eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
8.1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
756 ویدیو
1هزار فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. ✨﷽✨ 🔴من بی حیا نیستم ✍️روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده‌ای در دل کوه راز و نیاز خدا می‌کرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر می‌کرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند. و او را بدین گونه سیر نمایند. بعد از 70 سال عبادت، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب شد. طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه آتش‌پرستی که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، آتش‌پرست 3 قرص نان به او داد و او به سمت عبادتگاه خود حرکت کرد. سگ نگهبان خانه آتش‌پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت. مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت تا برگردد و بگذارد او به راهش ادامه دهد، سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد قرص دوم نان را نیز جلوی او انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی‌گذاشت مرد به راهش ادامه دهد. مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت:‌ ای حیوان تو چه بی‌حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آن را ببرم؟ به اذن خدای عز و جلٌ، سگ به سخن آمد و گفت: من بی‌حیا نیستم، من سال‌های سال سگ در خانه مردی هستم، شب‌هابی که به من غذا داد پیشش ماندم، شب‌هایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم، شب‌هایی که مرا از خانه‌اش راند، پشت در خانه‌اش تا صبح نشستم. تو بی‌حیایی، تو که عمری خدایت هر شب غذای شبت را برایت فرستاد و هر چه خواستی عطایت کرد، یک شب که غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی و برای رفع گرسنگی‌ات به در خانه یک آتش‌پرست آمدی و طلب نان کردی. مرد با شنیدن این سخنان منقلب شد و به عبادتگاه خویش بازگشت و توبه کرد! ‌‌‌‌ .
٢۴ به درگه تو روسیاهم آمده با کوه گناهم از کرمت نما نگاهم بر گنه خود کردم اقرار الغوث خلصنا من النار٣ دوباره دعوتم نمودی صاحب نعمتم نمودی دورم ز غفلتم نمودی کردی مرا یا رب تو بیدار الغوث خلصنا من النار٣ یا رب کسی جز تو ندارم خزان شده بی تو بهارم نگه نما بر قلب زارم یا رب تویی محرم اسرار الغوث خلصنا من النار٣ با این همه جرم و خطایم از کرمت کردی صدایم از رنج و غم بنما رهایم آمده ام با جرم بسیار الغوث خلصنا من النار٣ تو صاحب صبر و شکیبی بر درد من یا رب طبیبی مرا تو یاور و حبیبی بنگر به من هستم گرفتار الغوث خلصنا من النار٣ وای از من و این غفلت من کم شده دیگر فرصت من بنگر به حال حسرت من یا رب منم عبد خطاکار الغوث خلصنا من النار٣ خود آگهم اهل عذابم باید کنی یا رب عقابم بار دگر بده جوابم یا رب تویی مرا مددکار الغوث خلصنا من النار٣ غرق گنه، طاعت ندارم جز جرم و معصیت ندارم بهر عذاب طاقت ندارم روزم شده همچون شب تار الغوث خلصنا من النار٣ ریزد سرشکم همچو دریا با تو کنم دوباره نجوا شرمنده ام از تو خدایا بنگر تو بر حال من زار الغوث خلصنا من النار٣ .
D1737408T13087160(Web).mp3
زمان: حجم: 12.27M
عظمت 🎙 شرحی بر بزرگترین نعمت خدا اینه که ؛خدا اجازه داده ما اسمش رو بر زبان بیاریم و باهاش حرف بزنیم.