.
#زبانحال_امام_حسین
#حضرت_عباس
ديده بگشا كه طبيبت سر بالين آمد
ديده بگشا كه حسين با دل خونين آمد
ديده بر هم منه اي سرو به خون غلطيده
تا نگويند كه حسين داغ برادر ديده
ديده بگشا كه طفلان همه غوغا دارند
جرعه آب روان از تو تمنا دارند
چرا اي غرقه خون از خاك صحرا برنمي خيزي
حسين آمد به بالينت تو از جا بر نمي خيزي
نماز ظهر را باهم ادا كرديم در مقتل
بود وقت نماز عصر تو از جا بر نمي خيزي
منم تنها و تن هاي عزيزانم بخون غلطان
چرا بر ياري فرزند زهرا برنمي خيزي
.
.
#زمینه #زمزمه
#وداع_امام_حسین
#شب_دهم_محرم _ #عاشورا
روضه وداع امام حسین علیه السلام
داری میری ولی
دلم رو می بری
مگه نگفتی که
پناه خواهری...
برو داداش خدا نگهدارت
برو داداش دست علی یارت
برو به همراه علمدارت
خدانگهدار
از زبان امام حسین سلام الله علیه
خواهر جونم چقدر
شبیه مادری
دووم بیار تو که
دختر حیدری
تو دیگه بعد از این علمداری
برای بچه هام پرستاری
خوب می دونم طاقتشو داری
خدا نگهدار...
#زبانحال_حضرت_سکینه سلام الله علیها
بابا کجا میری
منم کبوترت
یه فکری کن برا
غربت دخترت
منو نزار میون این صحرا
نوازشم بکن کمی بابا
آخه دارم یتیم میشم حالا
خدا نگهدار...
#زبانحال_امام_حسین علیه السلام
آروم بگیر گلم
قربون گریه هات
نذار که بیش از این
شرمنده شه بابات
قول بده یار پدرت باشی
باید به فکر معجرت باشی
پیش رقیه خواهرت باشی
#حاج_محمد_مهدی_روحی ✍
مشابه سبک زیر خوانده میشود
#شب_اول_محرم
#حضرت_مسلم
میون کوچه ها
سرگردونم آقا
گفتم یا بیا ولی
تو رو خدا نیا
سر می برن اینا ز پشتِ گردن
اینجا برات تنور آماده کردن
به غربت علی اینا نامردن
نیا...
برا یتیما تا
زیونه میارن
رقیه تو نیار
دست بزن دارن
تازه براش خریدی گوشواره
پاره میشه گوشش گنا داره
ببین شده بند دلم پاره
نیا...
سه شعبه ها شو نو
بر میدارن برا
کشتن شیرخوارت
تو رو خدا نیا
تن تو زیر دست و پا میره
سر تو روی نیزه ها میره
خواهرت از حال به خدا میره
شاعر: #حامد_شریف
دانلود سبک 👇👇👇
https://emam8.com/sabk/new/35317.mp3
...............
.
#شب_ششم_محرم
#حضرت_قاسم
به زیر مرکبا
قد کشیدی چرا ؟
چه جوری من بدم
جواب مجتبی؟
از جای پای نعل این اسبا
پر از گل لاله شده صحرا
خدا کنه حسن نیاد اینجا
واویلا...
آزروم این بوده
لباس دومادی
تنت کنم ولی
رو زمین افتادی
روز وفات نجمه امروزه
با ناله هات تو خیمه میسوزه
نگاهشو به اینجا می دوزه
واویلا...
ای گل پرپرم
رو سینه ی منی
با سردی تنت
جونمو میکنی
پاهات کشیده میشه رو خاکا
خونِ تتت میریزه تو صحرا
چیزی نموده بمیرم حالا
واویلا...
شاعر:#حامد_شریف_و_سجاد_شرفخانی
سبک👇
http://www.emam8.com/sabk/new/35322.mp3
...........
https://eitaa.com/emame3vom/97162
.👇👇👇
.
#زبانحال_امام_حسین با #حضرت_مسلم
#زمینه
#شب_اول_محرم
#عرفه
#سعیده_کرمانی
#سعید_حمیدیان_فر
بند اول
باد موافق توی این بیابون
پیامتو به گوش من رسونده
روضتو خونده واسمو آخرین
سلامتو به گوش من رسونده
سلام خدا به زخم سرت
به جراحتای پیکرت
میام به زودی واسه ی
جواب سلام آخرت
آهم میرسه به تربت تو
اشکم میچکه با غربت تو
سخته خبر شهادت تو
سردار غریبم ای یار غریبم
بند دوم
چه سخته اخبار شهادتت رو
دختر تو رو دامنم بشنوه
چقدر غریب و بیکسی که باید
وصیتاتو دشمنم بشنوه
میبینی تو موج غم منو
میبینی با قد خم منو
شهری که سفیر منو کشت
میکشه یه روزی ام منو
گریونه چش گلای باغت
روز گار من تلخه با داغت
من موندم و ماتم فراقت
سردار غریبم ای یار غریبم
بند سوم
چه رازیه که هرکی عاشقم شد
با لبای تشنه باید بمیره
سنگی که دندون تو رو شکسته
پیشونی منو هدف میگیره
تو رو زدنت به جای من
غصه نخوربرای من
شاید سرم بیاد ولی
نمیرسه کوفه پای من
غوغایی میشه برا سر من
میشه قطعه قطعه پیکر من
مقتل رو میبینه خواهر من
https://eitaa.com/emame3vom/98658
.👇
زمان:
حجم:
405.5K
.
#زمینه #زمزمه
#وداع_امام_حسین
#شب_دهم_محرم _ #عاشورا
روضه وداع امام حسین علیه السلام
داری میری ولی
دلم رو می بری
مگه نگفتی که
پناه خواهری...
برو داداش خدا نگهدارت
برو داداش دست علی یارت
برو به همراه علمدارت
خدانگهدار
از زبان امام حسین سلام الله علیه
خواهر جونم چقدر
شبیه مادری
دووم بیار تو که
دختر حیدری
تو دیگه بعد از این علمداری
برای بچه هام پرستاری
خوب می دونم طاقتشو داری
خدا نگهدار...
#زبانحال_حضرت_سکینه سلام الله علیها
بابا کجا میری
منم کبوترت
یه فکری کن برا
غربت دخترت
منو نزار میون این صحرا
نوازشم بکن کمی بابا
آخه دارم یتیم میشم حالا
خدا نگهدار...
#زبانحال_امام_حسین علیه السلام
آروم بگیر گلم
قربون گریه هات
نذار که بیش از این
شرمنده شه بابات
قول بده یار پدرت باشی
باید به فکر معجرت باشی
پیش رقیه خواهرت باشی
#حاج_محمد_مهدی_روحی ✍
https://eitaa.com/emame3vom/97162
.
.
#پنجم_صفر
#زبانحال_امام_حسین علیه السلام و #حضرت_رقیه سلام الله علیها
کتاب نخل میثم
══════
دخترم! بر تو مگر غير از خرابه جا نبود؟
گوشۀ ويرانه جاي بلبل زهرا نبود
جان بابا! خوب شد بر ما يتيمان سر زدي
هيچ كس در گوشۀ ويران به ياد ما نبود
دخترم! روزي كه من در خيمه بوسيدم تو را
ابر سيلي روي خورشيد رخت پيدا نبود
جان بابا! هر كجا نام تو را بردم به لب
پاسخم جز كعب ني، جز سيلي اعدا نبود
دخترم! وقتي كه دشمن زد تو را زينب چه گفت؟
عمّه آيا در كنارت بود بابا يا نبود
جان بابا! هم مرا، هم عمّهام را مي زدند
ذرّه اي رحم و مروّت در دل آنها نبود
دخترم! وقتي عدو ميزد تو را بر گو مگو
سيّد سجّاد زين العابدين (عليه السلام) آن جا نبود؟
جان بابا! بود امّا دست هايش بسته بود
كس به جز زنجير خونين يار آن مولا نبود
دخترم! آن شب كه تنها اوفتادي از نفس
مادرم زهرا (سلام الله عليه) مگر با تو در آن صحرا نبود؟
جان بابا! من دويدم زجر هم ميزد مرا
آن ستمگر شرمش از پيغمبر* و زهرا (سلام الله عليه) نبود
دخترم! من از فراز ني نگاهم بر تو بود
تو چرا چشمت به نوك نيزۀ اعدا نبود؟
جان بابا! ابر سيلي ديدهام را بسته بود
ورنه يك لحظه دل من غافل از بابا نبود
دخترم! ماشورها بر شعر (ميثم) داده ايم
ورنه در آواي او فرياد عاشورا نبود
جان بابا! دست آن افتاده را خواهم گرفت
زآن كه او جز مادح و مرثيه خوان ما نبود
#شب_سوم_محرم
#حضرت_رقیه
#استاد_حاج_غلامرضا_سازگار
.
.
#زمینه_حضرت_رقیه(س)
*بند اول: #زبانحال_حضرت_زینب(س)
*بند دوم: #زبانحال_حضرت_رقیه(س)
*بند سوم: #زبانحال_امام_حسین(ع)
*بند اول*
دخترت تب داره/این روزا بیماره/زیر پاهاش خاره/داداش...
صورتش شد نیلی/بس که خورده سیلی/ارثیه فامیلی/داداش...
تا میگفت بابامو میخوام ؛ میزدن بی هوا...
مسخره میکردن اونو ؛ تموم بچه ها...
گریه کردم وقتی که...
پرسید از من یه چیزی...
خارجی میگن به ما...
چیه عمه کنیزی...
///من الذی ایتمنی...///
*بند دوم*
مضطر و آشفتم/راه میرم می افتم/شب با گریه خفتم/بابا...
تا صدات میزنم/میزنه دهنم/خونیه بدنم/بابا...
حوصلم سر رفته بابا ؛ منو هم میبری...
نون خشکاشونو میریخت ؛ جلو من دختری...
میبینی سرو روومو...
ریخته بابایی موهام...
شدم مثل مادرت...
شکسته استخوونام...
///من الذی ایتمنی...///
*بند سوم*
من فدای زخمات/خونیه گونه هات/ریخته انگار موهات/گلم...
دختره بابایی/تو مث زهرایی/موجی از دردایی/گلم...
خیلی لاغر شدی گلم ؛ دختره بابایی...
جون بابا فدای تو ؛ چرا روو خاکایی...
از روو نی میدیدمت...
وقتی زد تووی سرت...
وقتی موهاتو کشید...
زد لگد توو کمرت...
///من الذی ایتمنی...///
#مهدی_ندرخانی -کرج*
👇
.
#علی_زمانیان
#زبانحال_امام_حسین (ع) خطاب به حضرت عباس بن علی (ع)
برخیز ای ستون حرم وقت خواب نیست
با من بیا به خیمه نیازی به آب نیست
این مشک را بگیر و ببر خیمه و بگو
یک قطره هم نبود وَ دیگر رباب نیست
وقت غروب، بعد تو و قاسم و علی
دیگر برای ناقه ی زینب رکاب نیست
آن لحظه لااقل تو ز جا خیز و خود بگو
بی رحم! جانشین النگو، طناب نیست
حرفی بزن عزیز دلم، دق نده مرا
این مشک پاره پاره برایم جواب نیست
.
#زبانحال_امام_حسین
السلام علیکِ یا شريكةَ الحسين
ای زینب من دوام نهضت با توست
ترسیم مسیر استقامت با توست
دست تو ودایع امامت دادم
یعنی که ادامه ی امامت با توست
#محمدعلی_شهاب ✍
.
امام حسین ع
۲ (نوحه حضرت رباب س) ربابی و بر فاطمه نور عین تویی نور چشمان مولا حسین به غربت شدی سوی جنت روان غری
.
#زبانحال_امام_حسین
مادرت بدجوری پژمرده علی
می دونم چی تو رو آزرده علی
حالا سیراب شدی روی دست من
جای شیر تیر به گلوت خورده علی
......
من زدم روُ، دشمنت نظاره کرد
بی حیا به حرمله اشاره کرد
سفیدی گلوتو دید به خدا
گوش تا گوشتو سه شعبه پاره کرد
.....
حالا که سرت شده جدا علی
نمی رم به سمت خیمه ها علی
مادرت داره تماشا می کنه
چی بگم که کشتنت چرا علی
....
دیگه بعد تو با غصه لبریزم
خیمه رفتن بی تو سخته عزیزم
می خوام اینجا رد زخمت نَمونه
خون تو به آسمونا می ریزم
.......
ذبح شش ماهه ی من خشکه لبات
چرا خاموشه صدای گریه هات
پشت خیمه قبر براتو می کَنم
الهی بابا بشه علی فدات
.....
چرا چشمات نیمه بازه پسرم
نکنه که رمز و رازه پسرم
مادرت داره میاد دق می کنه
چرا داری خون تازه پسرم
......
گل آب نخورده ی کرببلا
من دلخسته رو که کُشتی بابا
می سپارم تو رو به خاک ای پسرم
الهی نیفتی دست نیزه ها
#حضرت_علی_اصغر
#جابر_عابدی #صابر ✍
#شب_هفتم_محرم
.
امام حسین ع
. #زمینه #قابلیت_زمزمه_روضه_واحد_شور.. #شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر علیه_السلام بند اول مهدوی بند
.
#زمینه
#قابلیت_زمزمه_روضه_واحد_شور..
#شب_تاسوعا
#حضرت_عباس علیه_السلام
بند اول مهدوی
بند دوم سربند مهدوی محرمی
اگه علت اشک چشماتم
اگه باعث غیبتت هستم
ببین راه خیمَت پر از چاهه
نزار که بیفتم، بگیر دستم
میدونی آقا چی ازت میخوام
نگاهی که جدّت به حُر کرده
به بیراهه رفتم نگاهی کن
که قلبم به سمت تو برگرده
تو شاه کریمی
تویی بهتر از هر رفیق صمیمی
تو شاه کریمی
چرا توی کوه و بیابون مقیمی
تو شاه کریمی
یه عمره که با درد شیعه سهیمی
تو شاه کریمی
ولی خود اسیر بلای عظیمی
شده عمریه آقا......نصیب تو نامردی
دعا روی لب داریم... الهی که برگردی
اللهم عجل لولیک الفرج.....
🌸🌸
رسیده محرم، غریب آقام
بازم پلک چشم تو مجروحه
بیا لحظه ای بین جمع ما
مجالس بدون تو بی روحه
گرفتی کجا مجلس روضه
تو باید باشی روضه خون ما
الهی به حقّ دل ِخونِت
ظهور تو دیگه بشه امضا
تو صاحب عزایی
شدم مهمون هیئت تو، کجایی
تو صاحب عزایی
بازم روز و شب زائر کربلایی
تو صاحب عزایی
هزار ساله مضطر؛ توی روضه هایی
تو صاحب عزایی
دعا می کنم دیگه آقا بیایی
چقد گریه و ناله.... توی روضه ها کردی
دعا روی لب داریم... الهی که برگردی
اللهم عجل لولیک الفرج.....
🌸🌸
#زبانحال_امام_حسین با حضرت زینب بعد از برگشتن از علقمه بدون حضرت عباس علیهم السلام
نپرس از ابالفضل، دیگه خواهر
زمون جدایی شده کم کم
نداری کفیلی دیگه اینجا
ببند معجرت رو دیگه محکم
نبودی ببینی علمدارم
مث گل میون هزار خاره
میدونی چی بود قاتل عباس
همون مشک آبی که شد پاره
کنارش خمیدم
دو دست بریده ی سقّامو دیدم
کنارش خمیدم
چقد از دو دست جداش بوسه چیدم
کنارش خمیدم
من از چشم پاکش، سه شعبه کشیدم
کنارش خمیدم
چقد هلهله و کنایه شنیدم
شبیه پدر فرق ِ.... سرش شد جدا خواهر
زمین خورد روی صورت...اومد بالینش مادر
اللهم عجل لولیک الفرج....
🌸🌸
سوی خیمه برگشته ام تنها
گذاشتم ابالفضلو توو میدون
وصیت به من کرد دم آخر
نبر خیمه من رو با قلب خون
به اهل حرم داده قول آب
نداشت دیگه او روی برگشتن
ولی فردا شرمنده تر میشه
می بینه تو رو همراه دشمن
امون از زمونه
می بندند سرش رو رو نیزه چگونه
امون از زمونه
یه چشمش هنوز زخمی و غرق خونه
امون از زمونه
شکاف سرش، روضه ی کاروونه
امون از زمونه
می بینه تو رو میزنن تازیونه
واسه اصغره دائم ........ روی نیزه شرمنده
ربابو که می بینه... دوچشمش رو می بنده
اللهم عجل لولیک الفرج....
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
#شب_نهم_محرم
#سبک_441_محرم
#دهتایی_بیست_و_پنجم
#با_سربند_مهدوی
#بندهای_اول__دوم_مهدوی
#دو_بند_موضوع_شبهای_دهه_اول
.👇
.
#لطمه_زنی
#تاسوعا
#حضرت_عباس
#شب_نهم_محرم
لطمهزنی.حضرت عباس علیهالسلام
برادر/برادر/برادرت رو دریاب
شتابکن/حسینجان/ببین که رفتم از تاب
ببین از/خجالت/کنار آب شدم آب
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
حسینجان/بهفرقم/عمود آهنین خُورد
نبودی/ببینی/چجور یَلِت زمین خُورد
بهم تیر/چقدر از/یسار و از یمین خُورد
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
نهتنها/سرم تا/بین دو ابرو وا شد
بهدست/یه نامرد/دست از تنم جُدا شد
یه تیر/سهشعبه/سمت چِشَم رها شد
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
تا افتادم از اسب/من مادرت رو دیدم
بهرسمِ/ادب سر/ رو خاک پاش کشیدم
نثار/غمش شد/جونِ به لب رسیدَم
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
هنوزم/کبوده/پای چشای مادر
هنوزم ضعیفه/تُن صدای مادر
هنوزم/شرارهست/توو نفسای مادر
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
حلالم کن آقا/که حرف من دوتا شد
حلال کن که مشکم/طعمهی اشقیا شد
حلال کن/کهعباس/ رفیق نیمه را(ه) شد
حسین جان حسین جان ادرک اخا حسین جان
#محمدقاسمی ✍
........
#لطمهزنی
#شب_هشتم_محرم
#حضرتعلیاکبر
لطمهزنی.حضرتعلیاکبرعلیهالسّلام
الهی/الهی/جوونم از بَرم رفت
الهی/الهی/اذانگوی حرم رفت
الهی/الهی/علیّ اکبرم رفت
علیجانعلیجانعلیاکبرمن
الهی/الهی/جگرگوشهم شهید شد
الهی/الهی/گریهیمنشدید شد
الهی/الهی/محاسنمسفید شد
علیجانعلیجانعلیاکبرمن
جوونی/کهمیگفت/عصایدستباباست
حالاپیشچشمم/ریز ریز و ارباًارباست
بسوزید/کهروز/ عزایاُمّلیلاست
علیجانعلیجانعلیاکبرمن
یک بند #زبانحال_حضرت_زینب:
همینکه/صدای/اکبرمو شنیدی
برا اولین بار /دیدم که میدویدی
چطوری/دویدی/کهقبل منرسیدی
دو بند #زبانحال_امام_حسین با شاهزاده
چهفرقی/چهمویی/دور سرت بگردم
نفسکم/آوردم/پریده رنگ زردم
نبود عمهزینب/ازغصّهدِقمیکردم
علیجانعلیجانعلیاکبرمن
برا بُردن تو/چندین نفر نیازه
جوونها/بیایید/برا تشییع جنازه
روخاکاز/ تنِ تو/میریزهخونتازه
علیجانعلیجانعلیاکبرمن
#محمد_قاسمی ✍
.👇
.
#امام_حسین
#زبانحال_امام_حسین
#گودال #قتلگاه
#روز_دهم_محرم
به قتل صبر، سرم شد جدا رِضاً بِرِضائك
نه ذبح ساده، به ذبح از قفا رِضاً بِرِضائك
به پیش دیده ی مادر، میان گودی گودال
سه ساعت است زدم دست و پا، رِضاً بِرِضائك
نداد کوفه به مهمانِ خویش جرعهی آبی
چه خوش نمود به عهدش وفا رِضاً بِرِضائك
ببین به جرم علی گفتنم میانهی مقتل
زدند بر دهنم با عصا رِضاً بِرِضائك
به شیعیان برسان ضرب نیزه دوخت لبش را
امام تشنهیشان گفت تا رِضاً بِرِضائك
اگر به غارت جسمم به قتلگاه رضایی
ازین عذاب ندارم إبا رِضاً بِرِضائك
گلایه نیست که حتی کفن نمانده برایم
اگر شود کفنم بوریا رِضاً بِرِضائك
بناست تا بدنم زیر آفتاب بماند
به روی ریگ بیابان رها رِضاً بِرِضائك
بناست نیمهی جان مرا برند اسیری
دلم شکسته ازین ابتلا... رِضاً بِرِضائك
#محمد_جواد_شیرازی ✍
.