.
#امام_زمان #آدینه
یک جمعه ی دیگرم به حسرت طی شد
در هجمه ی درد و آه و محنت طی شد
ای اهل دو عالم به فدایت ، آقا...
عمرم به امید یک عنایت طی شد
#حسن_نبی_جندقی
.
.
#زمزمه
#امام_علی
#مدح_امام_علی
نفس تا یار من باشد ، نکوبم دربِ دیگر را
چه غم دارد کسی چون من که دارد حُبّ حیدر را
خدا را شاکرم هر دم ، تَولّای علی دارم
ندارم من نشان از شاهِ برحق غیر صفدر را
نگردد هیچ کس را آتش دوزخ بر او کاری
کَشند سُرمه به چشم خود چو خاک پای قنبر را
به یک شب در چهل منزل ، اگر مولا شود حاضر
ویا با دست خود از جا کنَد دَربی زِ خیبر را...
چه شکّی شیعه اش دارد چو بشناسد ولیّ خود
شفاعت آرزو دارد چو من ، فردای محشر را
نه توهینی به کس دارم ، نه لعنت میفرستم من
کلاه خویش قاضی کن ، که دارد حقّ منبر را
دو شاهد میشود برهان ، برای ادّعاهایت
هزاران شخص بیعت کرد و منکر گشت محضر را !!
یقینن بی تَولّایش وضویت هم بُوَد باطل
مگر در خوابِ خود بینی ، بهشت و حوض کوثر را
مرا همراه با شیرش ، صفای مرتضی داده
برای شکر این نعمت ، ببوسم دست مادر را
🔸شاعر: #حسن_نبی_جندقی
___________
🔹 #سبک_مدینه_شهر_پیغمبر
.
امام حسین ع
. #احیای_مهدوی #زبانحال_امام_زمان ای سحر خیزان دگر آوا کنید دل دهید و در دلم مأوا کنید آمدم من ،
.
#امام_زمان
#نیمه_شعبان
#مناجات_با_امام_زمان
شهر ما دائم پُر از تشویش وغم شد بی شما
شیعه در هر ماجرایی مُتّهم شد بی شما
عدل و دادی نیست ، عالم پُر زِ بی رنگی شده
گردشِ ایّام هم نامُنتظم شد بی شما
ای گل نرگس کجایی شیعه ات دلواپس است
عالَمی محروم از بوی صنم شد بی شما
گرچه آقاجان شما هستی ، گُمم من در خودم
رُخ نمایان کن که نور از دیده کم شد بی شما
گفته بودی روضه ی عبّاس حاضر می شوی
روضه ها تعطیل و بی صاحب عَلَم شد بی شما
گرچه آنرا رویِ پا از دور می بینم ، ولی
شهرِ من مخروبه ای چون اَرگِ بم شد بی شما
سلطه ی ظالم به مظلوم است اینجا دائما
لحظه ها هم بهرِ ظالم ، مُغتنم شد بی شما
جانِ زهرا مادرت، ای منتقم ، غیبت بس است
سوی ما از هر جهت ظلم وستم شد بی شما
پیرشد(تنها) ، ندارد طاقت دوری دگر
دیده اش خشکیده با اَشک قلم شد بی شما
🔸شاعر:
#حسن_نبی_جندقی
...............
.
#امام_زمان #نیمه_شعبان
#مناجات_امام_زمان
می نشینم گوشه ای و آهِ حسرت میکشم
گوشه-چشمی از تو را عمریست منّت میکشم
از ازل «قالوا بلی» گفتم برای دیدنت
سال ها بر دوش خود بارِ امانت میکشم
مهزیارت بی تو شد آواره! امّا بی تو من...
این نفس هایِ کذایی را چه راحت میکشم!
خوشبحالِ عاشقی که گفت با عجز و نیاز
ناز چشمان تو را محض عبادت میکشم
عهد بستم با تو امّا نفْس عهدم را شکست
اینچنین در وادیِ عصیان اسارت میکشم
تا که آقا سر به زانوی تو روزی جان دهم
روز و شب بر لوح دل نقش ِ شهادت میکشم
در خیالاتم تجسّم میکنم رویِ تو را
رنجِ بسیاری از این طرزِ زیارت میکشم
باز هم یکسالِ دیگر باعثِ زحمت شدم
نیمۂ شعبان که می آید خجالت میکشم!
#مرضیه_عاطفی ✍
.