eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.7هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. ‍ ‍⚜مناجات ودعا جانسوز_فرازهایی از دعای کمیل_گریز روضه حضرت اباعبدالله(ع)_ویژه شب جمعه_حجت الاسلام میرزامحمدی⚜ إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ"اینجوری که داری ناله میزنی معناش اینه:تو هم داری با زبان زمزمه باخدات میگی"خدایا به حق خودت قسم من کسی رو غیر خودت ندارم"أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي"مگه نفرمودی: "وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ؟!"،انا سَّائِلَ"ما رو دست خالی از درخونت ردنکن"من تو رو اینجوری شناختم"اَللّهُمَّ لااَجِدُ لِذُنُوبي غافِراوَلا لِقَبائِحي ساتِراً،وَلا لِشَيءمِنْ عَمَلِي الْقَبيح بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ"من تو رو اینجوری شناختم"هم گناهامو میامرزی هم بدی هامو میپوشونی،هم به جای بدی هام،تو نامه ی عملم نیکی می نویسی" لا اِلـهَ إلاّ اَنْتَ*این فقط کار خودته* سُبْحانَكَ وَبِحَمْدِكَ*این تویی"حالا می خوام خودمومعرفی کنم:ظَلَمْتُ نَفْسِي(اگه مشتری عفو و رحمتشی بگو)ظَلَمْتُ نَفْسِي وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلي وَسَكَنْتُ لَى قَدِیمِ ذِکْرِکَ لِی وَ مَنِّکَ إِلَى قَدِیمِ ذِکْرِکَ لِی وَمَنِّکَ عَلَیَ*یعنی من گدای یه شبه و دوشبه ی تو نیستم،از بچگی نشونه ی خونتو به من دادن بزرگترامون به مااینجوری یاد داده بودن،هر جارفتیم شبا جمعه بیایم در خونت"شبا جمعه در خونت خبراییه"ای خدایی که از بنده هات زود راضی میشی"يا سَريعَ الرِّضا"معطلمون نکن"به آبروی امام رضا راضی بشو ازهممون" اِغْفِرْلِمَنْ لايَمْلِكُ إلاّالدُّعاءَ"من که چیزی ندارم در خونت بیارم،اما یه گوهری خودت به من دادی،در خونت میارم خوب قیمت گذاری می کنی "مرحوم علامه ی فشارکی تو عنوان الکلام این روایت رو میارن، میفرمایند: نزد قدما و مشایخ ما این حدیث مشهوره،قیامت میارن یه بنده ی گنهکاری رو،بهش میگن نامه ی عملت رو بخون"اقْرَأْ کِتابَکَ کَفي بِنَفْسِکَ الْيَوْمَ عَلَيْکَ حَسيبا"نامه ی عملشو که میخونه،سر به زیر،راشو به سمت دوزخ کج میکنه"یه مرتبه ندا میاد،نگهش دارید،خدایاخودشم نامشوخونده اعتراضی نداره،ندا میاد این نزد من یه امانتی داره،من اینجا میخوام امانتیش رو بهش برگردونم ؛الله اکبر؛امانتیش یه گوهره؛اینو بهش میدن،ندا میاد برو تو محشر به همه ی انبیاء نشون بده اینا برات قیمت گذاری کنن؛تک تک انبیاء اظهار عجزمیکنن"خدایااین گوهر چیه ما نمی تونیم قیمت گذاری کنیم؟ندا میاد این قطره یاشک بر حسین ..."همه که اظهار عجز میکنن یه وقت می بینن یه آقای بی سر،از وسط محشر ندا میده صاحب این گوهر منم"قیمت گذاریشم با منه"حسین جان قیمت این گوهر چیه؟فرمود:آمرزش خودش و پدر مادرشه" الله اکبر،قربون مهربونیت برم آقا" لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین حالا بی مقدمه برم کربلا،فرمودکربلا که زائر میاد اینجوری بیاد شعِثاً، غْبَرّاً، جَائِعاً،عَطْشَانا،حَزِیناً مَکْرُوباً*پرسید از امام صادق چرا زائرباید گرسنه بره؟تشنه بره؟گردو خاکی بره؟غمگین ونالان بره؟فرمود:آخه جد ما را همین جوری کشتن" هم گرسنه بود،هم تشنه بود،هم گردو خاکی شده بود،هم غمگین و نالان بود" من فقط یه گوشش رو میگمو دعات میکنم"گریه هاتم کردی همه رو دعا کن اون برو بچه هایی که الان مدافع حرم زینبی هستن"اونام خیلی دلشون میخواد اونجا آزادانه ضجه بزنن"شیعیان مظلوم یمنم خیلی دلشون میخواد اینجوری جلسات توسل برگذارکنن،نمی تونن"به نیابت ازهمشون توناله بزن" گرسنگی وتشنگی رو شنیدید"اما من فقط میخوام گوشه ی آخرو بگم؛غصه دار کشتنش"مگه چه غمی تودلش بود؟! چشمی به چشم قاتلو چشمی به خیمه ها *وقتی نانجیب نشست رو سینه ی ارباب ما،ابی عبدالله نگرانه* چشمی به چشم قاتلو چشمی به خیمه ها همراه کاروان خود ای کاش زن نداشت اونقده نگران زن وبچه بود که بعد حسین بااونا چه می کنن،من میخوام بگم خوب شدندیدی آقا،یه دونه خیمه رو سالم نزاشتن گوشی نمانده بود که پاره نگشته بود حسین ... ازدست ها مپرس که باگوش ها چه کرد ازگوش ها بپرس که بی گوشواره ماند *خودفاطمه ی بنت الحسین که توکربلا صغیره بود بعدها براآقازادش داره روایت میکنه"روایت تو امالی شیخ صدوقه،فرمود پسرم: أنَاجاریَةٌ صَغیرَةٌ من کوچیک بودم وقتی به خیمه هاحمله کردن یه خلخالی تو پای من بود،انقده باشدت وحدت اینواز پام کشیدن که پاهام زخمی شد"بابااز شما می پرسم یه بچه ی سه چهارساله اگه بخواد بدوه سرعت وشتاب دویدنش چقدره؟دیگه لازم نیست بااسب اونو دنبال کنن،فریاد بزنن بچه می ترسه، دیگه لازم نیست با نیزه بزننش" آی حسین ... ✨✨✨✨✨✨
قسمت دوم : ( قبل از دعای کمیل خوانده شد ) خوشا به حالت ، اگه می بینی حال خوشی بهت دادند ، بدون پذیرفتنت ... بهتر از اون ، اگه دیدی اشک بهت دادند ، بدون قبولت کردند ، بگو خدا ممنونم ، من لایق نبودم منو بپذیری .. خودِ قرآن فرموده : اُدْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا ( اعراف 55 ) وقتی دعا میکنید ، منوصدا میزنید ، با تضرع باشه ، با ناله باشه ، با زاری باشه ... امشب ناله بزن بگو خدا... سر خوان تو یک عمری نشستم نمک خوردم نمکدان را شکستم .. آبرو میخره ، عزت میده ، تو یک قدم بیا ، خدا همه گناهاتو می بخشه .. لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ( زمر 53 ) نگی گناهم سنگینه ، بیا ... هرکه هستی بیا .. هرچی گناه داری بیا .. پیغمبر ( ص ) فرمود : هر کسی بر گناهی گریه کنه ، خدا اون گناه رو میآمرزه یکی یکی گناهانتو ورق بزن ، بگو خدا ، رحمت تو از گناه من بزرگتره خدایا ، گناهام دست منو بسته ، پای منو بسته ... هر کی از ترس خدا گریه کنه ، خدا اونو از آتش نجات میده ، امشب به این چشمات التماس کن ... اصلا وقتی خدا بخاد ببخشه ، روایت داریم گناهانتو پیش روت مجسم میکنه ، این گناها رو شانه ات سنگینی میکنه ... بگو خدا اومدم ازت عیدی بگیرم ، عیدی بگیرم ... دستتو بیار بالا ، دست خالیت رو نشون بده ، مخصوصا جوونا ، خدا اشک رو دوست داره اما اشک جوون رو یک طور دیگری دوست داره ، دستتو بیار بالا گناهانتو مد نظر بگیر : الهی العفو ، الهی العفو ... گریه ، کلید رحمت خداست پیغمبر (ص) فرمود : کلید رحمت خدا ، گریه از خوف خداست گریه علامت قبولی اعمال و اجابت دعاست هر گاه بنده ای از خوق خدا گریه کند ، گناهانش مانند برگ درختان میریزه ... مانند روزیه که از مادرمتولد شده ...
1. من را همیشه.mp3
5.65M
قسمت اول : ( قبل از دعای کمیل خوانده شد ) من را همیشه خواندی و نشناختم تو را از غصه ها رهاندی و نشناختم تو را این بنده‌یِ اسیر معاصی و نفس را از درگهت نراندی و نشناختم تو را بی یاد تو گذشت همه عمرِ من ولی با من همیشه ماندی و نشناختم تو را بر خوانِ رحمت و کرم و استجابتت عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را ... بی یاد تو گذشت همه عمرِ من ولی با من همیشه ماندی و نشناختم تو را .. با خدای خودت حرف بزن ، شب جمعه ، دعوتت کرده ، حرفت رو بشنوه ، دعوتت کرده راز دلت رو بشنوه ، دعوتت کرده باهاش نجوا کنی ، چرا ساکتی ؟ چرا نگاه میکنی ؟ باهاش حرف بزن ، صدات رو میشنوه ، خودش گفته بیا ، دردت رو درمان میکنم ، حاجتت رو روا میکنم ... بیکار نشین ، وصل شو ، با عالم بالا ارتباط برقرار کن ، بگو خدا گنه کارم ، معصیت کارم ، خدا دستم خالیه ، هیچی تو پروَندم ندارم ، هرچی نگاه میکنم ، گناهِ گناهِ ... اصلا خجالت میکشم سرم رو بالا بگیرم .. این بنده‌یِ اسیر معاصی و نفس را از درگهت نراندی و نشناختم تو را امسال هم که جدید شد ، منو دعوت کردی شب جمعه ، بیام باهات حرف بزنم ... زمزمه کنم ... درد دل کنم .. بر خوانِ رحمت و کرم و استجابتت عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را ...
♦️♦️همه‏ ي موجودات ذکر خدا مي‏ گويند يکي از طلاب مي‏ گويد: شبي براي عبادت از خواب برخاستم ناگاه شنيدم در و ديوار مدرسه، سنگريزه‏ ها و درختان ذکر مي‏ گويند، سرگرم تحقيق شدم، هنگامي که نزديک حجره‏ ي آخوند کاشي رسيدم ديدم محاسن شريفش را روي خاک گذاشته و از ديدگانش اشک مي‏ريزد و مي‏ گويد: سبوح قدوس ربک الملائکة و الروح، در و ديوار مدرسه با او اين ذکر را مي‏گويند، فرداي آن شب خدمت استاد رسيدم و داستان شب گذشته را به عرض وي رساندم، گفتم: ماجراي ديشب سخت مرا به شگفت آورد، او در کمال سادگي گفت: تعجب از کار توست که به چه علت گوش تو باز شده و اين صداها را شنيدي تو چه کرده‏ اي که اين توفيق را پيدا کردي؟ 📚منبع: علامه حسن زاده آملی،هزارويک نکته ص ۱۷۹ ۱۴۴۳ .
🔴 روایات مناجاتی 🟡 حدیث ۶: پیرامون استغفار فضل بن عثمان مرادى گويد: شنيدم امام صادق عليه السّلام مى‌فرمود كه: رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرموده است: چهار خصلت است كه در هركس باشد موجب هلاكت اوست پس آنها هلاک نسازند جز كسى كه مستحق هلاكت باشد. هرگاه بنده‌اى قصد كار خير كند و آن را انجام دهد، اگر آن را هم نكند، خدا برايش بر اثر حسن نيت حسنه‌اى نويسد و اگر آن را به جا آورد، خدا برايش ده حسنه مى‌نويسد و هرگاه قصد كار بد كند اگر آن را نكند چيزى براى او نوشته نشود و اگر آن كار بد انجام دهد هفت ساعت به او مهلت مى‌دهند و فرشته كاتب حسنات، به فرشتۀ سيئات كه بر دست چپ است مى‌گويد: شتاب مكن، بسا باشد كه دنبال آن، كار خيرى كند كه آن را محو سازد زيرا خداى عز و جل فرمايد: «إِنَّ الحَسَناتِ يُذهِبنَ السَّيِّئَاتِ: به‌راستى حسنات سيئات را از بين ببرند (سوره هود، آیه ۱۱۴)» يا آنكه استغفار كند و آمرزش بخواهد و اگر او در دنبال آن گناه بگويد: «اَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَالِمَ اَلْغَيْبِ وَ اَلشَّهَادَةِ اَلْعَزِيزَ اَلْحَكِيمَ اَلْغَفُورَ اَلرَّحِيمَ ذَا اَلْجَلاَلِ وَ اَلْإِكْرَامِ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ: از آن خدا آمرزش خواهم كه نيست معبود شايسته‌اى جز او كه داناى پنهان و آشكار است، عزيز و حكيم و آمرزنده و مهربان و صاحب جلال و اكرام است و به سوى او بازخواهيم گشت» بر او چيزى ننوشته و اگر هفت ساعت بگذرد و حسنه‌اى دنبالش نياورد و استغفار هم نكند، كاتب حسنات به كاتب سيئات گويد: گناه را بر اين بدبخت محروم بنويس. 📚منبع: اصول کافی (ترجمه آیت اللهی)، ج ۴، ص ۲۶۳ ۱۴۴۳
. 🟢 حکایات مناجاتی 6⃣ ای خدای گنهکاران یک روز حضرت موسی (ع) در کوه طور در مناجات خود عرض کرد: یااله العالمین (ای خدای جهانیان) جواب آمد: لبیک! سپس عرض کرد: یا اله المُطیعین (ای خدای اطاعت کنندگان) جواب آمد: لبیک! سپس عرض کرد: یا اله العاصین (ای خدای گنهکاران) این دفعه سه بار شنید لبیک، لبیک، لبیک! حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) عرض کرد خدایا حکمتش چیست که تو را به بهترین اسامی صدا زدم یک بار جواب دادی، اما تا گفتم ای خدای گنه کارها سه بار جواب مرا دادی؟ خطاب شد: ای موسی! عارفان به معرفت خود و نیکوکاران به کار نیک خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند، ولی گنهکاران جز به فضل من پناهی ندارند اگر من آنها را هم از درگاه خود ناامید گردانم به درگاه چه کسی پناهنده شوند؟! 📚منبع: زبده القصص ،جلد ۲ ۱۴۴۳ .
. یا مبدل السیئات بالحسنات 🟢 حکایات مناجاتی 7⃣ توبه از شراب وقتی که آیه تحریم شراب فرود آمد منادی حضرت رسول اللَّه (ص) ندا داد کسی نباید شراب بخورد. روزی رسول اکرم (ص) از کوچه ای می گذشتند؛ اتفاقاً یکی از مسلمانها شیشه شرابی در دست داشت وارد همان کوچه ای شد که حضرت داشتند می گذشتند. تا حضرت رسول خدا (ص) را دید می آید خیلی ترسید، گفت الآن است که آبرویم بریزد (زیرا به حضرت خیلی علاقه داشت) گفت خدایا غلط کردم توبه کردم و دیگر لب به خمر و شراب نمی زنم فقط مرا جلوی حضرت رسول اکرم (ص) رسوا نکن. وقتی که نزدیک حضرت شد. حضرت رسول اللَّه (ص) فرمود: در این شیشه چیست؟ از ترس گفت آقا سرکه است. آن حضرت فرمود: اگر سرکه است قدری در دست من بریز حضرت دست مبارک را پیش برد. آن مرد هم شیشه را برگردانید یک وقت متوجه شد که مقداری سرکه در دست حضرت ریخته شده. مرد به گریه در آمد و گفت یا رسول اللّه قسم بخدا که در این شیشه شراب بود ولی چون توبه کردم و از خدا خواستم که مرا رسوا نکند خدا هم توبه مرا قبول کرده و دعایم را مستجاب فرموده. حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: چنین است حال کسی که توبه کند از گناهان خود و خداوند متعال تمام سیئات و بدیها و زشتی های او را تبدیل به حسنه و خوبی فرماید: «اولئک یبدّل اللّه سیّئاتهم حسنات.» 📚منبع: گناهان کبیره مرحوم شهید دستغیب، ج ۲ ۱۴۴۳ .
. 🟢 حکایات مناجاتی 8⃣ توبه ی لوطیها يك نفر حاجى مؤمنى كه از ارادتمندان به مرحوم حاج شيخ محمد تقى مجلسى رضوان الله تعالى عليه بود يک روز لوطي هاى محل دورش را مى گيرند و مى گويند امشب مى خواهيم به خانه تو بيایيم. حاجى از يک طرف مى بيند اگر آنها بيايند با وسایل لهو و لعب مى آيند و مشغول فسق و فجور مى شوند از طرف ديگر اگر آنها را رد كند و جواب رد گويد چگونه با لوطيها طرف شود مرتبا برايش ‍ مزاحمت ايجاد می كنند ناچارا قبول می كند بعد هم سراسيمه خدمت مرحوم مجلسى پناهنده شده و گرفتاريش را ذكر مى كند. مرحوم مجلسى فكرى مى كند و مى فرمايد: اشكالى ندارد بگو بيايند من هم مى آيم، حاجى مجلسى مهيا مي كند و شيخ مجلسى زودتر از لوطى ها وارد مى شود، لوطی ها آمدند همين كه وارد خانه شدند ديدند مرحوم مجلسى در مجلس نشسته. "لوطى باشى" ناراحت شد الان عيش و لهو و لعب جلوى آقا نمى شود كرد و آقا موى دماغش شده با بودن او هيچ كارى نمى شود كرد. اجمالا پيش خود خيال كرد حرفى بزند تا مرحوم مجلسى قهر كند برود و آن وقت آنها آزاد باشند. گفت: جناب آقا مگر راه و روش ما لوطيها چه عيبى دارد كه به ما اعتراض می كنند؟ مرحوم مجلسى فرمود: چه خوبى در شما هست كه آنرا مدح كنيم؟ گفت هزارها عيب داريم اما باز نمک شناسيم اگر نمک كسى را خورديم ديگر به او خيانت نمى كنيم تا آخر عمرمان يادمان نمى رود، مرحوم مجلسى فرمود: اين صفت خوبى است ولى آن را در شما نمى بينم . "لوطى باشى" گفت: در اين اصفهان از هركس مى خواهى بپرس! ببينيد ما نمک چه كسى را خورده ايم كه به او بد كرده باشيم. مرحوم مجلسى فرمود: خود من گواهى مى دهم كه شما همه نمک به حراميد! آيا با خداى خود چه مى كنيد؟ اى كسى كه نمک خدا را مى خورى و نمكدان مى شكنى، اين همه نعمت خدا را خوردن و استفاده كردن و اين جور سركشى كردن و پيروى از نفس و هوى كردن؟! نمک خدا خوردن و نمکدان او را شكستن ... اين كلمات مرحوم مجلسى كه عين واقع و حقيقت بود در همه آنها اثر كرد، سر خجلت به زير انداختند و هيچ سخن نگفتند سكوت مطلق، پس از مدتى همه رفتند، صبح اول وقت "لوطى باشى" در خانه مرحوم مجلسى را كوبيد مرحوم مجلسى در را باز كرد ديد "لوطى باشى" است. گفت: ديشب ما را آتش زدى ما را آگاه كردى ما را توبه ده چون از كرده هاى خود پشيمانيم، مرحوم مجلسى هم لطف مى كند آنها را به عمل توبه و تدارک از گذشته ها وا مى دارد. 📚منبع: گناهان کبیره مرحوم شهید دستغیب، ج ۲ ۱۴۴۳ .
. 👈🏼👈🏼 حجت‌الاسلام والمسلمين آقاى در كتاب صفحه‌ى ۸۰ نوشته‌اند: آقاى فرمودند: من در تهران اين قضيّه را از حجّه‌الاسلام والمسلمين جناب آقاى فرزند مرحوم آيت‌الله آقاى شنيده بودم وسپس در سفرى كه به شام براى زيارت حضرت "زينب" (سلام‌الله‌عليها) رفته بودم و به محضر مرحوم آيت‌الله آقاى حاج رسيدم خود ايشان نقل كردند: 🍃 در زمان حكومت شريف على بر سرزمين حجاز به مكّه مكرّمه رفتم و قبلاً متوجّه شده بودم كه در اعمال حج خدمت حضرت "بقيّه‌الله" ارواحنا فداه خواهم رسيد و لذا در اعمال حج آن سال زياد به فكر آن حضرت بودم ولى موفّق به زيارت آن حضرت نشدم. تصميم گرفتم كه به وطن برگردم ولى متوجّه شدم كه راه بين مكّه و لبنان بسيار دور است و بهتر اين است كه در مكّه بمانم شايد سال ديگر موفّق به زيارت آن حضرت گردم، لذا آنجا ماندم ولى در سال بعد و بعدتر تا پنج و يا هفت سال موفّق به زيارت آن حضرت نشدم. (ترديد بين پنج سال و هفت سال از جناب آقاى حاجى حيدرى بود). 🍃 در اين بين با حاكم مكّه (شريف على) آشنائى پيدا كردم و با او گاهى رفت آمد مى‌نمودم او از شرفا و سادات مكّه بود مذهبش زيدى بود، يعنى: چهار امامى بود و اين اواخر خيلى با من گرم بود. در آخرين سالى كه اعمال حج را انجام دادم و ديدم باز هم مثل آنكه نمى‌خواهم موفّق به زيارت آن حضرت شوم. براى رفع ناراحتّى و نگرانى خودم به يكى از كوه‌هاى اطراف مكّه بالا رفتم. 🍃 وقتى بالاى كوه رسيدم، آن طرف كوه چمن زارى بود كه هرگز مثل آن را نديده بودم، با خود فكر كردم چرا در اين چند سال كه در مكّه بوده‌ام براى گردش به اينجا نيامده‌ام؟! 🍃 وقتى از بالاى كوه به ميان آن چمن زار رسيدم، ديدم وسط آن خيمه‌اى برپا است و در ميان خيمه جمعى نشسته‌اند و يك نفر كه آثار بزرگى و علم از سيمايش ظاهر است در وسط خيمه نشسته، مثل اينكه او براى آن جمع درس مى‌گويد و آنچه من از سخنان آن آقا شنيدم اين بود كه فرمود: "به اولاد و ذرارى جدّه‌ى ما حضرت زهراء سلام‌الله‌عليها در موقع مردن ايمان و ولايت تلقين مى‌شود و هيچ‌يك از آن‌ها بدون مذهب حقّه و ايمان كامل از دنيا نمى‌روند". 🍃 در اين بين شخصى از طرف مكّه آمد و به آن آقا گفت: "شريف محتضر و نزديك است از دنيا برود، تشريف بياوريد!" من با شنيدن اين جمله حركت كردم و به‌طرف مكّه رفتم و يكسره به قصر ملك وارد شدم ديدم، او در حال سكرات مرگ است، علما و قضات اهل‌سنّت اطرافش نشسته‌اند و او را به مذهب اهل‌سنّت تلقين مى‌كنند امّا او به‌هيچ وجه حرفى نمى‌زند و فرزندش كنار بسترش نشسته و متأثّر است. 🍃 ناگهان ديدم! همان آقائى كه در خيمه درس مى‌فرمود، از در وارد شد و بالاى سر شريف نشست ولى معلوم بود كه تنها من او را مى‌بينم. زيرا من به او نگاه مى‌كردم ولى ديگران از او غافل بودند، امّا در من هم تصرّف شده بود كه نمى‌توانستم سلام كنم و يا از جا حركت كنم او رو به شريف كرد و فرمود: "قل اشهد ان لااله الاّ الله". شريف گفت: "اشهد ان لااله الاّ الله". او فرمود: "قل اشهد انّ محمّدا رسول الله". شريف گفت: "اشهد انّ محمّدا رسول اللّه". او فرمود: "قل اشهد انّ عليا حجّة الله". شريف گفت: "اشهد انّ عليا حجّه اللّه" او به همين منوال يك يك از "ائمّه اطهار" (عليهم السّلام) را نام برد و به شريف، اقرار به آنها را تلقين كرد، شريف على هم مرتّب جواب مى‌داد و اقرار مى‌نمود تا آنكه به نام مقدّس حضرت "بقيّه اللّه" ارواحنا فداه رسيد، آن آقا فرمود: "يا شريف قل اشهد انّك حجّة الله" (يعنى: اى شريف بگو شهادت مى دهم كه تو حجّت خدائى). شريف هم گفت: شهادت مى دهم كه تو حجّت خدائى. 🍃 اينجا من فهميدم كه دو مرتبه است موفّق به زيارت حضرت بقيّه‌الله (عليه‌السّلام) مى‌شوم، ولى متأسّفانه آن‌چنان قدرت از من گرفته شده بود كه نمى‌توانستم با او حرف بزنم و يا عرض ارادت كنم. 🍃 مرحوم آيت‌الله آقاى سيّد محسن جبل عاملى در سال ۱۳۷۱ قمرى در شام از دنيا رفت و در راهرو صحن حضرت زينب (عليها السّلام) مدفون گردید. 🔆
4_5868554501920656263.mp3
7.65M
_ 🎧 _ امام مهدی به علی بن مهزیار فرمودند: ما شبانه روز منتظرت بودیم. چه شد دیر نزد ما آمدی؟ _
. یا کریم الصفح رحمی کن به ما ما را ببخش خسته ایم از این همه جرم و خطا ما را ببخش کاری از ما بر نمی آید خودت کاری بکن باز کن امشب گره از کار ما ما را ببخش اشکمان را در بیاور آبرومان را بخر در مناجات سحر وقت بکا ما را ببخش با مدارا کردنت کلی خجالت می کشیم یا بزن تنبیهمان کن خوب یا ما را ببخش هر چه تو دلسوزمان هستی ولی ما در عوض بی حیا هستیم خیلی بی حیا ما را ببخش یا غیاث المستغیثین یا امان الخائفین دست ما خالیست بی چون و چرا ما را ببخش کم نبخشیدی گنه کاران عالم را خدا مثل طیب ها رسول ترک ها ما را ببخش موقع جان کندن و هنگام میزان عمل چند جا یاریمان کن چند جا ما را ببخش ای که زود از بندگان خویش راضی میشوی لطف کن این دفعه هم جان رضا ما را ببخش نذر خوبان تو خیلی خوب گریه می کنیم در میان روضه شبهای عزا ما را ببخش واسطه کردیم ام المومنین را پیش تو به گل روی خدیجه ای خدا ما را ببخش شاهدی با پای دل هر شب زیارت می رویم یک شب جمعه بیا در کربلا ما را ببخش ما دل بابایمان را هم به درد آورده ایم یا اَبانا یا عَلیِ مُرتَضی ما را ببخش .