گفتم که رضا ما را تحویل نمی گیرد
مهمانی بی دعوت تجلیل نمی گیرد
وقتی که دعاهایت مقبول نمی افتد
چون آیه ی اشک تو تنزیل نمی گیرد
او یار نمی گیرد از بین گنهکاران
آن را که بود حسنش تعطیل نمی گیرد
باز است اگر رویی شو بر در او مهمان
این قاعده عاقل را تبدیل نمی گیرد
هر کس شودم مهمان از حیث پذیرایی
تکریم من از چایی تقلیل نمی گیرد
یک لحظه صدا آمد این چای بفرمایید
دیگر تو مگو ما را تحویل نمی گیرد
هر خادم این آقا در خدمت زائرهاست
این کار ولی گاهی تعجیل نمی گیرد
آن زائر و آن خادم دادند جوابم را
ای عسکری این احسان تهلیل نمی گیرد؟
#سید_عسکر_رئیس_السادات
۲۸ دی ۱۴۰۲
#امام_رضا
برده دل را دلبری اما نمی دانم که کو
داده ام دل را و دلخون گشته ام از جستجو
دلبران دلدادگان را درد درمان می دهند
دلبرا من درد دارم درد دارم آرزو
درد دوری را به درد عشق درمان می کنم
بهر عشقت دلبرا هم دل دهم هم آبرو
بر سر هر موی تو صد درد بر جان می خرم
شاهد من شانه ات پرسش نمایش مو به مو
گر زدم فریاد از دردت نگشتم داد خواه
دادگر ها را بیاور تا نمایم رو به رو
دلبرا دل را به درد آورده درد انتظار
وعده تا کی هی دهم دل را برای گفتگو
درد دوری دیده ام را کرده غرق سیل اشک
بهر دیدار تو دائم داده اشکش شستشو
عسکری را چاره باشد وصل یا تشدید درد
درد عشق تو عزیز است و نخواهم بی از او
#سید_عسکر_رئیس_السادات
بیست و سوم دی نود و چهار
آخرین بازنگری ۲۵شهریور۹۹
#حضرت_مهدی
دوست دارم از #علی گویم به هر مصراع خود
تا بگویندم #علی را عسکری دیوانه شد
دوست دارم با #علی باشم نه با اعدای او
با #علی باشی فقط سالک شوی بر نهج هو
هست احمد شهر علم و باب آن تنها #علی است
پس #علی یعنی نبی و در نبی حق منجلی است
مثل پیغمبر #علی باشد بر این امت پدر
زشت باشد جز #علی بر تخت بنشیند اگر
حق شب معراج با صوت #علی گوید سخن
چونکه احمد را #علی باشد چو جانِ در بدن
تا دل پیغمبر آرامش بگیرد با #علی
یا #علی گوید به امر حضرت رب جلی
جز #علی مرتضی آرد پیمبر را که سود؟
جز #علی نفسی که شد مصداق مَن یشری که بود؟
با #علی حق فخر می سارد به پیش عرشیان
تا #علی با امر او با عشق آید در میان
خوابِ در بستر بگیرد با #علی حکم جهاد
برجهادِ این #علی نامی دگر نتوان نهاد
نعره های عمرو را پاسخ فقط آرد #علی
جز #علی در جنگ خندق هر یلی هارب ولی
سر بود ضرب #علی از هر چه سازد جن و انس
حق پسند آید #علی، از بس که نایاب است جنس
چون #علی سازد چه کس بر مصطفی جان را سپر؟
با نبی ماند #علی آنجا که جان جوید مفرّ
لا فتی الا #علی لا سیف الا ذوالفقار
صیحه ی عرش است از شور #علی در عشق یار
چون #علی افکند بهر دین کسی جان در بلا؟
گفت در هر مهلکه غیر از #علی حق را بلیٰ؟
پشت بر دشمن نمی سازد #علی در جبهه ها
با #علی آید برون دین خدا از تنگنا
جز #علی راند فرس تا سوره ی والعادیات
بشکند غیر از #علی عزّی، هبل، لات و منات
فتح خیبر جز #علی بر هر یلی باشد محال
جز #علی را پیش مرحب نیست یارای مقال
گفت پیغمبر به ما حق با #علی باشد مدام
در تقابل با #علی باشند اگر امت تمام
برد بر دوشش #علی را تا که بگذارد حجر
جز #علی را نیست فخری این چنین بهر بشر
جز #علی کفوی برای حضرت زهرا نبود
در اخوت با نبی شأن #علی یابد نمود
اولین مأموم #علی بود و امامش مصطفی
چون #علی ،مثل نبی گوید به الا الله، لا؟
چون سلیمان نبی عالم بود رام #علی
برف در هُرم حجاز آید به پیغام #علی
چون ولایت بر #علی شرط است بر پیغمبری
بی #علی پیغمبران هم از نبی بودن بری
خلق از نور #علی کل ملائک می شوند
بی #علی حتی ملائک وجهُ هالک می شوند
معجزه تنها برآید بعد احمد از #علی
چون #علی باشد به قران بر مسلمانان ولی
گفت عمر هم بی #علی حتماً که می گشتم هلاک
شیعه حق دارد بگوید بر #علی روحی فداک
شیعه ی مولا #علی باشد به واقع رستگار
چون #علی چون پره ی پرگار گردد دور یار
ساقی جنت #علی باشد محمد میر آن
بی نصیبند از می آن بی #علی ها بی گمان
در شکیبایی نباشد چون #علی ایوب هم
چون #علی هرگز نیارد امر حق را بیش و کم
عایشه وقتی بگوید بر #علی خیر الرجال
بر کرامات #علی کتمان بود امری محال
زین سخن شأن #علی نزد محمد منجلی است
نسبت هارون به موسی نسبت من با #علی است
بعد من باشد بر این امت #علی تنها امام
با #علی، تنها بر آنها می شود نعمت تمام
جز #علی مثل پیمبر جامع الخیرات کیست
جز #علی بر جانشینی نبی شایسته نیست
با #علی از دین و قران می شود ایزد رضا
نیست دین را خیر، بی حب #علی مرتضی
راز ایجاد خوارج هم خدای بی #علی است
بی #علی بر نغمه ی شیطان جواب دل بلی است
کی کند غیر از #علی افطار با نان و نمک؟
کی بود غیر از #علی اخلاص و ایمان را محک؟
جز #علی افطار خود بخشد کسی آن هم سه روز ؟
با #علی نومید کی گردد فقیر تیره روز؟
در نمازش هم #علی خاتم به مسکین می دهد
از #علی تجلیل می گردد در آیات احد
بر یتیمان کیست مانند #علی همچون پدر؟
بر پدر گیرند تا بعد از #علی سوگی دگر
از تقابل با #علی لرزد به خود فوج یلان
بر #علی اشک یتیمان لرزه اندازد به جان
شد یتیمان را #علی الله اللهش بلند
تا مبادا بی #علی قربانی نسیان شوند
در شب قدر است مضروب و در آن مقتول #علی
ألف در ألفش بود الحق چه سان مقبول #علی
رفت از دنیا #علی چون، صیحه آمد از سما
گشت با قتل #علی نابود ارکان هدی
جز #علی سوزاند دست دزد بیت المال، که؟
جز #علی بگرفت از دزدانِ آن اموال، که؟
کیست با رسم شجاعت آشنا غیر از #علی؟
کیست، فریاد و سکوتش ره گشا غیر از #علی؟
جز #علی بر دشمنش سازد کسی عفو عظیم؟
جز #علی بر قاتل خود می شود آن سان رحیم؟
جز #علی را شوق قدرت کشت بعد از مصطفی
جز #علی در حق قرآن کی کند آن سان وفا؟
در نماز آرند از پای #علی پیکان برون
غرقِ در حق چون #علی، هرگز نمی یابند عیون
جز در بیتِ #علی درها به مسجد بسته شد
از ملاقات #علی کی خانه ی حق خسته شد
خانه زادی جز #علی دارد کجا پروردگار؟
خانه ی حق بر#علی مشهد، بسش این افتخار
کینه و ترس از #علی آورد فضلش را نهان
پر شد از وصف کرامات #علی آخر جهان
ما نمی گوییم #علی مرتضی باشد خدا
هم نمی دانیم #علی را از خدای خود جدا
هست با شرط #علی تهلیل باعث بر امان
بی #علی در حِصن حق فردی نگردد بی گمان
آنکه تکذیب #علی می کرد شد رمی از سما
از #علی در بغض باشد کافر و مسلم نما
جز #علی شاهی برد دعوای خود بر دادگاه؟
جز #علی برغیر هم کیشش کشد از سینه آه؟
صدق را الگوی قابل درجهان مولا #علی است
آنکه بر عهدش به اعدا هم بود برجا #علی است
زهد را قطب است #علی، تنها نه بین مسلمین
چونکه بشناسند #علی را هم مسیحی ها چنین
در #علی جمع است خوبی های مردان خدا
اوج عشق است این #علی بر درگه رب علیٰ
بحر فضل است این #علی و قول من چون قطره ای
از #علی راضی نگردم من به بذل بدره ای
نام زیبای #علی آرد به شعرم آبرو
جز #علی را کی نمایم از #علی من آرزو
گر #علی سازد تو را مهمان به کیلی کوثری
یا #علی گو، قصد رفتن کن ز دنیا عسکری
یا #علی مصرع به مصرع بودیم خود دستگیر
یا #علی در بیت آخر هم نخواهم بی امیر
#سید_عسکر_رئیس_السادات
سی خرداد نود و شش
آخرین بازنگری ۲۹ دی ۱۴۰۲
#حضرت_علی
خواستم با روی تو قدری نمایم شاعری
آورم گر شد به شعرم شیوه های نادری
ارتش آرایه ها را جملگی بر خط کنم
تا بگوید اهل فن در شعر الحق ماهری
هر چه جستم من ندیدم سر ز تو آرایه ای
شعر کی آرایدت این فکر باشد کافری
بهترین آرایه ی آرایه ها یی بی گمان
شعر را بی تو نشاید ادعای فاخری
من نمی دانم تو من را می سرایی یا که من
تو غزل هستی و من تنها به شعرت عابری
گر چه در ظاهر سرودم از تو شعری باز هم
تو سرودی و به زیباتر از این هم قادری
آبروی شعر من هستی تو ای آرام جان
عسکری ممنون ز تو در شعر او چون حاضری
#سید_عسکر_رئیس_السادات
هفدهم خرداد نود و چهار
آخرین بازنگری ۲۲ اسفند۹۸
#حضرت_مهدی #حضرت_علی
بر کسوت شاعری نشاید
آنکس که تو را رها نماید
تو روح غزل تو روح عشقی
بی عشق چگونه می سراید
آخر به چه کار آید این شعر
چون از تو در آن سخن نیاید
شعری که ز غیر می زند دم
از سینه چگونه غم زداید
تاریک بود جهان نگارا
این مِه ز رخت کنار باید
تک خواسته ام ز ایزد این است
از حضرت عشق رو نماید
یعقوب دلم هوایی اوست
بی یوسف خود چطور پاید
بر عسکری ای خدا مدد کن
تا چشم به کفش یار ساید
#سید_عسکر_رئیس_السادات
دوازدهم شهریور نود و چهار
آخرین بازنگری۲۰ فروردین۹۹
#حضرت_مهدی #منتظرانه
ای کاش که، در صدر خبرها بنویسند
آمد به جهان، منتظران، یوسف دلبند
باشد همه ی دغدغه ی خلق، چه فرمود؟
امروز چه داده است به احاد بشر پند؟
دستور چه فرموده فراخوان به چه داده است
تا جان دهمش همره زن، والد و فرزند
رویای شهادت به رکابش چه قشنگ است
هر چند که باشد نگهش قندتر از قند
ای عسکری احسنت که را گفت امامت
با دیدن اشعار که مولا زده لبخند
#سید_عسکر_رئیس_السادات
۲۶ خرداد ۱۴۰۲
#حضرت_مهدی #منتظرانه
شنبه شد باز به دل هیچ نویدی نرسید
عاشقان را خبر ناب و جدیدی نرسید
گشت تجدید گروهی و گروهی مردود
باز بر منتظران عید سعیدی نرسید
باز یک جمعه پرید از کف ما بی حاصل
منجی جامعه با اسب سپیدی نرسید
بر کویر دل ما قطره ی آبی نچکید
بر تماشای بهان باب امیدی نرسید
خلق در وصف پگاهش چه غزلها گفتند
فکرشان بر تعب شاه وحیدی نرسید
شنبه ها شامترین صبح جهان را دارند
عرض تبریک چرا؟ چونکه ندیدی نرسید
عسکری کاش تو را آن شه موعود رسد
آنچه دل در طلبش هر چه دویدی نرسید
#سید_عسکر_رئیس_السادات
۲۷ خرداد ۱۴۰۲
آخرین بازنگری ۳۰ دی ۱۴۰۲
#حضرت_مهدی #منتظرانه
این جمعه هم گذشت نیامد نقیب ما
دشمن دلش گرفت به حال غریب ما
هر عاشقی رسید به دیدار دلبرش
ممکن ولی نگشت وصال حبیب ما
هر کس که درد داشت طبیبی گزید و درد
آمد به روی درد و نیامد طبیب ما
ماییم و شنبه ای که ندارد شمیم یاس
این جمعه هم نداشت به غیر از فریب ما
بر انتظارمان زده هر هرزه نیش خند
هر چند بر ندارد از آن خش شکیب ما
ای عشق عسکری فقط از یمن مقدمت
ذلت نصیب خس شود عزت نصیب ما
#سید_عسکر_رئیس_السادات
۲۳اردیبهشت۱۴۰۲
#حضرت_مهدی #منتظرانه
باز شنبه آمد و قلب مرا ماتم گرفت
کوه و دریا دشت و صحرا آسمان را غم گرفت
باز ما ماندیم و راه و چشمهای داغ دار
برگهای اطلسی را از غمش شبنم گرفت
قاصدکها هم همه افسرده اند و سر به زیر
باز بوتیمار آمد جای بلبل دم گرفت
جمعه در پیمانه هی می ریخت امید و رجا
شنبه آمد جای آن پیمانه ها را سم گرفت
با کدامین روی شنبه باز بی او آمدی
من ز دیدار تو بدبختم برو قلبم گرفت
عسکری بی یوسف زهرا خریدار تو نیست
همرهش آیی تو را جشنی گران خواهم گرفت
#سید_عسکر_رئیس_السادات
۲۶ فروردین ۱۴۰۲
#حضرت_مهدی
#منتظرانه
آمد آن مردی که در میلاد و مولَد اول است
چون محمد هر کجا پا می گذارد اول است
مرد اول در کنار اوست در یاری دین
آن مسلمانی که در ایمان به احمد اول است
آنکه با خواب خودش هم بهر حق سازد جهاد
بهر امت در امامت هم چو آید اول است
آنکه تنها مرد لایق بر بتول مصطفی است
هم ز حیث دخت و زن، ابن و اخ و جد اول است
شهر بر علم است احمد باب آن مولا علی است
بر ورود آنکس که در را دست بنهد اول است
مرد اول در غدیر و خندق و خیبر علی است
هر کجا حق بهر دین مردی بخواهد اول است
تیغ او هم ذولفقار است و بود تیغی دگر
هر که در دستان مولا می نهد ید اول است
در میان شاعران هشیار باش ای عسکری
آنکه بیتی بیشتر از او سراید اول است
#سید_عسکر_رئیس_السادات
۱۱ فروردین ۹۷
آخرین بازنگری۳۰ دی ۱۴۰۲
#حضرت_علی
وقتی به نقد در پی ابراز کینه ای
با مته، ذره بین پی کشف دفینه ای
نقدت فقط برای تلافی نمودن است
با دشنه ای به دست به دنبال سینه ای
دیگر هدف برای کلام تو روشن است
حتی اگر که پشت تو باشد مدینه ای
ای عسکری به غرق تکبر مگیر عیب
بر روی میز اوست علیهت گزینه ای
#سید_عسکر_رئیس_السادات
۳۰ دی ۱۴۰۲
#پند #نقد