هدایت شده از همراه با قرآن کریم📖
■واژه «مناظره» به معنای گفتگوی دو نفر که به دو عقیدة متقابل معتقدند و بدون اینکه قصد الزام یکدیگر را بر قبول وضعی داشته باشند، با یکدیگر به بحث میپردازند وغرض اصلی آنها کشف حقیقت است که اگر حق بودن یکی از دو طرف نقیض معلوم شد، طرف مخالف لازم است به آن اذعان کند.
مناظرة اسلامی، طرف مقابل خصم تلقی نمیشود، بلکه یاور و معینی است که به کمک گفتگو با وی باید یک حقیقت مجهول و مبهمی کشف شود و یا باطل بودنِ یک اعتقاد اثبات گردد؛ چنان که در مباحث حوزوی و کنفرانسهای علمی اینگونه انجام میشود.
■مجادله اخصّ از مناظره است؛ چرا که مجادله گفتگویی است که بر منازعه و گفتار ستیزی استوار است وگرنه مسألة حق و باطل بودن در مجادله مطرح نمیباشد، بلکه هدف ابطال مدعا و دلیل خصم است به هر نحوی که ممکن باشد؛ خواه آن دلیل و مدعا حق باشد یا باطل، درست عکس مناظره است؛ چرا که هدف از آن، تنها اثبات حق و کشف حقیقت و ابطال باطل بر اساس محبت، صداقت، منطق و برهان عقلی یا نقلی است.
■در قرآن ، کلمه 《حجّت》 در همه موارد درباره اثبات حقّ بهکار رفته است که دلیل روشنی است در اثبات مدّعا به نهایت متانت و قوت وصحت
■واژه «محاجه» در قرآن کریم مکرر به کار رفته است.
محاجه که مصدر فعل ماضی «حاج» است، به معنای ارائه #حجت و #دلیل است.
مُحَاجَّةُ این است که در خصومت میان دو نفر یا چند نفر هر کس بخواهد حجت و راه روشن دیگری را رد کند!
■ ■ علامه طباطبائی(ره) محاجه را بر دو قسم تقسیم میکند:
💠الف. استدلال عالمانه و منطقی که قرآن کریم چنین محاجه و استدلالی را درست میداند.
💠ب. احتجاج جاهلانه و استدلال غیر منطقی
گرچه محاجه جاهلانه متکی بر برهان و استدلال است و بر منطقی بودن گفته هایشان تردید به خود راه نمیدهند و استدلال آنان از نظر دیگران منطقی نباشد ولی باز آن شخص می خواهد عقاید باطل خود را با براهین سست بر طرف مقابل تحمیل نماید، هرچند به این شیوه نیز محاجه گفته می شود؛ اما احتجاج آنها صحیح نبوده و جاهلانه است.
✅هدف از تولد حضرت عیسی(ع) از مادری بدون همسر اين بوده كه خداوند بشرى به وجود آورد كه مظهر #قدرت او باشد و از اين طريق #حجّت را بر ملّت لجوج بنى اسرائيل كه زير بار دعوت دیگر پيامبران پس از حضرت موسى(ع) نمى رفتند، تمام كند و از آنجا که #حکمت خاصی دارد، نمی توان داستان آن را به عنوان نقض دیگر آیات قرآن در چگونگی تولد فرزندان انسان در نظر گرفت!
هدایت شده از همراه با قرآن کریم📖
💠 ترتیب ذکر #گوش #چشم و #قلب درقرآن
⬅️ شاید این ترتیب ناظر به این باشد که اولین حس فعال در نوزاد که از آن بهره میبرد، قدرت شنیدن است که حتی در دوران جنینی و در شکم مادر، فعال است. پس از دنیا آمدن چشم نوزاد نیز فعال شده و قادر به دیدن است. در نهایت پس از رشد کافی، عقل و قدرت تفکر او نیز فعال شده و از این نعمت نیز بهرهمند میشود.
⬅️از سوی دیگر میتوان ترتیب ذکر این ابزار را از ضعیف به قوی دانست. با اینکه گوش، نقش بسیار را از ضعیف به قوی دانست. با اینکه گوش، نقش بسیار مهمی در کسب دانش و مهارت انسان دارد، ولی درصد خطای آن از چشم بیشتر و توان آن کمتر است، و قلب که محل فکر و تجزیه و تحلیل دادهها است، از اهمیت بیشتری نسبت به هر دو حس دیگر برخوردار است؛ تا جایی که وجه تمایز انسان از حیوان شده است.
💠مسئولیت #گوش،#چشم و #قلب در قرآن
❌خداوند در قرآن کریم انسان را نسبت به دریافتهای حسی و قلبیاش #مسئول میداند و اجازه نمیدهد که دنبالهرو هر چیزی که میشنود یا میبیند و یا به قلبش خطور میکند باشد؛ بلکه همۀ این شنیدهها و دیدهها و خطورات قلبی زمانی برای انسان #حجت شرعی هستند و او را در پیشگاه الهی معذور میدارند.
🔷دنبال روى از چیزهایى که علم به آنها ندارى نکن؛ زیرا خداوند سبحان به زودى از گوش و چشم و فؤاد که وسائل تحصیل علمند بازخواست مى فرماید./سوره اسراء آیه ۳۶
آیه ۹ احقاف
قُلْ ما کُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْرِی ما یُفْعَلُ بِی وَ لا بِکُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما #یُوحی إِلَیَّ وَ ما أَنَا إِلَّا نَذِیرٌ مُبِینٌ
بگو:من در میان پیامبران،بیسابقه نیستم و نمیدانم با من و شما چگونه عمل خواهد شد و جز آنچه به من #وحی میشود از چیز دیگری پیروی نمیکنم و من جز هشدار دهنده ای آشکار نیستم.
_________________________
▪«بدع»به معنای پدیده نوظهور و بیسابقه است.
😳مخالفان به گونهای با پیامبر برخورد میکردند که گویا تا به حال هیچ پیامبری نیامده و این امری نوظهور است!
✅بعثت پیامبران و رسالت آنان،یک جریان مستمر در طول تاریخ بوده است«ما کُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ»
👈چون مردم در برابر مسائل جدید و نوظهور حساسیّت نشان میدهند،بیان سابقه و تاریخ گذشته لازم است.«قُلْ ما کُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ»
💠ای محمّد(صلی الله علیه وآله)!به آنها بگو: فقط من به پیامبری برگزیده نشدهام. بلکه قبل از من پیامبران زیادی بودهاند.
👈پیامبر، آنچه را از غیب آماده و مطلع است که خداوند به او عطا کند«تِلْکَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحِیها إِلَیْکَ»(هود۴۹)
بدون عطا و وحی و تعلیم الهی،هیچ کس از غیب و آینده خبر ندارد.
چنانکه قرآن میفرماید:«فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ»(جن ۲۶-۲۷)
👈پیامبر،در سخن جز وحی نمیگوید«ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحی»(نجم ۳-۴)و در عمل جز از #وحی پیروی نمیکند«إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما یُوحی إِلَیَّ»
بنابراین کلام وسیرۀ پیامبر برای مردم #حجّت و #الگو است.