eitaa logo
دشت جنون
4.9هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
2.1هزار ویدیو
4 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
دشت جنون
🌹🕊🏴🌴🏴🕊🌹 «می‌خواست فقط یک آرزو را با خودش ببرد؛ روضه‌خوانِ امام حسین (ع) شدن...» ۹ سال از خاکسپاری‌اش گذشته بود. پیکری که ۱۸ روز در ارتفاعات کردستان مانده بود و بعد از ۲۸ روز به زادگاهش رسیده بود تا به خاک سپرده شود... باران، قبر را تخریب کرده بود و باید آن را تعمیر می‌کردند. وقتی سنگ مزار را برداشتند، دیواره‌های قبر و سنگ لحد فرو ریخته بود. برادر و پسرش داخل قبر رفتند تا وضعیت را بررسی کنند. آنچه دیدند، برایشان باورکردنی نبود؛ به گفته خانواده، پیکر همچنان سالم مانده بود. ناچار شدند آن را برای لحظاتی از قبر بیرون بیاورند و همان لحظه، دستان هر دو نفر به خون آغشته شد... پدرش با همان لهجه شیرین بوشهری، بغضش را فرو می‌داد و می‌گفت: «شب‌ها که از سرِ کار برمی‌گشت، به جای استراحت، زیر نور کم‌سوی فانوس می‌نشست. می‌خواند، می‌نوشت و تمرین می‌کرد. بهش می‌گفتم: بابا، خسته‌ای... برو بخواب. این همه زحمت برای چیه؟ لبخند می‌زد و می‌گفت: "بابا... می‌خوام خوندن و نوشتن یاد بگیرم، روضه‌خوانِ امام حسین (ع) بشم." همین یک آرزو را داشت... و بالاخره به آن رسید. هر محرم، مردم را دور خودش جمع می‌کرد؛ با اشک، نوحه می‌خواند، روضه می‌خواند و دل‌ها را راهی کربلا می‌کرد. پدرش در پایان فقط یک جمله گفت؛ جمله‌ای که هنوز در گوشم مانده است: «عبدالنبی هرچه دارد، از امام حسین (ع) دارد...» بعضی آدم‌ها تمام عمرشان را وقف نام حسین (ع) می‌کنند؛ و یادشان، حتی سال‌ها بعد از رفتنشان، هنوز دل‌ها را می‌لرزاند. http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 یاد باد یاد جبهه ها یاد دفاع مقدس شادی روح و و سلامتی رزمندگان اسلام 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
🍀🥀🌴🕊🌴🥀🍀 امروز سالروز طلوع چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 🍁 بسیجی محمدحسین صادقی 🌾 (عباس) 🍀 جهادگر ابوالقاسم شریفی 🌾 (رضا) 🍁 سرباز سعید معینی 🌾 (احمد) 🍀 @dashtejonoon1🕊🌴
🕊🥀🌴🌹🌴🥀🕊 🌹 🌹 فرزند : نصراله : 🗓 1343/12/05 🗓 محل تولد : نجف آباد ـ جوزدان وضعیت تاهل : مجرد شغل : آزاد : 🗓 1361/05/13 🗓 مسئولیت : بسیجی محل : قصر شیرین نام عملیات : خط پدافندی مزار : 🌹 @dashtejonoon1🥀🕊
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 مهمان بانوی دو عالم چند روز قبل از ، من كه در خارج از كشور به سر می‌بردم ، خواب عجیبی دیدم. درخواب دیدم كه تمام كوچه‌مان را كرده و دیوارهایش را از پوشانده‌اند . خانم جلوی در خانه ایستاده‌اند و مردم بین خودشان نُقل پخش می‌كنند . دریافتم كه شاید برای اتفاقی افتاده است و همینطور هم بود . چند روز بعد از ایران تماس گرفتند و خبر او را به من رساند. سال 1362 و عملیات والفجر 2 بود ، كه زخمی شده بود ، در آخرین لحظات به سختی ، خودش را به بیسیم عراقی‌ها رسانده، آن را با جوید تا مانع ارتباط آنان با عقبه گردد . پس از قطع سیم كه دشمن متوجه این كار شد ، او را به بسته ، راهی دیار گرداند . به خاك سپرده شد. راوی : 🌹 🕊 http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🌷🕊🌴🥀🌴🕊🌷 همواره مي‌گفت : برخي سكوت‌ها و حرف‌هاي نابه‌جا ، كوچكي هستند كه تكرار مي‌كنيم و برايمان عادت مي‌شود ، بزرگ را اگر انسان خيلي آلوده نشده باشد متوجه مي‌شود ، اين كوچك هستند كه متوجه نمي‌شويد . 🌹 🕊 شادی روح و http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴
🌹🕊🥀🏴🥀🕊🌹 🏴 🏴 بین قافله ات چه سوز و آهی دارد این خواهر تو عجب سپاهی دارد احوال سه ساله را اگر می پرسی در کنج خرابه بارگاهی دارد 🏴 🏴 http://eitaa.com/joinchat/338034692Cf72642577b 🏴🇮🇷🌹🕊🌹🇮🇷🏴