روی تو به یک صبح دل انگیـز شبیه است
شور تو به مرغان سحرخیـز شبیه است
جو گندمی موی تـو در اوج جوانی
انگار بهار است و به پاییـز شبیه است
عاشق کش بالفطره ای ، ای شوق دمادم
چشم تو از این حیث به چنگیز شبیه است
من مست می حافظم و باده ی صائب
شیراز تو از بس که به تبریز شبیه است
#سیده_تکتم_حسینی
سیده تکتم حسینی، شاعر توانمند اهل افغانستان است . به گزارش خبرگزاری مهاجر، سیده تکتم حسینی مهاجر افغانستانی مقیم ایران و متولد ۱۳۶۶ است که هم اکنون در شهر قم سکونت دارد .
به گفته خودش گفتن شعر را از شهریور سال ۱۳۸۹ آغاز کرده و اولین شعرش را در همان زمان سروده .از آثار مهم او میتوان به اشعار و کتاب های زیر اشاره کرد :
کتاب لیلت
دوشنبه های کوهی
نارنج مویه ها
تکتم حسینی در مصاحبه هایی که داشته، گفته است : شعر گفتن را از شهریور سال ۸۹ شروع کردم، در آن زمان چون عزادار بودیم چند ماهی بود که از خانه بیرون نرفته بودم،
خواهرم فوت کرده بود. یک روز با خواهرم از خیابان رد میشدیم که دیدیم روی یک بنر نوشته شده بود «شعرخوانی» نمیدانستم که اصلا شعرخوانی وجود دارد.
بهطور کلی، ورود من به دنیای انجمن و آشنایی با شاعران از شهریور شروع شد . اواخر سال بود که با انجمن «عوالم احساس» آشنا شدم و دو ماهی جمعهها به شعرخوانی میرفتم و از همان ابتدا شعر را جدی گرفتم و بعد مرا معرفی کردند گفتند برو به انجمن قم، آنجا شاعران زیادی هستند و از سال ۹۰ وارد انجمن قم شدم .
سیده تکتم حسینی، پس از اینکه دوره های تخصصی شعرخوانی را در شهر قم گذراند، به رشد و مباهات رسید و در
اولین کنگره شعر عاشورایی در کشور افغانستان
جشنواره شعر فجر
و جشنواره کتاب قیصر امین پور
برگزیده شد .
#معرفی_شاعر #سیده_تکتم_حسینی
به چشمانت نمیآید که اهل این زمین باشی
گمانم شهروند آسمان چندمین باشی
برایت فرشهای پیش پا افتاده ناچیزند
تو با این منزلت باید که سجادهنشین باشی
تو و شب تا سحر گریه، تو و شب تا سحر سجده
بنا شد آنچنان باشی، بنا شد اینچنین باشی
خدا میخواست تا دین را به دستان تو بسپارد
به بیماری دچارت کرد تا فردای دین، باشی
به لطف آن همه داغی که در کربوبلا دیدی
تمام عمر باید چشم تر بر آستین باشی
برای من نخی از رشتۀ سجادهات کافیست
سر نخ دستم افتاده که تو حبل المتین باشی
تو و عشق تو و پیشانی ساییده از سجده
فقط شایستهات این است «زین العابدین» باشی
#سیده_تکتم_حسینی #شعر #میلاد_امام_سجاد