eitaa logo
دشت جنون
4.6هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
2هزار ویدیو
2 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺🍀🌼💐🌼🍀🌺 امان از عهد‌شکنی... ! ای پناه قلب بی‌قرارم! باز هم مرا خریدے. باز هم شنیدے حرف‌هایی که نباید بر زبانم جارے می‌شد. باز هم دیدے بدےهایم را و اشک ریختی. قول داده بودم که دیگر دلیل گریه‌هایت نباشم، اما امان از عهد‌شکنی... امان از قول‌هاے تکرارے. با تمام بدےهایم دلم هر روز هواے شما را می‌کند و قلبم به شوق نگاه شما می‌تپد مولاے مهربانم. شیعه هم مثل شما غریب است. ما اسیر دنیاییم و شما گرفتار زندان غیبت.کاش زودتر فرجی شود و هر دو آزاد شویم. کاش بیایی و جهانی را نجات دهی از رنج و تنهایی. من که هر روز دعا می‌کنم. کاش زودتر بیایی منتقم خون حسین علیه‌السلام. http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹
🌹🕊💐🌴💐🕊🌹 ترکش به قلبش خورده و گوشه سنگر افتاده بود. با خونی که از قلبش بیرون می‌زد، روی روزنامۀ کنارش نوشته بود: «السلام علیک یا اباعبدالله» با خون خود، نامه "من الغریب" را امضا کردند ، ما "هل من ناصر" خود را چطور لبیک می گوئیم؟ نشسته بر قایق بی خیالی و بی تفاوتی، روزهایمان را شب می کنیم یا دست بیعت به خواهیم داد ؟ شادی روح و http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹
🌴🌹🕊🥀🕊🌹🌴 خاطرات یک سرباز عراقی یه رو گرفتیم که ازش حرف بکشیم . آوردنش سنگر من. خیلی سن و سال بود. بهش گفتم: « مگه سن توی ایران سال تمام نیست؟ سرش را تکان داد . گفتم: « تو که هنوز سالت نشده! » بعد هم مسخره اش کردم و گفتم: « شاید به خاطر جنگ ، کارش به جایی رسیده که دست به دامن شما شده و سن رو کم کرده؟ » جوابش خیلی من رو اذیت کرد. با لحن گفت: « سن پایین نیومده ، سن پایین اومده.» http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 یاد باد یاد جبهه ها یاد دفاع مقدس شادی روح و و سلامتی رزمندگان اسلام 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
💐🕊🌺🌴🌺🕊💐 امروز سالروز طلوع چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 🌺 پاسدار محمدعلی جوزی 🌼 (محمدکاظم) 🌼 پاسدار محمد دریساوی 🌺 (علیرضا) 🌺 بسیجی مجتبی ایمانیان 🌼 (غلامرضا) 🌼 بسیجی علی اکبر پناه 🌺 (محمد) 🌺 بسیجی اسماعیل علی‌کاظم 🌼 (علی) 🌼 بسیجی محمدرضا قیصریان 🌺 (حسین) 🌺 سرباز علی محمد سپیانی 🌼(سیف اله) 💐 @dashtejonoon1🌺💐
🌷🌹🕊🥀🕊🌹🌷 🌹 🌹 فرزند: محمد : 🗓 1340/07/04 🗓 وضعیت تاهل : مجرد شغل : آزاد : 🗓 1359/08/09 🗓 محل : عین خوش نام عملیات : خط پدافندی مزار : 🕊 @dashtejonoon1🌹🕊
🌷🌹🕊🥀🕊🌹🌷 🌹 🌹 فرزند: محمدعلی : 🗓 1345/01/27 🗓 محل تولد : نجف آباد وضعیت تاهل : متأهل شغل : پاسدار : 🗓 1365/08/09 🗓 محل : پاسدار نام عملیات : عوامل جانبازی مزار : 🕊 @dashtejonoon1🌹🕊
.🕊🌹🕊🥀🕊🌹🕊 جنگ و مرور خاطرات آن اگرچه ممکن است تلخ باشد، اما جنبه دیگرش یادآوری هشت سال دفاعی است که هر روزش حماسه‌آفرینی مردم کشوری است که با فداکاری و ایثارگری و حتی اهدای خون پاکشان، نگذاشتند ذره‌ای از خاک ایران به تصرف دشمنی درآید که تا بن دندان مسلح به انواع تجهیزات و سلاح‌های جنگی مدرن در آن روزها بود. احمد آبان‌گاه، دانش‌آموز آن روزهای جنگ و آتش و مدیر مالی و پشتیبانی این روزهای شرکت بازرگانی گاز ایران در زمره همین مردم است. او و هم‌رزمانی که جانانه دفاع کردند، برخی از آنها به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و برخی چون او اسیری مفقودالاثر شدند و اردوگاه دشمن را لرزاندند. دانش‌آموز بود که باخبر شد کشورش هدف هجوم دشمن بعثی قرار گرفته و در شرایط جنگی قرار دارد. با اعلام خبر آزادسازی خرمشهر، با هم‌کلاسی‌ها و دیگر اقشار پرشور ملت به خیابان‌ها آمد و به شادمانی پرداخت و برای یکسره کردن کار دشمنی که چشم به این آب و خاک دوخته بود، مصمم‌تر شد. او که خونش از دست‌اندازی متجاوزان بعثی به جوش آمده بود، دفاع از وطن و آب و خاک را یک واجب شرعی می‌دید و مصمم بود از آرمان‌های کشور و نظام محافظت کند. http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🌹🇮🇷🥀🕊🥀🇮🇷🌹