eitaa logo
امام حسین ع
27.5هزار دنبال‌کننده
433 عکس
2.3هزار ویدیو
2.2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. ؛ شهادت می‌تواند مرگ در راه وطن باشد شهادت می‌تواند خلوتی با خویشتن باشد شهادت می‌تواند در نفاق خنجری از پشت شهادت می‌تواند در مصافی تن به تن باشد شهادت می‌تواند ساده مثل عاشقی کردن شهادت می‌تواند سخت مثل سوختن باشد شهادت می‌تواند خستگی‌های پرستاری کنار بستر بیماری یک پیرزن باشد که می‌داند؟ شهادت در مرام عاشقان شاید به بی‌پیراهنی پوشاندن یک پیرهن باشد شهید کربلای چند لبخند تو خواهم شد تو لبخندی بزن، شاید شهادت سهم من باشد ✍ .
امام حسین ع
. تقدیم به روح بلند شهید جبهه مقاومت اسلامی ، صهیونیست های جنایتکار انگشت آن فرمانده شجاع را بریدند ، انگشتی که بر روی ماشه می رفت و مزدوران کودک کُش را به خاک مذلّت می انداخت . ----------- زبون و خوار بنگر خصم رسوا را که در خون می کشاند جسم گلها را نبود انگشتری در دست او امّا برید از کین عدو انگشت یحیی را شهیدِ معرکه « سنوار » ثابت کرد که آرامش نباشد موج دریا را کجا دانند حال آن سبکبالان کسانی که نمی فهمند فردا را ز « عِنْدَ رَبِّهِمْ » روزی گرفت آخر ز « بَلْ اَحْیا » ببین یحیای زیبا را شهیدان میهمانِ ویژه ی حقّ اند ببین مهمان خوب حق تعالا را ز پا افتاد امّا خم نشد قدّش ببین در خاک و خون سروِ دلارا را ز پا ننشست آری پیش صهیون ها نَبُرده نزدشان دستِ تمنّا را نشسته ، ایستاده ، با عدو جنگید وَ در حیرت فرو بُرده ست دنیا را بصیرت چون حقیقت آوَرَد «یاسر» بخواه از حق هماره چشم بینا را ** حاج محمود تاری «یاسر»✍ ...................... . با چفیه و جلیقه و قرآن شهید شد یعنی که در میانه‌ی میدان شهید شد بیچاره آن‌کسی که به پیمان وفا نکرد خوشبخت آن‌که بر سر پیمان شهید شد تسبیح و عطر؛ قمقمه‌ی آب پس کجاست؟ حدست درست، با لب عطشان شهید شد چند اسکناس، پول زیادی نمی‌شود اما کسی نگفت که ارزان شهید شد! آنکس که هم کتاب دعا، هم تفنگ را با هم به جبهه برد، مسلمان شهید شد بی‌عشق و بی‌حماسه و بی‌شوق و بی‌امید بی‌جنگ و بی‌مبارزه نتوان شهید شد من بی‌حسین ماندم و بَل‌هُم‌أضل شدم! او عاقبت‌بخیر شد، انسان شهید شد ✍ .......... کربلا تکرار خواهد شد شکوه نصر سرخط همه اخبار خواهد شد همان روزی که دنیا لاجرم بیدار خواهد شد تمام فتنه‌ها و نقشه‌های سست اهریمن سرآخر بر سر ابلیسشان آوار خواهد شد اگرچه راه سخت و صخره‌ها در پیش، می‌آیی به عزم جزم ما دشوارها، هموار خواهد شد حماسه‌آفرین طوفان‌الاقصی شد جهان فهمید که تاریکی پس از این روزگارش تار خواهد شد دگر این روزها تا آسمان راه درازی نیست میان معرکه شوق شهادت یار خواهد شد بگو با آل صهیون؛ کو؟ کجا؟ یحیی به خاک افتاد همین فردا ببین غزه پر از «سنوار» خواهد شد نمی‌میریم ما، ما را شهادت زنده می‌دارد بگو تاریخ را، هان! کربلا تکرار خواهد شد ✍🏻 ✍ 🏷 🇮🇷
. 🚩 سوگ بی‌کرانه کوه‌آهنیم، حوصله‌ی شرح قصه نیست لاتَحزَنیم، حوصله‌ی شرح قصه نیست تیغیم؟ غمزه‌ایم؟ شرابیم؟ چیستیم؟ مردافکنیم، حوصله‌ی شرح قصه نیست خونی که تا همیشه‌ی تاریخ عاشقان بر گردنیم، حوصله‌ی شرح قصه نیست دزدیده و دریده و خونین و چاک‌چاک پیراهنیم، حوصله‌ی شرح قصه نیست با دوست مهربان و وفادار و، سخت‌گیر با دشمنیم، حوصله‌ی شرح قصه نیست در سوگ بی‌کرانه‌ی دریادلانمان بی‌شیونیم، حوصله‌ی شرح قصه نیست ای مرگ سرخ، در تب و تابِ به پای تو، افتادنیم، حوصله‌ی شرح قصه نیست .
امام حسین ع
#سبک_یه_عالمه_گریه #شور_حضرت_زهرا #فاطمیه سبک یه عالمه گریه به روضه بدهکارم تموم هستی و آبروی نو
.  🚩 به فرمان مولا یک شب از صخره‌ی سخت صحرا، یک شب از موج دریا گذشتند خوش به حال شهیدان چه پرشور، صخره‌ها موج‌ها را گذشتند خنجر از روبرو خنجر از پشت، فرق دیروز و امروز این است خوش به حال شهیدان که پیروز از هیاهوی فردا گذشتند پنبه با تیغ فرقی ندارد، هر دو سر می‌بُرد هر دو جنگ است صخره با موج... اما شهیدان هر دو را بی‌محابا گذشتند صلح را از شهیدان بیاموز، جنگ را از شهیدان بیاموز با حسن تا حسین آمدند و دل به فرمان مولا گذشتند گفت شمشیر، شمشیر بستند؛ یک زمان از پی آب رفتند ظهر دیروز آیا ندیدی کربلا را چه زیبا گذشتند؟ از أولِی الأمرِ مِنکُم شنیدند ربّنا الله ثمّ استَقاموا با أعدّوا لهُم مَا استطعتُم تا معَ العُسرِ یُسرا گذشتند دل به فرمان مولا اگر بود، تا خدا می‌توان عاشقی کرد دوستان خدا مهربانند، دوستان خدا باگذشتند خوش به حال شهیدان که رفتند، خوش به حال شهیدان که هستند خوش به حال شهیدان که چون شمع، ایستاده از اینجا گذشتند .
. علیهاالسلام ای وای از آن حدیث به دفتر نیامده ای وای از آن شروع به آخر نیامده ای وای از آن یقین به باور نیامده ای وای از آن مزار کبوتر نیامده ای وای از آن که رفته و دیگر نیامده ای دل! حدیث دختر طاها شنیده‌ای؟ «یَرضی» شنیده‌ای؟ «لِرضاها» شنیده‌ای؟ هنگامۀ نماز دعاها شنیده‌ای؟ «حتّی تَوَرَّمَت قَدَماها» شنیده‌ای؟ «أمّن یُجیب» این همه مضطر نیامده یا لَلعَجَب، «فَصَلِّ لِرَبِّک» ولادتش واحیرتا «لِیُذهِبَ عَنکُم» شرافتش «طوبی لَهُم وَ حُسن مَآب» است مدحتش جبریل با تمام بزرگی و رتبتش از عهدۀ ستایش او برنیامده اما چه سود حرمت قرآن شکسته شد یک‌باره قلب سورۀ انسان شکسته شد در را زدند و حرمت مهمان شکسته شد نان ریخت، سفره سوخت، نمکدان شکسته شد فصل غریبی تو چرا سرنیامده؟ زهرا هنوز گریۀ بی‌گاه می‌کند مولا هنوز سر به دل چاه می‌کند پاییز ادّعای «أنا الله» می‌کند صبحِ بهار از آمدن اکراه می‌کند آیا هنوز وقت مقرّر نیامده؟ 📝 👇
. با هر تپشی که در دل آگاه است یک نغمه لا اله الا الله است هر جا که بلند است ندای توحید گلبانگ محمد رسول الله است ‌................. . محضر حضرت رضا صلوات بر غریبان آشنا صلوات جان عالم محمّد است و علی بر علی جان مصطفی صلوات نور وَالشّمس و وَالضّحی زهراست سوی وَالشّمس و وَالضّحی صلوات بر جمال حسن سلام خدا تا حسین است ناخدا صلوات ای که یک جمعه می‌رسی از راه بر قد و قامت شما صلوات .
تو از سوز دل و از غربت حیدر خبر داری تو از تنهایی اولاد پیغمبر خبر داری تو همچون نور در صُلب حسین ابن علی بودی تو از سوزِ دل صدیقه‌ی اطهـر خبر داری عموی کوچک تو قاتل خـود را ندیـد اما تو خود از آن‌چه پیش آمد به پشت در، خبر داری تو می‌دانی علی با چاه کوفه شب چه‌ها می‌گفت تو از ناگفته‌غم‌های دلِ حيدر خبر داری تو اشک خجلت عباس را در علقمـه دیدی تو از آن کشته‌ی بی چشم و دست و سر، خبر داری تو با جد غریبِ خود به دشت کربلا بودی تو از قلب وی و داغ علی‌اکبر خبر داری تو روی شانه‌ی خورشید دیدی ماه کوچک را تو از پیکان و ذبحِ حنجر اصغر خبر داری تو دیدی عمه‌ات زینب کنـار قتلگاه آمد تو از بوسیدن آن نازنین‌حنجر خبر داری تو می‌دانی که «میثم» از فراقت سوزد و سازد تو از این بنده‌ی بی دست و پا، بهتر خبر داری استاد حاج .............. . السلام علیکِ یا مادر 🖤 از رفتنِ بدون علی درگذر ، بمان من التماس می کنم ای همسفر بمان شاید دعای نیمه شبِ من شفات داد جان علی نکن عجله ، تا سحر بمان یک شهر دشمنِ من خانه نشین شده‌ست با من در این مدینه‌ی پر دردسر بمان بگذار لااقل دلِ سیری ببینمت حالا چه می شود دو‌سه شب بیشتر بمان تاریک می شوی ز چه ای چلچراغ عرش حتی شبیه شمع شده ، مختصر بمان مرهم برای زخم تنت جور می کنم شرمنده ام به خاطر آن میخ در ... بمان ✍ .............. . 🚩 أسماء حسنا هرقدَر دلتنگ مولایی بگو یا فاطمه هرقدَر مشتاق زهرایی بگو یا فاطمه هرقدَر لیلای مجنونی بگو یا مرتضی هرقدَر مجنون لیلایی بگو یا فاطمه هیچ‌کس تنهاتر از صدّیقه‌ی کبری نبود هرکجا، هرقدْر تنهایی بگو یا فاطمه کربلا در کربلا گر مثل زینب جلوه‌ی ما رأیتْ إلّا جمیلایی بگو یا فاطمه حضرت عباس، عالم را حسینی می‌کند تشنه‌ی دیدار سقّایی بگو یا فاطمه یاعلیُّ یامحمّد یاحسینُ یاحسن در پی أسماء حسنایی بگو یا فاطمه هرکه زهرایی‌ست محبوب خدای فاطمه‌ست با تمام شور و شیدایی بگو یا فاطمه .
امام حسین ع
. نمایندگی فروش موتور سیکلت های بنلی Benelli تهران اتوبان بسیج ۲۰متری افسریه ۱۵ متری سوم نبش کوچه ۲
. آرامشی به وسعت صحراست مادرم‌ اصلاً گمان کنم خودِ دریاست مادرم‌ مثل ستاره در شب یلدا که بی‌دریغ‌ تا صبح می‌درخشد و زیباست مادرم‌ یک سینه درد دارد و آهی نمی‌کشد از بس که مثل کوه شکیباست مادرم‌ هر روز مهربان‌تر و هر روز تازه‌تر مثل نگاهِ ساکت باباست مادرم‌ چشمش به غنچه‌های جوانش که می‌خورد لبریزِ خنده‌های شکوفاست مادرم‌ شب‌های بی‌کسی چه کسی می‌نوازدم‌؟ هرجاست اشک‌های من‌، آنجاست مادرم‌ هر شب پس از نماز، دعا می‌کند مرا در فکر روزهای مباداست مادرم‌ پهلوش می‌نشینم و لبخند می‌زند تنهایی‌اش در آینه پیداست مادرم‌ سیراب می‌شوم به صدایش که می‌رسم‌ مانند آب‌های گواراست مادرم‌ بازی کودکانه زمینم اگر زند باکیم نیست‌، گرم تماشاست مادرم‌ از ماجرای هاجر و سارا سؤال کن‌ در قصه‌های مریم و حواست مادرم‌... رازی است نانوشته الف لام میم عشق‌ حرفی که تا همیشه معمّاست مادرم‌ «آهسته باز از بغل پلّه‌ها گذشت‌» اما کسی ندید چه تنهاست مادرم ........... سبک: ای صفای قلب زارم باورم نیست بر تو مادر، این فلک خلعت بدوزد باورم نیست در فراق و ، هجر تو این دل بسوزد مرو مادر مرو ، مرو مادر بمون ز دو چشمانِ من ، ببین میباره خون 🔳◼️◼️◼️◼️◼️🔳 مادری کن لااَقل در یک شبی بیا بخوابم در غم و اندوه تو پژمرده و حالِ خرابم صفا رفته ببین ، زِ این کاشانه ام که بی تو شد خَموش ، چراغ خانه ام 🔳◼️◼️◼️◼️◼️🔳 یادِ آن شبها که شمعِ جانِ من بودی میفتم یاد آن دَردایی که درمانِ من بودی میفتم تو بودی جان من ، روح و روان من تو بودی آن مادرِ مهربان من 🔳◼️◼️◼️◼️◼️🔳 سایه ات تا بر سَرَم بود هیچ غم و غصّه نداشتم آن زمان در دل ز غَم ، غصّه چنین قصّه نداشتم نمی آید صِدات ، کُنم ناله برات به تو ای مادرم ، شَود جانم فدات : ((گل نیلوفرم ، همه ی باورم بیا آخر مرا ، حلال کن مادرم)) ۲بار ✍شعر از : .
. حداقل آب را به روت نبستند حداقل سنگ بر سبوت نبستند حداقل شام را گرسنه نماندی راه نفس از چهارسوت نبستند مدرسه‌ات را به خاک و خون نکشیدند بمب و مسلسل بر آرزوت نبستند داغ تو را کوچه‌ها به گریه نشستند پنجره‌ها تار عنکبوت نبستند با خبران، تسلیت دریغ نکردند با شرفان، قامت سکوت نبستند در صف اهدای خون مسابقه دادند جز به دعایت صف قنوت نبستند بندرِ عباس! غزه را تو دعا کن حداقل آب را به روت نبستند ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 از غمی که کرده گیسوی تو را گریان بگو موج موج ای بندر زیبای هرمزگان! بگو... تکیه کن بر شانه‌های «ناخدا خورشید» و باز از غروب کوسه‌ها در تور صیادان بگو با همین بازوی زخمی سعی کن، پارو بزن از طلوعی تازه با مردان قایق‌ران بگو محض دلداری به جاشوها، به دریا خیره شو قصه‌ای از صید مروارید در عمان بگو نفت کن فانوس‌ها را، راه را گم کرده‌اند رمز شب را سو به سو با هرچه کشتی‌بان بگو با شکوهِ پرچم دریانوردانِ کهن از سرِ پا ایستادن در دل طوفان بگو گریه کن بندر به روی دامنی که آشناست هرچه غم داری برای مادرت ایران بگو ✍🏻 🏷 🇮🇷 غزلی تقدیم به جان ایران؛ بندر عباس... ▪️"عباس" نام دیگر ایران شد بندر شکست بغض غریبش را زلفش به دست باد، پریشان شد آتش رسیده بود به آغوشش چشم انتظار بوسه‌ی باران شد هی شعله‌شعله متن خبرها سوخت چشمان ما زمان تماشا سوخت آه از عطش که سینه‌ی دریا سوخت بندر چرا شبیه نِیستان شد!؟ یک سو شرار چهره‌ی جاشوها یک سو سکوت حرکت پاروها کشتی شکسته‌ دست به پهلوها چشمان روز واقعه حیران شد در موج‌موج حادثه آتش بود این آزمون سخت سیاوش بود خاکستری که روی سیاه او تقدیر شعله‌های پشیمان شد همسایه‌ی همیشه‌ی خورشیدیم چون ابرهای غم‌زده باریدیم با جان شعله‌ور شده فهمیدیم "عباس" نام دیگر ایران شد ققنوس‌ها به سمت خدا رفتند بر نردبان سبز دعا رفتند تا از سکوت پنجره‌ها رفتند بندر شروع نقطه‌ی پایان شد .
Mohjat.NetNamahang Hardasan 1404 Rasoli [Mohjat_Net].mp3
زمان: حجم: 1.16M
هارداسان یعنی کجایی مرد میدان هارداسان ای دل غمگین و ای لبهای خندان هارداسان در کدامین کوچه دنبالت بگردم بعد از این در کدامین روستا در زیر باران هارداسان خاطرت می آید آن شب را که در مه گمشدی تا کجاها رفته بودی ای مسلمان هارداسان زیر و رو کردیم و پشت میز عکسی از تو نیست با عبای خاکی ات استان به استان هارداسان آن یتیمان دخترک آن کارگر آن پیرمرد از چه دنبال تو میگردد کماکان هارداسان هارداسان یعنی کجایی خستگی نشناختن جمعه ها بی کار ننشستن در ایوان هارداسان قاضی اعدام خواندندت که جلادت کنند ای از آن آغاز همرنگ شهیدان هارداسان تا ابد قرآن نمیسوزد فدای غیرتت ای که آخر سوختی در راه قرآن هارداسان خدمت سلطان نمودی خادم مردم شدی بازگشتی باز در آغوش سلطان هارداسان دوستت دارند محرومان و دور افتادگان من سنی چخ ایسترم جانم به قربان هارداسان هارداسان 1404 .
حاج سید رضا نریمانیFadaeian_Shab3-Moharram1447 (12).mp3
زمان: حجم: 11.32M
🔊 بخش دوازدهم l من الغریب نوشتی الی الحبیب سلامی، حبیب رفت به میدان چه رفتنی چه قیامی 📋 من الغریب نوشتی الی الحبیب سلامی حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مِنَ الْغَرِيب نوشتی، إِلَى الْحَبِيبِ سلامی حبیب رفت به میدان، چه رفتنی چه قیامی سحر نسیم گذشت از سَرِ مزار شهیدان هنوز در پِی بویی که می‌رسد به مشامی یکی حسین امیرش شد و چه خوب امیری یکی حسین امامش شد و چه خوب امامی یکی بدون زره، مرگ را گرفت در آغوش یکی نماز تو را شد سِپَر، بدون کلامی یکی سیاه ولی روسپید؛ چون تو گرفتی سَرِ غلام به دامان خود، چه حُسنِ ختامی! یکی علی شد و اکبر شد و چه ماه منیری یکی عمو شد و سقّا شد و چه ماه تمامی به روی نیزه و در باد، گیسوانِ پریشان چنان شدند که باقی نماند کوفه و شامی دلم به حسرت یا لَيْتَنا رسید و نگاهم به سردرِ حرم افتاد... أُدْخُلوا بِسَلامی *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حاج سید رضا نریمانیFadaeian_Shab6-Moharram1447 (12).mp3
زمان: حجم: 6.83M
🔊 بخش دوازدهم l وقتی یزید بوسه به بوزینه میزند، با محرمان خود می نوشینه میزند 📋 وقتی یزید بوسه به بوزینه می‌زند حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وقتی یزید بوسه به بوزینه می‌زند با محرمان خود مِی نوشینه می‌زند تاریخ بی‌عدالتی و جور و حق کشی وقتی لگد به پهلوی آیینه می‌زند تا قرن‌ها یهودیِ از خیبر آمده وقتی دَم از عداوت دیرینه می‌زند سرها به خون و خاک می‌افتند و شمرها پیشانی مبارکشان پینه می‌زند! قاضی شریح را عجبی نیست این زمان گر باده زیر خرقه‌ی پشمینه می‌زند دردا زمان زمانۀ قاضی شریح‌هاست می‌بیند و ز فاجعه حرفی نمی‌زند در مجلسی که یاد فلسطین نمی‌کنند ابن زیاد هم چه بسا سینه می‌زند فردا شکوه نصرُ من الله دیدنی است وقتی قدم به ساحت آدینه می‌زند *شاعر: ✍ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .