eitaa logo
🇮🇷شهیدجهادمغنیه 🇵🇸
1.2هزار دنبال‌کننده
8.7هزار عکس
3.9هزار ویدیو
272 فایل
"به‌نام‌عشق‌،‌به‌نام‌شہیدوشہادت(:" • #کپی_آزاد مافرزندان‌مکتبی‌هستیم‌که‌ازدشمن‌امان‌نامه ‌نمےگیریم✌️🏿✨ #شہید‌جھادمغنیھ..🎙 ارتباط با ادمین @HENAS_213 تبادل: @Jahad_256 خواستندخاکت‌کنند،جوانه‌‌زدی! #برادرم♥️
مشاهده در ایتا
دانلود
💠امام زین‌العابدین عليه‌السلام فرمودند: ⚜پيامبرصلوات‌الله‌علیه وقتى به خانه خويش مى رفت، را سه قسمت مى‌ڪرد: 👈🏻بخشى براے 👈🏻بخشى براے 👈🏻و بخشى براے . 📚مڪارم‌الأخلاق، ج ۱ص ۴۴ 🍃🌸🍃 @jihadmughniyeh_ir
‹ 🥀 › اگه گذشته‌ات خراب است بدان با کريمان کارها دشوار نیست..، از گذشته‌ت یک بکن، دو رکعت نماز بخوان وَ بگو:«خدایا! من اشتباه کردم، غلط کردم💔😭، نفهمیدم، در خانهِ تو.» به جانِ امام‌زمان علیه‌السلام‍ ! ممکن نیست دستِ رد بزند خدا مي‌پذیره، خودش فرموده که نا‌اُمیدی از رحمتِ‌الهی ‌گناهِ‌کبیره‌ست. | آیت‌اللّه‌ناصری | ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
در جـــدال ِ و ، عشق پیروز میدان است ... و عشـــق یعنــی رسیــدن به .. یعنی ...🍃 🌸🌱 💛 ⛅️ °`🌿-🕊 『 @jihadmughniyeh_ir
⚠️ ‏کوتاه میگویم چه کسی بدبخت تر از آنکه "صفحه مجازی اش " بوی ‎ و ‎ را می دهد و "زندگیش" نه! 🌤«اللّهمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌الفَرَج»🌤 °`🌿-🕊 『 @jihadmughniyeh_ir
😞 🔥 🔥 🔴دختر خانم ها 🔵آقا پسرها 💠به قول ☝️🏻حاج حسین یڪتا: 🌏دنیا ، دنیای !👠👔 فقط مهم اینه که👇🏻 کی🧕🏻👱🏻‍♂، برای کی 🧕🏼👱🏽‍♂تیپ میزنه! ✅بله این شهدا بودند که یه جوری تیپ میزدند که نگاهشون ڪنه هر ❌ 🔷اما فقط یه ☝️🏻چیزی: آقا پسر🤔الگوت ✨حضرت علی(ع) بود، ؟🤨 ⭕️ آیا تو از حضرت علی است که با هر نامحرمی اون هم در فضای مجازی 📱و یا غیره ارتباط میگیری و از اون حد مجازش هم میگذری 😠و باعث و و هزاران و میشوی⁉️ ✴️مگه قرار نبود با نامحرم در حد باشه⁉️ 💥 پس این 📲 ڪردنا و... چی میگه؟؟🤔 🔵دختر خانوم؟! 🌸 وارث ارثیه حضرت زهرا (س) 🌸! شما چی🤨 🔻 خود حضرت فاطمه جلوی یه مرد 😑 حجابشو 🧕🏻رعایت میڪرد؛...✔️ 💜چشمات👀 قشنگه، صورتت زیباعه😇، ✅میدونم همه ی اینارو.... 🔴ولی قرار نبود زیبایی هاتو بزاری برای هر ڪسی؛...👥 پس این و اینا چی میگه؟؟؟🤨 جایی ڪه با چند تا لمس صفحه ی گوشی📱 👱🏻‍♂👨🏻میتونن ببیننش... 🌷قرار بود باشیم...✔️ 🌹قرار بود باشیم...✔️ 🌻قراربود روادامه‌بدیم..✔️ 🌺قرار بود برای 🥀مرام بزاریم...✔️ 🔻ولی به مجازی📱 بدیم...✖️🤦🏻‍♂️ 💢اومدیم تو صحنه‌ی جنگ⚔ دشمن تا 💪🏻 ڪنیم، گفتیم ؛ ⚠️ولی نرم نرم خودمون داریم 😔 ♨️ و در آخر ⛓ دامهای 😈میشویم و و خسته 🤕وامیمونیم و به بر میگردیم‼️😥 ⬅️بیایید بخاطر دل♥️ امام زمان گناه نکنید❌ ⬅️ بیایید بیخودی ☝️🏻 امام زمانی نکنید❌ ⬅️بیایید رعایت کنید و با هر ارتباط نگیرید✖️ و خود را 🌫 به هر گناهی😈 نکنید ، ❌ ☝️🏻که اگر این شد چیزی جزء و برایتان ، به ارمغان نمیگذارد پس 💢لطفا .
| عکـس پروفایلتو چـــادر خاکــی مادرم گذاشته بودی.... دوستانتو از عواقب بد دوســـ👫ـــتی با نامحرم آگاه می کردی... آرزویت را شــــهادت نوشته بودی... ⚠️تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا⚠️ اینکه با یکی شروع کردی به دردودل کردن... از آرزویت گفتی...🗣 تحسینت کرد...👏 از حجابت گفتی...🗣 تحسینت کرد...👏 از حجاب نگاهش گفت...🗣 تحسینش کردی...👏 از بچه هیئتی بودنش گفت...🗣 تحسینش کردی...👏 کم کم نوع حرف هاتون فرق کرد... اول راه خواهرم برادرم بودید و حالا اسم شخص مورد نظر⁉️😏 طرز فکرت تغییر کرد...🤔 اولا که می گفتی ما خواهر برادری چت می کنیم و گناهی نمیکنیم... بعدشم گفتی ما قصدمون جدیه... گفتی پسر خوبیه با ایمانه،مذهبی،ریش،یقه آخوندی،تسبیح و...‌🙂 مگه نه که مؤمنان از صحبت بی مورد با نامحرمان دوری می کنند...⁉️ خواهرم... پسر خوب با هیچ نامحرمی با الفاظ عاطفی چت نمی کنه...🤐 دخترخوب هم همینطور...🤐 مشکل فقط اینجاست که ما تفسیر خوب بودن را اشتباه متوجه شدیم... عادت کردیم به کلاه شرعی سرخودمون گذاشتن... خواهرم وقتی قبح این گناه برایت شکسته شد مطمئن باش آخرین نفری نیست که شما باهاش چت می کنی... و شماخواهرم مطمئن باش آخرین دختری نیستی که اون آقا پسر باهاش چت می کنه‌... راستی یه سوال میدونستی توام الآن مثل دوستات دوست پسر داری⁉️ اصلا کجای کار بودی که به اینجا رسیدی⁉️ از یه گروه مختلط مذهبی شروع شد،آره⁉️ تو که خودتو بیشتر از همه میشناختی... تو که میدونستی نمیتونی تقوا کنی از اول به اون گروه نمیرفتی... اما هنوز هم دیر نشده... مگه تو سوره اعراف آیه 156 نگفته که : همانا رحمت و بخشش من تمامی اشیاء و موجودات را فرا گرفته است کن خدات بسیار بخشنده و توبه پذیره...♥️☑️ 🙏🏻 @jihadmughniyeh_ir
11.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مشاهده مراحل تشکیل یک جوجه در تخم مرغ بدون پوسته... چقدر احمق باشه کسی که اینجور فیلم ها را ببینه و باز هم با افتخار بگه من اتئیست ام...
الیس الله بکاف عبده میدونی یعنی چی ..؟! یعنی تو نیازی به نامحرم نداری تو نیازی به حراج کردن خودت نداری تو نیازی به دوستی خاله خرسه نداری تو تموم نیازت باید بشه به نامحرم که روی می اوری، ایا خدا برای بنده اش کافی نیست . .؟! اگاه باشید جاهلیت در سر خود پرورش ندهید . .!!
تنها با ذکر خدا قلب ها آرامش میگیرد...❤️‍🩹
7.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ نور خدا خاموش شدنی نیست 😌 [@jihadmughniyeh_ir]🏴
4.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و خدا گفت تو خوشحال خواهی شد ؛ اما ابتدا تو را قوی خواهم ساخت...🍃
🥀رمان عاشقانه شهدایی ❤️‍🩹جلد دوم؛ 🥀جلد اول این رمان؛ «از روزی که رفتی» 🤍 _نه! خلاف عرف رفتار کردید. سیدمحمد: این عرف اومده؟ از رفتار امثال شما! عرف شما با شرع در . کجای شرع گفته که زن بیوه حق زندگی نداره؟ عمویش مداخله کرد: _مگه گفتیم بی‌شوهر باشه! توی بی‌غیرت باید عقدش میکردی!! سیدمحمد: _هر حرفی به ذهنتون میرسه به زبون نیارید عمو جان! بعضی حرفا هستن که ! عمو: _حرمت؟! تو حرف از حرمت‌شکنی میزنی؟ تو که حرمت برادرت رو شکستی؟ سیدمحمد: _وسط مسجد جای این حرفا نیست! عمو: _چرا؟ از خونه‌ی خدا خجالت میکشی؟ حاج علی: _مردم دارن تماشا میکنن! حرمت این شهید رو نگهدارید. عمو: شما دخالت نکن حاجی! شما خودت ته بی‌غیرتی هستی! سیدمحمد: بس کن عمو! آیه خانوم زن‌داداشم بوده و هنوزم زن داداشمه... تا عمر دارم و عمر داره زن داداشم میمونه! با غریبه هم ازدواج نکرده، ارمیا برادر منه، از شما و پسرات به من نزدیکتره! عمو: _اینجوری غیرتتو خواب کردی؟ سیدمحمد: _بعضی چیزا گفتنی نیست! عمو: _همه چیز گفتنیه؛ بگو چرا آبروی خانواده ما رو تو فامیل و دوست و آشنا بر باد دادی؟! سید محمد: _چون مهدی قبل رفتنش گفت حق نداری چشمت دنبال آیه باشه؛ گفت اگه برنگشتم آیه تا ابد زن برادرته. همه‌ی نگاهها متعجب شد.... صدای هق‌هق آیه بلند شد و رها او را در آغوش گرفت. سایه به دنبال لیوانی آب به سمت گوشه حیاط دوید. سیدمحمد به یاد آورد: شب دیروقت بود که سیدمهدی صدایش کرد. فردا صبح عازم بود. شوق فراوانی داشت. فخرالسادات و سیدمحمد آن شب در خانه‌شان مهمان بودند که فردا بدرقه کنند مردی که شعارهایش همه بود. 🕊مهدی: _اگه از این سفر برنگردم... محمد: _نگو مهدی! تو فقط برادر نیستی؛ تو پدری، تو همه کسی! 🕊مهدی: _گفتم اگه... حالا چرا هندیش میکنی؟ اگه برنگردم، آیه دستت ! محمد: _من امانت قبول نمیکنم. مهدی خندید: 🕊_میدونم، یک مدتی دستت امانت تا امینِ من برسه! محمد نکنه عمو اینا بهت فشار بیارن و تو قبول کنی و آیه رو مجبور کنی! آیه تا آخر دنیا برات زن داداشه، باشه؟ محمد: _اینجوری نگو، آیه برام خواهره! 🕊مهدی: _میدونم، برات خواهره که میگم؛ اگه تو فشار گذاشتنت بگو مهدی گفته راضی ؛ بگو برادرمه! محمد: _چرا میری که مجبور بشی این حرفها رو بزنی... نگاه کن، سرخ شدی برادر من! 🕊مهدی: _برای آیه نگرانم؛ اذیتش نکنید! آیه بعد از من... صدای عمو سیدمحمد را از خاطراتش بیرون آورد: _این حرفا چیه؟ توجیه مسخره‌تر از این؟مگه دست اونه؟ حاج علی: _بی‌منطق نباشید! عمو: _اون روز که این دو تا بچه قد علم کردن و گفتن نمیذاریم مادرمون رو عقد کنی، باید میزدم تو دهنشون تا این روز نرسه. سیدمحمد: _پس از این داری میسوزی؟! جلز و ولزت برای خودته عمو؟ دست عمو که صورت سیدمحمد را نواخت، صدرا جلو آمد و عمو را عقب کشید: _خودتون رو کنترل کنید. عمو: _یه الف بچه برای من زبون درآورده! فخرالسادات سکوت بیشتر از این را جایز ندانست... مردم تماشا میکردند؛باید این قائله ختم میشد: _ اگه آیه شوهر کرد برای این بود که من ازش خواستم؛ چون من رفتم خواستگاریش؛ چون من بهش اجازه دادم. ارمیا پسر منه، بعد از مهدی شد غمخوارم... وقتی این پسر هر روز هر روز بیشتر از من مادر، سر خاک مهدی بود شما کجا بودید؟ بیشتر اشک ریخت! بیشتر دلتنگی کرد؛ اگه حرفی هست، من خونه در خدمتم، وگرنه به سلامت! عمو به حالت قهر رفت.... و دقایقی بعد جمعیت درون مسجد کم شد. آیه گریه میکرد...حرفهایی که زده شد بخشی از همانهایی بود که او را میترساند. ارمیا که نزدیکش شد، رها و سایه دور شدند، شاید ارمیا بهتر میتوانست همسرش را آرام کند. ارمیا: _گریه چرا خانوم؟ آیه: _دیدی گفتم؟ ارمیا: _میگن و تموم میشه. آیه: _ داره. ارمیا: _میدونم. آیه: _میخوام برم؛ از این مردم دور شم! ارمیا: _میریم. آیه: _حرفا میمونه. ارمیا: _ ازت راضی باشه؛ به رضایت مردم که بود، ما هنوز بت‌پرست بودیم! آیه: _الان من یکی از هنجارشکنائم؟ ارمیا: _ناهنجارشکنی! آیه: _چرا دردها تموم نمیشن؟ ارمیا: _درد همیشه هست، بهشون عادت کن! آیه: _یتیمی درد داره؟ ارمیا: _یه درد عمیق و همیشگی. آیه: _زینب هم همینقدر درد میکشه که تو کشیدی؟ ارمیا: _نه. اون تو رو داره، خونه داره، حاج علی رو داره، منو داره! آیه: _میخوام برم خونه.