eitaa logo
دشت جنون
4.8هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
2.1هزار ویدیو
4 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊🌹🍀🌴🍀🌹🕊 روز پیروزی جنبش حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و یاد و خاطره کلیه جبهه های نبرد حق علیه باطل گرامی باد . شادی روح و http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 یاد باد یاد جبهه ها یاد دفاع مقدس شادی روح و و سلامتی رزمندگان اسلام 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
🌴🌹🕊🥀🕊🌹🌴 امروز سالروز طلوع چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 🌺 بسیجی محمدرضا امیری 🍃 (محمدحسن) 🌺 بسیجی مجید فاضل 🍃 (عباس) 🌺 مردمی عبدالحسین سلیمانپور 🍃 (عباس) 🌺 سرباز محمد جهانمیری 🍃 (کریم) 🌺 سرباز عبداله خانیان 🍃 (حسین) 🌴 @dashtejonoon1🌴🌹
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀 🌹 🌹 فرزند : قربانعلی : 🗓 1348/09/12 🗓 محل تولد : نجف آباد وضعیت تاهل : مجرد شغل : دانش آموز : 🗓 1367/05/23 🗓 مسئولیت : بسیجی محل : شلمچه نام عملیات : خط پدافندی مزار : 🥀 @dashtejonoon1🕊🥀
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 چه کسی خبر دارد از حال آن مادری که جسد بی جان فرزندش را می بیند و نوازش می کند؟ چه کسی خبر دارد که در دل او چه می گذرد؟ فرزندش می توانست ازدواج کند، می توانست زندگی تشکیل دهد و به مانند هزاران انسان دیگر او هم برای مادرش حق فرزندی را به جا آورد اما فرزند او این کار را نکرد. فرزند برای میهنش جان داد تا همین هزاران نفر بتوانند طعم واقعی زندگی را بچشند. حتما تا به حال فهمیده ای درباره چه کسانی حرف میزنم، مادران را می گویم، همان ها که فرزندشان را با هزاران امید و آرزو بزرگ کردند و بعد یک اتفاق، یک جنگ، یه سانحه فرزندشان را آسمانی کرده و به آسمان ها پیش خدا برد. شادی روح و http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
@ostad_shojaeروانشناسی قلب 63.mp3
زمان: حجم: 10.4M
🏴🌹🕊🥀🕊🌹🏴 63 تو به اندازه وسعت قلبت به آسمون راه پیدا میکنی، اما وسعت قلبت در گروی میزان عشقته هر چی عاشقتر، قلبت وسیع تر و پروازهاتم بلندتر! http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
دشت جنون
🌴🌹🕊🥀🕊🌹🌴 #خاطره_آخرین_پرواز #سرلشگر_خلبان #شهید_حسین_لشگری #قسمت_سوم #حسین_لشکری بامداد روز پنجشن
🌴🌹🕊🥀🕊🌹🌴 در آن بامداد و سرگرد ورتوان دومین دسته پروازی پایگاه دزفول بودند که در خاک عراق به عملیات رفته بودند. دسته او با حملاتی که انجام داد، پدافند موشک عراق را هوشیار کرد. لذا به محض عبور آن دو هواپمیا از مرز نقطه هدف را شناسایی کردند. گرد و غبار ناشی از شلیک توپخانه عراق وجود هدف را مشخص کرده بود. هر دو برای شیرجه آماده بودند. در پناه تپه ای چندین دستگاه تانک و نفربر استتار شده بودند. از لیدر پرواز اجازه زدن هدف را می گیرد. قرار بود هر دو به صورت ضربدری از چپ و راست یکدیگر را رد کرده و هدف ها را منهدم نمایند. زاویه مخصوص راکت را به هواپیما داد و نشان دهنده مخصوص را روی هدف تنظیم کرد ولی ناگهان هواپیما تکان شدیدی خورد و فرمان کنترل را از دست داد. نمی دانست چه بر سر هواپیما آمده است. کوشید هواپیما را که در حال پایین آمدن بود کنترل کند. او در وصف آن حادثه می گوید: « به هر نحو توسط پدال ها سکان افقی هواپیما را به سمت هدف هدایت کردم. در این لحظه ارتفاع هواپیما به شش هزار پا رسیده بود. چراغ هشدار دهنده موتور مرتب اخطار می داد. شاسی پرتاب راکت ها را رها کردم. در یک لحظه ۷۶ راکت روی هدف ریخته شد و جهنمی از آتش زیر پایم ایجاد کرد. از این که هدف را با موفقیت نشانه گیری و بمباران کردم بسیار خوشحال بودم ولی می دانستم با وضعیتی که برای هواپیما پیش آمده قادر به بازگشت نیستم. در حالی که دست چپم روی دسته گاز موتور بود دست راستم را به سمت دکمه ایجکت بردم. دماغ هواپیما در حال شیرجه بود و هر لحظه زمین جلوی چشمانم بزرگتر می شد. تصمیم نهایی را گرفتم و با گفتن دسته ایجکت را کشیدم و از اینجا به بعد دیگر چیزی یادم نیست.» ... http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴