شهیدان مهندس حسن طهرانی مقدم و مهندس محمد غلامی که بین بچههای مدرس به مهندس کانادایی معروف بود چون....
#بریده_از_کتاب_مرد_ابدی
#شهید_حسن_طهرانی_مقدم
#یاران_حاج_حسن
https://eitaa.com/lashkarekhoban
همانطور که دستشان در دست هم بود، رسیدند به سولۀ فنی. بیرون، هوا خیلی سرد بود و داخل سوله برای مراقبتِ موتور از سرما، از بالا تا پایین نایلونهایی را مثل پرده دورِ موتور گرفته بودند. موتور به حالت افقی روی زمین بود و بچهها در حال کار روی آن بودند. روی قسمتی از سوخت باید کاری انجام میشد و بهلول محمودی برای انجام آن رفته بود درون موتور. او چند ماه پیش، در سفر کربلا بود که آنجا یک حادثۀ تروریستی رخ داده بود و نام او هم به اشتباه به عنوان شهید معرفی شده بود. آن روزها او نامزد بود و خانوادهاش ساعات پراضطرابی را تحمل کرده بودند. بعد از آن، بهلول بارها به خانواده و دوستانش گفته بود آرزو داشت همانجا واقعا شهید میشد. حالا چهل روز از جشن عروسیاش میگذشت و مثل خیلی از بچهها از چند شب پیش، در مدرس مانده و مشغول کار بود. حاج حسن با دیدن او گفت: «بهلول! بابت این کاری که داری میکنی، من خودم یه دکترای شیمی بِهت میدم!» #مرد_ابدی #شهیدان_اقتدار #شهدای_موشکی #یاران_حاج_حسن #شهید_بهلول_محمودی https://eitaa.com/lashkarekhoban