.
#شعر_روضه_اربعین
#خیز_از_جای
خیزُ از جای و بین برادر جان
خواهرت بر مزارت آمده است
قد کمان نیمه جان به همراه
رأس تو از اسارت آمده است
خاطرم هست در همین گودال
غرق در نیزه بود کل تنت
دیدم از روی تل برادر جان
لحظه ی تلخ دست و پا زدنت
خاطرم هست لحظهای را که
شمرِ دون پنجه زد به گیسویت
پای او روی سینه ات بودو
خنجرش را فشرد بر گلویت
این چهل روز هر کجا رفتم
روی نیزه سر تو را دیدم
دیده ام ابر نو بهار شد و
بی صدا جرعه جرعه باریدم
بعد عباس و بعد تو دیدم
عصر روز دهم جسارت را
خورده ام تازیانه و سیلی
دیده ام خیمه ها و غارت را
آه از آن کوچه ی یهودی ها
از اهالی شهر شام بلا
هدف سنگها شدیم از بام
بین شادی و پایکوبی ها
روبروی رباب حرمله بود
یک نگاهی به حال زارش کرد
با اشاره به نیزه ی اصغر (ع)
با ولع آب زهرِ مارش کرد
😭
شمر میگفت آفرین ای ضجر
حق مطلب عجب ادا کردی
لگدت را به جا زدی احسنت
اشک در دانه در آوردی
😭😭
از رقیه نپرس حسین جانم
در خرابه ز بس که هق هق کرد
نیمه شب بس که ناله زد طفلی
عاقبت روی رأس تو دق کرد
#شاعرسبکسازڪربلایے_مجیدمرادزاده
#اربعین
.....___________________________
کانال باب الحسین (ع)
https://t.me/Babolhusein
گروه اشعار حسینی
https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
کانال ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
.
.
#مدح_و_مرثیه
#حضرت_ام_البنین
#ای_یم_احساس
ای یم احساس سلامٌ علیک
مادر عباس سلامٌ علیک
عرض ادب بانوی مرد آفرین
همسر دریا دل حبل المتین
شیر زنِ قومِ بنی کلابی
فاطمه ی دوم بوترابی
فدای نام پاکت آرام جان
تمام نا مادریان جهان
لیک برازنده بُدی کاینچنین
علی تو را بخواند ام البنین(س)
فاطمه ی دیگر مولا تویی
ام بنین مادر سقا تویی
فاطمه ای شبیه کوثر شدی
محرم کودکان حیدر شدی
دلت عجین شده ست با هر محن
با غم زینب و حسین و حسن(ع)
محرم غصه های حیدر شدی
مرحم داغ دو برادر شدی
روضه شنیده ای ز دیوار ودر
حکایت از مادرِ کشته پسر
شنیده ای قصه ی پر درد را
هجوم چل شرور نامرد را
چار پسر چون قمر آورده ای
نذر حسین بن علی کرده ای
طی شده عمرت همه با غصه ها
پیر شدی ز ماتمِ کربلا
شنیده ای از لب زینب به آه
مصائب از برادر و قتلگاه
ساقیِ بی مشک و بدون علم
فرق شکسته و دو دست قلم
روضه ی آن ظهر عطش بار را
چشم دریده ی علمدار را
تو روضه خوان غم اکبر شدی
مضطر یک شهید بی سر شدی
شنیده ای روضه ی بی شیر را
زیر گلوی نازک و تیر را
اسارت و سیلی و شام خراب
رقیه و ربابه و اضطراب
راس بریده ی حسین روی نی
مجلس آن حرامی و بزم مِی
لحظه ی احتضار ای نور عین
لیک شده نوای تان یا حسین(ع)
#شاعرسبکسازڪربلایے_مجیدمرادزاده
....._________________________
کانال باب الحسین (ع)
https://t.me/Babolhusein
گروه اشعار حسینی
https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
کانال ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
.
.
#مدح_روضه_حضرت_زینب
#از_لسان_امام_زمان_عج
#منم_امام_انس_جان
منم امام اِنسُ و جان مهدی ام
حضرتِ صاحب الزمان مهدی ام
مادر من اُمُِ ابیها بُوَد
عمه ی من زینبِ کبری بُوَد
عمه ی من به ماسوا غالب است
بنتِ علی ابن ابی طالب است
عمه ی ضیاءِ هر دو عین است
عمه ی من شریکه الحسین است
عمه ی من زِینِ أَبِ مرتضاست
به کشتیِ اهلِ ولا ناخداست
به آسمان و عرش چون نگین است
ضیاء چشم زین العابدین است
عمه ی من کعبه ی غمها بود
ام مصائبِ دو دنیا بود
عمه ی ما فضائلش دائم است
عمه ی ساداتِ بنی هاشم است
عمه من آینه ی مادر است
شاهدِ قصه های پشتِ در است
عمه ی ما دیده ز آن ابتدا
مادر و آن مصائبِ کوچه را
دیده غم و غربت و هم مهن را
لخته ی خونِ جگرِ حسن را
عمه ی ما دیده دو دستِ قلم
ساقیِ بی مشک بدونِ علم
دیده به علقمه گلِ یاس را
دو چشمِ غرقِ خونِ عباس را
عمه من خواهرِ خون خداست
ادامه ی نهضتِ کرببلاست
حکمت همین بود شود از قضا
اسیر در کوفه و شام بلا
از سفرِ کرببلا تا به شام
سنگِ جفا خورده ز بالای بام
روضه ی مکشوفه بدیده ست او
بغضِ یتیمانه شنیده ست او
راسِ بریده دیده بالایِ نی
صوتِ حزین شنیده از نایِ نی
عمه ی ما لب به سخن باز کرد
ز کوفه تا به شام اعجاز کرد
تیغِ زبان تا غضب آلود شد
دشمنِ دون یکسره نابود شد
به خطبه ای کرد چنان انقلاب
که شام شد بر سرِ شامی خراب
دخت علی شد رجزش پر شرر
مردتر از هزار و یک شیرِ نر
#شاعرسبکسازڪربلایے_مجیدمرادزاده
#حضرت_زینب #امام_زمان
................................................................
کانال اشعار ایتا
http://eitaa.com/joinchat/1055588373C0c7969e8af
گروه آموزش مقتل
https://t.me/joinchat/1mMEyJCOrVMwYmI0
گروه اشعار حسینی
https://t.me/joinchat/TnNArTssrr8vRxab
.
#امام_زمان
منم امام اِنسُ و جان مهدی ام
حضرتِ صاحب الزمان مهدی ام
مادر من اُمُِ ابیها بُوَد
عمه ی من زینبِ کبری بُوَد
عمه ی من به ماسوا غالب است
بنتِ علی ابن ابی طالب است
عمه ی ضیاءِ هر دو عین است
عمه ی من شریکه الحسین است
عمه ی من زِینِ أَبِ مرتضاست
به کشتیِ اهلِ ولا ناخداست
به آسمان و عرش چون نگین است
ضیاء چشم زین العابدین است
عمه ی من کعبه ی غمها بود
ام مصائبِ دو دنیا بود
عمه ی ما فضائلش دائم است
عمه ی ساداتِ بنی هاشم است
عمه من آینه ی مادر است
شاهدِ قصه های پشتِ در است
عمه ی ما دیده ز آن ابتدا
مادر و آن مصائبِ کوچه را
دیده غم و غربت و هم مهن را
لخته ی خونِ جگرِ حسن را
عمه ی ما دیده دو دستِ قلم
ساقیِ بی مشک بدونِ علم
دیده به علقمه گلِ یاس را
دو چشمِ غرقِ خونِ عباس را
عمه من خواهرِ خون خداست
ادامه ی نهضتِ کرببلاست
حکمت همین بود شود از قضا
اسیر در کوفه و شام بلا
از سفرِ کرببلا تا به شام
سنگِ جفا خورده ز بالای بام
روضه ی مکشوفه بدیده ست او
بغضِ یتیمانه شنیده ست او
راسِ بریده دیده بالایِ نی
صوتِ حزین شنیده از نایِ نی
عمه ی ما لب به سخن باز کرد
ز کوفه تا به شام اعجاز کرد
تیغِ زبان تا غضب آلود شد
دشمنِ دون یکسره نابود شد
به خطبه ای کرد چنان انقلاب
که شام شد بر سرِ شامی خراب
دخت علی شد رجزش پر شرر
مردتر از هزار و یک شیرِ نر
#شاعرسبکسازڪربلایے_مجیدمرادزاده✍
#مدح_روضه_حضرت_زینب_س
#از_لسان_امام_زمان_عج
#منم_امام_انس_جان
.
.
#از_لسان_امام_زمان_عج
#منم_امام_انس_جان
#مناجات
منم امام اِنسُ و جان مهدی ام
حضرتِ صاحب الزمان مهدی ام
مادر من اُمُِ ابیها بُوَد
عمه ی من زینبِ کبری بُوَد
عمه ی من به ماسوا غالب است
بنتِ علی ابن ابی طالب است
عمه ی ضیاءِ هر دو عین است
عمه ی من شریکه الحسین است
عمه ی من زِینِ أَبِ مرتضاست
به کشتیِ اهلِ ولا ناخداست
به آسمان و عرش چون نگین است
ضیاء چشم زین العابدین است
عمه ی من کعبه ی غمها بود
ام مصائبِ دو دنیا بود
عمه ی ما فضائلش دائم است
عمه ی ساداتِ بنی هاشم است
عمه من آینه ی مادر است
شاهدِ قصه های پشتِ در است
عمه ی ما دیده ز آن ابتدا
مادر و آن مصائبِ کوچه را
دیده غم و غربت و هم مهن را
لخته ی خونِ جگرِ حسن را
عمه ی ما دیده دو دستِ قلم
ساقیِ بی مشک بدونِ علم
دیده به علقمه گلِ یاس را
دو چشمِ غرقِ خونِ عباس را
عمه من خواهرِ خون خداست
ادامه ی نهضتِ کرببلاست
حکمت همین بود شود از قضا
اسیر در کوفه و شام بلا
از سفرِ کرببلا تا به شام
سنگِ جفا خورده ز بالای بام
روضه ی مکشوفه بدیده ست او
بغضِ یتیمانه شنیده ست او
راسِ بریده دیده بالایِ نی
صوتِ حزین شنیده از نایِ نی
عمه ی ما لب به سخن باز کرد
ز کوفه تا به شام اعجاز کرد
تیغِ زبان تا غضب آلود شد
دشمنِ دون یکسره نابود شد
به خطبه ای کرد چنان انقلاب
که شام شد بر سرِ شامی خراب
دخت علی شد رجزش پر شرر
مردتر از هزار و یک شیرِ نر
#شاعرسبکسازڪربلایے_مجیدمرادزاده
#اربعین
.