eitaa logo
لشکر خوبان(دست‌نوشته‌های م. سپهری)
1.4هزار دنبال‌کننده
887 عکس
502 ویدیو
4 فایل
جایی برای نشر آنچه از جنگ فهمیدم و نگاشتم. برای انتشار بخش‌هایی از زندگی، کتاب‌ها، لذت‌ها، رنج‌ها و تجربه‌هایی که در این مسیر روزی‌ام شد. نویسنده کتاب‌های: 🌷لشکر خوبان (۱۳۸۴) 🌷نورالدین پسر ایران (۱۳۹۰) 🌷مرد ابدی (۱۴۰۳) راه ارتباطی: @m_sepehri
مشاهده در ایتا
دانلود
3️⃣2️⃣ روایت مردان موشکی از کتاب مرد ابدی: حمید حاجی اسفندیاری روزی را به حاج حسن و دوستانش یادآوری کرد که با یکی از دانشمندان روسی جلسه داشتند. آن دانشمندِ روسی سوال عجیبی پرسید: «شما تا حالا سر سوختِ جامد، چند نفر کشته دادین؟!» حمید و حاج حسن نگاهی به هم کردند و گفتند: «دو سه نفر!» دانشمند روسی لبخند تلخی زد و گفت: «پس حالا حالا مونده تا بتونید بگید سوختِ جامدساز شدین! ما دویست نفر دانشمند و تکنسین، کشته دادیم تا تونستیم به اینجا برسیم!» نگاه متفکر ومتعجب حسن و یاران نزدیکش در هم دوخته شد. آنها ذاتِ مواد ناریه را شناخته بودند. یکی از مهندسین جوا‌ن‌شان می‌گفت: «این کار، مثل شنا کردن توی آبه! مگه می‌شه بگیم شنا می‌کنیم اما خیس نمی‌شیم!!» چیزی در قلب حسن شعله می‎کشید. مسئولیت همۀ این راه را خودش به دوش کشیده بود. بعد از این همه سال کار کردن، می‌توانست در جایگاه یک مسئول بنشیند و سوال بپرسد و پیگیری کند! اما می‌دانست که با این روش، راه کوتاه نمی‌شود و به مقصدی که آرزویش بود نمی‌رسد! او می‌خواست دست کشورش را با موشک‌های حامل ماهواره به فضا برساند و خط بطلان بر هر غیرممکنی بکشد، آن هم موشکی با سوخت جامد که امتیازات فراوانی در عملیات پرتاب داشت و سرعت پرتاب را از چندین ساعت که صرف موشک‌های سوختِ مایع می‌شد، به چند دقیقه می‌رساند! می‌دانست تحقیقات و رسیدن به سوختِ جامد برای تراست‌ها و حجم بالای مورد نیازشان در موشک ماهواره‌بر، خطرات بسیار زیادی دارد. می‌دانست در صورت بروز هر حادثه‌ای باید به این و آن جواب پس بدهد، برود و بیاید، باز هم برای جذب اعتبار و همراهی مسئولان، تلاش کند و حتی از آبرویش مایه بگذارد ... اما راه دیگری نبود. با سینۀ گشاده به استقبال خطر رفته بود و با توکل کامل به خدای قادر متعال، در تقلا بود تا راهی را با سرعت و میان‌بر طی کند که دانشمند روسی بر اساس تجربه‌اش می‌گفت هنوز در ابتدای آن هستند! https://eitaa.com/lashkarekhoban
شهید حسن طهرانی‌مقدم و ۳۸ یار باوفایش که در ۲۱ آبان ۱۳۹۰ مسافر ملکوت شدند. کوشیدیم در کتاب مرد ابدی همه این شهیدان عزیزمان را معرفی کنیم. به قول استاد عزیزم؛ کتاب مرد ابدی یک مجموعه زندگی‌نامه است، نه فقط زندگی شهید حسن طهرانی مقدم. بخشی از زندگی بسیاری از شهدای موشکی و بسیاری از فرماندهان و دانشمندان این مسیر تا جایی که صلاح و دانستنش برای مردم مفید بود، در کتاب مرد ابدی آمده است. https://eitaa.com/lashkarekhoban
از وقتی که امیر حاجی‌زاده فرمانده قرارگاه قرب نیرو شده بود، فضای کارشان تغییر کرده بود و فقط گاهی در کارهای حفاری خاص‌، با هم کار می‌کردند. آن روزها یکی از کارهای مهم قرارگاه قرب، پروژۀ بزرگ آب‌رسانی به قم از سرچشمه‌های دِز بود و حفرِ بخشی از تونل پیچیدۀ قُمرود به عهدۀ قرارگاه بود. یک روز حسن در دیداری، احساس کرد حاجی‌زاده خیلی گرفته و در فکر است. سراغ کار را گرفت: «حاجی! از این پروژه چه خبر؟! یه توضیح بده ببینم چی کار می‌خواین بکنین؟» ـ قراره تونلی زده بشه حدود 36 کیلومتر. یک قسمتش را ما پذیرفتیم انجام بدیم که 18 کیلومتره! از اون طرف هم 18 کیلومتر یه شرکت دیگه قراره تونل رو بزنه و به هم برسن! اونا از یک سال پیش کارو شروع کردن، ما هنوز نتونستیم کار خاصی بکنیم. کارِ خیلی سخت و پیچیده‌ایه! نگرانم این کار نشه! تا آن روز در بحث تونل، کاری در این ابعاد نشده بود. حسن خیلی خوب می‌دانست حفر تونل‌های دو، سه کیلومتری گاهی چهارده سال طول کشیده! حالا حفر چنین تونلی با ماشین‌آلات موجود و جغرافیای زمین و تجربۀ آن روزشان، واقعا نشدنی می‌نمود. آدم‌های فنی بیرونِ مجموعه، که اساتید دانشگاه و متخصصین بودند، همه از انجام این کار ناامید بودند و می‌گفتند نمی‌شود چنین کاری کرد! اما حالا حسن مقدّم می‌خواست از راهی تازه بگوید. او استادِ روحیه بخشیدن بود. ـ حاجی! می‌خوای موفق بشی تو این کار؟ ـ خب آره!! حسن مکث کرده بود. حاجی‌زاده فکر می‌کرد چقدر این حسن هنرمندانه حرفش را منتقل می‌کند! منتظر بود ببیند فرمانده موشکی چه ایده‌ای برای این تونل عظیم دارد! ـ حاجی! برای این پروژه چند نفر آدم داری؟ ـ چهار، پنج نفر! تکیه کلام حسن را می‌شناخت و می‌دانست منظورش از آدم، نفرات اصلی‌ست که وزن کار روی آنهاست. گفت: «باید اینا رو جمع کنی برید در محل پروژه، اون‌جا با هم بنشینید، دست به دست هم بدهید نیت‌تون رو خالص بکنید، این کارو قربه الی اللّه باید انجام بدید! اگه نیت‌تون خالص نباشه نمی‌تونید این کارو به سرانجام برسونید، چون کار خیلی سختیه!» حاجی‌زاده فکر می‌کرد حسن می‌خواهد یک موضوع فنی را تذکر بدهد. اما او یک اصل معنوی را تذکر داده بود! ـ باشه! همین کار رو می‌کنم. ـ تمام نشد! ... ثواب این کارو هم باید هدیه بکنید به حضرت زهرا (س). مطمئن باش اين كار با این راه تکمیل می‌شه! وقتی زمان پنج سالۀ پروژه به سر رسید، حاجی‌زاده جابه‌جا شده و در مسئولیت دیگری بود. اما در آن مدت حسن بارها به آنها سر زده و دیده بود چطور کارشان به طرز شگفتی پیش رفته است. سه سال بعد از آن جلسه، آنها 18 کیلومتر تونل را در دشوارترین شرایط ساخته بودند و با درخواست کمکِ شرکت دیگر حدود ده کیلومتر به سمت آنها پیش رفته و به متراژ 26 کیلومتر رسیده بودند! گویی نام «حضرت زهرا» رمز کارهای دشوار و ناشدنی بود، اما با همان ایمانِ حاج حسن که از روزگار جنگ، پاک و خالص نگاهش داشته بود. https://eitaa.com/lashkarekhoban
من هستم؛ اینجا؛ جای خودم و جای تو... عزیز دلم دست توی دست میوه‌های دلمان جای خالی تو را با همه قلبم پر می‌کنم و با همه عشقم فراقت را به دوش می‌کشم و سر پا می ایستم. نوشته همسر مکرم شهید محمدرضا امیرخانی https://eitaa.com/lashkarekhoban
شهید گمنام و مقتدر ما، فرمانده موشکی سپاه، متولد روستای رکن‌آباد از توابع میبد یزد بود. پدرش مقنی ماهری بود که وصف برخی کارها و تلاش مقنی‌کاران شریف و شجاع یزد در کتاب معبد زیرزمینی نوشته معصومه ابوطالبی که سال گذشته مفتخر به دریافت تقریظ مقام معظم رهبری شد، آمده است. جالب است که محمود باقری نوجوان وقتی برای دومین باز به جبهه اعزام می‌شود، ماموریت حفر کانال به عهده دارند. اینان مردان مقاوم، مبارز و مقتدری هستند که با قدرت ایمان و اراده هر مشکلی را شکستند و کشورشان را در جهان سربلند کردند. درود بر روح بلندش؛ درود بر همه قدم‌هایی که یک به یک پیمود و وقتی از سال ۱۳۸۸ فرمانده موشکی جمهوری اسلامی ایران شد، یک ذره در رفتار و حالات تغییر حاصل نشد. او گمنامی را چون فضیلتی برای خویش حفظ کرد و بهترین دوستان و بچه‌محل‌هایش تا زمان شهادت نمی دانستند فرمانده عملیاتهای موشکی وعده صادق ۱ و ۲، همین رفیق خودشان است... . راستی؛ از شهدا چه باید بیاموزیم؟ https://eitaa.com/lashkarekhoban
شما را چه سان باید شناخت؟ چه سان باید سرود؟ ۲۹ شهید از بین شهدای جنگ تحمیلی صهیونیست‌ها در دیار آذربایجان، شهدای هوافضا هستند. مردانی که خالق وعده‌های صادق ۱ و ۲ بودند. مردانی در نهایت گمنامی و سربلندی... کو تا وقت حکایتشان برسد؟🇮🇷⚘️ https://eitaa.com/lashkarekhoban
لشکر خوبان(دست‌نوشته‌های م. سپهری)
🌟با این ستاره‌ها راه گم نمیشود... ویژه برنامه بر مدار شهدا؛ یادواره شهید والا مقام شهید مهدی دشتبان
چه کسانی، از کدام‌ بستر اجتماعی، با چه حوادثی، بر اساس چه توانایی‌ها یا حتی اتفاقات ناگهانی، در مسیر قدرت موشکی ایران به سردار حسن طهرانی‌مقدم پیوستند تا در کار بزرگ او یاریگرش باشند؟ فکر میکنم. چه در زمان جنگ، چه پس از آن، افراد زیادی دقیقا با این رویکرد در معرفی شدند. استاد کمری یکی از شاخصه‌های این کتاب را چنین بیان کردند: مرد ابدی؛ مجموعه زندگی‌نامه است. یکی از این مردان بزرگ که در دشوارترین دوره کار موشکی به حاج حسن طهرانی‌مقدم پیوست؛ شهیدعزیز ملت ایران؛ مهدی دشتبان‌زاده است. ممنونم از عزیزان فعال مسجد حضرت رسول اکرم (ص) که متوجه این نکته شدند. ان‌شاءالله در محضر خانواده شهید دشتبان‌زاده خواهیم بود. شما هم می‌توانید تشریف بیاورید🌺🌱🌺😇 https://eitaa.com/lashkarekhoban
8.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
؛ شهیدانش را در صحن ارک سربلند خویش اینگونه برگزار کرد... شهدا خون تازه در کالبد شهر ریخته‌اند... شهدا دیگر مال خودشان و خانواده‌های ارجمندشان نیستند... مخصوصا شهدایی که چشم در چشم دشمن، جنگیدند و آتش به جان سرزمین اشغالی انداختند و خود نیز در شرر دشمنان اسلام در کنار لانچرها، پای سیستم‌های پدافندی، ... آگاهانه سوختند تا این پرچم، پرچم ایران اسلامی همیشه بالا بماند.. https://eitaa.com/lashkarekhoban
💠در اتاق شیفت با علی ملک‌پور با هم بودیم. دیدم از ساعت ۶ تا ۹ شب دارد یکریز قرآن می‌خواند. حوصله‌ام سر رفت. -علی! خسته نشدی این همه قرآن می‌خونی؟ با لبخند نگاهی کرد و گفت: عاقبت بخیری تو این قرآن هست! 💠با ماشین اداره به منطقه رفته بودم. در ستاد، جواد افشاری سوار ماشین شد. از وقتی نشست دیدم یک قران به دستش گرفته دارد حفظ می‌کند. به خیال خودم راهنمایی‌‌اش کردم: جواد! بهتره همزمان با حفظ قرآن، به آموزش برنامه نویسی و کلاسهای کامپیوتر بری که برای آینده‌ت مفیده. یه کار فنی هم یاد بگیر! همان جمله علی را گفت: عاقبت بخیری پاسدار به این کتاب وابسته است. 💠💠 هم علی ملک‌پور شهید شد؛ هم جواد افشاری... روز عید غدیر، در نبرد با صهیونیستها، فقط به خاطر یک متر فاصله، شهادت سهم من نشد. این ظاهر قضیه بود؛ خودم خوب فهمیدم فاصله طولانی‌ام با قرآن بود که توفیق شهادت را از من گرفت. مردم! از جمع ما؛ فقط آنهایی شهید شدند که باایمان؛ خوش سیرت وخوش برخورد بودند! 🚩 به روایت حسین از نیروهای هوافضای سپاه - تبریز 📝 https://eitaa.com/lashkarekhoban
لشکر خوبان(دست‌نوشته‌های م. سپهری)
#روایت_سجیل_در_کتاب_مرد_ابدی برای اولین بار نام سجیل در زمان جنگ وارد ادبیات بچه‌های فعال در بحث م
یاد کنیم از شهید گمنامی که روزی روزگاری در کشور ما در تلاش بود راکت سوخت جامد سجیل را بسازد: شهید مهندس اصغر اسلامی در تمام دوران کار روی کتاب؛ تلاش دوستان حاج حسن، فرماندهان هوافضا و صاحب قلم، این بود اگر پای شهیدی در میان است از او بی‌تفاوت نگذریم و به هر شکل، که میتوانیم؛ معرفی‌اش کنیم: شهید اصغر اسلامی، متولد 1340 در تهران، گرچه تحصیلات دانشگاهی نداشت ولی از هوش و نبوغ و تجربۀ فراوانی برخوردار بود. او که پایه‌گذار پروژه‌های بزرگی بود، سرانجام جان عزیزش را در راه اهداف گرانبهایش بخشید و در 4 دی‌ماه 1380 در حادثۀ انفجاری در تحقیقات موشکی، به ابدیت پیوست. مزار پاکش در قطعۀ 50 بهشت زهرای تهران است. https://eitaa.com/lashkarekhoban
9.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتی از مجاهدت رزمندگان دلاور موشکی‌مان در پادگان امام علی خرم آباد منتشر شده است. نمی‌دانم فقط من این احساس آشنایی غریب را به آن مکان شریف دارم یا تمام خوانندگانی که با کتاب مرد ابدی، زیر و بم ساخت و حوادث آن پادگان را فهمیده‌اند نیز چنین احساسی دارند؟ چه بزرگ و عجیبی حسن آقا! از گذر کتاب شما، بستر همه حوادث موشکی را می‌توان شناخت. انگار با مرد ابدی خودت هم یک رزمنده موشکی شده‌ای! https://eitaa.com/lashkarekhoban