eitaa logo
لشکر خوبان(دست‌نوشته‌های م. سپهری)
741 دنبال‌کننده
588 عکس
284 ویدیو
2 فایل
جایی برای نشر آنچه از جنگ فهمیدم و نگاشتم. برای انتشار بخش‌هایی از زندگی، کتاب‌ها، لذت‌ها، رنج‌ها و تجربه‌هایی که در این مسیر روزی‌ام شد. نویسنده کتاب‌های: 🌷لشکر خوبان (۱۳۸۴) 🌷نورالدین پسر ایران (۱۳۹۰) 🌷مرد ابدی (۱۴۰۳) راه ارتباطی: @m_sepehri
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
لشکر خوبان(دست‌نوشته‌های م. سپهری)
بریده از کتاب مرد ابدی ...... روایت پرتابهای همزمان (قسمت 2) 🌱🇮🇷🌱🇮🇷🌱
سلام و نور و رحمت همراهان و دوستان قدیم و جدید یاران وفادار لشکر خوبان به این صفحهخوش آمدید.‌ ادامه این صفحات از کتاب مرد ابدی را بریم بخونیم؟ 😉🇮🇷✌️
.... روایت نخستین پرتابهای همزمان در دفاع مقدس ( قسمت ۳) 🌱🇮🇷🌱🇮🇷🌱🇮🇷 دهم تا بیستم اسفندماه(۱۳۶۶)، دشمن 53 موشک به‌سوی تهران، قم و اصفهان پرتاب کرد و تلخ‌تر از همۀ ویرانی‌ها، داغ صدها شهید و زخمی دیگر را بر دل ایران گذاشت. درمقابل، گروه کوچکِ یگان موشکی ایران بیست‌ویک موشک روانهٔ خاک دشمن متجاوز کردند. تا آن زمان، در هر دورۀ جنگ شهرها، آنها حداکثر ده موشک درطول یک ماه پرتاب کرده بودند، اما حالا گویی فرماندهان دو سوی نبرد، حس می‌کردند این جنگ طولانی به مراحل پایانی خود رسیده و هرچه در توان داشتند به میدان آورده بودند! جنگ به کارزار سختی رسیده بود. گرچه توانایی موشکی ایران افزایش یافته بود، اما دست عراقی‌ها پُرتَر از روز اول تهاجم بود. گردان‌های موشکی‌اش هم از سه به پانزده گردانِ موشکی رسیده بود! آنها گاهی هفت موشک را همزمان به تهران می‌زدند! اما منفجر شدن موشک‌ها در آسمان یا اصابت‌شان با خطای فراوان به کوه و بیابان، و حتی منفجر نشدن هنگام اصابت، نشان می‌داد اشکالی جدی در ساختار موشک‌ها هست. به‌تدریج اطلاعات ایرانی‌ها از موشک‌های جدید عراق کامل‌تر شد، موشک‌هایی که دشمن از روی خباثت، نام «الحسین» را رویشان گذاشته بود! این موشک‌ها گرچه بُردشان تا تهران و شهرهای بزرگ ایران می‌رسید اما کارایی‌شان کمتر از اسکاد‌_بی بود. بچه‌های صنعت پس از بررسی زیاد، مشکل موشک‌های الحسین را فهمیدند. دانشمندان عراقی‌ به کمک خارجی‌ها، تغییراتی در مخزن سوخت و بدنۀ موشک‌های اسکاد به وجود آورده بودند. در واقع بدنۀ سه موشک اسکاد را بریده و به دو موشک تبدیل کرده بودند. برای افزایش بُرد مجبور شده بودند وزن مواد انفجاری کلاهک را از 780 به 280 کیلو تی‌ان‌تی کاهش دهند که قدرت تخریب کمتری داشت. دلیل انفجار موشک‌های الحسین در آسمان را هم بچه‌های مهندسی معکوس موشک فهمیدند؛ موشک‌های اسکاد برای صد ثانیه پرواز طراحی شده بودند اما حالا زمان پرواز زیاد شده بود و در لحظۀ ورود به جَو، بدنه و کلاهک موشک، به‌حدی داغ می‌شد که به نقطۀ اشتعال می‌رسید و خودبه‌خود منفجر می‌شد! آن روزها مجید نواب و یکی دو نفر دیگر، کاری به کارهایشان افزوده بودند. هر وقت گزارش اصابت موشک را در تهران دریافت می‌کردند، بلافاصله به محل اصابت می‌رفتند و دنبال بقایای موشک می‌گشتند تا آنها را به صنعت شهید همت منتقل کنند. آن قطعات را درون استخرِ خالی می‌ریختند و مهندسان، بقایای موشک را مطالعه می‌کردند. همان قطعاتِ پراکنده در راه مهندسی معکوس خیلی کمک‌شان می‌کرد. می‌ارزید برای به‌دست آوردن بقایای موشک زحمت بکشند. یک بار از طریق چوپان‌ها خبر رسید موشکی بالای ارتفاعاتِ سد کرج خورده، ولی منفجر نشده. مجید نواب و سید مجید موسوی، پنج، شش ساعت در کوه رفتند و گشتند و موشک را پیدا کردند. نه فقط بقایای منهدم شدۀ موشک، بلکه برخی قطعاتِ حساسْ هم که سالم مانده بودند، به درد متخصصان موشکی می‌خورد! یک بار خبر رسید موشکی در باغچۀ خانه‌ای فرود آمده ولی منفجر نشده! این‌بار مهندس قیامتیون و بچه‌های همت هم، همراه شدند چون نیاز به خنثی کردن موشک بود. مهندس مرتضی محراب‌بیگی از اولین نفرات صنعت شهید همت در بخش مهندسی معکوس سرجنگی بود و حالا از افرادی بود که خنثی‌سازی و بی‌خطرسازیِ سرجنگی‌های عمل‌نکردۀ موشک‌های عراقی خیلی کمک می‌کرد. به خانۀ کوچکی که اتفاقا منزل شهید بود، رفتند. پدر پیر شهید می‌گفت: «فقط دیدم چیزی مثل بخار آمد سمت باغچه!» موشک در عمق باغچه فرو رفته بود و چیزی از آن پیدا نبود. شش متر باغچه را کندند و به عمق رفتند تا بالاخره به موشک رسیدند! با اضطراب فراوان و کاری حساس و طولانی، بالاخره موشک را از دل خاک بیرون کشیدند و خنثایش کردند! زمانی که نیروهای اورژانس دنبال پیکرِ مردم زیر آوار بودند، مجید نواب دنبال قطعاتی از موشک بود! کار او و دوستانش در نظر بچه‌های سپاه که مراقب منطقه بودند کاملاً نامفهوم بود. اما مجید، برخی قطعات موشک‌های عراقی را که سالم مانده بودند باز می‌کرد وبرای استفادۀ خودشان می‌برد! او بارها خط عربی را روی کاغذهایی که با چسب شیشه‌ای روی کابل‌ها زده بودند دیده بود! معلوم بود موشک‌های الحسین در شرایط خاص و با سرعت زیادی درست شده‌اند! مجید نواب متوجه شده بود که مواد سوپاپ‌های موشک‌های کره‌ای به محض تماس اکسیدایزر، گیرپاچ می‌کند، اما در موشک‌های الحسین گاهی سوپاپ‌ها سالم می‌ماندند. او با یک کیفِ سوپاپ، می‌رفت سراغ موشک‌های عراقی. همه دنبال زخمی‌ها و شهدا بودند، او دنبال سوپاپ و برخی قطعات دیگر که از موشک‌های عراقی باز می‌کرد و بعد می‌بستند روی موشک‌های خودشان و دوباره می‌فرستادند عراق! این هم از طنزهای روزگار بود! https://eitaa.com/lashkarekhoban
حسن طهرانی مقدم برای تحقق ایده پرتابهای همزمان؛ همان گروه کوچک دوستانش را به چند تیم تقسیم کرد. این عکس یکی از تیم‌هاست.... زمستان ۱۳۶۶ بچه‌های موشکی ایران در دفاع مقدس .... https://eitaa.com/lashkarekhoban
مجید نواب کارش را از تعمیرات توپخانه در کنار حسن شروع کرد و وقتی در پاییز ۶۳ برای ماموریت محرمانه آموزش موشکی همراه حسن طهرانی مقدم به سوریه رفت تنها 19 سال داشت. او در دوران اوج جنگ شهرها در کنار سایر همرزمانش بیشترین خدمات را به کشورش کرد. از جمله گشتن دنبال موشکهای عراقی که در تهران و حومه بر زمین می‌خوردند و برداشتن برخی قطعات آنها که نیازشان داشتند و ... . درود بر رزمندگان اسلام در تمام دورانها https://eitaa.com/lashkarekhoban
این جانب از دور دست و بازوى قدرتمند شما را که دست خداوند بالاى آن است مى‌‌بوسم و بر این بوسه افتخار مى‌‌کنم." https://eitaa.com/lashkarekhoban
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از توییتر انقلابی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ما سرسفره شهید طهرانی مقدم هستیم! یاد امین سلیمی، مجری زمانه شبکه دو از شهید طهرانی مقدم همزمان با پرواز موشک‌های صلح‌آمیز ایرانی بر فراز آسمان فلسطین اشغالی @twtenghelabi
لشکر خوبان(دست‌نوشته‌های م. سپهری)
#بریده_از_کتاب_مرد_ابدی .... روایت نخستین پرتابهای همزمان در دفاع مقدس ( قسمت ۳) 🌱🇮🇷🌱🇮🇷🌱🇮🇷 دهم تا
بر پایه بخشی از این متن و گزارش وجود یک موشک منهدم نشده در باغچه خانه‌ای در تهران که از قضا منزل خانواده شهید بود، فیلم سینمایی وصل نیکان توسط آقای حاتمی‌کیا در دهه ۷۰ ساخته شده است
روایت پرتابهای همزمان و دشوارترین مرحله جنگ شهرها در طول دفاع مقدس ( قسمت ۴) 🇮🇷🌱🇮🇷🌱🍏🌱 آتش جنگِ شهرها خیال فروکش نداشت. دشمن بی‌امان موشک پرتاب می‌کرد؛ تهران، قم، اصفهان، تبریز، و شیراز بارها طعم موشک‌های دوربرد عراق را چشیدند. گرچه خطای خارج ‌از مرکز آن موشک‌ها خیلی زیاد بود اما وقتی موشکی در یک منطقۀ مسکونی منفجر می‌شد و ده‌ها شهید و زخمی می‌گرفت، تأثیر روانی زیادی بر جامعه می‌گذاشت. عدۀ زیادی از مردم که تا آن موقع دربرابر جنگ بی‌تفاوت بودند، ناخواسته درگیر وحشتِ جنگ شده بودند و برخی با وحشتْ شهر را به مقصد روستاها و شهرستان‌های امن‌تر، ترک کردند. اسفند 66 شده بود پرکارترین روزهای واحد موشکی ایران. آنها با نفراتِ بسیار کم و با تجهیزاتی که مرتب دچار مشکل می‌شد، جانانه پای کار بودند. انتظاراتِ عملیاتی از مجموعۀ موشکی به حدی بود که آنها با وسع محدود و با حداکثر ظرفیت‌شان پای کار آمده بودند. سفرهای متعدد به کره شمالی برای تست، تحویل و ارسال محمولۀ موشکی به ایران که پیش از آن آغاز شده بود در آن دوران هم ادامه داشت. در کنار همهٔ کارهایشان، محمد زارع چهارده بار، امیر حاجی‌زاده هفت بار، رضا حیدری‌جوار سیزده بار، مجید نواب دو بار، سید مجید موسوی هفت بار و سایر نیروهای موشکی بارها برای تحویل گرفتنِ محموله به کرۀ شمالی سفر کردند. در این سفرها همیشه با مشکلاتی مواجه بودند. گاهی کره‌ای‌ها، جنس معیوب هم تحویل‌شان می‌دادند، بنابراین بیشتر دقت می‌کردند. حتی برای اطمینانِ خاطر، روی قطعات و موشک‌ها از پلمپ یا برچسب‌های خاص استفاده می‌کردند. گاهی روی کاغذی با خط فارسی جمله‌ای می‌نوشتند و با چسب شیشه‌ای روی قسمت مورد نظرشان می‌چسباندند که کره‌ای‌ها نتوانند تغییرش دهند، چون کپی کردن خط فارسی برای کره‌ای‌ها در آن کارخانه‌ها، تقریبا محال بود! در مرحلۀ بارگیری هم بارها به مشکلات متنوعی برخورده بودند و سفرشان طولانی شده بود. طول کشیدنِ غیرمنتظرۀ سفر، با اتمام غذای همراه‌شان، آنها را به دردسر می‌انداخت. در آن روزها، با توجه به این‌که خبری از غذای حلال در کره نبود، باید با چیزهای مشخصی سر می‌کردند. یک بار از کره‌ای‌ها خواستند یک آشپزخانه را در اختیارشان بگذارند و سه، چهارتا مرغ زنده به آنها بدهند تا خودشان ذبح کنند. آشپزخانه را از بالا تا پایین آب کشیدند و مرغ‌ها را با دستورات دینی سر بریدند و دادند تا آشپز کره‌ای بپزد. کارشان گره خورده بود و مجبور شدند بیشتر بمانند! هر روز هم مرغ داشتند. ناگهان یکی‌شان گفت: «بچه‌ها! مگه ما چند تا مرغ کشتیم، این همه داریم مرغ می‌خوریم!» از آشپز کره‌ای پرسیدند. او گفت که دیدم شما مرغ می‌خورید و مرغ خودتان تمام شده، از مرغ‌های خودمان برایتان پختم! حسابی حالشان گرفته شد! برای سفرهای بعدی هم تجربه شد بیشتر حواس‌شان به غذا باشد. یک‌بار که سفر باز هم طول کشید، سید مجید موسوی، مجبور شد آنجا بماند. در آن مدت تنها غذایی که با آن رفع گرسنگی ‌کرد تخم مرغ بود! اتفاقا از روز اول، تخم‌مرغ‌هایی را که می‌خورد شمرد، هنگام بازگشت، به عدد نودوشش رسید! تا مدت‌ها حتی از اسم تخم‌مرغ هم حالش به‌هم می‌خورد! ضرورت جنگ به حدی رسیده بود که برای تست تحویل‌گیری موشک، فرصتی در کره نمی‌گذاشتند و افرادی از کره می‌آمدند تا تست‌ سلامت هر موشک را در ایران انجام دهند. این تست‌ها شامل تست موتور، تست ذاتی و تست افقی بود و برای هر موشک حداقل بیست ساعت طول می‌کشید. بعد از انجام این تست‌ها، موشک‌ها به پادگان منتقل می‌شد تا با تزریق سوخت‌ و اکسید و الحاق سر جنگی، روی سکو بارگزاری و آمادۀ پرتاب شود. در مرحلۀ آخر، یک تست دیگر باید انجام می‌شد که حداقل یک ربع زمان می‌برد. قبل از پرتاب، در موضع نیز باید تستی انجام می‌شد البته اگر زمان اجازه می‌داد. در طول عملیات‌ها چند بار پیش آمده بود که در همین تست نهایی، موشک پیام خطا داده بود و چون موفق به رفع آن نشده بودند، عملیات را منتفی و موشک را به پادگان برگردانده بودند. فرماندهان (لطفا بدون لینک منتشر نشود) https://eitaa.com/lashkarekhoban
هدایت شده از جدال سیاسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥به راستی که اخلاقی ترین نیروی نظامی دنیا لقبی برازنده برای مردان الهی سپاه و ارتش جمهوری اسلامی است. ▪️از دیشب با خود فکر می کنم چگونه با این حجم از دقت و ظرافت چندین میلیون دلار هزینه می شود تا هیمنه رژیمی خونخوار و سفاک و کودک کش در هم شکسته شود بدون آنکه آسیبی به یک غیرنظامی برسد. ▪️این تصویر ثبت شده از عکاس اردنی با آن موسیقی متن انگار بارش شهاب رحمت را درج کرده است. بارش رحمت برای نشاندن لبخندی هر چند کوتاه بر صورت کودکان زجر دیده فلسطینی و لبنانی. ▪️تنها ایران مظلوم و عزیز ماست که موشک هایش هم عاشقانه است، چشم مستضعفین جهان را روشن می کند و بغض میلیون ها نفر را در سرتاسر جنوب جهان می شکند. ⚫️ @jedal_siasi | جدال سیاسی