وصلِ تُو زود رفت و فراقِ تُو دیر ماند
#فریاد ازین عُقوبتِ بسیار و عُمرِ کم!
دانی کدامْ روز #عدم شد وجودِ ما؟!
روزی که عاشقی به وجود آمد از عدم
#هلالی_جغتایی
🌐 گلچین اشعار هلالی جغتایی
@jargeh
۱ آذر ۱۴۰۱
برونند زین جرگه هشیارها
✔️ در ترجمهناپذیریِ شعر (بخش سوم) 🖊 استاد محمدرضا شفیعی کدکنی-سایهاش مستدام- 📚 مجله بخارا، شماره
✔️ در ترجمهناپذیریِ شعر (بخش چهارم)
🖊 استاد محمدرضا شفیعی کدکنی-سایهاش مستدام-
📚 مجله بخارا، شماره ۸۰
امّا اگر شاهکاری از شاهکارهای معماری باشد، مثلاً #مسجد_شيخ_لطفالله اصفهان، انتقال اجزای آن به جای دیگر، کارِ آسانی خواهد بود (با مقداری نیروی انسانی و استفاده از جرثقیل) امّا دوبارهسازی آن، کار هر بنّا و عملهای نخواهد بود، مهندس و معماری میطلبد در حدِّ مهندس و معمار اصلی.
مترجمِ یک شعر، در حقیقت، همان مهندس و معمار دوم است. اگر اثر مورد ترجمهی او یک اثر معمولی و مبتذل باشد، ای بسا که در محل جدید (زبان دوم) سر و شکلی حتّی زیباتر از سر و شکل اصلی پیدا کند. ولی اگر اثری هنری باشد هر مترجمِ پیش پا افتادهای (یا در تمثیلِ موردِ نظر ما هر بنّا و سرعملهای) از عهدهی این کار برنمیآید.
بسیاری از «شعر»های چاپشده در مطبوعات تهران را اگر سادهترین مترجمها و بیهنرترین آنها، به زبان دیگری انتقال دهند، احتمالاً چیزی در حدِّ اصل (یعنی هیچ) و گاه زیباتر از اصل خواهد بود. امّا شعر #سعدی و #حافظ (از قدما) یا شعر #اخوان_ثالث (از معاصران)، اگر مترجمی خلّاق و هنرمند نیابد، اثری نازل و مبتذل جلوه خواهد کرد.
درست مثل اینکه مسجد #شیخ_لطفالله را به مقداری خشت و آجر و کاشی بدل کنیم و آنها را در اختیار یک سرعمله یا بنّای معمولی قرار دهیم و او هم آنها را روی هم قرار دهد پيداست كه چه چيز مضحكی از آب درخواهد آمد! برعكسِ آن خانهی «بساز بفروشِ بنّاسازِ» معمولی که اگر اجزای آن را به جای دیگر انتقال دهیم کمتر از اصل نخواهد بود؛ اگر زیباتر از اصل نشود!
@jargeh
۱ آذر ۱۴۰۱
و هم از وی روایت آرند که گفت:
«لاتَصِحُّ العبادةُ الّا بالتّوبةِ؛ فَقَدِّمِ التَّوْبَةَ عَلَی العِبادةِ و قال اللّه تعالی: التّائبونَ العابدونَ (۱۱۲/ التوبه)».
#عبادت جز به #توبه راست نیاید؛ تا خداوند تعالی مقدم کرد توبه را بر عبادت؛ ازیرا که توبه #بدایت مقامات است و عبودیت #نهایت آن و چون خداوند جَلَّ جَلالُه ذکر عاصیان کرد به توبه فرمود و گفت:
«وَ توبوا إلی اللّهِ جمیعاً (۳۱/ النّور)»
و چون رسول را علیه السّلام یاد کرد، به عبودیت یاد کرد و گفت:
«فأوْحیٰ إلی عَبْدِه ما أوحیٰ (۱۰/ النّجم)».
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
📚 #کشف_المحجوب / #هجویری
بابٌ فی ذکر أئمَّتِهِم من اهل البیت [علیهم السلام] / ۵. ابومحمد جعفر بن محمد الصادق [علیه السلام]
@jargeh
۲ آذر ۱۴۰۱
جان به سختی میدهد از دوریِ جانان #انیس
مُژده باد ای خلق یک چندی اجل بیکار نیست
#انیس_اصفهانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔖 محمّد صادق اصفهانی متخلّص به «انیس» شاعر [و] ادیب. [از سخنوران قرن سیزدهم هجری]
در اصفهان به تجارت مشغول بوده و به حُسن خُلق معروف بوده است.
📚 اعلام اصفهان/ مصلح الدین مهدوی/ ج ۳/ ص ۴۲۸
@jargeh
۲ آذر ۱۴۰۱
هدایت شده از نویسندگان حوزوی
.
☑️ گل به خودی 😊
🌹 امروز توی گلزار شهدای قم یه گروه دخترِ کوچولو اومده بودن زیارتِ شهدا؛ وقتی بهشون رسیدم، یکیشون اومد جلو و این گل رو بهم داد و با شیرینزبونیِ دخترونهاش گفت: «تقدیم به شما؛ به احترامِ لباستون.»
✍ صفحهی مهدی قنبریان دهکردی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
۴ آذر ۱۴۰۱
پیشِ صاحبنظران مُلکِ سلیمان بادست
بلکه آن است سلیمان که زِ مُلک آزادست
خاکِ #بغداد به مرگِ خلفا میگرید
ورنه این شَطِّ روان چیست که در بغدادست
خیمهی اُنس مَزن بَر دَرِ این کُهنه رباط
که اساسَش همه بیموقع و بیبُنیادست
حاصلی نیست به جُز غَم زِ جَهان #خواجو را
شادیِ جان کسی کو زِ جَهان آزادست
#خواجوی_کرمانی
@jargeh
۴ آذر ۱۴۰۱
روزی که کِلکِ تقدیر در پنجهی قضا بود
بر لوحِ آفرینش #غم سرنوشتِ ما بود
زان پیشتر که نوشَد خضر آبِ زندگانی
ما را خیالِ لعلت سرمایهی #بقا بود
روزی که میگرفتند #پیمان ز نسلِ آدم
عشق از میانِ ذرّات در جست و جوی ما بود
ساقی شرابِ شوقم دیشب زیادتر داد
گر پاره شد ز مستی پیراهنم، به جا بود
بر عاصیانِ هر قوم بگماشت حق بلایی
ما خیلِ عشقبازان هجرانمان #بلا بود
ساقی لباسِ زُهدم صد ره به مِی فرو شُست
تا #پاک شد ز رنگی کالودهی #ریا بود
گر در محیطِ حیرت غرقم، گناهِ من چیست
در کَشتی وجودم #عشقِ_تُو #ناخدا بود
میخواستم که دل را از غم خَلاص یابم
داغ #جدایی آمد وین آخرُ الدَّوا بود
#غبار_همدانی
▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
✔️ مرحوم شیخ محمدجواد انصاری همدانی: «جَذبهی عشق الهی به #غبار رسید و او #سوخت.»
@jargeh
۵ آذر ۱۴۰۱
مَدان از سَختجانی گَر نمُردَم در فِراقِ تُو
که جان از #ناتوانی بر لبِ مَن دیر میآید
ز کویَش چون بُرون آیَم، که سیلابِ سبُکجولان
به دشواری برون زان خاکِ دامنگیر میآید
#صائب_تبریزی
🔖 #چند_دقیقه_مطالعه:
🌐 تار و پودِ تازگی؛ شگردهای هنری صائب در خلقِ تعابیرِ تازه با تأکید بر صُوَرِ خیال در جلدِ اولِ دیوان
@jargeh
۷ آذر ۱۴۰۱
✔️ مُجاهدِ خستگی ناپذیر
#عافیت باد به #راحتطلبان ارزانی
من و دردی که ز دل ذوقِ مُداوا ببرد
#نظیری_نیشابوری
@jargeh
۷ آذر ۱۴۰۱
19.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تُو کشیده تیغ و مَرا هوس، که ز قیدِ جان بِرَهانیَم
به مُرادِ دل برسی اگر، به مرادِ خود برسانیم
همه شب چو شمع سِتادِهام، که نِشانَمَت به حَریمِ دل
به حریمِ دل چه شود که اگر، بنشینی و بنشانیم
#محتشم_کاشانی
➖➖➖➖➖➖➖➖
✔️ #چند_دقیقه_مطالعه:
🌐 صورِ خیال در اندیشههای شعری محتشم کاشانی
@jargeh
۷ آذر ۱۴۰۱
برونند زین جرگه هشیارها
وصلِ تُو زود رفت و فراقِ تُو دیر ماند #فریاد ازین عُقوبتِ بسیار و عُمرِ کم! دانی کدامْ روز #عدم شد
#پیشنهاد_رفیقان
خوش باشد اگر باشم در طَرْفِ چمن با او
من باشم و او باشد، او باشد و من با او
بر هم زدن چَشمَش جان میبَرَد از مردُم
کی زنده توان بودن یک چَشم زدن با او؟
با او چو پس از عُمری خواهم سخنی گویم
هرگز نشود پیدا #تقریبِ سُخن با او
جانم بَرِ جانانَست، من خود تنِ بیجانم
آری ز کُجا باشد جان در تن و تن با او؟
تا عَهد شکست آن مَه بگداخت #هلالی را
دیدی که چه کرد آخر، آن #عهدشکن با او؟
#هلالی_جغتایی
@jargeh
۸ آذر ۱۴۰۱