یک سپاس ویژه هم لازمست از برادرانمان بکنیم که عملیات را سر شب انجام دادند و وقت کافی برای ابراز احساسات و دعا و نوشتن مطلب و .... فراهم بود😇😁
https://eitaa.com/lashkarekhoban
چون ظاهرا کسی از مسئولین به فکر کتاب مرد ابدی نیست؛ خودم پیشقدم میشوم و بخشی از کتاب را اینجا میگذرام.
موضوع به اولین پرتابهای همزمان کشورمان برمیگردد.
الان را نبینید که صدها و ... موشک میتوانیم همزمان پرتاب کنیم...
در دوران جنگ؛ خبرها زیاد بود و روایتهای بکر و دست اول در #مرد_ابدی خیلی زیاد است...
لطفا این کتاب را به دیگران هم معرفی کنید. 🙏🌱
در ادامه بخش نسبتا مفصلی را بخوانید و بر روح بزرگ حسن طهرانی مقدم بیشتر درود بفرستیم و البته؛ برای سلامتی و توفیق همرزمان و شاگردان و یارانش دعا کنید🌷🌱🌷🤍
https://eitaa.com/lashkarekhoban
بریده از کتاب مرد ابدی ...... روایت پرتابهای همزمان (1)
🌱🇮🇷🌱🇮🇷
خورشید روز نهم اسفند 1366 هنوز غروب نکرده بود که چند انفجار پیدرپی تهران را لرزاند و با تأخیر، صدای آژیرِ قرمز بلند شد. غلامرضا جعفری، که تازه به خانه رسیده بود همراه همسرش به پشت بام رفت. همسرش در دوران زندگی در کرمانشاه آنقدر بمباران دیده بود که دیگر ترسی نداشت! چشمشان به جستوجوی هواپیمای دشمن به آسمانِ ابری بود. ناگهان غلامرضا دید که از میان ابرها موشکی بیرون آمد و به زمین خورد. او از نیروهای تخصصی موشکی نبود اما بارها صحنۀ پرتاب موشک را دیده بود و حالا مطمئن بود چیزی که دیده، بمب نیست بلکه «موشک» است. خیلی نگران شد چون تا آن روز، دشمن هیچ موشک اسکادی به تهران نزده بود. بُرد اسکاد_بی 300 کیلومتر بود و فاصله تهران تا عراق بیش از اینها بود! اما اگر تأیید میشد که انفجارهای نهم اسفند ناشی از موشک بوده، مشخص میشد رؤیای صدام در دستیابی به موشک دوربرد محقق شده و این یعنی آغاز فصل جدیدی در جنگ شهرها!
با صدور دستور عملیات، گروهی از بچههای فنی به منطقه رفته بودند. جعفری به مشایخی، مسئول ستاد یگان حدید، گفت: «من به چشم خودم موشکو دیدم!»
ـ نه! بمباران بود!
ـ آقا جمشید! من یقین دارم موشک بود، بریم جای اصابتو بررسی کنیم!
با نظر حسین زاهدی، که آن روزها مسئول اطلاعات عملیات موشکی بود، تیمی محل اصابت را بررسی و تأیید کردند که انفجار، ناشی از موشک است! در اولین موشکباران تهران، که به اطراف میدان هفت تیر و خیابان جمهوری اصابت کرده بود، 15 نفر شهید و 75 نفر زخمی شده بودند. دهها خانه و بخشی از بیمارستان عیوضیزاده هم ویران شده بود. این اخبارِ دردناک، برای بچههای یگان موشکی نگرانکنندهتر بود. آنها میدانستند که اگر دشمن پاسخ محکمی نگیرد، با موشکهایی که تازه پایشان به تهران و شهرهای عمقی ایران باز شده، مردم بیشماری را به خاک و خون میکشد!
سؤالات متعددی برایشان مطرح شده بود اما وقت عمل بود. از دو روز پیش، در چند نوبت برخی از شهرهای مرزی بمباران شده بود و با حملۀ موشکی به تهران، وقتش رسیده بود دشمن ضرب شست تازهای از ایرانیان بچشد. حسن مدتی پیش به دوستانش گفته بود: «امروز به آقای هاشمی میگم میتونیم سه تا موشکِ همزمان بزنیم!» بچهها تعجب کردند و عبداللّه ادریسی گفت: «حسن آقا! با کی؟!»
#انتشار_برای_اولین_بار
#بریده_از_کتاب_مرد_ابدی
#شهید_حسن_طهرانی_مقدم
#مرد_ابدی
#به_روایت_معصومه_سپهری
https://eitaa.com/lashkarekhoban
بریده از کتاب مرد ابدی ...... روایت پرتابهای همزمان (قسمت 2)
🌱🇮🇷🌱🇮🇷🌱 حسن مدتی پیش به دوستانش گفته بود: «امروز به آقای هاشمی میگم میتونیم سه تا موشکِ همزمان بزنیم!» بچهها تعجب کردند و عبداللّه ادریسی گفت: «حسن آقا! با کی؟!»
ـ با شما!
بلندپروازی حسن همیشه غافلگیرشان میکرد!
ـ حسن آقا! ما که دو تا رو هم بهزور میتونیم همزمان بزنیم!
حسن خندید و چیزی نگفت. این همه فشار را دشمن به آنها دیکته میکرد و حسن حاضر بود خودش و نیروهایش این شرایط طاقتفرسا را تحمل کنند اما تکلیف جنگ یکسره شود! نیروهایش را سه تیم کرد تا هر کدام، عملیات پرتاب یک موشک از یک سکو را انجام دهند. سکوهای جدیدی که از کره شمالی خریداری کرده بودند دستشان را برای پرتابهای همزمان باز کرده بود. موقعیت ممتازِ پنج پله هم این امکان را به آنها میداد که از روی هر پله یک سکو آمادۀ عملیات شود. تعدادشان برای این کارِ بزرگ خیلی کم بود. بچهها برای توجیه و هدایت، مرتب بین این سه سکو در حرکت بودند! بالاخره با تلاشی جانانه، در کمترین زمان، موشکها را آماده کردند و پاسخ دو موشکِ عراقی را با سه موشک اسکاد_بی دادند، آن هم در نیم ساعت!
بلافاصله ستاد کل سپاه پاسداران اطلاعیهای صادر کرد:
«بسم اللّه الرحمن الرحیم
رژیم جنگافروز حاکم بر عراق، درپی استیصال روزافزون خود، طی دو روز گذشته حمله به مناطق غیرنظامی و مسکونی چندین شهر کشورمان را آغاز کرد تا عجز و درماندگی خود در مواجهه با رزمندگان سلحشور اسلام را در پوشش این جنایتِ وحشیانه پنهان سازد. در پاسخ به شرارتهای اخیر رژیم صهیونیستی حاکم بر بغداد و حمله به مناطق غیرنظامی و مسکونی شهرهای میهن اسلامی و به شهادت رساندن جمعی از هموطنان، در ساعات 2:55، 3:05، و 3:25 بامداد امروز، سه فروند موشک زمینبهزمین توسط یگان موشکی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهسوی ساختمان رادیووتلویزیون و دو مرکز نظامی در شهر بغداد هدفگیری و شلیک شد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بار دیگر به حُکام جنگافروز و جنایتکار هشدار میدهد در صورت تداوم شرارتهای خود، با پاسخی شدیدتر مواجه شده و به حملاتشان به مناطق غیرنظامی کشورمان قاطعانهتر پاسخ داده خواهد شد.»
هنوز تعداد نیروهای تخصصی موشکی به بیست نفر نمیرسید! لیبیاییها، فقط برای پرتاب یک موشک، چهلنفره درگیر کار میشدند اما حالا ایرانیها آنقدر اعتمادبهنفس پیدا کرده بودند که با نصف این تعداد، سه موشک را در کمتر از نیمساعت بهسوی دشمن پرتاب میکردند. سرانِ بعث عراق انتظار چنین واکنشی از سوی ایران را نداشتند. آنها از هر جهت مورد حمایتِ ابرقدرتهای شرق و غرب بودند و کموکسری نیروهایشان را از بیرون تأمین میکردند اما مطمئن بودند که بعد از لیبیاییها، هیچ خارجیای به ایرانیها در پرتاب موشکها کمک نمیکند.
ـ پس ایرانیها این همه توان را از کجا میآورند؟!
این، سؤالِ بیپاسخِ دشمن بود.
فردای آن روز، تهران در شوک انفجارهای پیدرپی موشک فرو رفت! سیزده موشک روانه تهران شده بود ولی در کمال تعجب، فقط شش موشک عمل کرده بود که سه تا از آنها به نقاط مسکونی اصابت کرده و 20 شهید و 126 مجروح روی دستشان گذاشته بود.
رصدِ بچههای موشکی از موشکهای دوربردِ دشمنْ آنها را به نتایج جدیدی میرساند، بعضی از موشکها در هوا منفجر شده بودند و برخی حتی بعد از اصابت به زمین هم، منفجر نشده بودند!
معلوم بود جنگی تمام عیار آغاز شده؛ جنگ موشکها!
بچههای موشکی ایران در جادههای خرمآباد و کرمانشاه و در همۀ 1200 کیلومتر مرز مشترک با همسایۀ غربی، بین پادگانها و مواضع پرتاب در آمدورفت بودند. اسفند سرد سال 66، گرچه در جبهههای نبردِ زمینی عملیات بزرگی نبود، اما تنور عملیاتهای موشکی داغِ داغ شده بود! حسن مقدّم با روحیهای شگفت، تصویری از یگان موشکی به فرماندهان مافوقش نشان داده بود که همه فکر میکردند این یگان میتواند پاسخگوی دشمن غَدّار باشد.
#انتشار_برای_اولین_بار
#بریده_از_کتاب_مرد_ابدی
#مرد_ابدی
#شهید_حسن_طهرانی_مقدم
#به_روایت_معصومه_سپهری
https://eitaa.com/lashkarekhoban
لشکر خوبان(دستنوشتههای م. سپهری)
بریده از کتاب مرد ابدی ...... روایت پرتابهای همزمان (قسمت 2) 🌱🇮🇷🌱🇮🇷🌱
سلام و نور و رحمت
همراهان و دوستان قدیم و جدید
یاران وفادار لشکر خوبان
به این صفحهخوش آمدید.
ادامه این صفحات از کتاب مرد ابدی را بریم بخونیم؟ 😉🇮🇷✌️
#بریده_از_کتاب_مرد_ابدی ....
روایت نخستین پرتابهای همزمان در دفاع مقدس ( قسمت ۳)
🌱🇮🇷🌱🇮🇷🌱🇮🇷
دهم تا بیستم اسفندماه(۱۳۶۶)، دشمن 53 موشک بهسوی تهران، قم و اصفهان پرتاب کرد و تلختر از همۀ ویرانیها، داغ صدها شهید و زخمی دیگر را بر دل ایران گذاشت. درمقابل، گروه کوچکِ یگان موشکی ایران بیستویک موشک روانهٔ خاک دشمن متجاوز کردند. تا آن زمان، در هر دورۀ جنگ شهرها، آنها حداکثر ده موشک درطول یک ماه پرتاب کرده بودند، اما حالا گویی فرماندهان دو سوی نبرد، حس میکردند این جنگ طولانی به مراحل پایانی خود رسیده و هرچه در توان داشتند به میدان آورده بودند!
جنگ به کارزار سختی رسیده بود. گرچه توانایی موشکی ایران افزایش یافته بود، اما دست عراقیها پُرتَر از روز اول تهاجم بود. گردانهای موشکیاش هم از سه به پانزده گردانِ موشکی رسیده بود! آنها گاهی هفت موشک را همزمان به تهران میزدند! اما منفجر شدن موشکها در آسمان یا اصابتشان با خطای فراوان به کوه و بیابان، و حتی منفجر نشدن هنگام اصابت، نشان میداد اشکالی جدی در ساختار موشکها هست.
بهتدریج اطلاعات ایرانیها از موشکهای جدید عراق کاملتر شد، موشکهایی که دشمن از روی خباثت، نام «الحسین» را رویشان گذاشته بود! این موشکها گرچه بُردشان تا تهران و شهرهای بزرگ ایران میرسید اما کاراییشان کمتر از اسکاد_بی بود. بچههای صنعت پس از بررسی زیاد، مشکل موشکهای الحسین را فهمیدند. دانشمندان عراقی به کمک خارجیها، تغییراتی در مخزن سوخت و بدنۀ موشکهای اسکاد به وجود آورده بودند. در واقع بدنۀ سه موشک اسکاد را بریده و به دو موشک تبدیل کرده بودند. برای افزایش بُرد مجبور شده بودند وزن مواد انفجاری کلاهک را از 780 به 280 کیلو تیانتی کاهش دهند که قدرت تخریب کمتری داشت. دلیل انفجار موشکهای الحسین در آسمان را هم بچههای مهندسی معکوس موشک فهمیدند؛ موشکهای اسکاد برای صد ثانیه پرواز طراحی شده بودند اما حالا زمان پرواز زیاد شده بود و در لحظۀ ورود به جَو، بدنه و کلاهک موشک، بهحدی داغ میشد که به نقطۀ اشتعال میرسید و خودبهخود منفجر میشد!
آن روزها مجید نواب و یکی دو نفر دیگر، کاری به کارهایشان افزوده بودند. هر وقت گزارش اصابت موشک را در تهران دریافت میکردند، بلافاصله به محل اصابت میرفتند و دنبال بقایای موشک میگشتند تا آنها را به صنعت شهید همت منتقل کنند. آن قطعات را درون استخرِ خالی میریختند و مهندسان، بقایای موشک را مطالعه میکردند. همان قطعاتِ پراکنده در راه مهندسی معکوس خیلی کمکشان میکرد. میارزید برای بهدست آوردن بقایای موشک زحمت بکشند. یک بار از طریق چوپانها خبر رسید موشکی بالای ارتفاعاتِ سد کرج خورده، ولی منفجر نشده. مجید نواب و سید مجید موسوی، پنج، شش ساعت در کوه رفتند و گشتند و موشک را پیدا کردند. نه فقط بقایای منهدم شدۀ موشک، بلکه برخی قطعاتِ حساسْ هم که سالم مانده بودند، به درد متخصصان موشکی میخورد!
یک بار خبر رسید موشکی در باغچۀ خانهای فرود آمده ولی منفجر نشده! اینبار مهندس قیامتیون و بچههای همت هم، همراه شدند چون نیاز به خنثی کردن موشک بود. مهندس مرتضی محراببیگی از اولین نفرات صنعت شهید همت در بخش مهندسی معکوس سرجنگی بود و حالا از افرادی بود که خنثیسازی و بیخطرسازیِ سرجنگیهای عملنکردۀ موشکهای عراقی خیلی کمک میکرد. به خانۀ کوچکی که اتفاقا منزل شهید بود، رفتند. پدر پیر شهید میگفت: «فقط دیدم چیزی مثل بخار آمد سمت باغچه!»
موشک در عمق باغچه فرو رفته بود و چیزی از آن پیدا نبود. شش متر باغچه را کندند و به عمق رفتند تا بالاخره به موشک رسیدند! با اضطراب فراوان و کاری حساس و طولانی، بالاخره موشک را از دل خاک بیرون کشیدند و خنثایش کردند!
زمانی که نیروهای اورژانس دنبال پیکرِ مردم زیر آوار بودند، مجید نواب دنبال قطعاتی از موشک بود! کار او و دوستانش در نظر بچههای سپاه که مراقب منطقه بودند کاملاً نامفهوم بود. اما مجید، برخی قطعات موشکهای عراقی را که سالم مانده بودند باز میکرد وبرای استفادۀ خودشان میبرد! او بارها خط عربی را روی کاغذهایی که با چسب شیشهای روی کابلها زده بودند دیده بود! معلوم بود موشکهای الحسین در شرایط خاص و با سرعت زیادی درست شدهاند! مجید نواب متوجه شده بود که مواد سوپاپهای موشکهای کرهای به محض تماس اکسیدایزر، گیرپاچ میکند، اما در موشکهای الحسین گاهی سوپاپها سالم میماندند. او با یک کیفِ سوپاپ، میرفت سراغ موشکهای عراقی. همه دنبال زخمیها و شهدا بودند، او دنبال سوپاپ و برخی قطعات دیگر که از موشکهای عراقی باز میکرد و بعد میبستند روی موشکهای خودشان و دوباره میفرستادند عراق! این هم از طنزهای روزگار بود!
#انتشار_برای_اولین_بار
#مرد_ابدی
#شهیدان_اقتدار
#شهید_حسن_طهرانی_مقدم
#به_روایت_معصومه_سپهری
https://eitaa.com/lashkarekhoban
حسن طهرانی مقدم برای تحقق ایده پرتابهای همزمان؛ همان گروه کوچک دوستانش را به چند تیم تقسیم کرد. این عکس یکی از تیمهاست....
زمستان ۱۳۶۶
بچههای موشکی ایران در دفاع مقدس ....
#مرد_ابدی
#زندگی_نامه_شهید_حسن_طهرانی_مقدم
https://eitaa.com/lashkarekhoban
مجید نواب کارش را از تعمیرات توپخانه در کنار حسن شروع کرد و وقتی در پاییز ۶۳ برای ماموریت محرمانه آموزش موشکی همراه حسن طهرانی مقدم به سوریه رفت تنها 19 سال داشت. او در دوران اوج جنگ شهرها در کنار سایر همرزمانش بیشترین خدمات را به کشورش کرد. از جمله گشتن دنبال موشکهای عراقی که در تهران و حومه بر زمین میخوردند و برداشتن برخی قطعات آنها که نیازشان داشتند و ... .
درود بر رزمندگان اسلام در تمام دورانها
#مرد_ابدی
#شهید_طهرانی_مقدم
#سرداران_موشکی
https://eitaa.com/lashkarekhoban
این جانب از دور دست و بازوى قدرتمند شما را که دست خداوند بالاى آن است مىبوسم و بر این بوسه افتخار مىکنم."
#امام_خمینی
#تشکر_از_رزمندگان_اسلام
#تشکر_از_رزمندگان_موشکی
https://eitaa.com/lashkarekhoban