eitaa logo
امحا
66 دنبال‌کننده
610 عکس
24 ویدیو
0 فایل
تیکه‌های بهم وصل‌شده‌ی یه ابر؛ ابری که بارید. https://daigo.ir/secret/9737897744
مشاهده در ایتا
دانلود
امحا
دیروز فاطمه می‌گفت عینکی که تو زدی با شماره چشمت همخونی نداره همه چیز و میبینی ولی نه با اون کیفیتی
می‌دونی میلی؛ روزایی رو گذروندم که دردناک نبود پر از احساسات بد و ناامیدی و اشک نبود فقط سنگین بود، پر از خستگی، پر از تجربه، پر از بی‌خوابی و استرس جدید نبود اما تابحال تجربه‌شون نکرده بودم و حالا که بهش نگاه می‌کنم تنها اشک و خستگی نیست که برام مونده باشه؛ چک نویس تجربه‌هام حسابی خط خطی شده حالم خوبه! اگرم نباشه، حداقلش از خودم راضی‌ام؛ کمی‌.
امحا
من تابحال زندگی نکرده‌بودم نه تا قبل از دیدنِ تو کنار تن زخمیِ خودم
تو خیلی برای این دنیای تلخ شیرینی؛ حبه قند کوچولوی من
من می‌روم؟! او می‌کشد قلاب را...
ببخش اگر که از اميدِ دیدنِ تو گفته‌ام؛ به آرزوی رفته برباد!
من هربار بعد ساعتها صحبت با بابام، جونی به جون‌های نداشتم اضافه می‌شه عجیب کنار این مرد می‌تونم خودم رو بروز بدم تموم افکار خاک خورده‌ی زرد و خاکستری‌م رو می‌کشه بیرون، گاهی عمیقشون می‌کنه و خاک شون رو می‌گیره و برمی‌گردونه سرجاش، گاهی جوری از بین می‌برتشون که انگار از اول وجودیتی نداشتن،و گاهی...؛ نمی‌دونم احتمالا این گاهی مثل همون لحظه‌هاست که اونقدر غرق تو عمق کلماتش میشم که کلمات از بین دستام لیز می‌خورن و دست خالی می‌مونم.
به این شکله که هندزفری تو بوده دلیل نمیشه هندزفری تو بمونه عمه‌ جون
یه فریم تر و تمیز از خستگی؛
امحا
کنارت زندگی‌ می‌کنم وقتی شایع داره بغل گوشمون می‌خونه یه وقتایی برام معنی همه می‌دی؛ وقتی داری لبخند
همین‌روزاست که برم و بگم بالاخره پیداش کردم آقای دکتر همینو می‌گفتی نه؟! قطعاا خودشه اگرم خودش نیست؛ مهم نیست! برای ادامه‌ی راهم کافیمه کافی تر از کافی! حالا یادم می‌دی چجوری نگهش دارم؟:)