eitaa logo
مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.5هزار دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
634 ویدیو
80 فایل
✨﷽✨ هرکس‌می‌خواهدمارابشناسد داستان‌کربلارابخواند؛ اگرچه‌خواندن‌داستان‌را سودی‌نیست‌اگردل‌کربلایی‌نباشد. شهیدآوینی نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. 🍃گروه‌نویسندگان‌مه‌شکن🍃 💬نظرات: https://payamenashenas.ir/RevayatEshgh
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸 🔸 🌷 ؛ شهیدی که شب شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به شهادت رسید...🌷 https://eitaa.com/istadegi
مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔸 #لشگر_فرشتگان 🔸 🌷 #شهید_طاهره_اشرف_گنجوی ؛ شهیدی که شب شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به شهادت ر
🔸 🔸 🌷 ؛ شهیدی که شب شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به شهادت رسید...🌷 معلم شهیده طاهره اشرف گنجوی يكم بهمن ۱۳۴۸، در روستا‌ي سرآسياب‌ فرسنگی از توابع ‌شهرستان‌ كرمان چشم به جهان گشود. طاهره فرزند دوم خانواده بود و با دیگران کاملا فرق داشت. او همانند اسمش طاهر و پاک بود. آرزوی همیشگی او این بود که بتواند برای مردم خدمتی انجام دهد. وی تا پايان مقطع كارداني در دانشگاه تربيت معلم درس خواند و شغل معلم را برگزید و برای همین وقتی مسأله تدریس در روستای دور افتاده بارگاه مطرح شد، وی با خوشحالی و بدون هیچ تردیدی این پیشنهاد را پذیرفت و پا در راه خدمت به مردم روستا گذاشت. او نه تنها برای دانش‌آموزان روستا معلم بود، بلکه برای پدر و مادران آن‌ها نیز مشاوری امین و ماهر به شمار می‌آمد. هرچه را که می‌توانست به آن‌ها می‌آموخت تا سطح فرهنگ و معنویتشان را بالا ببرد، برای همین در میان مردم روستا به خانم پیشوا معروف شده بود. عشق عجیبی به حضرت زهرا(س) داشت و تمام مشکلاتش را با توسل به ایشان حل می‌کرد و برای پشت سر نهادن سختی‌هایش دست نیاز پیش خلقی نمی‌برد. عاشق کمک کردن به اسلام و مسلمین بود. در زمان جنگ تحمیلی اگرچه نمی‌توانست در خط مقدم حضور داشته باشد، اما با بافتن کلاه و دستکش فرستادن آن‌ها به جبهه، رزمندگان را یاری می‌کرد. روزی جنازه یکی از شهدای محله را آورده بودند، طاهره دور تابوت می‌چرخید و می‌گفت: «شهید می‌تواند ٧۰ نفر را شفاعت کند و من مطمئنم که این برادر شهید مرا هم شفاعت خواهد کرد.» گویی مطمئن بود که سرانجامش شهادت است. شب قبل از شهادت، ارتباط معنوی با حضرت زهرا(س) برقرار می‌کند. مادرش می‌گوید: «شنیدم که با کسی حرف می‌زد و می‌گفت هرچه را که دوست دارید از من بگیرید، اما خواهش می‌کنم این حالت معنوی را از من دور نکنید.» صبح روز ششم آذر ۱۳۷۱ به همراه مادر با اتوبوس راهی کهنوج می‌شود. در راه با لحن خاصی که حزن و اندوه در آن موج می‌زند به مادر می‌گوید: «مادرجان! می‌دانید، امشب شب شهادت حضرت زهرا(س) است.» بعد چادر را روی صورتش می‌کشد و سر به شیشه اتوبوس می‌گذارد تا در خلوت خویش با بانوی مظلومه دو عالم درد و دل ‌کند. ناگهان صدای تیراندازی بلند می‌شود و اتوبوس می‌ایستد. مدتی بعد درگیری اشرار تمام می‌شود، اما طاهره همچنان سر به شیشه اتوبوس دارد. مادر از عدم عکس العمل او متعجب می‌شود، چادر را از صورتش کنار می‌زند و تنها چیزی که می‌بیند چهره خونین طاهره است. آری! طاهره به حضرت زهرا(س) اقتدا کرد و اینچنین به جمع شهیده‌های مظلوم تاریخ پیوست. https://eitaa.com/istadegi
به مناسبت میلاد حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها و روز دختر؛ یادی کنیم از دختران شهیدی که در کانال معرفی کردیم...🥀 و البته لشگر فرشتگان خیلی پرشمارتر از این‌هاست...🍃 حتما سرگذشت این دختران رو بخونید... حماسه‌ی دخترانه‌ی زینبیه پ.ن: کی گفته دخترا شهید نمی‌شن؟ اصلا شهادت دخترانه‌ش قشنگه!🌷 خدایا؛ یه شهادت دخترانه روزی ما بفرما!☺️
یادی کنیم از دختران شهیدی که در کانال معرفی کردیم...🥀 و البته لشگر فرشتگان خیلی پرشمارتر از این‌هاست...🍃 حتما سرگذشت این دختران رو بخونید... حماسه‌ی دخترانه‌ی زینبیه پ.ن: کی گفته دخترا شهید نمی‌شن؟ اصلا شهادت دخترانه‌ش قشنگه!🌷 خدایا؛ یه شهادت دخترانه روزی ما بفرما!☺️ https://eitaa.com/istadegi