نویسندگان حوزوی
. ✍️ دهمین برنامهی «رواق اهل قلم» 💢 ۲۰ تجربه از دنیای نویسندگی رسانهای 🖊تجربههای دکتر سیدپویان
.
.
از جهاد روایت👇
1️⃣عزیزانی که در جلسات قبلیِ رواق اهل قلم نامنویسی کردند فقط با نشانهی «✅» اعلام حضور کنند
2️⃣عزیزانی که برای نخستین بار می خواهند حضور یابند نامنویسی کنند.
اعلام حضور و نام نویسی از طریق 👈 @Jahaderevayat
🖊حضور در «رواق اهل قلم» برای همه مخاطبان آزاد است، تنها شرط مدرسه رحا «دستیابی جبهه انقلاب به مهارت نگارش رسانهای و تولید محتوای فاخر در فضای مجازی» است.
⭐️ شنبههای هر هفته ساعت 20 تا 21، میزبان شما مشتاقان نویسندگی هستیم.
پیش به سوی #پویش_نوشتن
.
اکسیر حیات در معدن زغال سنگ
✍فاطمه مهدوی
مردان هنرمند روزگار، راز جاودانگی را در هرجایی از کرهی خاکی که باشد، مییابند و خود را به آن رسانده و بهره میجویند.
اینان جان کلام امیرالمومنان (علیهالسلام) را دریافتهاند که فرموده باشد: «هنر آن است که در میان مردم و مثل آنان زندگی کنی ولی از یاد خدا غافل نشوی.»
سادهترین و شاید ضعیفترین قشر جامعه میباشند که نه ادعایی دارند، نه سر و صدایی، نه قابی برای دیده شدن و نه دست و پا زدنی برای افتادن بر سر زبانها. فقط تقلای آبرومندانه برای تامین معاش و دستان و بازوانی پرتلاش، این است مشی آنان در زندگانی.
این کارگران ساده در پی روزی حلال، از هیچ کوششی مضایقه نکرده و تن به سختترین و پر زحمتترین حرفه دادند و در گرمای جانکاه، در محیطی پر خاک و دود، پر سروصدا و پرخطر، جان شیرینشان را بر سر دست گرفتند تا تمام سختی را در همین دنیا یکجا متحمل شوند و در صحرای محشر جزو آسودهخاطران باشند.
انفجار معدن، تنها یکی از خطرات این شغل سخت است و کارگران معادن خوب میدانند که احتمال چه اتفاقات هولناک دیگری در حرفهی آنان وجود دارد و همچنین حقوق آنان چشمگیر نبوده که بشود گفت به طمع آن قبول زحمت میکنند. آنان و همهی جامعهی کارگری، بر اساس نیاز جامعه و داشتن روحیهی خدمتگزاری و تامین معاش پا به این عرصه میگذارند.
حادثهای تلخ انفجار معدن زغالسنگ طبس، در آغاز سال تحصیلی دلهای مردم ایران را داغدار نمود و دیدن تلاش نیروهای مختلف امدادی برای کشف پیکر مفقودین جانکاهتر از آن میباشد. در شروع فصل پاییز خانهی بیش از چهل خانوادهی ایرانی رنگحزن و خزان گرفت و همه مردم را متالم نمود.
روز اول مهر بود و مهرِ پدری را نیک، به فرزندان خود نشان دادند. حتماً دفتر و مداد و کیف و کفش محصلان خود را تهیه نموده بودند و جان به جان آفرین سپردند تا فرزندان، یک عمر، بنویسند از ایثار و غیرت پدران.
امروز، فرزندان یک ایران وظیفه دارند که بخوانند درسهای نانوشتهی این غیورمردان را و بنویسند شرح عاشقی مردان خدا را.
آری! نام این کارگران ساده دل با اکسیر حیات تلاشگری در تاریخ ایران جاودانه شد و به وعدهی الهی که زحمتکشان عرصهی معاش را اجری چون شهداست، همچون شهیدان راه خدا حیات ابدی یافتند.
روحشان قرین رحمت بیکران الهی.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
🏷 خواب و خوراک این روزهای ما
⭕️ اولین باری که دوست عزیزم آقا حامد تقدیری بنده را به عنوان خادم دوستان سازمان مدارس صدرا پذیرفتند، عرض کردم «من هنوز باید مشقهایم را بنوسیم» 😊 کنایه از کار پژوهشی که صبحها برای تدوین دایرة المعارف #تفسیر_روایی دارم.
⭕️ اما هر روز نماز ظهر را که میخوانم دیگر پوشه #سند_تحول و «مدرسه آیندهساز» در ذهن من باز میشود. دوست دارم کاری را که برعهده میگیرم خواب و خوراک من بشود. شبها خوابش را ببینم. در خلوتهایم، موقع رانندگی، در دعاها و زیارتهایم همراهم باشد.
من و همکارانم این چند ماه با «الگوی مدرسه تراز سند تحول» داریم زندگی میکنیم.
خواستم این حس واقعی خودم را به شما دوستان و اساتید و همکارانم انتقال دهم، تا برایش دعا کنید. دعا کنید تا خدا به دست و پا زدن های ما برکت بدهد. اگر کمکی از دستتان هم برمی آید بسم الله ...
شما هم کار را برای خودتان بدانید و سهیم باشید.
📜 محسن بختیاری
🍀🌸
#نویسندگان_قم
@howzavian_qom
از ادعا تا ابتلا
خیلی از ما انسان ها، کوه ادعا هستیم.
یعنی به زبان حال میگوییم که: من آنم که رستم بود پهلوان....
مثلا ادعای رفاقت کردن، ادعای دوست بودن با دیگران، ادعای پر تلاش بودن....
ولی
خوش بُود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
در دیدگاه یکی از دوستان، فیلم سینمایی زندانیان(Prisoners) را میتوان با این نگاه دید: از ادعا تا ابتلا...
ادعا گاهی جنبه فردی دارد و گاهی جنبه اجتماعی
و در این فیلم هر دو بعد با یکدیگر گره میخورد.
یک فرد مسیحیِ معتقد، که موقع شکار روزی رسان بودن خدا را به فرزندش یادآوری میکند، گردنبند صلیب در ماشینش نگه می دارد و....در موقع ابتلا به یک گرفتاری، مشروب خواری را شروع میکند و فردی را که گمان میکند سارق کودکش هست، تا سر حد مرگ شکنجه میکند.
اطرافیان او هم در معرض امتحان ادعا تا ابتلا قرار میگیرند.
ما کوه ادعا هستیم
ادعای عدالت خواهی
ادعای حقیقتجویی
ادعای....
موقع ابتلا، حقیقت ادعا کشف می شود.
پینوشت:
فیلم زندانیان(محبوسان) جذاب، پلیسی و دارای نکات داستانی است، اما بُعد جنایی فیلم سبب می شود تا دیدن فیلم را به همه توصیه نکنم.
✍🏼 امیر خندان
#نویسندگان_حوزوی_اصفهان
🆔 @howzavian_isfahan
17.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 علامه حسن زاده آملی؛ فیلسوفی که همچنان زنده است
🔶 علامه حسن حسنزاده آملی، دانشمندی از دیار آمل، در سومین سالگرد عروجش همچنان در قلبها و ذهنها زنده است.
____________________
#نویسندگان_حوزوی_مازندران
🆔 @howzavian_mazandaran
.
بزرگسربازان سرزمینم...
✍زينب نجیب
در میان انبوهی از قصههای دفاع مقدس رسیدم به رزمندگان نوجوانی که عاشق و شیفتهی امام بودند اما تنها این شیفتگی، آنها را عازم جبهه نکرد؛ بلکه بالاتر از عشق خمینی، عشق الهی و معارف اصیل اسلامی بود که آنها را به کرب و بلا کشانده بود. اصلا نمیشود بدون رسیدن به عمق حقیقت، جان شیرینت را کف دست بگیری و عازم جنگ شوی. جنگ با کسی شوخی ندارد. اگر شعار باشی قالب تهی میکنی و باز میگردی.
باز میگردی و ناروایتهایی از جبهه میگویی که فقط لایق بزدلی همچون خودت هست. حقیری که با اولین تصویر از قهرمانان واقعی به سودای قهرمانی و معروف شدن، راهی جبهه میشود اما با اولین صدای شلیک پشت میکند لایق راوی جبهه و جنگ بودن نیست.
گاه با خود میاندیشم وقتی شهید رضا دادبین 15 ساله، تیر به کتفش میخورد و بهشدت زخمی میشود، و به دوستانش که در تلاش بودند تا او را به عقب برگردانند میگوید: " اگه من را ببرید عقب، توی راه شهید میشوم. شما هم به خاطر من خودتان را به زحمت نیندازید. فقط من را به طرف قبله بخوابانید، دست و پایم را هم بگیرید تا موقع جان دادن تکان نخورم و عراقیها متوجه جایم نشوند»، آیا او واقعا نوجوان بود؟ آیا او هم فقط سودای قهرمانی و محبوبیت در سر داشت؟
شاید برخی تصور کنند که نوجوانان حاضر در جنگ جوگیر فضای جنگ بودند و آنجا حاضر شدند اما سوال اینجاست جوگیری تا به کجا؟ جوگیری تا ماندن و جان دادن اصلا معنا میدهد؟ جوگیری نهایتا تا زمانی جواب میدهد که اولین صدای انفجار را کمی نزدیک به خود بشنوی نه آن زمانی که هر لحظه به مرگ نزدیک میشوی...نه آن زمان که در لحظات شهادت به دنبال قبلهای، نه آن زمان شهادت که نگران زحمت دوستانی، این چه معرفت و اخلاصی است؟
آری، امروز تلاشی در رسانهها میشود تا غیرت، فداکاری، ایثار، شجاعت، مقاومت در وجود آن نوگلهای پاک و معصوم را مخدوش کنند. از آنها کودکانی سرباز بسازند که تنها با تبلیغات به جبهه رفتند و از کودکی آنها سوءاستفاده شده، آنها را به مسلخ مرگ کشاندهاند.
اما کور خواندهاند شهید زنده است او شاهد و ناظر است. او خود بهتر میتواند پرده از این لجنپراکنیها بردارد، او بهتر میتواند از آنچه برایش جان داده دفاع کند و اهداف شوم نااهلان را آشکار سازد.
آری، قلم ما کارهای نیست...
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
باسمه تبارک و تعالی
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِنْ مَظْلُومٍ ظُلِمَ بِحَضْرَتِي فَلَمْ أَنْصُرْه»
💔این روزها صحنه هایی تکان دهنده از مظلومیّت مسلمین و مؤمنین در جلوی دیدگان عالمیان نمایان شده است. گویا امتحان بزرگی از کلّ بشریّت دارد گرفته میشود. و همه ی این مظلومیّتها در محضر آن نور ازل و ابد و آن ملائکه مقرب و اولیاء الهی در حال رخ دادن است. دارند ما را میبینند که میخواهیم چه کنیم؟!
🔹نبردی دیگر از این واضحتر در صف بندی جنود عقل و جهل هم مگر سراغ داریم؟! اکنون خون برادران مؤمنمان در حال جاری شدن است. همانها که برای جهاد در راه همان ایمان و عقیده ی ما منازلشان ویران و اموالشان معدوم و اولادشان یتیم میشود.
😞و مایی که در امنیّت و خوشی کنار خانواده مان نشسته و این صحنه ها را میبینیم! این آیات مثل تازیانه ای بر قلب آدم فرود می آید که:
📖«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ»
😞خدایا خودت شاهدی که کاری از دستمان بر نمی آید. به امراء و رؤسایمان خوش بینیم. ولی یک چیزی هست که آزارم میدهد. اینکه نکند به خاطر برخی ضعفها یا ترسشان از طاقت ما به این نبرد مقدس نمیشتابند؟!
😞نکند اینها زیر سر آلودگی های ما به تعلّقات این دنیای پست است! این روزها که گاهی برق میرود و عمق تعلّقمان به این نیازها را میفهمم حالم از این پیشرفتها هم به هم میخورد! خوشا بحال پدرانمان و آن زندگی کم تعلّقشان!
#نویسندگان_حوزوی_یزد
@howzavian_yazd
عصر غیبت
▪️در دوران غیبت، وظیفهی منتظر صرفا دعاکردن نیست. زمانهای که در آن زیست میکنیم، دوران تخصصگرایی است.
ما در زمان حال با تخصصمان میتوانیم برای ظهور حضرت"عج" موثر باشیم.
▪️یکبار در منبر در هیئتی گفتم: فرض کنید حضرت ظهور کرده و الان در کنار ما هستند. احیانا اگر دندان مبارک ایشان درد کند، در جمع ما هیئتیها چندتا دندانپزشک داریم که دندان حضرت را مداوا کنند؟! [برخیها ناراحت شدند!!!]
▪️حضرت اگر ظهور کنند، دنبال متخصص میگردند. فخریزادهها، شهریاریها، طهرانیمقدمها، حاجقاسمها، حججیها و... اینها را نیاز داریم.
▪️تخصص، آن گمشدهی ما حزباللهیها است.
✍️امیرحسناوصالی
#نویسندگان_حوزوی_زنجان
@howzavian_zanjan
🔻 عالم واقعی در پی درد مردم
روایتی از آیت الله احمد عابدی از زندگانی علامه حسنزاده آملی
⚠️ زمانی که کمونیستهای چپ به آمل حمله کردند، آمل را شهر هزارسنگر میگویند، اگر این جمله را بگویم، مبالغه نکردهام؛ در بهمن سال 1360، فرمانده اصلی میدان، آیتالله حسنزاده بود.
🔘 خود ایشان چند نفر از جوانها را بهعنوان فرمانده قسمتهای مختلف شهر آمل تعیین کردند و برای دفاع از شهر و مبارزه با آنها فرستادند که خیلی از آنها نیز شهید شدند، حتی خود علامه هم لباس رزم پوشیدهبودند. وقتی دشمن حمله کرده و امنیت مردم در خطر است؛ وقتی دشمن مردم را میکشد، بهترین رسیدگی به مردم، دفاع از جان و امنیت آنان است.
✅ حفظ جان مردم مهمترین کار ایشان بود. چه کسی آن موقع وسط میدان آمد و اینگونه دفاع کرد؟ خیلیها در آن موقع بهدنبال عافیتطلبی بودند و فرار میکردند. میگفتند: به ما چه ربط دارد؟
✍ علی ملکوتینیا
🔗 متن کامل یادداشت
#علامه_حسنزاده
🌐 رسانه حوزه انقلابی (رحامدیا)
@rahamedia
____________________
#نویسندگان_حوزوی_مازندران
🆔 @howzavian_mazandaran
قسم به تین و به زیتون، قسم به آزادی
به انتفاضهی غیرت، به چشم آبادی
قسم به چفیهی خونین، به راویان سحر
قسم به حجلهی ویرانِ صبحِ دامادی
قسم به واژهی غزّه، قسم به خون شهید
دوباره می شنوی چنگِ نغمهی شادی
قسم به داغِ دلِ مادرِ ستمدیده
که سبز میشود آخر، خزان آن وادی
قسم به نون و قلم تا دوباره بنویسد
سلام قدس عزیز! ای نماد آزادی
#نگین_نقییبی
#دفاع_مقدس
@shaeranehowzavi
🔻از سرگذشت
✍️ سعید احمدی
کل موجودی حسابم امروز نزدیک هشتصدهزارتومان بود. نمیدانم با چه دلی پایم را گذاشتم در فروشگاه بوستان کتاب. تازههای نشر را دید زدم، برایم مالی نبودند، گوارای ناشرها و نویسندهها. سر طبقات ادبیات، چشمم لغزید روی «عبور از خود». از سال دوم دههی نود تا پارسال، پنج بار از مرز چاپ گذشته است. چند جای آن را که خواندم، محمود دولتآبادی را دیدم با تجربههای نویسندگیاش. گذری بر سرگذشت قلمی و البته زندگیاش. من هر وقت به کمپولی میرسم دو کار میکنم یا کتاب میخرم یا کباب میخورم. بیشتر هم دومی؛ اما امروز سهمی برای اولی میگذارم. خواندن این تجربهها به لذت یک عمر ملچملوچ انواع اطعمه و اشربه میچربد. بیش از یکهفتم موجودیام میرود توی جیب انتشارات دفتر تبلیغات. شاید کمتر از یک دههزارم موجودی کتاب او هم مینشیند میان دستان من. آن به پولهایش اضافه کرد من به کتابهایم. فکر نمیکنم سرگذشت کسی مثل نویسندهی کلیدر نیز جز همین باشد؛ البته با تفاوتهایی. میخوانم تا حاصلهای قیمتی خالق روز و شب یوسف دستم بیاید؛ بعد حاصل عمرها را مینویسم و به ثمن بخس میدهم به انتشاراتیها کارت بکشند. نمیدانم چرا اینجا، پیراهن یوسف میشود قبای برادران ناتنی؟ پیراهنی که آید از او بوی یوسفم، ترسم برادران غیورش قبا کنند. خخخ!
@ghalamdar
#روایت_روزانه
#نویسندگان_حوزوی_اصفهان
🆔 @howzavian_isfahan
🔘 پرچم های برافراشته نفوذ فرهنگی دشمن
۱. اولین پرچم نفوذ فرهنگیِ دشمن،علوم انسانی غربی است که امروزه در دانشگاهها و حوزه های علمیه، تدریس و ترجمه میشود این موجب رشد جوانه های تجدّد فرهنگی در کشور شده است.امروزه آموزش اینگونه علوم انسانی، تربیت دگراندیشانی با تفکر تهیکردن هویّت اسلامی و انقلابی از جامعه را به دنبال دارد.
۲. دومین پرچم نفوذ فرهنگی دشمن، مهجوریت مغزهای متفکر علوم انسانی اسلامی است.امروزه سادهاندیشان، صدرنشین حل مسائل کشور شده اند که احساس میکنند اگر قدمی برای حل مشکلات جامعه بردارند، گرهی گشوده نمیشود. بنابراین به دغدغههای روزمره خویش مشغول هستند.
۳. سومین پرچم نفوذ فرهنگی دشمن،تعلیق اجرای طرح تمدنی است که متاسفانه اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در صدد اجرای این طرح برنیامدند و شاید به محافظهکاری روی آورده اند.
✍ ابراهیم انجم شعاع
#نفوذ
#نویسندگان_حوزوی_کرمان
@HOWZAVIAN_kerman