eitaa logo
شعر، قصه، معرفی کتاب
3.7هزار دنبال‌کننده
238 عکس
52 ویدیو
9 فایل
قصه، شعر و معرفی کتاب حاصل تلاشی مادرانه بر اساس رویکرد کلیدی و مهم شخصیت محوری از مباحث استاد عباسی ولدی
مشاهده در ایتا
دانلود
قصه عروسی آسمانی قصه شعر عروسی حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) منابع:مناقب ابن شهرآشوب، جلد۳، صفحات ۳۵۳ و ۳۵۴ کتاب زندگانی حصرت فاطمه زهرا(س)، جعفرشهیدی کتاب حیدر، آزاده اسکندری نویسنده:زهرا محقق شاعر:سمیه نصیری کاری از گروه شعر و قصه درمسیرمادری 🌿🌿🌿 بسم الله الرحمن الرحيم یکی بود یکی نبود. غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. اون قدیم قدیما، یه شهری بود به اسم مدینه. مدینه، شهر پیامبر و علی مولا بود. پیامبر عزیز ما، علی مولا رو مثل پسر خودشون دوست داشت. آخه علی مولا از همون زمان که کوچیک بود، به خونه پیامبر اومده بود و تو خانواده ایشون بزرگ شده بود. برای همین هم وقتی که علی مولا تصمیم گرفت با حضرت فاطمه، دختر پیامبر ازدواج کنه و پیش ایشون رفت، پیامبر خوشحال شد و گفت: علی جان فاطمه قبل از این خواستگار زیاد داشته ولی اونها رو قبول نکرده. اجازه بده ببینیم نظر فاطمه چیه؟ و بعد پیش دخترش رفت تا درباره علی مولا باهاش صحبت کنه. پیامبر گفت: فاطمه جان من از خدا خواستم که تو با کسی ازدواج کنی که خدا ازش راضی باشه. تو علی رو میشناسی و از شجاعت ها و اخلاق خوب و مهربونی هاش خبر داری. تو خوب اونو میشناسی همون شجاع میدون همون که هست همیشه خوش اخلاق و مهربون آیا قبول می کنی عزیز جانِ پدر؟ بانو سکوتی کرد و خوشحال شد پیامبر پیامبر لبخندی زد و گفت: این سکوت یعنی اینکه به این ازدواج، راضی هستی! این خبر به علی مولا رسید و خیلی خوشحالش کرد. تو هر شهری ازدواج رسم و رسومی داره داماد برای عروس یه هدیه ای میاره به اون هدیه ای که دوماد به عروس می ده میگن: مهریه. علی مولا اون زمان یه شمشیر جنگی داشت که باهاش به جنگ ها میرفت، یه شتر داشت که با اون سفر میکرد و یه زره جنگی هم داشت که تو جنگ ها خیلی ازش استفاده می‌شد. با پیشنهاد پیامبر، علی مولا همون زره جنگی رو فروخت و به عنوان مهریه به حضرت فاطمه هدیه داد. علی مولا خیلی زود زره جنگیش رو برد توی بازار فروخت و پولشو هدیه آورد پیامبر پول زره رو تقسیم کرد. عطری تهیه کردن با پول اون هدیه وسایل زندگی با اون پول شد تهیه روز عروسی فرا رسیده بود. همه مشغول کمک برای پختن غذای روز عروسی بودن. گوسفندی قربونی کردن تا بتونن غذای عروسی رو باهاش بپزن. روز عروسی شده همه مشغول کارَن با گوسفند قربونی غذا رو بار میذارَن خرما و روغن هم خریدن و خود پیامبر با خوشحالی، شیرینی روز عروسی(خبیص) رو برای پذیرایی از مهمون ها درست کرد. حالا دیگه وقت دعوت مهمونا بود. پیامبر گفت : علی جان برو به بالای پشت بام خونه و همه رو برای عروسی دعوت کن. علی مولا هم اینکارو کرد و همه صدای دعوت ایشون رو شنیدن و به گوش بقیه کسایی که نبودن هم رسوندن. خیلی از مردم مدینه اون زمان دوست داشتن توی این عروسی باشن، برای همین تعداد زیادی از مردم مزرعه ها و نخلستان ها، برای عروسی اومدن و سفره بزرگی تو مسجد پهن شد. مهمون ها همه پذیرایی شدن، ولی این خیلی عجیب بود. چند هزار نفر زن و مرد، اون روز به مسجد اومدن و مدام میومدن سر سفره و غذا میخوردن و میرفتن، اما غذای عروسی تموم نمیشد. چندین هزار مرد و زن به مهمونی اومدن تموم نمی شد غذا هر قدری که می خوردن علی مولا هم حواسش بود که به همه مهمونا غذا برسه. پیامبر به علی مولا گفت: علی جان الحمدلله که خدا به این غذا برکت داده و به اندازه سیر شدن همه مهمونا غذا هست. بعد از این که مهمونا غذا خوردن، پیامبر چند کاسه غذا هم برای خانواده خودش برداشت و یکی از اون کاسه ها رو جدا کرد و گفت: این برای فاطمه و همسرش باشه. و بعد دختر و دامادش رو صدا کرد: صدا زدن پیامبر فاطمه و مولا رو تو دست هم گذاشتن دستای اون دو تا رو پیامبر به دامادشون گفتن: ای علی! انشالله خداوند به عروسی شما برکت بده و فاطمه برای تو همسر خوبی باشه. و خطاب به دخترشون هم گفتن: ای فاطمه! خوش به سعادتت که خدا علی رو برای همسری تو انتخاب کرده. ادامه دارد👇👇👇 به کانال شعر، قصه، معرفی کتاب بپیوندید👇 @gheseshakhsiatemehvari
🖤 قصه هایی از حضرت مادر... 🖤 به مناسبت ایام شهادت بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها گروه شعر و قصه درمسیر مادری 🏴قصه‌هایی از زندگانی مبارک حضرت فاطمه سلام الله علیها 🏴 را تقدیم می‌کند: (روی جملات آبی رنگ ضربه بزنید🙏) قصه چادر نورانی (ماجرای مسلمان شدن هشتاد یهودی به واسطه‌ی چادر نورانی حضرت) قصه حدیث کسا شعر حدیث کسا قصه دانه‌های بهشتی (بخشش انار) قصه عروسی آسمانی قصه سوره‌ی انسان (داستان فداکاری خانواده مولا علی علیه السلام در قرآن) قصه عرب بادیه نشین قصه عروسی بابرکت (عروسی یهودیان و لباس بهشتی حضرت) قصه گردنبند با برکت قصه تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها نمایشنامه (علت مخفی بودن قبر حضرت) از برنامه های کانال لالایی خدا شعری کودکانه در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها 🏴🏴🏴🏴 با انتشار این پیام در ثواب آشناکردن بچه‌ها با شخصیت نورانی حضرت مادر سهیم باشیم🙏 مادران عزیز به کانال شعر،قصه و معرفی کتاب بپیوندید👇 @gheseshakhsiatemehvari و حتما پیام سنجاق شده در کانال را بادقت مطالعه بفرمایید 🙏🙏🙏