#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدلله
در سر ما نوکران غیر از هوای روضه نیست
زندگی درد است آن جا که بنای روضه نیست
از اذان صبح هستی تا غروب زندگی
نغمه ای خوشتر به گوشم از صدای روضه نیست
خانه در آشفتگی شهر حسرت ساخته
آنکه در تاب و تبش جایی برای روضه نیست
زخمی هایی پوچ دست آویز روحش می شود
هر که در این خاک دان درد آشنای روضه نیست
گم شده در ناکجا آباد دنیایی غریب
عارفی که در طریقش رد پای روضه نیست
اشک معراج من دور از تهجّد می شود
نردبان آسمان جز اشک های روضه نیست
#امام_حسین_علیه_السلام
#محرم
#حسن_کردی
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدلله
#نوحه #کوفه
دنیا چقدر حقیر شده
خواهر تو اسیر شده
مثل رباب و سکینه
زینبتم که پیر شده
تازه شروع شده داداش این غصه های بی امون خواهر تو
من بعد از این همسفرم با نیزه ها و داغ رأس پرپر تو
دور و برم شلوغ شده چه نیزه بازاری شده چه ازدحامی
چه جنجالی به پا شده برا ثواب سنگ زدن بر سر تو
ماها رو از وسط بازارا می بردن
با هر نگاه دخترای شما می مردن
فقط برات بگم همینو که حسین جان
چادر قرضی برا خواهرت آوردن
طعنه ای بود که می رسید
بدچشمایی ماها رو دید
تا از تو بازار رد بشیم
چه زجری قافله کشید
حسین من حسین من
۲
همسفر نیزه سوار
چشاتو روی هم بزار
تو شاهد رنج منی
من خطبه خوان بی قرار
کوفه همون شهری که بود یه روز کلاس درس من برای زنها
حالا همه تو کوچه ها با خنده ها در میان از خجالت ما
خاک و آتیش بارون سنگ دیگه چیزی نمونده رو سرم نباره
کاشکی می شد با صورتم سنگارو دور کنم من از سر شماها
بگو چه کار کنم با این ناقه ی عریان
با سر روی نیزه و دختر گریان
خیره شده تموم چشما سمت ماها
چقده گیسوت روی نی شده پریشان
دنیا چقدر حقیر شده
خواهر تو اسیر شده
مثل رباب و سکینه
زینبتم که پیر شده
حسین من حسین من
@emame3vom
#واحد_سنگین
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#محرم
شرح کربلا از زبان امام باقر
#امام_باقر_علیه_السلام اون آقایِ غریب و مظلومِ،که همه ی مصائب عاشورا و کربلارو دیده،رنج اسارت کشیده،کوفه رو دیده،مصائبِ شام رو دیده...*
آنچه من دیدم به عالم، چشم گردون هم ندیده
دیدم من بوسه ی زینب به رگ های بریده
*دید نگذاشتن بمونه،اومدن با کعب و نی و تازیانه،میخواد از برادر جدا بشه، باید صورت برادر رو ببوسه اما سر بالای نیزه است،چه کند خواهر؟ دستاش رو روی زمین گذاشت،لب گذاشت به رگ های بریده...حسین...*
کی شود از خاطر من یاد عاشورا فراموش
لاله ها را چیده دیدم،بلبلان جمله خاموش
از دل هر خیمه می زد شعله ی آتش زبانه
می چکید از چشم زینب اشک غربت دانه دانه
شد ز طفلی قسمت من سوز و اشک و آه و ناله
دیده ی من دیده سیلی خوردنِ طفل سه ساله
مرهم زخم دلِ بابای من زخم زبان شد
روی نی رأس شهیدان بر سر من سایبان شد
* یادم نمیره کاری کردن،ناله ی بابام امام زین العابدین بلند شد،صدا زد: "يا لَيتَ لَم تَلِدنِي اُمّي وَ لَم اَكُن يَزِيدُ يَرانيِ فِي البِلادِ اَسِيرُ" یعنی ای کاش مادر من رو نمیزاد،تا یزید من رو اینطور اسیر نبینه"...خدایا به حق امام باقر علیه السلام،فرج امام زمانمان برسان،موانع ظهور و فرج و قیامش هر چه هست بر طرف بگردان،خدایا ثواب و حض و بهره ای از این توسلات نثار روح همه ی شهدا،شهدای مکه،شهدای مظلوم منا،شهدای مدافع حرم و حریم اهلبیت علیهم السلام واصل بگردان...*
____
#شهادت_امام_باقر_علیه_السلام
#اسارت_خاندان_اهل_بیت_علیهم_السلام
⇦🕊روضه و توسل بسیار جانسوز _ ویژۀ هفتم صفر شهادت کریم آل الله امام حسن مجتبی علیه السلام _ اجرا شده دوم صفر سال 97_حاج محمود کریمی↯
┄┅═══••↭••═══┅┄
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┄┅═══••↭••═══┅┄
زینبم تو گرفتی با حسین روی دامن سرمو
من میرم جای شما ببینم مادرمو
پیش مادری که با پرِ زخمی پر کشید
دلیل رفتنشُ جز خودم کسی ندید ..
مادری که گیسوهاش مو به مو سفید میشد
ذره ذره آب میشد ، روز به روز شهید میشد
شاهدِ شکستنش کسی غیرِ من نبود ...
من دیدم که گونه هاش چه جوری شدن کبود
دست سنگین مثل برق،از رویِ سرم گذشت
دست من به رویِ خاک،پیِ گوشواره میگشت
بی صدا گریه میکرد یاعلی یاعلی .. اسم بابامُ میبرد
تا میخواست بلند بشه دوباره زمین میخورد
خوبه که دور و وَرَم پُرِ از محارمم ...
ازمیونِ همتون دیگه امشب عازمم
سر من رو دامنِ مهربونِ برادرم
قاسمم گریه نکن ... انقده بالاسرم
قاسمم یادت نره تا عمو کنارتِ
سختیای زندگی با عمو بهارتِ
قاسمم یه روز میاد عمو تنها میشه
پیش چشم تو سیاه همه ی دنیا میشه
اون روزه که تو باید جانشینِ من بشی
تویِ میدونِ بلا ، یه تنه حسن بشی
*حسن شد؛ چه حسنی!
یمن شد؛ چه عقیقِ یمنی!
همه جاش کبود شد .... سر رو برگردوند ...*
خواهرم گریه نکن گریه تُ بذار کنار
همه اشکِ چشمتو برا کربلا بذار
یه روزی تو خاک و خون،تنِ بی سر میبینی
*فرمود حسین جان من الان چشمم میبندم و باز میکنم ، صورت تو رو میبینم ... ای قربون صورتت ... سرمو برمیگردونم عباسمو میبینم ... ای قربون عباسم .... اما یه روز میاد تو چشمتو باز میکنی جلو چشمات خاکه .... سر رو که برمیگردونی ، از روی خاک میبینی بچه هات دارن خودشون رو میزنند ... این ور برگردونی چکمۀ شمر کنارته .... الان اشک منو شما پاک میکنی .. قربون صورت خون آلودت حسین ....*
یه روزی تو خاک و خون،تنِ بی سر میبینی
سرِ یه شیرخواره رو رویِ خنجر میبینی
یه روزی که میبینی اوج اشک و ناله رو
درمیاری از آتیش دخترِ سه ساله رو
*یه نگاه به عباس ... زینبم! *
یه روز از رو نیزه ها جلویِ پایِ حرم
میبینی که افتاده سرِ سقایِ حرم ...
#حاج_محمود_کریمی
#روضه_امام_حسن_علیه_السلام
#ویژه_ایام_صفر
#فاطمیه
╰━═━⊰✾••✾⊱━═━╯
⇦🕊سینه زنی شور زیبا _ ویژه شب جمعه و ایام محرم و اربعین _کربلایی حمید علیمی↯
┄┅═══••↭••═══┅┄
【توجه】:
جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد.
┄┅═══••↭••═══┅┄
جلویِ آیینه خودمو میبینه ، خیلی تغییر کردم
جدی جدی با روضه هایِ تو ، خودمو پیر کردم
باورِ من اینه که .. همیشه تو زندگیمی
من عوض شدم ولی .. تو حسینِ بچگیمی
حواست هست .. به موهایِ سفیدِ سرم
چقد امسال .. از گذشته شکسته ترم
حواست هست .. نوکرت داره پیر میشه
بخرم ببرم به حرم .. داره دیر میشه ...
دوست دارم ... دوست دارم ...
من اومدم تا با معجزۀ عشقت تازه آدم شم
دلمو بردار و یه جوری عاشق کن رسوایِ عالم شم
کی منو صدا زده .. اگه تو صدام نکردی
هی بدی دیدی ولی .. تو منو رهام نکردی
حواسم هست .. که بدیمو به روم نزدی
حواسم هست .. این تو بودی که راه اومدی
حواسم هست .. عمرِ من داره طی میشه
اربعین که میاد بطلب .. بگو کی میشه ..
دوست دارم ... دوست دارم ...
همه شبهامو غم تو طی کرد ببین که آشوبم
تو روضه ها آقا منم مثه نوکر به سینه می کوبم
من فدات که از عطش .. نفست دیگه بریده
مادرت اومد ولی .. دیگه قاتلت رسیده
حواسش هست .. کی گلوتو بوسه زده
حواسش هست .. تویِ گودی کجا اومده
حواسش هست .. مادرت داره میبینه
بی حیا رویِ سینۀ تو .. داره میشینه
غریبم وا ... غریبم وا ...
____________
#کربلایی_حمید_علیمی
#روضه_شب_جمعه
#ویژه_ایام_محرم
#ویژه_ایام_صفر
#سینه_زنی
⇦🕊روضه و توسل جانسوز ایام اسارت خاندان آل الله صلوات الله علیهم اجمعین _اجرا شده دوم صفر 1395_ حاج حسن خلج ↯
┄┅═══••↭••═══┅┄
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ
السَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنتَ امیرالمومنین
چه دست هایِ سیاهی که نور می بردند
به نیزه ها سرِ هجده غیور می بردند ...
*جلو چشم علی اکبر ... جلو چشم قاسم ... جلو چشم عباس ... جلو چشم حسین ... کی جرات کرده دستِ زینبُ ببنده ...*
چقدر بی ادبانه سرِ سلیمان را
برایِ جایزه در پیشِ مور می بردند ....
*یه چند روزی از عاشورا گذشته ، شما زخم هاتون تازه ست واقعاً نیاز به روضه خوان ندارید .. اما چه کنم ، کاره من روضه خوانیِ باید زخم دلتُ تازه نگه دارم" چی می خوام بگم .... دخترِ علی کجا ... زنازادۀ مرجانه کجا ....*
چقدر بی ادبانه سرِ سلیمان را
برایِ جایزه در پیشِ مور می بردند ....
اگر چه پوشیه ها بود و آستین ها بود
*چی دارم می گم ؟ .. از کی دارم می گم؟ .. همون خانمی که وقتی می خواست بره کنار قبر پیغمبر ، شنیدید همه چراغ ها رو امیرالمومنین می فرمود خاموش کنید ... کسی چشمش به قد و بالای خانم ..... خوده علی جلو جلو می رفت ، حسن و حسینم چپ و راستِ زینب ... عباسم از پشت شمشیر به دوش می اومد ... یه وقت کسی تو این تاریکی شب چشمش به قد و بالای زینب نیوفته ....
نیست فلک به قدر هم پایت
سایۀ تو ندیده همسایه ت ...*
اگر چه پوشیه ها بود و آستین ها بود
چو در مسیر شلوغِ عبور می بردند
*همۀ شهر تعطیل شده بود ... هلهله می کردن ... انقده بچه ها می ترسیدن ... بین اسرا فقط یکیِ که داره باره همه رو می کشه ...*
به شانه هایِ زنی بار ، زخمِ قافله بست
میان سلسله سنگ صبور می بردند
*شروع کرد صحبت کردن ... وای بر شما ... چشم هاتون خشک مباد .. خنده رو لب هاتون میاد ...پسرِ پیغمبر رو کشتید شهر رو زینت کردید ... نامه نوشتید اون وقت بین دو نهر آب با لبِ تشنه .... هی گفت مردم جیگرم داره میسوزه .... با لبِ تشنه سر از بدنش جدا کردید ...
خبر رساندن شهر در شُرفِ انقلابِ .. چه کنیم ؟ گفت یه راه داره فقط ساکت کردنِ زینب ..." اونم اینکه سرِ حسین رو ببرید در مقابلش .... مردم دیدن لحن صحبت کردنه زینب عوض شد ... خانمی که با عتاب با خطاب ... یه وقت دیدن لحن صدا عوض شد ... میگه هلالِ یک شبۀ زینب ... عزیزه دله زینب ... کجا بودی سه شبانه روزه ....*
ای جانه من به نیزۀ اعدا چه می کنی
آغوشِ ماست جایِ تو آنجا چه می کنی؟
*تا چشمش افتاد دید پیشانیِ داداششُ شکستن (زبانِ حال) گفت حسین دیگه اجازه نمی دم از من جلوتر باشی ... قرار بود با هم باشیم ... سرت شکسته داداش .... بمیرم برات ... نگاه کرد دید نازدانه داره پرپر میزنه چشم به بابا دوخته ... عمه ... عمه ... این سر، سرِ بابامه عمه .... تنها راهش این بود چنان سر رو به محمل کوبید حواسِ این نازدانه رو برگردوند ....*
حسین .....
________
#حاج_حسن_خلج
#روضه_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اسارت_خاندان_اهل_بیت_علیهم_السلام
#ویژه_ایام_محرم
╰━═━⊰✾••✾⊱━═━╯
⇦🕊سینه زنی زمینه زیبا _ ویژۀ ایام محرم و صفر _ حاج امیر عباسی ↯
سید و مولا حسین ، آرام دل ها حسین
زمزمۀ عاشقان ، یاحسین و یاحسین
ندارم غیرِ تو فکر و خیالی ...
بنفسی انت و اهلی و مالی ...
روضه هایِ مقتل را ، مثلِ باران می گرییم
در غم تو اين شبها ، با شهیدان می گرییم
اشکِ ما مرثیه خوانِ فرات است ...
مولایِ ما قتیل العبرات است ...
با ولایت می مانیم ، شور ما از عاشوراست
ای عاشقان بسم الله ، راهِ قدس از کربلاست
تنها نگذارم در میدان ولی را ...
مولايم رهبرم سيد علی را ...
كُل يوم عاشورا ، كُل اَرض كربلا
وارثِ خون حسين ، مهدیِ زهرا بيا
يار مظلومان كی ميرسي از راه ...
العجل العجل يا حجةَ الله ...
کاش بودی کرب و بلا کنار حرمم حرم داشتی حسن
کاش بودی کرب و بلا یه ایوون طلا تو هم داشتی حسن
دور ضریحت پر سینه زن بود ، مادرمون فاطمه بی محن بود
یک شب جمعه حرم حسین و یک شب جمعه حرم حسن بود
من گنبدی دارم وگنبد بقیع گرد و غباره
من یک ضریح دارم و تو سایه بونم قبرت نداره
... برادر بی حرمم ، حسن حسن حسن ...
کاش بودی کرب و بلا تو بین الحرمین حرم داشتی حسن
کاش یه گنبدی شبیه به گنبد حسین تو هم داشتی حسن
گنبدامون شبیه کاظمین بود ، قشنگترین بهشت عالمین بود
پرچم سبز یا حسن کنار پرچم سرخ ذکر یا حسین بود
صحن و سرای من شلوغه و بقیع زائر نداره
صحنت تو دلم و چشام آسمونش پر از ستاره
... برادر بی حرمم ، حسن حسن حسن ...
کاش بودی کرب و بلا کنار خیمه گاه حرم داشتی حسن
پیش قبر من تو هم یه دونه بارگاه تو هم داشتی حسن
هیچکسی غربت حسن نداره ، این همه داغ دل شکن نداره
درسته که بی حرمی حسن جان ولی حسینت هم کفن نداره
لا یوم کَیومکَ حسین به کربلا عطشان حسین جان
ذکر شب و روز امام مجتبی عریان حسین جان
... برادر بی کفنم ، حسین حسین حسین ...
#امام_حسن
#شهادت_امام_حسن
#زمینه
#جواد_مقدم
.
امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس
ای مسیح خانه طه حسین
یابن حیدر یابن زهرا یا حسین
دست من کوتاه مانده از ضریح
تو بگیر ایندستهایم را حسین
خیر دنیا با تو مستی کردن است
تو نباشی مرگ بر دنیا حسین!
در تمام روزهای زندگیم
از همه خسته شدم الا حسین
از مدینه میروم تا کربلا
یا حسن گفتم رسیدم تا حسین
غرق بودم در لجن زار گناه
هیچکس کاری نکرد اما حسین..
روی من آغوش خود را باز کرد!
ای کس و کار من تنها حسین..
من از الان باز دل تنگ توام..
باز دعوت کن مرا اینجا حسین..
یک غریب و سی هزار اهل زنا..
نیزه ها کند است! واویلا حسین..