eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
لینک مرثیه و مدح اهلبیت در ایتا "ویژه اشتراک گذاری شعرو سبک ومطالب مرتبط با آموزش مداحی" http://eitaa.com/joinchat/2371289108C89129d8927 برای پیگیری آموزشهای مداحی هشتک👈 را در گروه دنبال بفرمایید کانال گریزهای مداحی https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi 👉 شهادتی و نوحه مدح و ولادتی نوحه های ۹یا ده شبی 👉 . https://eitaa.com/emame3vom . 👈 👈 👈 👈 👈 👈 👈 👈 👈 👈 👈واحدسنگین دهه محرم 👈 نوحه سنتی زنجیرزنی دهه‌اول 👈نوحه دهگی محرم 👈نوحه دهه‌محرم 👈واحد دهه‌محرم 👈زمزمه‌دهه‌محرم 👈زمزمه زمینه شور دهگی 👈دهه‌محرم زمزمه واحد 👈زمزمه‌دهه‌محرم 👈زمینه‌دهه‌محرم 👈نوحه‌دهگی 👈زمینه‌شوردهه‌محرم 👈دهگی 👈زمینه دهه محرم 👈 زمزمه دهه محرم 👈واحد_سنگبن دهه محرم 👈سبک دامن کشان رفتی 👈 زنجیرزنی دهه محرم 👈نوحه دهه محرم 👈نوحه دهه محرم و آخر صفر 👈زمزمه دهه محرم 👈واحد سنگین زمزمه دهگی 👈دهکی زمینه سبک بسمت‌گودال 👈دهگی راس تو میرود بالای نیزه ها 👈 زنجیر زنی ۱ 👈زنجیرزنی ۲ 👈واحد دهه محرم 👈روضه حضرت_مسلم 👈زمینه دهه محرم 👈دودمه دهه محرم 👈زمزمه دهه‌محرم 👈 زمینه دهه‌محرم هشتک یا "کلمه آبی رنگ" فوق را لمس "کلیک کنید" و در پایینِ صفحه ،سمت راست، علامت ۸یا ۷ بالا (↑ و ↓)را بزنید و از اشعار آیینی بهرمند شوید لینک کانال امام حسین 👇 https://eitaa.com/joinchat/1978204180Cc70f1038be
. این روزا زائرای کربلا فراوانند .... میرن کربلا و با دل خون برمیگردند اما دلها بسوزه برا خانمی که همه ی این جاهایی رو که شما رفتید و فقط روضه اش رو شنیدید...همه رو عمه ی سادات به چشم دیده و خون دل خورده ... راوی میگه دیدند یک خانمی... دوان دوان... به سمت گودی قتلگاه... هی صدا میزنه...‌ وای عزیز مادرم حسین... 🔸از حرم تا قتلگه، زینب صدا میزد حسین 🔸دست و پا میزد حسین، زینب صدا میزد حسین اومد بالای تل زینبیه... یه نگاه کرد... دید... والشمر جالس علی صدره... شمر روی سینه برادر... خدا چکار کنه زینب... دستاش رو گذاشت روی سر هی صدا میزنه... وامحمدا... واعلیا... یه وقت عمه سادات رو کرد به عمرسعد و لشکر و فرمود:" اما فیکم مسلم " مگه شما مسلمون نیستید ... این حسین نوه ی پیغمبره .... همه گریه کردن حتی عمر سعد ملعون هم گریه کرد ولی رو برگردوند و پاسخی نداد ، تا شمر کار خودشو کرد.. جدال خنجر کندی و حنجر خشکی گریز حضرت ارباب در مقاتل شد شنیده بوده علی در رکوع بخشیده میان سجده رسید و برید و سائل شد کتاب خاطره هایش ورق ورق میشد دمی که وارد گودال بعد قاتل شد ببین که بر سرِ پیکر رسیده که حتی برای زینبِ کبری شناخت مشکل شد *هرچی نگاه به این بدن میکرد نمی شناخت هی صدازد: "أَأنت اخی؟!" ماها نمیفهمیم این حرفها ینی چی.. مگه میشه یه خواهر برادرش رو نشناسه ؟بالاخره از لباس، از سر، از بدن تشخیص میدن. اما همچین که رسید تو گودال دید بدن زیرو رو شده. نه سری، نه یه تیکه لباسی، همه رو بردن همه رو غارت کردن دست بریده سر بریده ارباً اربا... تسلای دل بی بی زینب... صدا بزن یاحسین... 🔸 حسین آرام جانم 🔸 حسین روح و روانم . *حسین جان!قربونِ زائرات،زائرهای کوچیک و کم سن و سال،قربون زائرایی که الان تو آغوش پدر و مادراشون خوابشون برده دارن میان،قربون زائرایِ سیرابت،قربون زائرایِ شیرخواره ات که هر موقع گشنه میشن،مادرشون هست،یه گوشه کنارِ جاده مادر میشینه،چادر رویِ سرِ بچه اش میکشه،بچه اش رو شیر میده،بچه که آروم میشه،بلند میشه،بسم الله..طرف کربلا حرکت میکنه...حسین.... مثل اربعین که بی بی حضرت زینب سلام الله علیها رسیدن کربلا،تا سه روز هی ناله زد،هی حسین حسین گفت،تا این زن و بچه ها می اومدن آروم بشن،می رفتن علقمه...دوباره گریه و زاری شروع می شد...* ای برادرِ من، چشمِ تو روشن... *عباس! یادته میخواستم برم قبر جدم رو زیارت کنم،می دویدی عباس از جلو،همه مشعل ها و شمع ها رو خاموش می کردی،مبادا سایه ی من رو هم کسی ببینه... * ای برادرِ من، چشمِ تو روشن... روم نمیشه بگم رفت معجرِ من حسین.... .
. 🔸عشق است کربلای تو لبیک یا حسین 🔸جان و تنم فدای تو لبیک یا حسین بازم اسم کربلا شده ذکر هر مجلسی... بازم دلها به سمت حرم با صفاش پر میکشه... 🔸گفتی به خلق: کیست که یاری کند مرا 🔸قربان آن ندای تو لبیک یا حسین آقا... یه روزی صدای غربتت بلند شد... کسی جوابت رو نداد... اما الان میلیون ها زائر می آیند به سمت حرمت... 🔸کی میشود که آیم و از جان صلا دهم 🔸در صحن با صفای تو لبیک یا حسین 🔸احرام بسته، تلبیه گویان، کفن به تن 🔸آیم سوی منای تو لبیک یا حسین : محمد مهدی سیار کی میشه منم دعوت کنی حسین... خوش به حال اونایی که الان کربلان .. خوش به حال اونایی که الان بین الحرمینن... اونایی که رفتند میدونند... بهترین لحظه زندگی... اون لحظه ای که وارد کربلا میشی... همش سراغ حرم رو میگیری... تا نگاهت به حرم با صفاش میفته... نا خودآگاه اشکت جاری میشه... دستهات روی سینه میزاری میگی... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَئِکَ تا میخوای دستات رو بلند کنی و سلام بدی ، چشمت میخوره به گلدسته های حرم اباالفضل ، و گویی او زودتر از تو دو دستش رو بلند کرده و بهت خوش آمد میگه .... ____ از همین جا دل ها رو روانه کنیم کربلای معلی... نمیدونم کربلا رفتی یا نه.... اما وصف العیش ، نصف العیش ... تصورش هم زیباس فکرشو بکن... وقتی بلاخره رسیدی حرم باصفاش... تصور کن ورودی حرم ایستادی... در مقابلت قبر شش گوشه‌ی حسین دستات رو روی سینه میگذاری. .. همش میگی آی حسین... اصلا باورم نميشد منو دعوتم کنی... من کجا... کربلا کجا... حالا میخواهم احترام کنی... از همین جا با پای دل بریم حرم باصفاش... دستات رو روی سینه بگذار... میخای به آقات حسین سلام بدی... همه باهم... السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین حالا هر کی دلش کربلائی‌ شده بسم الله ... کربلا کربلا 8 🔸این دل تنگم عقده ها دارد1 🔸 گوئیا میل کربلا دارد 1 (یا حسین مظلوم) 8 🔸من که از کودکی عاشقت بوده ام2 🔸تو قبولم نما گرچه آلوده ام1 🔸ای حسین ما را کربلایی کن2 🔸بعد از آن با ما هر چه خواهی کن‌1 یا حسین مظلوم 8 (در صورتی که تسلط روی سبک زمزمه نداشتید میتوانید زمزمه را حذف کنید). ____ یکی از زایران ابی عبدالله... جابر بن عبدالله انصاریِ ... تا رسید کربلا... با آب فرات غسل کرد... جابر نابینا بشده بود... گفت عطیه یه قدری از خاک این قبور بده تا بو کنم... هی مشتی از خاک قبری برمیداشت می بویید ولی خاک رو بر روی خاک میریخت، تا از یه قبری مشتی از خاک رو برداشت و بوئید و یکدفعه خاک رو بر دیده کشید و صدا زد: عطیه پیدا کردم قبر مولامو پیدا کردم قبر آقامو ... با خضوع و خشوع... اومد کنار قبر ابی عبدلله نشست... دست گذاشت رویِ قبر مبارک... سه مرتبه از سوز دل صدا زد... یا حسین... اما جوابی نیومد... گفت : حسین ؛ تو کسی بودی که توی کوچه های مدینه به جابر سبقتِ سلام میگرفتی ... حالا جوابمو نمیدی.. صداش به ناله بلند شد... حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ ... ؟ آیا دوست جواب دوستش رو نمیده؟ اما خودش، جوابِ خودشو داد:... گفت جابر... جواب سلام میخواهی... از آقایی که... بین سر و بدنش جدایی افتاده... ناله بزن یا حسین... 🔸گذرم تا به در خانه ات افتاد حسین 🔸خانه آباد شدم، خانه ات آباد حسین اما جابر یه بشارت برای جاماندگان از زیارت هم داره ... جابر گفت: اى عطیّه ! شنیدم که حبیبم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید : «هر کس گروهى را دوست داشته باشد ، با آنان محشور مى شود و هر کس کارِ کسانى را دوست داشته باشد، در کارشان شریک مى‌شود» پس ما حسرت به دل ماندگان از زیارت، در ثواب زیارتِ زوّار کربلا شریکیم... ان شاءالله . ‌.