eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5767329772090688353.mp3
2.87M
📋 سنگ عقیق اگر بتراشم برای تو ✔️ / حاج محمود کریمی ✔️ ✔️ "ع" | ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سنگ عقیق اگر بتراشم برای تو باید که از جگر بتراشم برای تو طوف سرت به شیوه حجاج جایز است پس واجب است سر بتراشم برای تو اکنون که در ملائک کس فطرست نشد من حاضرم که پر بتراشم برای تو باشد که سوی مرقدت ازاد رو کنم از چوب سرو در بتراشم برای تو از اصفهان ضریح برایت بیاورم یک گنبد از گوهر بتراشم برای تو بر مرقد تو لاله عباسی اورم فانوس از قمر بتراشم برای تو چون محتشم که شعر برای حسین گفت من شعر بر حجر بتراشم برای تو از والدین خادم درگه بسازمت قربانی از پسر بتراشم برای تو ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. 🏴مرثیۀ سوم🏴 (سلام الله علیها) و 🔽🔽🔽 راوی می‌گوید:همراه زهیر از مکه حرکت کردیم؛ همراه کاروان امام حسین(علیه‌السلام) می‌رفتیم، ولی از این که با امام حسین(علیه‌السلام)روبرو شویم به شدت کراهت داشتیم؛ اما در منزلی فرود آمدیم که چاره‌ای جز منزل کردن در کنار امام حسین(علیه‌السلام)نبود؛ سرسفره بودیم که فرستاده‌ای زهیر را برای ملاقات با امام حسین(علیه‌السلام) دعوت کرد؛ زهیر اندکی تعلل به خرج داد، زن زهیر به او گفت:زهیر! پسر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه و آله و سلم) دنبالت فرستاده است نمی‌روی؟ زهیر با اکراه به ملاقات امام حسین(علیه‌السلام)رفت؛ اما هنگامی که برگشت عوض شده بود(کربلایی شده بود) به همراهان خود گفت:اگر می‌خواهید برگردید، من با حسین(علیه‌السلام)می‌روم، به زنش هم گفت:تو هم از قید زوجیت من آزادی به خانوادۀ خودت ملحق شو که نمی‌خواهم به سبب من ضرری به تو برسد. بنا به نقلی(اعصم کوفی)زن زهیر گفت:«تو می‌خواهی در رکاب پسر مرتضی(علیه‌السلام)جانبازی کنی، من چرا نخواهم در خدمت دختر مصطفی(صلی‌الله‌علیه و آله و سلم)سرافرازی کنم؟»مگر خون من از خون زینب(سلام‌الله‌علیها)رنگین‌تر است؟او اسیر شود و من آزاد باشم؟او در شام بلاگرفتار باشد و من در راحتی باشم! من زینب را در کوفه، شهر بی‌وفایان تنها نمی‌گذارم؛ چراکه: کوفه پُر شمر و سنان و حرمله است میزبانی‌شان به سنگ و هلهله است خون به قلب هرچه مهمان می‌کنند میهمان را سنگ باران می‌کنند هرچه می‌گویند حاشا می‌کنند گریۀ زن را تماشا می‌کنند گوئیا با نسل زهرا دشمنند گوشوار از طفل زهرا می‌کَنند گریزهای مداحی،ص300 🎤 👇
. یاد باد آن روز هایی که برادر داشتم تکیه گاهی مثل عباس دلاور داشتم عصر روزی را که شمر از من طلا و نقره برد گریه کردم ، گریه کردم ، کاش اکبر داشتم بی پناهیِ مرا صد بار بر رویم زدند یادشان رفته ست روزی را که لشکر داشتم داد میزد حرمله پشت و پناهت را زدم حالتی از حالت عباس بدتر داشتم یاد من آورد زهرا را رقیه تا که سوخت خاطری از خاطر آتش مکدر داشتم چادرم را بر کمر بستم میان قتلگاه پیکرت را از میان خاک و خون برداشتم من خجالت میکشیدم از تن عریان تو تو برهنه بودی آنجایی که معجر داشتم قتلگاهت را رها کردم دویدم خیمه گاه با خودم یک کاروان بانو و دختر داشتم علیرضا وفایی خیال ✍ .
زمینه (همه عمر برندارم سر از این خمار مستی) - حاج محمود کریمی.mp3
8.63M
📝 🖊 | 🖊 ۱۳۹۸ 🖊 "س" ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱. "همه عمر برندارم سر از این خماره مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی" چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن به رخت نظاره کردن، سخن از خدا شنیدن به طواف کعبه رفتن چه خوش است با تو بودن به مقام و رکن هر دم، ز تو ربنا شنیدن چه به تشت زر چه بر نی، چه میان دیر راهب و چو در تنور خولی، ز لبت دعا شنیدن تو و سوره سوره قرآن، من و آیه آیه عترت تو و سنگ روی بام و، من و ناسزا شنیدن... ۱. شاعر: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. ‍سینه زنی شور زیبا _ ویژه شب جمعه و ایام _سید رضا ↯ ┄┅═══••↭••═══┅┄ دلم فقط به این خوشه ، پیاده کربلا برم .. به‌ خاطرِ خوبات آقا ، بزار منم حرم برم .. دلِ خراب من .. همیشه تنگِ کربلاست منو ببر حرم .. اونجا که جایِ عاشقاست اگه ردم کنی .. نمیرم از در خونت یکم محل بده .. به این غلامِ دیوونت ... بگی برو میرم .. حرفی ندارم ای آقا ولی اینم بدون .. کیُ دارم به‌ جز خدا ... حسین‌ آقام آقام ، حسین‌ آقام‌ آقام‌ آقام ... من از نجف تا کربلا ، فقط میگم حسین حسین به سینه میزنم آقا ، فقط میگم حسین حسین تو موکبایِ تو .. تازه دلم آروم میشه وقتی که زائرم .. آتیش بهم حروم میشه دلم میخواد آقا .. پیاده تا حرم برم به یاد بچه‌هات .. تا که پاهام کنه ورم ... چایی موکبات .. شفایِ قلبِ مُردَمه یه طعمی داره که .. هرچی بگم بازم کمه ... حسین‌ آقام آقام ، حسین‌ آقام‌ آقام‌ آقام ... تا نزدیکِ حرم میشم ، سلام میدم به کربلا دلم میخواد که دق کنم ، که من کجا اینجا کجا سلام به کربلات .. به زائر و مجاورات سلام به گنبد و .. به اون همه کبوترات سلام به نوکرات .. چایی‌ ریزایِ موکبات سلام من آقا .. به اون شبایِ کربلات حرم رسیدمُ .. همین برایِ من بسه به‌ جز مسیرِ تو .. تموم راها بن‌ بسه بگی برو میرم .. حرفی ندارم ای آقا ولی اینم بدون .. کیُ دارم به‌ جز خدا ... حسین‌ آقام آقام ، حسین‌ آقام‌ آقام‌ آقام ... ____________ .👇
مداحی آنلاین - دلم فقط به این خوشه پیاده کربلا برم - نریمانی.mp3
11.93M
🍃دل خراب من، همیشه تنگِ کربلاست 🍃منو ببر حرم، اونجا که جایِ عاشقاست 🎤
‍ ⇦🕊 روضه و توسل جانسوز _ دیرِ راهب و اسارت خاندان آل الله ┄┅═══••↭••═══┅┄ با یه زحمتی بچه ها رو خواباند، بگذرم اومد جلو ، به این نیزه دار گفت یه خواهشی ازت دارم. _چیه؟ راهب چی میگی؟ گفت میتونم ازت خواهش کنم این سر امشب مهمون من باشه؟.. گفت اینجوری نمیشه، باید پولی بدی عطایی بدی . زری داد و سرُ از بالایِ نیزه پایین آورد .. شاید بی بی هی زیر لب داره میگه راهب میدونی قیمت اون سر چی بود؟.. راهب اون سر تو بغل زهرا بزرگ شده .. راهب قیمت اون سر رو این دختر فقط می‌دونه .. از اینجا به بعد رو ابن شهر آشوب در مناقبش نقل میکنه منم نقل میکنم، سرُ آورد با احترام در رو بست خدایا این سر کیه اینجوری دل منو میلرزونه ؟.. بگو راهب سر چیه؟.. یه اسم از کربلاش میاد دل ما میلرزه.. اما اینجا دید داره هاتفی صدا میزنه طوبی لَک .. طوبی لَک .. خوش به سعادتت .. خوش به سعادتت .. خدایا چه خبره؟.. کیه این هاتف؟ .. دید نه، این سر عجیب غریبه، هی صدا زد با من حرف بزن، یه ذره با من حرف بزن ، دید نمیشه یهو صدا زد یا ربّ بِحَق عیسی تَأمُرُ هذا الرأس بتَکَلُّم مِنّی .. به این سر امر کن با من حرف بزنه .. یهو دید لبا داره به هم میخوره .. الهی فدایِ اون لبای خونیت آره این شده جوابِ مهربونیت .. میگه گوشامو ‌جلو بردم بینم چی میگه صدا اومد راهب میخوای چی بشنوی؟ صدا زد شما کی هستی ؟ خودتو به من معرفی کن، میگه دید دوباره لبا داره به هم میخوره،میخوای منو بشناسی؟ .. أنا ابنُ محمدٍ المصطفی ... أنا ابنُ علیٍ المرتضی ... أنا ابنُ فاطمةِ الزهراء ... من میگما، شاید یهو صدایِ مادرش .. راهب داره گوش میده، یهو دید لبا داره بازم به هم میخوره، صدا داره میاد راهب : انا المَظلوم ... انا الغَریب ... انا العَطشان ... قربونت بشم اینطوری نگو جگرِ راهب خون شد .... دیگه نتونست تحمل کنه خم شد وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ ... جایِ رقیه خالی .. جای رباب خالی .. جای سکینه خالی ... جای زینب خالی ... صورت رو صورت ابی عبدالله گذاشت ... راهب میدونی این صورت رو صورت کیا نشسته ... آقا چرا محاسنت خونیِ ... راهب ، اون خون ، خونه علی اکبرشِ ... هم غلام سیاه جُونِشِ ... هم خونه دونه دونه شهداشه ... از همه مهم تر خونه علی اصغرشِ ... آقا چرا محاسنت خاکستری شده ... ای داد ... بابا ... بابا ... از رو نیز نگام میکردی یادته من تو رو نگاه می کردم یادته پای نیزه تن سیلی خوردم یادته من همش زمین میخوردم یادته .... حسین .
. (علیه السلام) 🎤 دل گرفتارم مست اباالفضله  کلید حاجاتم دست اباالفضله  پر از غم و دردم دوام اباالفضله غم ندارم وقتی آقام اباالفضله  آقام اباالفضله آقام اباالفضله   کی داره تو دنیا وفای آقامو  دستاشو داده تا بگیره دستامو  حرمله ی نامرد با تیر چشاشو بست ولی داره میره یه ساقیه بی دست   ناله میزد ارباب کجایی ای یارم  نوحه ی زینب بود وای علمدارم  عمود آهن خورد یاور و دلدارم  نوحه ی زینب بود وای علمدارم   وای علمدارم وای علمدارم .👇
307K
زبان حال راهب با امام حسین(علیه السلام) آنقدر کردم به خولی التماس تا تو را بگرفتم از آن ناسپاس در عوض دینار و درهم داده ام هرچه بهرت داده ام کم داده ام قیمت یک موی تو یک عالم است جان اگر بخشم در این سودا کم است گل رخا ! آماج خارت کرده اند؟ وای برمن سنگسارت کرده اند؟ 🎤
. چه باک کِشتی آن دل که بادبان دارد میان زندگی اش صاحب الزمان دارد به هیچ کس نزند رو، کسی که منتظر است... تمام عمر نظر سوی آسمان دارد هم آبرو و هم ایمان و هم ولای علی هر آن چه دارد ازین بیت و آستان دارد نبسته دل به کسی غیر یار و دلدارش که دل سپردنِ در این جهان زیان دارد به غیر نوکر این خانه که خودش آقاست کجاست آن که چنین یار مهربان دارد نه حرف و صحبت دیروز باشد و امروز حکایتی شده این عشق، داستان دارد چه روزهای بدی شد بدون کرب و بلا دلم هوای حریمِ حسین جان دارد از آتشی که فراگیر باشد و باقی هر آن که کرب و بلا رفته است امان دارد به سوی زائر او مادری جوان آید تعجب است چرا قامتی کمان دارد؟! تعجب است چرا چهره اش کبود شده؟! ز دود و شعله به چادر، چرا نشان دارد؟! میان مجمع زوار کربلا، زهرا می آید و همه ی روضه را بیان دارد چه کرده است مگر با حسین و دندانش چنین گلایه از آن چوب خیزران دارد؟! شاعر: .