بسته در بندِ سلاسل می‌کند اما قیامِ، عشق را با خطبه کامل از تَهِ گودال حرفت را برَد تا شام و کوفه اینچنین نخلِ ولایت، می‌زند از بُن شکوفه آهِ ما از آهِ زینب، راهِ شیعه راهِ زینب انقلابِ ما قیامِ ما، ز روح اللهِ زینب هیئت ما روضه‌ی ما، هست خیمه گاه زینب دست بر شمشیر می‌مانیم، ای خونخواه زینب نیستیم از اهلِ کوفه، با علی ميثاق بستیم با شهیدان عهد بسته، تا شهادت نیز هستیم بهمن۱۴۰۲ .
اشعار حسینی و آموزش مداحی
. #مناجات #میلاد_امام_حسین دلربای عالم آرا، عشق زیبای گوارا جذبه تسخیرِ عشقت، برده روح و جان ما
. دارد نگاه عباس حال و هوای دیگر او هست از نگاهِ حق، مرتضای دیگر ترکیبی از حسین و از مجتبای دیگر مانند او نیامد قد رسای دیگر حتی اگر بیاید کرب و بلای دیگر شیر خدا علی بود، شیر علی اباالفضل چشمِ امامِ خویش و دستِ ولی اباالفضل ماه سپاه عصمت، نور جلی اباالفضل باشد عجب در عالم میرِ یلی اباالفضل مانند او در عالم کو مقتدای دیگر ماه حرم، فنای خیرالنساست عباس روح ادب، خدای شرم و حیاست عباس از جان مطیعِ شاهِ کرب و بلاست عباس پشت و پناه زینب، سلطان ماست عباس آرام بخش دل نیست، چون او صدای دیگر او هست در مناجات، محوِ خدای زینب از بس همیشه بوده، محوِ دعای زینب کرده دعا نبیند، هرگز نوای زینب روزی به نیزه گردد، او مبتلای زینب مانند او نیامد، سوزِ نوای دیگر در بیت وحی و قرآن، شاگرد مصطفی اوست در مکتب ولایت، سرباز مرتضی اوست در خلق و خوی و رافت، همتای مجتبی اوست در هیبت و شجاعت، مجموعِ هل اتی اوست با این حسینِ ثانی، کو نینوای دیگر در جای جایِ میدان، شیرِ شجاعِ رزم است در ابتدای میدان، تا انتهای عزم است در ساحتِ قِتالش، عزمش هماره جزم است او پیشرانِ جنگ و لشکر بسوی هزم است حتی اگر ببیند، صفین های دیگر شمشیرِ لافتایش، مانند ذوالفقار و غوغای حمله هایش، کرارِ بی‌قرار و تکبیرِ رعدهایش، تسبیحِ مستعار و فریادِ خطبه‌هایش، تبیینِ آشکار و عباس، حیدری با، نام و نمای دیگر تاریخ در قضاوت، زین مردِ با شرافت صادق کند مدیحِ، این نورِ با حقیقت سجاد کرده وصفش، در طاعت و عبادت عالِم، فقیه، آگاه، در قلّه‌ی بصیرت دیده ندیده چون او صاحب لوای دیگر از او به گلشنِ عشق، خوشبو و یاس تر کیست؟ با آل مصطفی از او، هم قیاس تر کیست؟ زان نافذالبصرت، دشمن شناس تر کیست؟ وز خصمِ بی حیای، او ناسپاس تر کیست؟ شقُ القمر که دیده، چون او به جای دیگر شاهِ رکابداران، چون از رکاب افتاد فرقش عمودِ آهن، ریشَش خضاب افتاد گویی که از جمالِ، حیدر نقاب افتاد آن دست‌های بی مشک، از شرمِ آب افتاد آن جسم را نمانده، بر تیر جای دیگر از فرطِ تیرباران، چون خارپشت جسمش در پیشِ پای دلبر، تیری میانِ چشمش خونگریه ی علمدار، با خنده های خصمش دیگر نشد بریزد، بر فرقِ خصم، خشمش بگذار این قضایا، تا ماجرای دیگر مستأصل است اما، آقا کنارش آمد زینب نیامد اما، زهرا کنارش آمد حیرانِ مادر است و مولا کنارش آمد عطر پیمبر انگار، آن‌جا کنارش آمد پروازِ او شد آغاز، سوی سرای دیگر .
. زین العباد زادۀ سلطان نینوا ذخرالقیام، راهبرِ نهضت بکا تبیین گرِ مبارزه، با شیوه‌ی دعا یاری رسانِ خون خدا، بعدِ کربلا واکرد دیده بر همه ارکانِ عالمین دوم علی، سلاله‌ی زهرا، گُلِ حسین آمد سفیر کرب و بلا، امتدادِ راه یعقوب آل فاطمه، خورشید خیمه‌گاه یعنی زمینه ساز ظهور و بروزِ ماه احیاگر معارف گودالِ قتلگاه هموار شد ز لطفِ خدا راه بندگی راه سلوکِ عاشقی و سبک زندگی سجاد اگر نبود، ره کربلا نبود کانونِ علم و معرفت از آن ما نبود مُشتِ یزیدیانِ تبهکار وا نبود ابلیس سرنگون و خدا برملا نبود بی زین العابدین که هدایت نمی‌شدیم اینگونه جان نثار ولایت نمی‌شدیم سجاد اگر نبود، عبادت حرام بود کار حسین بعدِ حسن، ناتمام بود نامِ علی به مَاذنه، جرمی تمام بود دین نبی، کجا طلبِ خاص و عام بود سجاد اگر نبود، محمد نبود نیز حرفی ز دینِ خالقِ سرمد نبود نیز با خطبه‌ی امامِ حرم، دین عروج یافت شد ناقه اَش بُراق و زمین تا سما شتافت با بوریای پاره بجز زخم دین نبافت اینگونه شد که باقرِ او، علم را شکافت از سجده ای که کرد چو زینب، به قتلگاه ترویج گشت، منبر و محراب و سجد گاه تنها نه بر یزیدِ ستمگر خطاب کرد دورانِ شش خلیفه‌ی جور، انقلاب کرد در بندِ اختناق، دوصد فتح باب کرد پنهان و آشکار، عدو را مجاب کرد با خطبه کرد، دینِ خدا را سراسری با گریه کرد، خون خدا را برابری در اوجِ انقلاب و قیام و جهادها فریادِ نرم کرد علیهِ فسادها هم زد علَم، مقابلِ اهل عنادها هم صف کشید، علیهِ مرید و مرادها در عین حال، نیمه شب انبان بدوش بود چون جد خود علی، همه شب خرقه پوش بود بس بَرده ها، خریده و آزاد کرده بود دلهای خسته را ز خدا شاد کرده بود با خُلقِ خویش، دست مریزاد کرده بود عمری ز جان، محبتِ آحاد کرده بود دهها هزار اهلِ گنه، با نماز شد هر نوکرش، معلمِ راز و نیاز شد آن سروری که کرب و بلا را مرور کرد از قتل صبر، با دلِ خونین عبور کرد در خاطرش روایتِ سمِ ستور کرد با اشکِ صبر، قلب خودش را صبور کرد مانند عمه‌های خودش بینِ قافله بر دست و پای زخمیِ او بود سلسله او دیده بود جسمِ پدر زیر دست و پا او دیده بود رَاسِ پدر را به نيزه ها او دیده بود خیمه ی آتش گرفته را او دیده بود غارت و سیلیِ بی هوا از نهضتی که بعدِ چهل منزل آفرید ما را به راهِ فاطمه، اهل دل آفرید یابن الحسین، ما همه شرمنده توئیم ما بَرده بوده‌ایم و کنون بنده‌ی توئیم دلمرده بوده ایم و کنون زنده‌ی توئیم دلداه ایم و عاشق و رزمنده‌ی توئیم حالا که ما شدیم ز جمعِ سپاه تو آیا شود شهید، غلامِ سیاهِ تو؟ ✍ .
. شیرین زبانم و گل خوشبوی زینبم من زینب سه ساله ، سخن گوی زینبم موسی کجاست تا که ببیند کلیم را؟ هم صحبت خدایم و همسوی زینبم من سِرّ کربلایم و زهرای خیمه ام در جای جای قافله نیروی زینبم در هاله ای ز نور مقامم نهفته است خود ماه کاروانم و مه روی زینبم خواب مقدّسم همه را ریخته بهم رؤیای صادقی ز تکاپوی زینبم ویرانه را به یک سحر آباد کرده ام در شام غم پیمبری از کوی زینبم تاثیر ناله های مرا عمه دیده است من قاتل یزیدم و بازوی زینبم از بس به گریه جلب توجّه نموده ام من باعث جراحت ابروی زینبم من نازدانۀ پدری سر بریده ام دردانه ای یتیمم و بانوی زینبم گیسوی من ز هول قیامت سپید شد پیر سه ساله ، خون جگرِ موی زینبم با تازیانه این بدنم خو گرفته است از گوشه خرابه پرستوی زینبم یاس کبود قافله ام مثل مادرم حور بهشت فاطمه ، مینوی زینبم در اوج ابتلا بخدا عبد خالصم خود کعبه الرزیه و دلجوی زینبم من زیر دین معجر پاره نمی روم با دست خویش پوشش گیسوی زینبم من زیر بار سلطۀ ظالم نمی روم پروردۀ حسینم و حقگوی زینبم گر تا ابد مقابل طاغوت فاتحم شاگرد عمّه جانم و رهجوی زینبم با دست بسته هر گره بسته وا کنم باب الحوائج دل نیکوی زینبم ✍ .
. هر که دارد سر سودای خدا بسم الله هر که دارد غم مهمانی ما بسم الله میزبانان سحر منتظر مهمانند هر که خواهد سحر اهل بکا بسم الله چشمۀ آب حیات است مناجات سحر هر که دارد طلب آب بقا بسم الله ماهها منتظر ماه مبارک بودیم آمد ای منتظران ماه خدا بسم الله سفرۀ بندگی ماه خدا پهن شده سفرۀ ماست کنار شهدا بسم الله دیده وا کن که خدا در بر ما بنشسته همنشین است خدا با فقرا بسم الله شد هلال مه دلدار حلالِ همگان رویت یار حلال است ترا بسم الله سپر روزه سلاحی است برای مومن این امانی است ز طوفان بلا بسم الله دست ابلیس که بسته است امان از این نفس باید ای نفس کنی ترک جفا بسم الله یادی از تشنگی روز قیامت باید باب افطار گشوده است بما بسم الله میهمانخانۀ ارباب کرم باز شده ایها الناس ، سوی آل عبا بسم الله روزه یعنی عطش روضۀ لبهای حسین هر که دارد طلب خون خدا بسم الله رحمت واسعه اینجاست سر کوی حبیب هرکه دارد هوس کرب وبلا بسم الله در رکاب پسر فاطمه باید جان داد هر که خواهد شود اینگونه فدا بسم الله ✍ .
. غزّه مَهدِ ایمان و خطِّ اولِ اسلام در دفاع از قرآن، غزّه مشعلِ اسلام غزّه‌ی مقاوم شد، شِعبی از اَبی‌طالب در کمالِ مظلومی‌ست، خود به ظالمان غالب کودک و زن و مَردَش، در زمانه‌ی بیداد می‌کِشند با هیبت، بر سرِ سِتم فریاد کوچه کوچه‌ی این شهر، پایتختِ ایثار است کوچک و بزرگش یک، شهر را علمدار است در سکوتِ آوارِ خانه‌های ویرانه دادِ خویش بِستانند، از هجومِ بیگانه هیچکس نمی‌دانست، غزه در فلسطین است؟ یا که دین و آئینِ مردمش کدامین است؟ آیه‌های قرآن را، ذکرِ کودکان دیدند تازه مردمِ دنیا، رازِ غزه فهمیدند این جنودِ اسلام و اقتداری از غزه‌ست شیرمَردِ مِیدان هر، شیرخواری از غزه‌ست صبرِ مردمِ غزه، از رسانه‌ها برتر خوب درنَوَردیدند، فاتحانه هر کشور از مقاومت امروز، عالَمی خبردار است دستِ بَرتَرِ ایمان، بر سِلاح، اِخطار است نصرتِ شهیدان است، این مقاومت بی‌شک می‌رسد به پیروزی، این مداومت بی‌شک در کشاکشی از جنگ، رزمشان چو ابراهیم بِینِ شهری از آتش، عزمشان چو ابراهیم روحشان چنان پولاد، جانشان همه بر کف بی‌هراس و بی‌وحشت، بسته تا شهادت صف دستِ خالی اما پُر، قلبشان ز ایمان است هم‌چو کوه اِستاده، پُشتِشان به ایران است انتفاضه‌ی دیروز، شد شروع با یک سنگ انتفاضه‌ی امروز، کارِ موشک است و جنگ بی‌نظیر و بی‌همتاست، انتفاضه‌ی غزه کربلایی از دل‌هاست، انتفاضه‌ی غزه از حماسه‌های خود، شد حماس چون شمشیر پرچمِ فلسطین شد، با جهاد عالم‌گیر بشنو از روایت‌ها، لشکری جهانی را وعده‌های یارانِ آخرالزمانی را این خبر بزودی از، هر رسانه می‌آید در وطن فلسطینی، جاودانه می‌آید قدس می‌شود آزاد، سرفَراز می‌مانیم با امامتِ رهبر، ما نماز می‌خوانیم روزِ قدس می‌آییم، با امیدِ دیدارش کن دعا که می‌آید، روزِ رجعتِ یارش فتحِ مسجدالاقصی، رمز و راز موعود است وعده‌ی ظهورِ یار، عَن قریب مشهود است این دیارِ رمزآلود، رازِ سر به مُهری بود رمز فتحِ قدس این است؛ اَلدَّخیل یاموعود ✍ .
برای ای غزه مقاوم السلام السلام فلسطین قهرمان انتقام انتقام مقاومت السلام نیروی قدس انتقام سلام بر فلسطین درود بر حزب‌الله آماده‌ی جهاد است اردوگاه جندالله سراسر فلسطین آزاد باید گردد یهودی اشغالگر اخراج باید گردد رژیم صهیونیستی باید شود محاکمه اشغالگرِ کودک کش رسید به خط به خاتمه وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد لبیک یا خامنه‌ای لبیک یا حسین است پیروزِ این معرکه، حماسِ نور عین است سربند یاز زهرا به سر می‌بندیم بمب شهادت به کمر می‌بندیم ما همه نسل کوثریم فدائیان رهبریم تا پای جان همسفریم با ولی خمینی و خامنه‌ای یاعلی پیروان ولایت آماده‌ی شهادت شعار هر مسلمان مرگر بر اسرائیل فریاد هر آزاده مرگ بر اسرائیل شعار رهبر ما مرگر بر اسرائیل فریاد امت ما مرگر بر اسرائیل رجزهای فلسطین مرگر بر اسرائیل این فریاد حماس است مرگر بر اسرائیل هم جهاد اسلامی مرگر بر اسرائیل شعار حزب‌الله است مرگر بر اسرائیل فریاد جندالله است مرگر بر اسرائیل شعارهای ضد صهیونیستی الله اکبر ✊ الله اکبر ذکر پیمبر ✊ الله اکبر نوای حیدر ✊ الله اکبر فریاد کوثر ✊ الله اکبر شعار رهبر ✊ الله اکبر ذکر امام است ✊ الله اکبر دکر نماز است ✊ الله اکبر رمز پیروزی ✊ الله اکبر فریاد امت ✊ الله اکبر الموت لاسرائیل الموت لامریکا الموت لانگلیس الموت لصهیونیست لعن الله علی اسرائیل لعن الله علی امریکا لعن الله علی انگلیس لعن الله علی قوم یهود لعن الله علی الصهیونی این است ندای همه‌ی مسلمین لعن علی عدوک فلسطین و این صدای همه‌ی مؤمنین لعن علی عدوک فلسطین فریاد آید از یسار و یمین لعن علی عدوک فلسطین کشورهای غربی تا مشرق زمین لعن علی عدوک فلسطین از آسیا تا آفریقا به هر دین لعن علی عدوک فلسطین صهیونیست بچه کش ننگت باد ننگت باد آمریکای کودک کش مرگت باد مرگت باد آمریکا در چه فکریه عالم پر از بسیجیه حریف حسن تهرانیه فلسطین حاج قاسمیه هشدالشعبی حیدریه یمن مالک اشتریه غزه پر از فاطمیه سید حسن حسینیه خامنه‌ای خمینیه این پیام آخریه سپاه قدس مهدویه به علقمه رسید صدای حماس وای اگر علم بگیره عباس میون بچه‌های غزه غوغاس وای اگر علم بگیره عباس غزّه‌ی مظلوم هنوز تنهاس وای اگر علم بگیره عباس غزه شبیه دشت کرب و بلاس وای اگر علم بگیره عباس واعطشا بکربلا ساقی کودکان بیا دودمه: ساقی لب تشنگان بشنو صدای العطش یاابوفاضل مدد غزه شد کرب و بلا آید نوای العطش یاابوفاضل مدد شعارهای ضد صهیونیستی یاغیرة الله دخیل الدخیل بقیة الله دخیل الدخیل یاحجة الله دخیل الدخیل بقیة الله دخیل الدخیل یاوعدالله دخیل الدخیل بقیة الله دخیل الدخیل یاداعی الله دخیل الدخیل بقیة الله دخیل الدخیل جنایت اسرائیل محکوم است محکوم است غزه رفح فلسطین مظلوم است مظلوم است ای ارتش اسرائیل ننگت باد ننگت باد ای صهیونیست وحشی مرگت باد مرگت باد بیمارستان میدان جنگ شماست این جنگیدن مایه ننگ شماست اغثنا یاغیاث المستغیثین بخون پاک طفلان فلسطین اغثنا یاغیاث المستغیثین بحق بی‌پناهان فلسطین اغثنا یاغیاث المستغیثین به آه بینوایان فلسطین اغثنا یاغیاث المستغیثین به قدس و صبر و ایمان فلسطین اغثنا یاغیاث المستغیثین ✍ .
. شَانِ تو بالاتر از آن است، کز مَدحَت بگویم قَدرِ تو والاتر از آن است، کز وصفت بگویم نورِ تو پیداتر از آن است، کز نورت بگویم حُسنِ تو افشاتر از آن است، کز حُسنت بگویم می‌سِتایم با همین مدح و ثنای تو خدا را کیست داند کیستی، ای نور چشمان پیمبر حضرت زهرای ثانی، حضرت محبوبِ حیدر حضرت بنتُ الخدیجه، دختر زهرای اطهر همچو زینب، زینَتِ اَب، زاده‌ی موسی بن جعفر می‌شمارم با ثنایت، مدح و وصف انبیا را از صفات فاطمه، داری تو اوصافی عظیمه وَز وجودِ زینبی، در جانِ تو ذاتی حلیمیه هم وقاری از سکینه داری و خویی رحیمه هم حکیمه هستی و هم صاحب خُلقِ کریمه می‌شناسم با تو ای بانو، تمام اولیا را نور عالَم، جانِ احمد، عشقِ حیدر، دختِ زهرا بنتِ موسی، اُختِ طاها، عمه‌ی مهدیِ طاها طاهره، بِرّه، حمیده، سیده، مرضیه، کبرا مِهر تابان، ماهِ رخشان، ای تَوَلّایت گوارا مَظهرِ عشق و ولایت، جانِ جانانی رضا را ای سلامِ بی کران بر حضرتت، از سوی سرمد وی مقامِ شامخَت، اعطایی از درگاه ایزد ای وجودِ اعتقاداتِ تو، از ایمانِ بی‌حد وی ترا تکریم و تمجید از همه آل محمد واجبُ التعظیمی و داری مدیحِ مصطفا را ای به زهرا آینه، هم در عیان هم در نهانی نامِ نامیِ تو باشد حضرت زهرای ثانی در مسیرِ فاطمی، خوش داری از مادر نشانی کرده‌ای قرآن و دین را، از دیار قم جهانی مقدمَت خشنود کرده، صادق آل عبا را در احادیث ولایت، خود سرآمد از رُواتی هم فقیهی، هم ز عصمت نیز سرمشقِ صفاتی پاسخِ هر پرسشی دانی، ولی را از وُلاتی شبهه‌ها را برطرف سازی، که تو بابِ نجاتی داده‌ای درسِ اطاعت از ولایت، خوب ما را عالمان شاگردِ درسِ حوزه‌ی علمیه‌ی تو نعمتِ علم و عمل، از فاطمه ارثیه‌ی تو از امامان یک یک آمد، رتبه‌ی عالیه‌ی تو شیعه از خُمّ غدیر آگاه، با توصیه‌ی تو از علیِ عالیِ اعلا، چه خوش گفتی بقا را مکتبِ صادق ز تو رایج شد ای بانوی عالَم دین و مذهب از تو شد آباد ای فرزند خاتم همچو زینب شد قیامِ فاطمی، با تو مُتَمَم نهضت سرخِ حسینی، از تو شد تبیین مُسَلّم با همین شیوه هدایت کرده‌ای روح خدا را از قُمَت، حتی مدینه کسبِ ایمان کرده بانو انقلابت، تا یمن تا مکه طوفان کره بانو حاکمان، حتی سعودی رو به ایران کرده بانو در جهان، غوغا کنون خونِ شهیدان کرده بانو می‌برد رهبر، سوی قدس و فلسطین ماجرا را آری اینگونه، قیامِ رهبرم رونق گرفته از قیامش، هر حریمِ محترم رونق گرفته از کراماتِ تو اینک، هر حرم رونق گرفته کاش می‌گفتم، بقیعِ مادرم رونق گرفته اینچنین کردی مزین، چند ایوانِ طلا را ای قیامت عالمانه، ای حضور خواهرانه عاقبت افشا کنی، جاه و جلالِ مادرانه می‌رسد روزی که می‌گیرد، دعای دخترانه می‌کند آنروز نهضت، بازتابی جاودانه می‌شود کرب و بلاها، متصل کرب و بلا را گرچه خود بودی تو، هرگونه مصیبت را گرفتار عترتِ خود را ندیدی دست بسته، سوی بازار ناسزا نشنیدی ای بانو، میانِ جمعِ حضار تهمتِ سختِ کنیزی را تو نشنیدی ز کفار منتقم گیرد تقاصِ سختِ آل مرتضا را سهمِ ما از انتقامِ یار، یاریِ امام است لشکرِ نصرُمِنَ الله، آرزویش انتقام است صبحِ نزدیکِ ظهور و شامِ نزدیکِ قیام است کارِ استکبار در کلّ جهان، دیگر تمام است بانیِ نظمِ جدید، ایرانِ اسلامی است یارا ✍ .
. ای صاحب پرچم امامت وی حافظ صبر و استقامت هم شاهد صحنه‌ی قیامت هم کرده به قتلگه اقامت تو صاحب سِر نینوایی در روضه، امیر کربلایی در اوجِ غمِ پیمبر و آل از قلّه‌ی تَلّ، به خسته احوال افتاد نگاه تو به گودال دیدی تنِ جدِّ خویش پامال دیدی تو ز لابلای نیزه شد کامِ حسین، جای نیزه بی سر شدنِ خدا تو دیدی سرهای به نیزه را تو دیدی تن‌های جدا جدا تو دیدی افتادنِ دست و پا تو دیدی شد کشته حسین، تا تو باشی افتاد حسین، تا تو پا شی تو حمد و ثنای روضه داری در سینه منای روضه داری تو طرحِ بنای روضه داری آهنگِ فنای روضه داری با روضه اگر منا بماند دانشگهِ دین بنا بماند شک نیست اقامه‌ی عزا را رسم است تمام اولیا را نازم شهدای کربلا را راویِ حدیثِ نینوا را این است قیامِ باقرِ دین وحی است کلامِ باقرِ دین ای معدنِ ناله بر دلِ تو درد است چو هاله بر دلِ تو از گلشنِ لاله بر دلِ تو تا داغِ سه‌ساله بر دلِ تو هفتاد و دوتا شهید دادی اما به دلت امید دادی در تنگِ غروب، محشری بود پیچیده صدای مادری بود چشمی به کمینِ دختری بود دستی به سراغِ معجری بود در پیشِ تو ای امامِ باقر فرمانِ هجوم، گشت صادر در حمله‌ی وحشیانه آنشب از شعله که شد حرم لبالب بابای ترا ز بسترِ تب می‌داد نجات، عمه زینب در تاخت و تاز وحشیانه غم بود و فرارِ دخترانه در آنهمه اتفاقِ جانکاه دیدی تو در آن میانه ناگاه فریادِ یتیم و سوزِ صد آه تاریکیِ شب رسید از راه ایتام به شب پناه بردند از ترس به زیر بوته مردند چون پای کشان کشان، کشاندی خود را تَهِ قتلگه رساندی تا صبح کنار عمه ماندی با عمه نماز شکر خواندی یک راز تو با حسین گفتی آنگاه شهادتین گفتی گفتی به حسین ای قرارم با توست شهادت افتخارم بگذار که چون تو جان سپارم من تاقت عمه را ندارم فرداست جسارت و حقیری ناموسِ خدا رود اسیری دیگر نَه عمو کنار ما هست نَه قاسم و اکبرِ شما هست نَه خامسِ آل مصطفا هست نَه مَحرمی از حرم بجا هست این جمع به شام و کوفه راهیست ناموسِ تو همرهِ سپاهیست در دشتِ شبِ منای زهرا شد فاش، صدای پای زهرا شب گریه‌ی بی صدای زهرا خون بود، به ناله‌های زهرا می‌گفت کجایی، ای بُنَیَّ لب تشنه فدایی، ای بُنَیَّ رو سوی تو با نوا و زاری فرمود: اگرچه بی‌قراری اما پسرم، تو یادگاری بر پرچمِ دین طلایه‌داری با مادر، عزا بپا نمودی قصد دهه‌ی منا نمودی ✍ .
. رایِ ما سنگین‌تر از موشک، سبک‌تر از علَم فتنه را نابود کن، بایَست بَرداری قلَم رایِ خود بنویس خوش، با جوهرِ خونِ شهید تا بماند پرچمِ دین، سبز و هم سرخ و سفید هست جمهوری اسلامی ایرانی، حرم حفظ کن با رای دادن چون سلیمانی، حرم رَهروِ راه شهیدان، در مسیرِ رهبر است کیست هر رای اَوّلی، رزمنده‌ای در سنگر است برترین نقشِ خواص امروز، تبیین است و بس هر که دارد آبرویی، کار او این است و بس پایِ ما ثابت قدم، تا دستِ ما بی لَرزش است رای دادن با بصیرت، خدمتی با اَرزش است رایِ ما گامی بسویِ، حذفِ درد و رنج هاست انتخابات این زمان، چون کربلای پنج هاست فتحِ خرمشهرها امروز، پای صندوق است جنگ با مستکبران، در دست‌های صندوق است امپراطوریِ استکبار، دشمن با خداست روز و شب در فکرِ نابودیِ جمهوریِ ماست اتحاد و همدلی، تکلیف هر ما و من است وحدتِ جمهورِ ما، تنها حریفِ دشمن است نایب مهدیِ ما، در انتظارِ رایِ ماست هر که با مسلم بماند، با حسین و کربلاست باشد این لبیک بر رهبر، همان امرِ امام حال، مائیم و امامِین و شهیدان، والسلام ✍ .
. از آن روزی که وصف خویش، حیِّ ذوالمِنَن می‌گفت به جبریل از علی و احمد و زهرا سخن می‌گفت ز نورِ او، چو نور چارده معصوم خلقت شد گه از نور حسین و گاه از نور حسن می‌گفت تمام آفرینش، آفریده از همین‌ها شد از اول مدح آنان را خدای مؤتمن می‌گفت خداوند تبارک نور زهرا را که افشا کرد به خود تبریک از این محور هر پنج‌تن می‌گفت ز بانویی که قبل از خلقت او را آزمایش کرد خبرها از قبولِ امتحانش، ممتحن می‌گفت حدیتِ قدسیِ لولاک را با وحی، چون قرآن مرتب با رسولانِ بزرگِ خویشتن می‌گفت اَعَزُّالنّاس نزدِ حق، همان صدّیقۀ کبراست اُولُواَلباب را هر دم، از او در انجمن می‌گفت به قابِ قوسِ اَواَدنی، خدا می‌زد دَم از زهرا گه از اُمِ اَبیها، گه ز یاس و یاسمن می‌گفت نه تنها اُمِ اَب، که اُمِ مامِ خویش هم بوده که خود در بتنِ مادر، وقت غم با او سخن می‌گفت خدیجه طفل نه، حوریه آورده خدا را شکر به چشمِ اِنسیان، اِنسیه آورده خدا را شکر نبی را چیست اَعطَینا، طلوع زهرۀ اَزهَر همه قرآن به یک سوره بنازد، سورۀ کوثر خدا را آیةاللهی است در اسلام و او زهراست علی را کفوِ یکتائی است، روح و جان پیغمبر امامانِ مبین را مادری، برتر ز مادرها بزرگانِ جهان را سروری، بهتر ز هر سرور زن اما چون پیمبر بود، آن مردآفرین بانو جوانمردان عالم را زنی چون اوست کو مادر؟ چه مادر، صاحبِ خلقت ، چه دختر ، بانوی عصمت به هیبت ثانیِ احمد، به غیرت ثانیِ حیدر رضیه، مرضیه، صدیقه، زهرا، فاطمه، حوراء هم او مستورۀ دنیا، هم او منصورۀ محشر به محشر چون درآید، می‌شود سرها همه پایین شفاعت می‌کند از دوستانِ دوستان، یکسر وجودش از صفاتِ حق، سجودش محوِ ذات حق غذایش حمد و تسبیحِ خدای خالقِ اکبر دعای هر شبِ او، شاملِ حالِ محبانش نیفتاد از لبش نامِ محبان تا دم آخر تمامِ مصحفش وحی و تمامِ خطبه‌اش قرآن که قرآن جمله یک حرف است، از آن وحیِ بی پایان بنازم بر مرام او، عنایات مدام او که یکدم در نمی‌ماند به کار خود غلام او کند انفاق حتی بهترین رخت عروسی را فقیران و یتیمان و اسیران و طعام او به دستش بوسه می‌زد خاتم پیغمبران یعنی که تا او بود، یک لحظه نشد بی‌کس امام او پر از فریاد شد در راه مظلومیتِ مولا نفهمیدند حرفش را، خواص او، عوام او به خانه همسری کرد و به کوچه یاریِ حیدر به وقت غربت مولا نشد حفظ احترام او تمام نیرویش را صرفِ یاریِ علی فرمود حمایت از ولایت شد تمام اهتمام او شهادت را برای خود خرید و دوست‌دارانش شهیده ماند نام او، برای انتقام او سزاوار است درسِ عبرت از مادر بگیرم من که نصبُ العینِ خود سازم، جهاد او قیام او امامِ امتِ ما را، هدایت کرد این مادر دعای اوست امداد علمدار نظام ما همین یک درس بس، از مکتبِ نابِ سلیمانی که هر طوفانُ الاقصی هست، یک الگوی ایرانی ✍ .