کتابفروشی ما محل خوبی نداشت. معبر عام نبود و به همین دلیل فروش خوبی هم نداشت.
این مسئله، سهامداران را به فکر انداخت، به خصوص یکی از آنها را!
این سهامدار شریف، مرتبا نگران فروش بود.
عاقبت پیشنهاد کرد که مقداری "جنس لوکس" هم بفروشیم تا درآمد ناچیز کتابفروشی را جبران کند.
این برای من تحملپذیر نبود. بدون تردید حاضر بودم فروشندهی یک لوکسفروشی باشم؛ اما حاضر نبودم شمعدان شبه کریستال و کتاب شعر شاملو را یکجا بفروشم.
درگیر شدیم. سخت رنجیده بودم. دلم میخواست تا آخر عمر کتابفروش بمانم. دلم میخواست آنجا را پاتوق همهی بچههایی کنم که مشتری واقعی کتاب هستند.
#ابن_مشغله 📚
#نادر_ابراهیمی 🖌
#بریده_کتاب 📖
📚 @hamkhaniketab
آلنی گفت: دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسیست.
مردان، انگار که برای حضور در معرکهی سیاست به دنیا میآیند؛
اما زنان، بر این میدان منّت میگذارند که پا در آن مینهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
#آتش_بدون_دود📚🔥
#نادر_ابراهیمی 🖌
#بریده_کتاب📖
📚 @hamkhaniketab
آقای ما #حسین برای این حسین نشده است که ما او را دیدهایم، دستش را بوسیدهایم، در آغوشش گرفتهایم، خاک پایش را سرمهی چشمانمان کردهایم، یا او از نقشههایی که برای رهایی فرزندانش دارد، چیزهایی به ما گفته…
نه …
ما حسین را دوست داریم به خاطرِ آنکه با نامِ او، عِطرِ نجابت در فضا پراکنده میشود؛
عِطرِ ایمان، عطرِ مقاومت در برابرِ ظلم از این سو تا آن سویِ جهان، از زمین تا ستارگان...
حتی اگر حسینی هم وجود نداشت، این عطرِ حسینیِ پیچیده در فضا کافی بود تا ما را به ارادتِ حسین و مرکزِ شهادت بکشاند.
حسین، حسین نشد برایِ آنکه آفتابِ حضورش، سرمازدگانِ بی پناه را گرم کند، داغ کند و بسوزاند؛
بل حسین شد به خاطرِ حضور ازلیاش در ذهنِ هرکس که میخواهد در راه عدالت شمشیر بزند.
#بریده_کتاب
#بر_جادههای_آبی_سرخ
#نادر_ابراهيمی
@hamkhaniketab
کانال همخوانی کتاب
#آتش_بدون_دود
[ اشتباه اساسی و جبرانناپذیر او این است که خیال میکند اگر او کاری به کار دنیا نداشته باشد، دنیا هم کاری به کار او نخواهدداشت.
حرفش از قدیم این بوده که: "افعی نمیزند مگر اینکه پا روی دمش بگذاری"
و نمیفهمد که "گرگهای گرسنه، پاره میکنند، انتخاب نمیکنند".]
از متن کتاب👆
رمان بلندی از نادر ابراهیمی که هم هفت جلدی چاپ میشود و هم سه جلدی اما شامل هفت کتاب است با هفت اسم.
اسم کتاب از یک ضربالمثل ترکمنی گرفته شده است که: آتش بدون دود نمیشود؛ جوان بدون گناه!
قهرمان کتاب اول گالان اوجا است که از قهرمانان اسطورهای ترکمن است و شش کتاب بعد هم داستان همین گالان اوجا و فرزندان و نوههای اوست.
کتابی که نویسنده، به گفتهی خودش بیش از سی سال از عمرش را صرف نوشتن آن کرده است.
و البته سریالی ۳۶ ساعته نیز از آن در دههی ۵۰ توسط خود نویسنده ساخته و پخش شده است.
داستان که روایتی از زندگی چندین نسل یک خانواده است با روایتی عاشقانه آغاز میشود اما به تدریج وارد تاریخ معاصر و مبارزات سیاسی ترکمنها میشود.
برای من که با ترکمنها تقریبا هیچ آشنا نبودم و اصلا نمیدانستم که آنها نیز نقشی در مبارزات سیاسی قرن معاصر ایفا کردهاند، جالب و قابل تأمل بود.
داستانی زیبا، جذاب و شیرین که با آن زندگی کردم! از حاضرجوابیهای گالاناوجا لذت بردم از غرور سولماز اوچی حرص خوردم، با وفاداری بویانمیش به هیجان آمدم، با بیوکاوچی در حال تماشای گندمهای سوخته اشک ریختم، با ایستادگی آقاویلر احساس مقاومت کردم و با آلنی در راه شکست جهل قدم برداشتم و برای زمینزدن یاشولی آیدینِ بیدین نقشه کشیدم، با یکهتازیهای ملّان سرذوق آمدم و با مرگ آتمیش دلاور غمگین شدم، از شدت عشق آلنی و مارال و طهارت و وفاداریشان به هم کیف کردم و از خستگیشان در راه مبارزه با ظلم و تبعیض و فساد خسته شدم و بیشتر از همه از مکالمههای شخصیتهای کتاب، مخصوصا مکالمههای دو نفرهای که منطق جدلی نام گرفته بود بسیار لذت بردم و گاهی چندین بار این مکالمات را خواندم.
درونمایهی داستان عشق است و غرور و تقابل علم و جهل و برخورد دین و کفر و مبارزه برای آزادی و عدالت و ...
زیبایی قلم نادر ابراهیمی در این کتاب به اوج رسیده است و خواننده را بر آن میدارد که کتاب را یکنفس سر بکشد هر چند که ما طی ۷۸ روز و در واقع ۷۸ مقرری آن را همخوانی کردیم.
توصیفات نویسنده از صحرا و زندگی مردم ترکمن در آن و بیان زیبای زیباییهای صحرا، روح هر خوانندهای را بر سر ذوق میآورد و آرزو میکند کاش میتوانست در آن هوا، نفسی تازه کند.
پایانبندی کتاب به نظرم چندان قوی نیامد انگار که پایانش را فقط جهت رفع تکلیف نوشته است و نوشته است که تمام شود و شاید هم دلیلش خستگی نویسنده باشد همانطور که در پایان کتاب میگوید:
[ اینطور بگویم و خلاصتان کنم: نوشتن "آتش بدون دود" کمرم را شکست. تمامم کرد. خرد و خمیرم کرد. خسته و بیمارم کرد.]
اگر اهل تاریخ نیستید
اگر اهل سیاست نیستید
اگر نادرخوان نیستید
اگر اصلا اهل کتاب نیستید
این کتاب را بخوانید
حداقل یکبار قبل از مرگتان این کتاب را بخوانید!
#معرفی_کتاب
#به_قلم_شما 🌸
#نادر_ابراهیمی
#یادداشت
📚 @hamkhaniketab
دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است.
مردان، انگار که برای حضور در معرکهی سیاست به دنیا میآیند؛ اما زنان، بر این میدان منت میگذراند که پا در آن مینهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی. ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...
#بریده_کتاب
#نادر_ابراهیمی
#آتش_بدون_دود
@hamkhaniketab
این قطعه از نادر ابراهیمی را اگر هزار بار بخوانیم، باز هم کم است. عیدتون مبارک
آقای ما #حسین برای این حسین نشده است که ما او را دیدهایم، دستش را بوسیدهایم، در آغوشش گرفتهایم، خاک پایش را سرمهی چشمانمان کردهایم، یا او از نقشههایی که برای رهایی فرزندانش دارد، چیزهایی به ما گفته ... نه ... ما حسین را دوست داریم به خاطرِ آنکه با نامِ او، عِطرِ نجابت در فضا پراکنده میشود؛ عِطرِ ایمان، عطرِ مقاومت در برابرِ ظلم - از این سو تا آن سویِ جهان، از زمین تا ستارگان ....
حتی اگر حسینی هم وجود نداشت، این عطرِ حسینیِ پیچیده در فضا کافی بود تا ما را به ارادتِ حسین و مرکزِ شهادت بکشاند.
این که دستِ من - دست هایِ من - هرگز به قبای حسین نمی رسد [و] به خاطرِ او شمشیر میزنم و به هوای وصلِ او با کرور کرور اجنبی میجنگم، حسین را حسین نگه میدارد. حسین، حسین نشد برایِ آنکه آفتابِ حضورش، سرمازدگانِ بی پناه را گرم کند، داغ کند و بسوزاند؛ بل حسین شد به خاطرِ حضور ازلیاش در ذهنِ هرکس که میخواهد در راه #عدالت شمشیر بزند.
#بریده_کتاب
"بر جادههایِ آبیِ سرخ" اثر #نادر_ابراهیمی
@hamkhaniketab
آقای عاشقانه های حماسی
خستگی یک خصلت روشنفکری است. ما مردم هرگز خسته نمی شویم نه از کار،نه از مبارزه، نه از امید، نه از داشتن ایمان و اعتقاد.
🔸به مناسبت سالگرد تولد نادرابراهیمی
#معرفی_نویسنده
#نادر_ابراهیمی
@hamkhaniketab
کانال همخوانی کتاب
آقای عاشقانه های حماسی خستگی یک خصلت روشنفکری است. ما مردم هرگز خسته نمی شویم نه از کار،نه از مبار
☘اگر دوست دارید نادرابراهیمی را بیشتر بشناسید، هشتگ #نادر_ابراهیمی را دنبال کنید
☘اگر میخواهید با نویسندگان نام آور بیشتری اشنا شوید، هشتگ #معرفی_نویسنده را جستجو کنید
🔶 اینفوگرافیک: شجرهنامه قهرمانان رمان آتش بدون دود
💬 یکی از مهمترین دلایل بینظیر بودن رمان «#آتش_بدون_دود» روایت نسبتاً پیچیدهی آن است؛ دلیل این پیچیدگی مرور زندگی سه نسل از ساکنان ترکمنصحرا در سالهای به قدرت رسیدن پهلوی اول و دوم است.
🎁 «شجرهنامهی قهرمانان ترکمن رمان آتش بدون دود» برای هر مخاطبی که این رمان را میخواند بسیار کاربردی خواهد بود. طی مطالعهی چنین اثر حجیمی، خصوصاً اگر وقفههای طولانی در مطالعه بیفتد، احتمال فراموش کردن نامها و نسبتها وجود دارد که این شجرهنامه کمک میکند مخاطب بخشهای گمشده را زودتر بیابد.
🖊مجله میدان آزادی
#معرفی_کتاب
#آتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی
#اینفوگرافیک
@hamkhaniketab
🔻«فرزندان خود را برای کشته شدن در راه استقلال وطن به دنیا بیاورید. اگر زنده ماندند و عاشق شدند و به شیرینی زندگی کردند، فبه المراد.»
#بریده_کتاب
#نادر_ابراهیمی
برجادههای آبی سرخ» ص۹۷
@hamkhaniketab
کانال همخوانی کتاب
عشق آتش بس نخواهد داشت؛ حتی زمان جنگ لابلای جنگ هم من دوستت دارم هنوز..🌻❤️💞 @hamkhaniketab
°
پدرم میگوید قلب مهمانخانه نیست که آدمها بیایند دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند.
قلب، لانه گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد. قلب، راستش نمیدانم چیست اما این را میدانم که فقط جای آدمهای خیلی خیلی خوب است
برای همیشه...
#قلب_کوچکم_را_به_چه_کسی_بدهم؟
#نادر_ابراهیمی
#معرفی_کتاب 📗
@hamkhaniketab
کانال همخوانی کتاب
🔻«فرزندان خود را برای کشته شدن در راه استقلال وطن به دنیا بیاورید. اگر زنده ماندند و عاشق شدند و به
- تو خوب و قانعکننده حرف میزنی؛ اما اوضاع، روز به روز بدتر میشود.
- این به خاطر این است که مبارزه دارد به نقطهٔ اوج و برخورد نهایی میرسد. دشمن، حق دارد با تمام قدرت بجنگد؛ چون بر سر تمام هستی خویش در گیر است...
#بریده_کتاب
#آتش_بدون_دود (کتاب هفتم) #نادر_ابراهیمی
@hamkhaniketab