eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
18.5هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
428 فایل
#کانال_نوحه_وروضه_یازینب_سلام_الله_علیها http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات التماس_دعای_فرج_وعاقبت_بخیری ⛔️کپی مطالب بدون نام کانال ممنوع⛔️
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5893423852918145360.ogg
زمان: حجم: 159.4K
▪️ ▪️ ◾️ مرد غریب کوچه ها علی علی بابای بچه یتیما علی علی میون محراب دعا علی علی دم سحر میشه فدا علی علی کاشکی به مسجد نره تا بلا نبینه وگرنه زینبش دیگه از پا میشینه ۲ ❤️مرو ۲ بابای زینب می بنده دستار به کمر بابای زینب مشتاقه مرگ این سحر بابای زینب می خونه با سوز جیگر بابای زینب روضه اون دیوار و در بابای زینب وای امون از این سحر بخون شناور خونی میشه محاسن سفید حیدر ۲ ❤️مرو ۲ بابای زینب با نمک افطار میکنه بابای زینب موندن و انکار میکنه بابای زینب قاتل بیدار میکنه بابای زینب یادی از اون یار میکنه بابای زینب دیگه بریده از همه مردم دنیا فقط دلش میخواد بره کنار زهرا ۲ ❤️مرو ۲ بابای زینب •-
4_5891172053104460020.ogg
زمان: حجم: 185.2K
▪️ ◾️ ◾️ ◾️ •-----🖤═✾🌺✾═🖤-----• توئی غریب بی نشونه بابا نگات چرا به آسمونه بابا دلشوره داره دختر تو بابا امشب رو بمون تو خونه بابا پره غم و درده دلم ای بابا جون نماز ت و امشب توی خونه بخون جون من و امشب روی لب نرسون ❤️یا حیدر یا حیدر امشب هوای خونه سرده بابا دنیا بتو وفا نکرده بابا یکی توی گوشم می خونه بابا بابات دیگه برنمیگرده بابا زخمی شده دوشت ز بسکه ای بابا نون و خرما بردی برای یتیما نیمه های شب تو کوچه پس کوچه ها ❤️یا حیدر یا حیدر میدونم از همه بریدی بابا چقدر غم و بلا کشیدی بابا خوب میدونم که بعد مادر بابا خیری از این دنیا ندیدی بابا الهی بمیرم که همدم نداری برای چی امشب بابا بیقراری چرا دوباره سر به دیوار میزاری ❤️یا حیدر یا حیدر چشام مثه ابر بهاره بابا دلم واسه تو بی قراره بابا آب می ریزم پشت سر تو بابا تا به خونه بیای دوباره بابا اناِلله امشب میخونی تو چرا مگه میخوای امشب بشی از ما جدا انگاری که میخواد بیاد پیک بلا ❤️ یا حیدر یا حیدر •-
. |⇦•غریب شهر کوفه... امیرالمومنین حضرت علی علیه اسلام اجرا شده به نفسِ حاج‌ محمدرضا طاهری ●━━━━━━─────── غریب شهر کوفه امشب داره وداع میکنه با دنیا خیلی دلش تنگه واسه زهرا دیگه نمیخواد که بمونه *شب هفدهم گفت: حسن جان چقدر دیگه از ماه رمضان مانده گفت آقا جان سیزده روز..حسین جان چقدر رفته از ماه رمضان هفده روز یه نگاه به آسمان کرد دست به محاسنش کشید فرمود:" انا لله وانا الیه راجعون…"امشب تو خونه ی دخترش هی می‌اومد از سر سفره بیرون نگاه میکرد میفرمود: "انا لله وانا الیه راجعون "میخواد بره سمت مسجد مرغابی ها میان دورش دامن مولا ،عباش رو میگیرن دلشوره افتاده تو دل ام کلثوم بابا جان دورت بگردم امشب بگو داداشم به جای شما نماز بخونه فرمود: با تقدیر چکار کنم ؟تقدیرم اینه که امشب برم مادرت زهرا منتظره ...* غریب شهر کوفه امشب داره وداع میکنه با دنیا خیلی دلش تنگه واسه زهرا دیگه نمی خواد که بمونه وقتشه بعد این همه سال بره عیادت کنه از یارش ببینه خوب شده یا نه زخم مسمارش آیا هنوز قدش کمونه مرغابی ها تو دست و پاش میرن میاین سر راهش رو میگیرن زهرا ولی چشم انتظاره بسه یه عمر نفس زدن با آه آخه تا کی هم صحبتی با چاه علی دیگه طاقت نداره فرق شکسته ی بابا رو زینب اگه ببینه میمیره * روایت میگه تا شنید" والله تهدمت ارکان الهدی" امام مجتبی سریع خودش رو رسوند.دید بابا رو خاکها افتاده سرش رو به بالین گرفت .حضرت زیر بغلهاش رو گرفته یه طرف امام مجتبی یه طرف ابی عبدالله روایت میگه پاهای امیرالمومنین رو زمین کشیده میشد دیگه جون تو بدن نیست. نانجیب هزار دینار داده این شمشیر رو به زهر آلوده کرد. از همون لحظه اول زهر همه بدن مولا رو گرفته اما تا دم در رسید فرمود: حسنم زیر بغلم رو رها کن حسینم میخوام با پاهای خودم برم داخل.. بابا شما رو پات نمیتونی بایستی قربونت برم..؟* فرق شکسته ی بابا رو زینب اگر ببینه می‌میره خونی که از سرم سرازیره میریزه هر قدم رو خاکها کوفه شده مثل مدینه وقتی که میبرن من و خونه تموم کوچه ها پر از خونه باز افتادم به یاد زهرا *روضه خون امشب علیه....* یادمه با جراحت پهلو دستش رو میگرفت روی زانو برای من دل نگرون بود چهل نفر ریختن سرش با هم از اون به بعد سر تا پای ما هم دیگه مثل رنگین کمون *گفت میخوام با پاهای خودم برم زینب من و با این حال نبینه ..دل نگرون دختره ،فقط باباش علی دل نگرون نبود یه روزی هم مادرش زهرا وقتی امیرالمومنین کنار بستر زهرا گریه میکرد. میگفت: عزیز دلم میخوای گریه کنی گریه کن فرمود نگاهت به در باشه یه وقت زینب تو رو با این حالت نبینه همه چرا هوای دل زینب رو فقط دارن...داداش حسنش بعضی از مقاتل نوشتن تشتی که مقابل امام حسن بود پارهای جگر تا صدا پای زینب رو شنید اشاره کرد گفت: تشت رو ببرید.همه میدونن زینب یه روز سختی رو میخواد ببینه....همه میدونن یه روزی میاد بالای تل زینبیه...* اگر این است تاثیر شنیدن شنیدن کی بود مانند دیدن *زینب با چشای خودش دید الشمر و جالس علی صدره آه میخوای ارباب رو صدا بزنی بسم الله زن و مرد از پرده‌ی جگر بگو یا حسین...* .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ 👇
. در آن سحر که تیغ به قتلت شرر گرفت عالم ز خون تو شرفی معتبر گرفت شب های قدر از تو گرفتند آبرو حتی ملک به عشق تو قران به سر گرفت تسبیح و مهر و منبر و محراب غرق خون سجاده خونِ پاک علی را به بر گرفت نهج البلاغه دامن قران گرفته بود جبریل ختمِ ناد علی تا سحر گرفت زینب به دیدگان گُهَربار تا سحر امّن یُجیب ختم ، به چشمان تر گرفت هنگام رفتن تو به مسجد سما گریست مرغابی از تو دامن، عبا از تو در گرفت در نیمه های شب چو نبردی طعام ، صبح هر کودک یتیم سراغ از پدر گرفت در دست هر کدام یکی کاسه پُر ز شیر هر یک به لب ز حال علی یک خبر گرفت قاتل گرفت کاسه ی شیر و به طعنه گفت تنها سرش نه ، زهر جگر را دگر گرفت نازم به ضربتی که حسن زد به فرق او آن سان که انتقام پدر را پسر گرفت خوش آن زمان که حک شده بر تیغ ذوالفقار خیر انتقام مادر خود را ز شر گرفت .
. ای تیغ زهر آلوده ممنون تو هستم شب تا سحر چشم انتظارت می‌نشستم ای تیغ، من لب تشنه ی دیدار بودم هر شب برای دیدنت بیدار بودم ای تیغ زهراگین مرا دلگیر کردی تو دیر کردی و علی را پیر کردی هر نیمه شب گفتگو با ماه کردم فریادهای سینه را در چاه کردم با نخل‌های خشک بی‌جان گریه کردم من نیز هم پای یتیمان گریه کردم ای تیغ ،دانی داغ دردی را به سینه از کوچه‌های خالی از مهر مدینه آنجا که از انبوه غم‌ها خسته بودم زهرا کتک می‌خورد و من لب بسته بودم آنجا که از غم‌ها گریبان چاک کردم تنها گل آزرده‌ام را خاک کردم حاج .
. |⇦•باز هم‌ کار غریبه... و ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده به نفسِ حاج‌ ●━━━━━━─────── باز هم کار غریبه به غریب افتاده نفس آلوده،به پای طبیب افتاده شب قدر آمده، راهی به سحر باز کنید شب وصل است،گدا آمده در باز کنید *من اومدم،مهربون! با شرمندگی هم اومدم* به سرِ آینه سنگ آمده الغوث الغوث دل عشاق به تنگ آمده الغوث الغوث باز کن در، که دراین شهر غریب افتادم نفس آلوده به دنبال طبیب افتادم *بعضیا امشب نوزده شبه دارن با این قافله میان،بعضیام شب اولشونه..تو این ملکوت چه خبره؟ اما آی مردم خدا را خوش نمیاد من عقب بمونم.مردم راه باز کنید من حالم خیلی خرابه.راه باز کنید من دلم رو به موته، من خودمو به زور آوردم امشب...مردم راه باز کنید، منو زودتر راه بندازه..* باز کن در که در این شهر غریب افتادم نفس آلوده به دنبال طبیب افتادم نفس با من به نبرد آمده الغوث الغوث به روی آینه گَرد آمده الغوث الغوث نامه ای دستم، از اعمال سیاه آوردم شب قدر است به سوی تو پناه آوردم چه کند عاصی اگر، غرق در عصیان باشد کاش امشب شب قدری شب جبران باشد *دستتو بیار بالا الهی العفو..* .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ 👇
. |⇦•بازم شب قدره... با روحی له الفدا ویژهٔ ماه مبارک رمضان اجرا شده به نفسِ حاج‌ ●━━━━━━─────── بازم شبِ قدره و بیقراری غَلط میخوره رو گونه های خیسم بازم شبِ قدرِ و حاجتام و یکی یکی با گریه مینویسم حاجتایی که نزدیکِ یه ساله تو خاطرم مرور میشه همیشه ولی تموم حاجتایِ عُمرم اندازه‌ی یه حاجتم نمیشه حاجتمِ اینه آقامُ ببینم کاشکی که آرزو به دل نَمونم دوست دارم از خجالتش دربیام خدا کنه ازش خِجِل نَمونم بازم شبِ قدرِ و جات خالیه فقط غمِ که جات و پُر میکنه فقط نگاهِ مهربونِ توئه که این دلِ سنگم و دُر میکنه بازم شبِ قدرو خودم میدونم که قَدرِتو نمیدونم آقاجون *امشب همه‌مون به آقامون اینطوری بگیم ...* من امشب اومدم بگم که دیگه پشیمونم پشیمونم آقاجون تو جامعه کبیره خوندم اینو لطفِ خدا بسته به لطفتونه اگه تو از گناهِ من بگذری دیگه خدا منو نمیسوزونه کِی میشه از کعبه خبر بیاد و صدا اذونت بپیچه تو گوشم برایِ انتقام بریم مدینه کنارِ تو لباسِ رزم بپوشم نمیدونم کوفه ای یا کربلا ؟! نمیدونم کجا عزا گرفتی ؟! به یادِمون باش آقا هرکجا که به آسِمون دستِ دعا گرفتی ... «یا صاحب الزمان ...» ‌ .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
. امیرالمؤمنین بند1⃣ الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین لحن توی صداش مث همیشه نیست حال دیگه داره امیر مومنین انگار که می‌دونه روزای آخر غم و غربته وقتش رسیده و یک عمره چشم به راهه این فرصته چند شب دیگه بازم توی بهشت فاطمه دعوته سی سال بین مردم اما تنها بود سی سال هر روز و شب چشمش دریا بود سی سال تو خواب حتی فکر زهرا بود تهدمت والله ارکان الهدی بند2⃣ الله اکبر سبحان ربی العظیم با هر رکوع میشه غم علی شروع با روضه ی سنگین داغ فاطمه سی ساله که علیه مشغول رکوع بار غم محسن پشت در خونه قدش رو شکست افتادن زهرا تو کوچه ها راه نفسهاشو بست این قامت کمون با مرتضی از اون روزا بود و هست قدش خم شد زیر تابوت کوثر وقت دفن زهرا با چشمای تر لرزید زانوهای فاتح خیبر تهدمت والله ارکان الهدی بند3⃣ الله اکبر سبحان ربی الاعلی آقای عالم سر به سجده گذاشت اما رسید یه بی حیای نا نجیب داغ علی رو به دل سجده گذاشت می‌گفت علی اینجا این تیغ که اینجوری سرم رو شکست تو دستای قنفذ قبلاً غلافش کمرم رو شکست مثل همون روزا بغض گلوی پسرم رو شکست ای زخم سر وا کردی اما خیلی دیر مرهم شد واسه من زهر این شمشیر اومد وقت رفتن خوابم شد تعبیر تهدمت والله ارکان الهدی شعر و نغمه: ، و انجمن تکیه نوکری مشهد .👇
. نگاه به سمت آسمون نکن بیا و اشک ماهو در نیار هنوز که مونده تا اذون صبح یه خورده چشماتو رو هم بذار مرغابیا میگن نرو زمینیا میگن بمون آسمونیا میگن بیا یتیما میگن بمون چـــیــکار مـــیکنـــی با دست خودت قاتلت رو بیدار میکنی چـــیــکار مـــیکنـــی چرا هی نگاه به در و دیوار میکنی چـــیــکار مـــیکنـــی با حسرت نگاهی که به ذوالفقار میکنی چـــیــکار مـــیکنـــی داری دخترت رو به داغت دچار میکنی بیا نرو ای پناهِ کوفه بیا بمون قتلگاهه کوفه **** ببین که داره میکشه منو که داری تنها گریه میکنی دوباره یاد مادر افتادی مثه قدیما گریه میکنی کلون در میگه نرو برادرم میگه بیا التماسم میگه بمون مادرم میگه بیا قـــرارم نــــرو ببین که بدون تو من غصه دارم نرو قـــرارم نــــرو برا دیدنِ مادر بی مزارم نرو قـــرارم نــــرو نزار مثل ابر بهاری ببارم نرو قـــرارم نــــرو نگو که تو سینه غم کوچه دارم نرو بیا نرو ای پناهِ کوفه بیا بمون قتلگاهه کوفه ۱۴۰۳ 1404 👇
. 14 شب قدره و امام ما هیشکی قدرتو نمیدونه هیچ کسی با اضطرار واسه ظهورت دعا نمیخونه به خدا اگر که هر شیعه واسه غیبت تو مضطر شه خدا هم راضی میشه امشب که ظهور تو مقدّر شه ایشالا آقا دیگه..... قفل فرج وا بشه با یک نگاه حیدر... ظهورت امشا بشه اللهم عجل لولیک الفرج... 🌸🌸 بمیرم بازم عزاداری میری کوفه با دل بی تاب میخونی روضه برا جدّت میزنی لطمه توی محراب داری می بینی پر از خونه سر جدّ بی کست حیدر سرشو شکسته بدجوری تیغ ابن ملجم کافر رسیده تا به ابرو.....زخم سر مرتضی جدّ تو رفته از هوش... رو دامن مجتبی ایشالا آقا دیگه..... قفل فرج وا بشه با یک نگاه حیدر... ظهورت امشا بشه اللهم عجل لولیک الفرج... ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .👇
. امیرالمومنین (ع) امشب شبه یه ماتمه.شب جدایی و غمه.میره به پیش فاطمه.علی علی علی جان توو خونشون حال دعا.امن یجیبه رو لبا.همه میگن خدا خدا.علی علی علی جان سی ساله یاد کوچه ها.غماشو میگفته به چاه گلش میون دشمنا.له شده زیر دست وپا راحت میشه زغمها.آروم آروم خدایا چشاشو میبنده و.میره کناره زهرا                علی علی یازهرا یادش نمیره تا ابد.چه بلایی سرش اومد.به همسرش زدن لگد. واویلتا واویلا راه گلوشو عقده بست.فاطمه اش زپا نشست.ستون قامتش شکست. واویلتا واویلا توو کوچه ها چهل نفر.به قتل اون بستن کمر باضربه ی غلاف تیغ.زهراش زمین افتاد باسر ازدست این زمونه.چشاش یه کاسه خونه همش به زیر لبهاش.یافاطمه میخونه              علی علی یازهرا حال علی خرابه و.زینب براش بی تابه و.غم بابا عذابه و.ای وای ازاین مصیبت حق علی اداشده.مسافرخداشده توو خونشون غوغاشده.ای وای ازاین مصیبت وقت وصیت رسیده.روضه به اینجا کشیده میبینه این صحنه هارو.زینب قامت خمیده دیدن علی با احساس.میگه بیا گل یاس دست حسین واینجا.گذاشت توو دست عباس                 حسین غریب مادر ابوذر رییس میرزایی (بهار)✍ ......... . شهادت (ع) سنگین مرد غریب کوچه ها.بابای بچه یتیما زیر لبش ذکر خدا.علی علی یا مولا مشتاقه مرگه تاسحر.میخونه باسوز جگر روضه ی اون دیوارو در.یافاطمه یازهرا بانمک افطارمیکنه.موندن وانکارمیکنه قاتل وبیدارمیکنه.یادی ازاون یار میکنه زدنیا دل بریده.زخم زبون شنیده میخاد بره به پیش.فاطمه ی شهیده                 علی علی علی جان تویی غریب بی نشون.نگات به سمت آسمون توو خونه امشب وبمون.بخاطر دخترت ازهمه تو دل بریدی.غم و بلاهاکشیدی زدنیا خیری ندیدی.فدای چشم ترت چشام مثه ابربهار.دلم واسه تو بیقرار به جوون زینبت نرو.به غصه ها میشم دچار من باچشای ترم.بدرقه ی دلبرم کم نشه ای پدرجون.سایه ی تو ازسرم                علی علی علی جان محراب ومسجد لاله گون.محاسنش غرقه به خون ازدل زینب ای امون.زغصه ها می میره سی ساله چشماش به دره.حالا که وقت سفره همش به فکره دختره.زینب به غم اسیره کوفه وشهرشامیا.محله ی یهودیا سنگ لب بام وحسین.ای وای ازاین درد وبلا سهمش میشه اسارت.میشه بهش جسارت ای وای میره یه روزی. معجراشون به غارت               حسین حسین مظلوم (بهار)✍ 👇